نمايش پيامها با برچسب راهنما، سیر تا پیاز. نمایش همه پیامها
نمايش پيامها با برچسب راهنما، سیر تا پیاز. نمایش همه پیامها

2008/04/17

هشت عادت اعتیادآور وبلاگ‌نویس‌ها

cigarette دیروز یادداشت فوق‌العاده‌ای خواندم با همین عنوان بالا که در لینک‌های روزانه به‌ش لینک دادم اما حیف‌ام آمد چیزی درباره‌اش ننویسم. منتها بیخود و بی‌جهت دوست دارم یک عنوان دیگر هم برایش بتراشم: هشت تهدید بزرگ وبلاگ‌نویس‌ها. وقتی وبلاگ‌نویسی و وب‌گردی، برای وبلاگ‌نویس‌های پاره‌وقت از حالت لذت و اشتراک عقیده به یک اعتیاد و وسواس تبدیل می‌شود باید اوضاع بی‌ریخت صاحب وبلاگ را جدی گرفت. نویسنده در این یادداشت هشت تا از تهدیدهای اصلی را نوشته و هشت راه حل هم ارائه داده. پیشنهاد می‌کنم اصل مطلب را بخوانید که با عناوین جالبی هم مطرحشان کرده. 
اما من به چندتایی که خیلی باهاشان حال کردم اشاره می‌کنم و می‌روم پی کارم. البته پوزش هم می‌خواهم بابت این چند خط و لطمه زدن به این یادداشت عالی.

1- عقده‌ی مشترکین بیشتر
تهدید: یحتمل، تعداد مشترکین یک وبلاگ، اولین راه اندازه‌گیری تاثیر، اهمیت و موفقیت یک وبلاگ است. شاید بر همین اساس هم هست که اکثر ما به دنبال جذب مخاطب/مشترک بیشتری هستیم، اما در موارد بسیاری، این کار خودش تبدیل به هدف می‌شود.

راه حل: به جای تمرکز بر تعداد مشترکین وبلاگ و افزایش آن‌ها، حواس‌تان به خواننده‌های ثابت و فعال وبلاگ‌تان و تعامل دو جانبه با آن‌ها باشد. اگر چه رسیدن به تعداد مشترک مشخص هدف خوبی‌ست، اما -هیچ‌وقت- اجازه ندهید موفقیت و شکست‌تان را همین یک عامل مشخص کند. باور کنید همه‌ی وبلاگ‌نویسی، بالا رفتن تعداد مشترکین وبلاگ نیست. البته می‌توانید در صورت نیاز، هدف‌های -جالب- دیگری بر مبنای آمار مشترکین‌تان در نظر بگیرید.

2- بازبینی مداوم آمار وبلاگ
تهدید: این هم چیزی‌ست مثل آمار تعداد مشترکین وبلاگ. ابزارهای مفیدی مثل Google Analytics هم در صورتی که وقت زیادی صرف صفحات مختلف‌اش -مثل ارجاعات، بیشترین بازدیدها و...- کنید تبدیل می‌شود به یک کابوس. اصلا نیازی به بازبینی دم‌به‌ساعت آمار ندارید، چون با این کار، نتیجه عوض نمی‌شود.

راه حل: زمان مشخصی را در طی روز یا هفته برای بازبینی آمار وبلاگ‌تان اختصاص دهید و از آن تخطی نکنید. چند دقیقه برای هر بار هم کافی‌ست، اما می‌شود هر از گاهی، برای تحلیل بهتر، زمان‌اش را کمی بیشتر کرد، هر از گاهی.

3- افزایش آمار از طریق رسانه‌های اجتماعی (social media)
سایت‌های مثل digg و بالاترین، اگر چه فرصتی عالی برای وبلاگ‌نویس‌هاست، اما باعث حواس‌پرتی خیلی‌ها می‌شود. هدف گرفتن کاربران این سایت‌ها، می‌تواند بازدیدکننده‌های فراوانی را به سمت وبلاگ‌تان روانه کند، اما اینکه تک‌تک یادداشت‌های‌تان را مثلا به بالاترین ارسال کنید، بیشتر از چیزی‌ست که به‌ش نیاز دارید (چیزی در مایه‌های روت رو برم هی).

