نمايش پيامها با برچسب محیط کار و زندگی. نمایش همه پیامها
نمايش پيامها با برچسب محیط کار و زندگی. نمایش همه پیامها

2008/04/15

مرد جنوبی

قصد معرفی گروه موسیقی ندارم، منتها دیدم بد نیست حالا که می‌خواهم به AudioGrabber اشاره کنم که نرم‌افزاری‌ست رایگان -تاکید شدید روی رایگان، محض قرتی‌بازی-، سبک و خوش‌دست برای تبدیل Audio به Mp3، به آلبوم مرد جنوبی که سفارش وحید -و تو چه می‌دانی که وحید کیست- است هم اشاره کنم. اگر به موسیقی از نوع هرمزگانی علاقه دارید آلبوم خوبی‌ست. سیاورشن، به‌طور مفصل درباره‌اش نوشته.

مشخصات و لینک دانلود آهنگ مرد جنوبی:
» ترانه‌سرا: مرحوم ابراهیم منصفی
» آهنگ‌ساز: محمد محترم‌پناه
» تنظیم‌کننده: حسین گردین (Gordin)
» خواننده: حسین قدسی‌نژاد، محمد محترم‌پناه
» دانلود مرد جنوبی
» این آلبوم در هرمزگانی.نت به همراه آهنگ یارچغلو
» وبلاگی برای گروه مامبولیوا
» ظاهرا سایت گروه مامبولیوا هم باید در این آدرس باشد اما خب، نیست انگار.

2008/04/08

اینتر-چرت

یک اسم برای اینترنت شرکت‌مان پیدا کردم: اینتر-چرت. هم اینترنت دارد و هم خیلی چرت است. اینترنت‌اش مال خارجی‌های خدانشناس است و چرت‌اش هم بخشی‌ست که بومی‌سازی شده. خسته نباشید می‌گم خدمت عزیزان متخصص بومی‌ساز.

2008/04/05

سالگرد سهميه‌بندی اینترنت

بیشتر از یک سال می‌گذرد از زمانی که چند تا از عقلای شرکت -از تیپ همان عقلایی که بنزین را سهمیه‌بندی کردند، منتها چندین شماره کوچک‌تر- برداشتند طرح دادند و سهمیه‌ی روزانه‌ی اینترنت تقسیم کردند. گفتم حالا که یک سالی گذشته برای این عمل کاملا بخردانه -از اون لحاظ- سالگرد بگیرم و خودم و پیمان را دعوت کنم به مراسم عزا.

baorco-limited-allowance

این تصویری‌ست که تقریبا هر روز می‌بینیم، سوای آن خط‌نوشته‌ی آبی مضحک که علی‌رغم گرامی خواندن کاربر، بزرگ‌ترین توهینی‌ست که می‌شود به شعور یک کاربر کرد؛ انتخاب و گزینش به جای او، که چه باید ببیند و چه باید بخواند.

در یک سال گذشته، به روش‌های مختلفی دست زدیم برای دانلود چند مگابایت بیشتر، اما خب، بعضی وقت‌ها سهمیه‌مان تمام می‌شد و گیر می‌افتادیم. انگاری که گلاب به روی‌تان، در دستشویی باشی و به ناگاه، با مشکل مبهمی به نام قطعی آب مواجه شوی.

چند روز قبل، برای یکی از یادداشت‌های پیمان -در مورد ایجاد هژمونی مردانه در خانه به توسط ریموت کنترل تلویزیون- کامنت گذاشتم و به محض ارسال، سهمیه‌ام تمام شد. پیمان ای‌میلی گرفت که نظر جدیدی درباره‌ی مطلب آمده، اما خب، سهمیه‌اش تمام شد و نتوانست ای‌میل را بخواند.

دیروز هم یکی از دوستان از راه دور زنگ زد و خواست که مشخصات یک گوشی را برایش ببینم و بخوانم، منتها به محض باز کردن صفحه‌ی گوشی‌ها، آن تکه‌ی آبی زشت که در بالا می‌بینید پدیدار شد.

