1- تعیین و در کنار هم قرار دادن وظایفی که به صورت یک واحد کاری میتواند توسط فردی با مهارتهای خاص انجام شود و پاسخگوی نیازهای سازمان باشد. » مدیریت منابع انسانی، میرسپاسی
2- تلفیق و ترکیب اجزای لازم و بامعنی شغل با ویژگیهای شاغلین برای ایجاد پستهای سازمانی، چنانکه آن پستها بتوانند انتظارات کارکنان و مدیریت را فراهم آورند. » مدیریت منابع انسانی، ابطحی
3- راه یا شیوهای که کارها در هم آمیخته میشود تا مشاغل فردی به وجود آید و بر عملکرد و رضایت شغلی کارکنان اثر بگذارد. » رفتار سازمانی، استیفن رابینز، جلد سوم
4- یکی کردن محتوای کار (وظایف، رفتارها، کارکردها، مسوولیتها و جبران خدمات به صورت مالی و غیر مالی) و کیفیت مورد نیاز جهت انجام کار (مهارتها، تواناییها، تجربه و دانش) برای هر شغل، به گونهای که نیازهای کارکنان و سازمان برآورده شود. » مدیریت منابع انسانی، سیدجوادین
5- تنظیم وظایف و مسوولیتها در یک شغل یا گروهی از مشاغل وابسته به یکدیگر به نحوی که حداکثر بازدهی به دست آید و باعث رضایت، رشد، پیشرفت و در نهایت بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان شود. » مدیریت منابع انسانی، سعادت