راه حل: هر چیزی را که می‌نویسید، به دیگران تحمیل نکنید. فقط بهترین‌های‌تان را انتخاب و مثلا به بالاترین ارسال کنید.

خلاصه‌ش این که بروید اصل‌اش را بخوانید و خودتان را مثل من بدبخت نکنید. ما که حروم شدیم رفت، ولی شما نکنید این کارها رو.
شماره‌ی پنج را هم تقدیم می‌کنم به دکتر مزیدی و خودم (چه کنم، به همین خودتحویل‌گیری‌ها زنده‌م، شرمنده).

2008/02/12

تغییرات دلخواه در کادر اشتراکات خبرخوان گوگل

این روزها حتما گوشه‌ی خیلی از وبلاگ‌ها، کادرهای اشتراکات خبرخوان گوگل را دیده‌اید و شاید هم گوشه‌ی وبلاگتان یکی‌ش را دارید. و شاید دلتان هم خواسته که در چینش و نوع و اندازه‌ی فونت هم دستکاری کنید و نشده، اما اگر حواس‌تان به المان زیر باشد می‌توانید هر نوع تغییری که می‌خواهید انجام دهید. چیزی مثل چند خط زیر که تغییرات دلخواه‌مان را به‌ش دیکته می‌کنیم؛ با آن !important که در آخر هر خط می‌آوریم.

#readerpublishermodule0 ul li {
direction: rtl !important;
text-align: right !important;
font: normal 9pt Tahoma !important;
}
همین دیگه، بروید هر بلایی دلتان خواست سرش دربیاورید.
»  عجب عنوان مسخره‌ای هم شد.

2008/02/09

چگونه در بلاگر صفحه‌ی اضافه ایجاد کنیم

عرض کنم خدمت شما که یکی از معایب -پرشمار- بلاگر این است که امکان ایجاد صفحه‌ی جدید را نمی‌دهد؛ مثلا صفحه‌ای مثل about. اما نداشتن امکان به معنی نداشتن اجازه برای ایجاد چنین صفحه‌ای نیست. چند وقت پیش در وبلاگ googlified راه حل جالبی برای ایجاد چنین صفحاتی ازائه شد که در ادامه می‌آورم.

اگر مشکلی با خواندن متن اصلی و عمل به آن ندارید که بفرمایید بروید اصلش را بخوانید تا از ادامه‌ی مطلب سردرد نگیرید. اما اگر همراهم باشید همراه با متن اصلی، نکاتی که فکر می‌کنم به درد می‌خورد را می‌نویسم و یک صفحه‌ی تست هم برای همین وبلاگ راه می‌اندازیم، هستید؟ پس، بسم‌الله.