» نوشتم که بدانید همه‌ی عقل کل‌های این مرز و بوم، در هیئت دولت جمع نشده‌اند، کوچکترهای‌شان هم هستند که پخش شده‌اند و به هر کدام‌مان سهمی از این بدبختی‌های ریز و درشت می‌رسد. فقط خدا کند که همه‌ی بدبختی‌ها مثل سهمیه‌بندی اینترنت، کوچک و کم‌ضرر باشد.

2008/03/25

چگونه از رفتن کلاه تو پامون جلوگیری به عمل آمد

دیروز -دوشنبه، 5 فروردین-، آقای محترم و موقر پنجاه‌و چهار-پنج ساله‌ای که مدیرعامل شرکت فلان -متولی کالیبراسیون مخازن پالایشگاه- است آمد اتاق ما تا چیزی را یادآوری کند. در واقع چکیده‌ی کار چند ماهه‌شان را که یک جدول است از "ضرایب تاثیر دمای بدنه‌ی مخازن بر افزایش/کاهش حجم طبیعی فرآورده"، آورده بود.

وقتی دید خیلی تعطیل می‌زنم و هر چه توضیح می‌دهد تفهیم‌ام نمی‌شود، برای اینکه بنده را متوجه اهمیت حیاتی این ضرایب کند گفت "اگر این‌ها رو در محاسبات‌تون اعمال نکنید، کلاه می‌ره تو پاتون". منتها وقتی دید خیلی ضایع شد و ما ممکن است اهمیت چنین تکه‌ی سنگین و دوپهلویی را درک نکنیم خیلی سریع سبک‌ترش کرد:‌ "کلاه می‌ره سرتون".

باز گلی به جمالش که خودش از خیر "کلاه تو پا کردن" گذشت و به گذاشتن همان کلاه روی سرمان اکتفا کرد، وگرنه معلوم نبود -اگر سر حرفش می‌ماند- الان سر از کجاها که در نمی‌آوردیم.

2008/01/24

اینترنت دایال-آپ، بدون اشغال تلفن

این یادداشت، راهنما یا ترفند نیست، بلکه هدف نقل گوشه‌ای از خلاقیت به سبک ایرانی‌ست، نقطه.
عرض کنم شرکت شاتل -که یکی دو ماه می‌شود در شهرک ما هم نمایندگی راه انداخته- برداشته به خیال خودش داره اینترنت ADSL2 می‌ده به ملت، اما هیچ کس نیست که بگه آخه در کجای دنیا به دریافت 64 و ارسال 64 می‌گن ADSL2؟ اون هم با این قیمت.
باید یک بار از مدیرشون بپرسم که "ببخشید جناب، شما قبلا دزد نبودید؟". باید بپرسم.
این، یکی از بزرگترین دستاوردهای محدود کردن کاربران است. وقتی می‌آیی جمله‌ی قصار درمی‌کنی که "بیشتر از 128 برای کاربر خانگی ممنوع است"، اولین نتیجه‌ش اینه که به جای رقابت برای افزایش کیفیت و سرعت، رقابت برای ارائه‌ی سرویس کثیف راه می‌افته؛ سرویس‌های کم سرعت و بی‌ارزش، اما با قیمتی بسیار بالاتر از ارزش واقعی.
باید اسمش رو می‌گذاشتند Dial-up+2 یا ADSL-2، بیشتر به‌ش میاد.

2008/01/15

ارزش همکار

باید یادم بماند،
که ارزش همکارم -و کاری که انجام می‌دهد-، هنگامی -بیشتر- برایم مفهوم پیدا می‌کند که به مرخصی می‌رود و من -علاوه بر کار خودم- مجبورم کار او را هم انجام دهم.
باید یادم بماند از این به بعد،
که به اندازه‌ی سختی‌ای که هنگام نبودن‌اش متحمل می‌شوم، برای خودش احترام بیشتر و برای کارش ارزش بیشتری قائل شوم.

2007/12/23

رابطه‌ی قورمه‌سبزی و چمن‌های کوتاه و مدیریت بهینه

نمی‌دانم چطور اما هر وقت که چمن‌های محوطه را کوتاه می‌کنند یکی دو روز بعدش غذای رستوران، قورمه‌سبزی‌ست.
اگر همه‌ی ادارات شرکت‌مان به این سطح هماهنگی -که بین فضای سبز و رستوران است- برسند آن وقت می‌توانیم به چیزهای خوب هم فکر کنیم، حتما می‌توانیم.

