نمايش پيامها با برچسب فکر با صدای بلند. نمایش همه پیامها
نمايش پيامها با برچسب فکر با صدای بلند. نمایش همه پیامها

2008/04/21

ذکاوت هندی، حماقت ایرونی

تنها توضیحی که می‌تونم بدم، ارتباط بین نفت کوره‌ست و بنزین و هند و...، همین. همین هم خیلی زیاده به گمونم. آخه این همه ضرر؟ به چه قیمت؟ شماها برای کدوم ... کار می‌کنید آخه؟ برای مردم؟ برای ایران؟ برای کی؟ تو توی روح خودت و جد و آبادت خندیدی که برای این کشور و مردم کار می‌کنی. خفه‌شو...
کاش فقط یکبار می‌شد زد زیر همه چیز، کاش می‌تونستم و نمی‌ترسیدم، کاش.

» برو بچه اینجا وای‌نسا...

2008/02/29

احترام به عقاید

خوشبختانه، اغلب ما به عقاید احترام می‌گذاریم، منتها بدبختانه و متاسفانه، آن عقایدی که به‌شان احترام می‌گذاریم و خیلی سخت هم به‌شان پای‌بندیم، فقط و فقط عقاید خودمان است، چه، وقتی که خودمان می‌فرماییم‌شان، چه، وقتی که دیگران همان‌ها را قرقره می‌کنند.

2008/02/23

اما این رسمش نیست‌ها

خدایا شکرت، این همه آدم جور-و-واجور و رنگ‌به‌رنگ از توی کیسه‌ی خلقت درآوردی ریختی توی دنیا، این همه آدم باحال سیگاری هم که روونه کردی قاطی‌شون. اما د آخه عشقی، بالاغیرتا، قسمت ما از همسایگی این جماعت سیگاری، باید همین چند تا بی‌وجود بی‌شعوری باشه که از صبح تا شب توی راهرو ول‌چرخ می‌زنن و سیگار چس‌دود می‌کنن؟
این رسمش نیست جون داداش، از ما گفتن.

2008/02/19

بشاش توش

این مطلب به درد کلیه‌ی بچه‌های 5 سال به بالا -تا 70 سال هم کار می‌ده- می‌خورد (به دلیل استفاده از شاش به جای جیش).
» یک فرضیه‌ی قدیمی هست که می‌گه " دوست آن باشد که گیرد دست دوست، در پریشان حالی و درماندگی". بعضی‌ها از این هم فراتر رفته‌اند؛ "تا جان در بدن داریم چاکرتیم" و اینا. اما این فرضیه مال همون ایام بوده و الان با این جواب رد می‌شه: بشاش توش.
» فرضیه‌ی نوین و کاربردی این روزها اینه: "دوست خوب، کسی‌ست که برای دوستش دردسر درست نکنه"، خلاص. اگر هم‌چین دوستی هستید، خوش به حال دوستان‌تون. یعنی اینکه سوار من نشو، نمی‌خواد چاکرم باشی.

زنگ تفریح تموم شد، ما دوباره می‌ریم پایین. عزت زیاد.

2008/02/12

تغییرات دلخواه در کادر اشتراکات خبرخوان گوگل

این روزها حتما گوشه‌ی خیلی از وبلاگ‌ها، کادرهای اشتراکات خبرخوان گوگل را دیده‌اید و شاید هم گوشه‌ی وبلاگتان یکی‌ش را دارید. و شاید دلتان هم خواسته که در چینش و نوع و اندازه‌ی فونت هم دستکاری کنید و نشده، اما اگر حواس‌تان به المان زیر باشد می‌توانید هر نوع تغییری که می‌خواهید انجام دهید. چیزی مثل چند خط زیر که تغییرات دلخواه‌مان را به‌ش دیکته می‌کنیم؛ با آن !important که در آخر هر خط می‌آوریم.

#readerpublishermodule0 ul li {
direction: rtl !important;
text-align: right !important;
font: normal 9pt Tahoma !important;
}
همین دیگه، بروید هر بلایی دلتان خواست سرش دربیاورید.
»  عجب عنوان مسخره‌ای هم شد.

2008/01/12

سرمانوشته

  • آدم‌ها دو دسته هستند؛ آن‌هایی که چوب بی‌عقلی‌شان را می‌خورند و آن‌هایی که نان عقل‌شان بی‌عقلی دیگران را می‌خورند.
  • خدا رو شکر که نمی‌شه سرمای وحشتناک و مصیبت‌های سریالی این روزها رو به تئوری توطئه و غرض‌ورزی جریان‌های مخالف دولت نسبت داد، وگرنه نعوذباالله این‌بار دیگه پای خود خدا اومده وسط.
  • وقتی نمی‌شه توی سرما چیزی رو جمع کرد، چطور فکر می‌کنیم می‌شه از پس زلزله‌ی تهران و تحریم و جنگ براومد؟
  • بعضی اوقات باید برای طرز فکر آدم‌ها از کلمه‌ی مناسب استفاده کرد. الان هم اون چیزی که داری به‌ش فکر می‌کنی شجاعت نیست، حماقت کلمه‌ی درست اون چیزیه که توی سرته، آره.
  • یعنی، خدا لعنت کنه این اوبونتو رو -البت، دور از جون هر چی اوبونتو باز باحال و گوگولی-. خفه شدم از بس انواع بازی‌های تاکس‌کار، تاکس‌بابلز، تاکس می‌خندد، تاکس به اسکی می‌رود، تاکس روی اعصاب، تاکس می‌نماید و اینا رو دال‌لود* کردم و به جای سیدکامیار بازی کردم -خودش می‌شینه اون‌ور و من رو تشویق می‌کنه، ای خدا-. چشم‌هام ترکید، یعنی، توی اون روحت اوبونتو.
    *دال‌لود، تکیه‌کلام این روزهای سیدکامیار است. یک چیز دیگه، پیش‌بینی عمو اروند هم به حقیقت پیوست، فقط چرا اینقدر زود آخه.
  • یکی نیست به‌ش بگه آخه احمق جان، اینترنت رو هم مگه سهمیه‌بندی می‌کنن؟ خب کار داریم لابد که استفاده می‌کنیم دیگه خره.
  • یکی از کوچک‌ترین خوبی‌های وبلاگ این است که می‌فهمی آدمی مثل مهدی حکیمی هنوز یخ نزده شکر خدا و هنوز هم چیزی برای خوردن و سوزاندن و گرم شدن هست که دکتر مزیدی بخورد -خدا همسترهای شما رو هم بیامرزه- و بسوزاند و گرم شود و بنویسد.
    البته گوگل اعلام کرده که خوب شد هوا سرد شد، چون ما نمی‌رسیدیم همه‌ی یادداشت‌های دکتر رو ایندکس کنیم، به جان...

2007/12/27

عجب

آیا کسی چیزی‌ش می‌شود؟ آیا خوشی دوباره به ما رو کرده؟ آیا خوب بودی بهتر شدی؟ آیا ما چطوریم؟ آیا کتری خراب شده که تبخیر درست انجام نمی‌شود؟ آیا تکنوراتی شماره تلفن و آدرس داده که از تبخیر درآمده؟ آیا بی‌بی‌سی فارسی هم اینکاره است؟ و آیا خوشمزه چطور؟ آیا وبلاگ‌های تبخیر شده هم شناسنامه در دست دارند؟ این یکی را کسی نمی‌داند.

2007/11/28

خط‌ام کجا بود آخه!

در یک متن بیست‌وهفت خطی، ازم خواسته معنی کلمه‌ای در خط سی‌ویک‌ام رو بنویسم!