1- همه‌ی فایل‌های مورد نیازتان را از این لینک دریافت کنید.
2- فایل requestVars.js را در فضایی مثل google pages که با حساب گوگل‌تان، در آدرس pages.google.com قرار دارد آپلود کنید.
3- فایل pages.js را با یک ویرایشگر متن -مثل notepad- باز کنید و آدرس صحیح فایل requestVars.js را در URL وارد کنید. فایل pages.js را هم به سلامتی روانه‌ی خانه‌ی بخت کنید، ساده‌ترش این است آپلود کن بره.
» نکته‌ی یک: یادتان نرود در دو خط آخر، آدرس صحیح وبلاگ‌تان را هم وارد کنید. این آدرس، الگوی شناسایی تمام صفحات جدیدی خواهد بود که در آینده ایجاد خواهید کرد.
4- فایل about.js را باز کنید و در مقابل Title و Content، هر آن‌چه می‌خواهید بنویسید.
مثال: کار اصلی شروع می‌شه، من یک فایل test.js ایجاد می‌کنم و می‌خواهم عکس پسرم رو بگذارم با توضیح کوتاهی در مورد شیطنت‌هاش. برای اینکه دقیقا متوجه بشید که چه اتفاقی افتاده فایل test.js رو دانلود کنید.
» نکته‌ی دو: اگر قصد دارید در Title یا Content از لینک یا تگ‌های مشابه استفاده کنید، به جای " از ' استفاده کنید.
» نکته‌ی دو: در هنگام نوشتن محتویات Title یا Content، کلید Enter را به فراموشی بسپارید. با زدن کلید Enter، محتویات اسکریپت -به دلیل فاصله‌ی ایجاد شده- می‌شکنند و جواب نمی‌دهد.
» نکته‌ی سه: برای ایجاد صفحات دیگر هم از همین الگو استفاده کنید. فرض کنید قصد ایجاد صفحه‌ای به نام support را دارید. یک کپی از about.js به نام support.js -یا در مثال ما test.js- ایجاد کنید و Tiltle و Content مناسب آن را بنویسید.
» نکته‌ی چهار: توجه داشته باشید که در صورت وجود ایراد، پیغام خطا دریافت نمی‌کنید. هم‌چین وقتی، با آدرس صفحه‌ی جدید، محتویات صفحه‌ی اول نمایش داده می‌شوند.
فایل about.js -یا هر صفحه‌ی جدید دیگری که ایجاد کرده‌اید- را هم راهی کنید، همان راه درخشان آپلود.
5- فایل pages-config.js را باز کنید و به ترتیب الگوهای مندرج در صفحه، آدرس و مشخصات صفحات مورد نظرتان را وارد کنید. سپس ذخیره و آپلودش کنید.
» مثال: در اینجا برای شناسایی آدرس صفحه‌ی test.js، دو خط زیر رو اضافه می‌کنم. فایل، در بسته‌ای که دانلود کردید هست. من فایل خودم رو به pages-config-skm.js تغییر نام دادم، چون یکی دیگه هم داشتم، با همین اسم.

case 'test': get('http://symoniri.googlepages.com/test.js');
break

6- حالا وارد حساب بلاگرتان شوید. روی Edit HTML در ویرایش پوسته کلیک کنید و قبل از انجام هرگونه عمل ناشایست، یک پشتیبان از پوسته‌ی وبلاگ‌تان تهیه کنید. حالا دو خط زیر را به انتهای کدهای پوسته، قبل از تگ پایانی body اضافه کنید، و سپس، آدرس‌ صحیح فایل‌های pages.js و pages-config.js را جایگزین آدرس‌ها کنید.

<script src="http://site/page.js"></script>
<script src="http://site/page-config.js"></script>

» مثال: می‌خواهم ببینم آیا می‌شود بلافاصله بعد از تگ ابتدایی body هم چنین کاری کرد یا نه. پس کدها را می‌گذارم بعد از تگ <body>. اگر باعث بارگذاری سریع‌تر بشود یعنی کار خوبی‌ست در غیر این صورت بهتر است به توصیه‌ی نویسنده‌ی اصلی عمل کنم و به جای اول برش گردانم.
» نکته‌ی مهم: تگ پایانی body، یعنی <body/> و دیگر هیچ.
7- پوسته‌تان را ذخیره کنید. آدرس صفحه‌ی جدید به این شکل است: http://YOURBLOG.blogspot.com/?page=about.

صفحه‌ی حمایت از بلاگر فارسی، با همین روش ایجاد شده است.

» نکات خیلی خیلی مهم:
1- روال کار این‌طوری‌ست که ابتدا محتویات صفحه‌ی اصلی وبلاگ بارگذاری می‌شود و سپس، اسکریپت، متن مورد نظر ما را جایگزین محتویات صفحه‌ی اصلی می‌کند. خب، ایراد بزرگی‌ست، خیلی بزرگ، برای اینکه بازدیدکننده را به اشتباه می‌اندازد. من فایل‌ها را گذاشتم بلافاصله بعد از تگ ابتدایی body، اما نتیجه یکسان بود. پس، آدرس‌ها را می‌گذارم قبل از تگ پایانی <body/>، یعنی سر جای اولش.
2- اگر می‌خواهید در لینک، آدرس درست نمایش داده شود، خودتان در Title فایل pages آدرس لینک را به صورت دستی وارد کنید. آدرس صفحه در pages.js به طور خودکار لینک را شناسایی می‌کند و در انتهای لینک، عنوان فارسی را نقل می‌کند که اگر در آدرس‌دهی ازش استفاده کنید پیغام خطا می‌گیرید. برای مثال، در این دو صفحه (یک و دو) آدرس لینک عناوین مطالب را نگاه کنید (سیدکامیار و حمایت از بلاگر فارسی).
» راستی، صفحه‌ی تستی را هم که درست کردیم اینجاست.