2007/12/10

برنامه‌ریزی از اون لحاظ

1- میزبان، بندرعباس است و مسابقات در کیش برگزار می‌شود.
2- میزبان، تهران است و مسابقات در مشهد برگزار می‌شود.
» نپرسید کجا هم‌چین چیزی نوشته بود که جواب نمی‌دهم؛ یعنی راستش، حوصله‌ی نوشتن توبه‌نامه ندارم، به جان...

2007/11/25

سند اجاره می‌دهیم

امروز شنیدم که یک بابایی در شهر بندرعباس سند خانه‌اش را اجاره می‌دهد. خودش در دادگستری کار می‌کند و کلی وثیقه می‌گیرد از طرف و خانه‌اش را به نام طرف می‌کند تا طرف هم برود روی سند وام بگیرد، مثلا یک‌ساله و سر سال هم بیاید سند را برگرداند به نام این آقا.
» بنازم به این خلاقیت کسب‌وکار، بعد تو هی برو بیل بزن.

2007/11/18

تبصره 11

ه- به دولت اجازه داده می‌شود تا معادل یک هزار و دویست میلیارد ریال برای مطالعه و احداث نیروگاه‌های هسته‌ای کشور از محل ردیف 503823 قسمت چهارم این قانون پرداخت نماید. ده درصد از اعتبارات این بند برای تربیت نیروی انسانی متخصص و ارتقای کیفیت آموزش در زمینه‌ی علوم و مهندسی هسته‌ای از طریق عقد قرارداد با دانشگاه‌های کشور هزینه خواهد شد.
» بخشی از بند "ه" ماده‌ی 11 تبصره‌ی 11 قانون بودجه‌ی 1386، در مورد درآمد دولت از محل فروش نفت خام توسط وزارت نفت
» دانلود قانون بودجه‌ی سال 1386
» بانک قوانین و مقررات دفتر هماهنگی امور مجلس
سوال: آیا گنجاندن موضوع هسته‌ای در تبصره‌ی یازده -که اصولا مربوط است به درآمد ناشی از حامل‌های انرژی نفت و گاز- یک ردگم‌کنی بوده است یا اینکه کلا چرا؟

2007/10/22

...

آخر مگر خروجى خودت ادکلن است که از بوى گند دستشويى مى‌نالى؟

2007/08/26

اتاق سیگار

امروز قرار شد که نامه‌ای بنویسیم برای اینکه کمک‌مان کنند تا از بوی گند سیگار حضرات سیگاری اداره‌مان -ملقب به خوک‌های کثیف- راحت شویم، وظیفه‌ی بس خطیر نوشتن نامه را هم انداختند کول بنده. تکه‌ای‌ش را که خوش‌ام آمد اما رئیس‌ام گفت حذف‌اش کنم این بود:

البته ما از این روح مهمان‌نوازی‌شان که به میهمانی استنشاق رایگان دخانیات دعوت‌مان می‌کنند سپاسگزاریم، اما باید توجه داشت که ایده‌ی اولیه‌ی ایجاد چنین اتاقی، این بود که بوی سیگار، موجب آزار سایر همکاران نشود.

» حیف شد، خیلی! این را هم اینجا نوشتم تا هم سوزش ناشی از خط خوردن‌اش کم شود -رفع که نمی‌شود جان شما- و هم لال از دنیا نروم یک موقع.

2007/08/25

گوش راست من رو ندیدی؟

یکی از بچه‌ها تعریف می‌کرد که آرایشگر شهرک، موهای طرف راست سرش را بیشتر کوتاه می‌کند تا سمت چپ. چرا؟ دلیل علمی:
خب، تلویزیون آرایشگاه در سمت چپ مشتری قرار دارد و وقتی حضرت آرایشگر می‌رسد به سمت راست مشتری، حواس‌اش می‌رود به تلویزیون و قیچی می‌کند، قیچی می‌کند، قیچی می‌کند... نامرد!