2007/08/27

دامنه‌ی شخصی روی بلاگر

قبلا یکی دو باری درباره‌ی دامنه‌ی شخصی روی بلاگر نوشته‌ام و اینکه هر چه زدم به در بسته خورد، اما انتقال بلاگچین روی بلاگر، دوباره ویرم گرفت و دست به کار شدم -البته به کمک بچه‌های خوب پرشین‌تولز به سرکردگی آقا احسان-. و فعلا منتظرم ببینم بالاخره تکلیف این dns مجعول گوگل معلوم می‌شود یا خیر.

اما غرض چیز دیگری بود:
اگر دامنه‌ای دارید و dnsها هم میزان است و cnameها هم تعریف شده، به جای اینکه همان اول بروید و در تنظیمات بلاگر دستکاری کنید، از طریق خط فرمان -از منوی استارت در کادر محاوره‌ای run-، دامنه‌تان را پینگ کنید، به این شکل:

ping www.YourDoamin.com

اگر چیزهایی شبیه به این‌ها دیدید، بدانید و آگاه باشید که تغییرات انجام شده و با خیال راحت بروید در تنظیمات بلاگر و خودتان را راحت کنید.

Pinging ghs.l.google.com [64.233.179.121] with 32 bytes of data:
Reply from 64.233.179.121: bytes=32 time=93ms TTL=245
Reply from 64.233.179.121: bytes=32 time=111ms TTL=245
Reply from 64.233.179.121: bytes=32 time=116ms TTL=245
Reply from 64.233.179.121: bytes=32 time=116ms TTL=245

در غیر این صورت، پنجره را ببندید و از کامپیوتر مورد نظر دور شوید :-)
» منبع

» پ‌ن:
1- خوب شد کسی صدایش را درنیاورد، بدینوسیله اصلاح می‌کنم.
2- اگر حوصله‌تان نمی‌کشد که بروید و از منوی استارت، کادر محاوره‌ای run‌ را باز کنید و بنویسید cmd تا خط فرمان را جرا کنید و تازه، بنویسید ping مای دامین، روی دسکتاپ، راست کلیک کنید و پس از انتخاب shortcut، عبارت زیر را در آن بنویسید. به جای عبارت YourDomain، دامنه‌ی مورد نظرتان را بنویسید.

cmd /k ping www.YourDomain.com

3- حالا هی بروید رویش کلیک کنید، کانتر که نمی‌اندازد که.

2007/04/11

سیزده نكتهِ مفيد و موثر در مديريت زمان

منابع:
» اصل يادداشت (+، +)
» هدف‌گذاری و فهرست انجام‌دادنی‌ها با استفاده از موتور جستجوی answers.com و از ويكی‌پديا 
» كتاب قورباغه را قورت بده نوشتهِ برايان تريسی

توضیح یک به‌روز-رسانی:
این‌ها، مطالبی قدیمی اما به‌دردبخور هستند -به گمانم البته- که یک‌کاسه‌شان کردم. امیدوارم به دردتان بخورد، به درد خود من همین‌طور.
» فونت هم فونت تاهوماست.

»‌ دانلود فایل DOC
» دانلود فایل PDF

2007/04/03

در 14 قدم با پسرتان همگام شوید

اینکه پسر شما یک موهبت شود یا مایهِ دردسر، 70 درصد به پدر و مادرش بستگی دارد و تنها 30 درصد مربوط به شانس و اقبال اس.

  1. با پسرتان دوست باشید.
    » به او بگویید هر وقت مشکلی برایش پیش می‌آید به سراغ شما بیاید و به او اطمینان دهید که شما هم قبل از هر قضاوتی به حرف‌هایش گوش می‌کنید و سپس به او کمک می‌کنید.
    » به او بگویید که برای همیشه پسر شما خواهد بود، چه رییس‌جمهور شود، چه کارگر، چه فقی و چه ثروتمند.
  2. پسرتان را در معرض شرایط سخت مختلف زندگی قرار دهید.
    » بگذارید با دوستانش به سفرهای کوتاه برود و علایقش را دنبال کند. بگذارید خودش باشد، او را تحت فشار نگذارید، صبور باشید. تنها چیزی که او نیاز دارد زمان است و تنها شما هستید که می‌توانید این فرصت را به او بدهید.
  3. به پسرتان اجازه دهید خودش راهش را انتخاب کند.
    » به پسرتان فشار نیاورید که کار و حرفهِ شما را دنبال کند، و به خودتان وابسته و متکی‌اَش نکنید. بگذارید مدتی از شما دور شود و کارهای مختلف را امتحان کند. سپس بگذارید راهش را خودش انتخاب کند.
  4. از پسرتان یک قهرمان بسازید.
    » پسر شما همچون الماس نتراشیده است، با صبر و استقامت، رفتارهای ناهنجار و خشونت‌آمیزش را از بین ببرید. یک ضرب‌المثل چینی می‌گوید که با گذر زمان برگ درخت توت به ابریشم تبدیل می‌شود. تنها پدر و مادر هستند که می‌توانند از پسرشان یک قهرمان بسازند یا او را به زمین بکوبند.
    » گاه‌گاهی از پسرتان به عنوان یک قهرمان یاد کنید، چه در زمینهِ درسی، ورزشی و چه در کارهای روزمره. یادش بدهید اعتماد به نفس داشته باشد. بعضی وقت‌ها به‌ش اجازه بدهید با دوستانش رقابت کند؛ البته باید مراقب دوستانش باشید.
  5. پسرتان را به خواندن کتاب تشویق کنید.
    » باید سعی کنید کتاب خواندن برایش یک عادت شود، این کار را از کودکی به او آموزش دهید.
  6. با افراد خوب و منطقی نشست و برخاست کنید.
    » به خاطر داشته باشید که نمی‌توانید بستگان‌تان را انتخاب کنید اما انتخاب دوستان‌تان در دست و اختیار شماست. نیازی نیست دوستان زیادی داشته باشید، بهتر است در انتخاب همان چند دوست دقت بیشتری کنید.
  7. اشتباهات پسرتان را ببخشید.
    » اکثر پدرها دوست دارند پسرشان کار آن‌ها را ادامه دهد اما پسرها هرگز نمی‌فهمند سهم آن‌ها در این فداکاری چیست. مراقبش باشید اما نظرتان را بر او تحمیل نکنید. اگر از او بخواهید تنها خواسته‌های شما را برآورده کند به غیر از انزواطلبی چیزی عایدش نمی‌شود. اجازه دهید اشتباه کند و از اشتباهش درس بگیرد.
  8. بیشتر وقت‌تان را با پسرتان بگذرانید.
    » پدر همیشه مشغول کار و پول درآوردن است و فکر می‌کند تمام وظایفش را نسبت به خانواده انجام داده است. مادر هم تمام وقتش را با دوستان و در مهمانی‌های مختلف می‌گذراند و فکر می‌کند این ارتباط‌های اجتماعی برای خانواده خیلی مفید است.
    » بیشتر وقت‌تان را به پسرتان اختصاص دید، به او و هر چیزی که به او مربوط می‌شود. اجازه بدهید هر چه در قلبش هست به شما بگوید. کمتر حرف بزنید و بیشتر گوش بدهید. مجبور نیستید مدرک دانشگاهی داشته باشید، مجبور نیستید تئوری نسبیت انیشتین را بدانید، شما فقط به قلبی پُر از محبت نیاز دارید.