» نتیجه‌ی علمی-تخیلی-اخلاقی:
خداوند منان را شاکریم که حضرت آرایشگر، خیلی هم جوگیر نمی‌شود هنگام تماشای تلویزیون، وگرنه یحتمل تا حالا شده بودیم اولین شهرکی که اکثر افراد ذکور آن گوش راست ندارند.

2007/08/19

چرا وزیر رفت؟

آماری كه توسط رئيس‌جمهور و وزير معزول نفت عنوان شده است حاكی از پيشرفت در عرصه‌ی نفت و گاز در دولت نهم است. اكنون با تغيير وزير نفت با دو گمانه‌ مواجه هستيم. گمانه اول اين است كه آمارهای ارائه شده غلط بوده است كه بعيد می‌‌دانم رئيس‌جمهور به آن معترف شود، در غير اين صورت دليل كارشناسی برای اين تغيير وجود ندارد.
» بخشی از مصاحبه‌ی ولی‌الله شجاع‌پوریان با هفته‌نامه‌ی شهروند امروز درباره‌ی دلایل برکناری -و نه آنچنانکه که نمایش داده شد استعفا- وزیر سابق نفت. متن کامل مصاحبه

آدم‌های مهم چقدر زود سابق و اسبق و معزول می‌شوند. قضیه‌ی مشاور را هم که می‌دانید، گذاشته‌اندش جایی که دیگر گذرش هم به وزارت‌خانه نمی‌افتد.

2007/08/12

کار به سبک ایرانی

کار کردن به سبک ایرانی، حتی می‌تواند این باشد که در زمستان، دنبال ایزوگام کردن پشت بام‌ها هستیم و در گرما و شرجی مرداد، دنبال درست کردن پست برق. نتیجه‌ش هم این می‌شود که زمستان‌ها، از سقف به جای چکه، آب مثل سیل می‌خروشد -عجب حرف چرتی زدم- و در تابستان، قطعی برق داریم این هوا.
» خوبی هم دارد؟ بله. خوبی‌ش این است که این همه فحش خوار/خار مادر که ما این همه سال طول کشیده تا یاد گرفتیم، در کوله‌بار تجربه‌مان نمی‌ماند و مصرف می‌شود، تازه، نه هدر می‌رود نه جای دور.

2007/08/08

لاش‌ترانت

موجودی که مثل لاشخور، مدام در اینترانت پرسه می‌زند، صبح تا شام.
» این نوشتار خُرد است. با گسترش آن کلا کمک کنید.

2007/07/04

قحط‌التاکسی در بندرعباس

عرض کنم خدمت شما که بعد از سهمیه‌بندی بنزین، هر روز از تعداد تاکسی‌هایی که مسافری داخل‌شان است کم می‌شود و راننده‌های تاکسی، به صفوف محکم و دشمن‌شکن دلال‌های فعال بنزین پیوسته‌اند. این‌طوری شنیدیم که بنزین‌شان را از لیتری هفتصد تا هزار تومان می‌فروشند و سیخ‌سیخ می‌گردند برای خودشان. به این عمل در علوم معجزات هزاره‌ی سوم می‌گویند تغییر کاربری در سه سوت، راننده‌ها می‌شوند فروشندگان بنزین و تاکسی‌ها بخشی از دکوراسیون منزل.

2007/06/16

واگذاری شرکت‌ها و وضعیت افزایش سالانهِ حقوق دولتی‌ها

حرف سر این نیست که شرکت‌های دولتی نباید خصوصی شوند و خصوصی‌سازی اصلا به نفع کسی نیست یا هست. حرف سر این نیست که افزایش حقوق باید پلکانی باشد یا نه، یا نظام هماهنگ پرداخت باید اجرا شود یا نه.

حرف اصلی این است که دولتی که هنوز بعد از گذشت سه ماه از سال جدید نتوانسته حتی افزایش معمول حقوق سالانه را در تمام بدنهِ کریه و ناقص‌اَش اجرا کند اصلا می‌تواند و صلاحیت این را دارد که شرکت‌های دولتی را به این شکل واگذار کند یا خیر؟ حرف این است.

2007/06/03

اکنکار، سوال

راستش، اینجا همکاری داریم که طرفدار فرقهِ اکنکار است. چرا نوشتم فرقه و نه مذهب؟ همین‌طوری لابد. چطور شده که از دست بچه‌های سخت‌گیر گزینش شرکت نفت در رفته؟ این همکار ما آذری‌ست؛ بچهِ مرند و طرفی هم که مسئول گزینش بوده بر حسب اتفاق آذری از آب درمی‌آید و صحبت از نماز و پیغمبر می‌رسد به گل و بلبل و اینا.

اما من چند تا سوال دارم، کَسی هست که خیلی خلاصه بگوید حرف اصلی این مرام و مسلک چیست و شاخهِ ایرانی این فرقه، چه نظری دربارهِ اسلام و قرآن و پیغمبر دارد؟ تا جایی که من شنیده‌ام نظرات توهین‌آمیزی نسبت به اسلام دارند این شاخهِ ایرانی‌شان، چون اصل این فرقه مربوط به ایران نمی‌شود.

و اینکه به نظرم این فرقه در استان‌های آذربایجان رشد بیشتری داشته‌اند، چون یکی دیگر هم بود که به نوعی مراد این همکارمان بود و این طرف، منتهای آرزوش این بود که بشود مثل آن یکی -من آن یکی را چندباری دیده بودم و باید بگویم که خاک بر سر این همکار احمق ما با این سلیقه‌اش-. سوال: به نظرتان چرا یک فرقه یا یک مذهب در یک منطقهِ جغرافیایی رشد و پایداری بیشتری دارد؟ مگر میوه است که به آب و هوا و شرایط اقلیمی بستگی داشته باشد؟

باز هم اگر سوالی داشتم خب، مزاحم می‌شوم :-)

آها، یک سوال دیگر، آیا رذایل اخلاقی‌ای از قبیل دروغ، تهمت، غیبت، پاچه‌خواری و فن برتر زیرآب‌زنی هم از ویژگی‌های توصیه شدهِ این مرام و مسلک است؟ اگر اینطور است که چرا خودشان را سبک کرده‌اند و رفته‌اند سراغ یک مرام و مسلک دیگر، خب، بگویند مسلمانیم و خلاص دیگر.

2007/04/25

نسل بیابان، نسل کوچه و نسل خورشید

ما نسل کوچه بودیم به گمانم، یعنی توی کوچه بزرگ شدیم. کِش‌مون رو که ول می‌کردن توی کوچه پلاس بودیم. به گمانم شاید چون پدران‌مون بچه‌های روستا بودند و به قولی بچه‌های کوه و دشت و بیابون، ما یک پله ترقی کردیم و شدیم نسل کوچه، یعنی به‌طور حتم والدین‌مون این‌طور خواستند، چون یحتمل فکر می‌کردند که این‌طوری بهتره. حالا بچه‌هامون پیشرفت کرده‌اند شده‌اند نسل خانه، یعنی بیشتر توی خانه می‌نشینند، بازی‌ها کامپیوتری جای بازی‌های کوچه رو گرفته -فوتبال نمی‌دونم چی‌چی به جای تیردروازه‌های آجری و گردو شکستم و یارگیری و گانیه و زو و قلعه- و دیدن فیلم توی خونه به رفتن به سینما ترجیح داده می‌شه -لطفا به فروش فیلم‌ها نگاه نکنید، منظورم لذتی بود که از سینما رفتن می‌بردیم-.

اما شاید باورتون نشه توی شهرک ما هنوز آدم‌هایی هستند که با یک شاهنامه ادعا، خودشون از نسل خورشید هستند -منتها از اون لحاظ-، یعنی اینکه این‌ها هم مثل خورشید از پشت کوه اومدن. بچه‌هاشون رو ول می‌کنند توی کوچه از یک‌سالگی و خودشون دنبال تولید مثل انبوه هستند، بچه دوم و سوم و... اسم‌ش رو هم گذاشته‌اند "تصویب بودجهِ بچه اِن‌اُم و مراسم کلنگ‌زنی".