  9. از پسرتان در مقابل دیگران انتقاد نکنید.
    » کتک زدن و فریاد کشیدن باعث می‌شود پسرتان احساس حقارت و ضعف کند و لجوج‌تر شود. سعی کنید با آرامش با او صحبت کنید. اگر احساس کردید از دست او عصبانی هستید، خودتان را کنترل کنید، از اتاقش بیرون بیایید و کمی قدم بزنید. از همه مهم‌تر، بار خواسته‌های غیر واقعی خودتان را روی دوش او نگذارید. بچه‌ها دوست دارند بیش از آن‌که مورد انتقاد قرار گیرند الگو و نمونه باشند.
  10. احساس مسوولیت‌پذیری را به پسرتان بیاموزید.
    » از همان دوران کودکی‌اَش مسوولیت‌های کوچکی مثل مرتب کردن اتاقش، اسباب‌بازی‌ها و کتاب‌هایش را به او محول کنید. به او یاد بدهید از انجام کارهایی که به او محول شده خجالت نکشد.
    » از زمان تولد تا 8 سالگی -صد ماه اول- باید 4 کار را به‌ش یاد بدهید:
    1- محبت کردن
    2- نظم و انضباط
    3- احترام گذاشتن
    4- سازگاری
    و از 8 سالگی به بعد -صد ماه دوم- است که باید معنی پول را به‌ش آموزش بدهید. زودتر از 8 سالگی، چنین آموزش‌هایی برایش بی‌معنی‌ست و بعد از 16 سالگی هم فایده‌ای ندارد.
  11. به پسرتان یاد دهید شکست را بپذیرد و از پیروزی لذت ببرد.
    » به او یاد بدهید که چه در پیروزی و چه، در شکست مودب و مهربان باشد. به او بگویید که همیشه پیروزی مهم نیست بلکه جرات شرکت در مسابقه هم اهمیت دارد.
  12. پسرتان را لوس بار نیاورید.
    » مراقبت‌های بیش از حد ممکن است مانع از این شود که او خود تجربه به دست آورد و نسبت به شرایط پیرامونش بینش صحیحی داشته باشد. اجازه بدهید پسرتان مستقل شود. دوست دارید تمام چیزهای خوب دنیا را به پسرتان بدهید اما گاهی وقت‌ها نمی‌توانید. به خاطر بسپارید که بعضی مواقع از کلمه "نه" هم استفاده کنید.
  13. پسرتان را با دیگران مقایسه نکنید.
    » بدانید هر پسری استعدادهای نهفته‌ای دارد که شاید دیگری نداشته باشد. با این مقایسه کردن‌ها باعث می‌شوید پسرتان اعتماد به نفس‌اَش را از دست بدهد.
  14. خودتان را به جای پسرتان بگذارید.
    » هرگز از پسرتان انتظار قدردانی و تشکر نداشته باشید و در صورتی که پسرتان از شما تشکر کرد رفتاری دوستانه با او داشته باشید.
    » موقعیت و شرایط پسرتان را با ربع قرن پیش و جوانی خودتان مقایسه نکنید، همه چیز تغییر کرده است.
    » در مقابل رفتار‌های پرتان باحوصله باشید. او خیلی باهوش‌تر و عاقل‌تر از آن چیزی‌ست که شما فکر می‌کنید. بهتر است منصف باشید و خودتان را جای پسرتان بگذارید و بفهمید نیازها و احساسات او با شما خیلی فرق دارد. بدون این‌که منتظر جوابی از طرف او باشید نیازهایش را برآورده کنید.

» خلاصه‌ای از بخش دوم کتاب مادران، پدران، فرزندان نوشتهِ پراماد باترا- وی‌جی باترا

» ترجمهِ عطیه رفیعی- نفیسه سلطانی

» انتشارات آویژه- 160 صفحه- قیمت 1200 تومان

» دانلود (doc)
» دانلود (PDF)

 

توضیح: کتاب دو بخش دارد که بخش اول از آنجایی که گفته‌اند "لِیدی‌ز فِرست، مانکی‌ز نِکست" مربوط به دختر خانم‌هاست و بخش دوم آقا پسرها. اما از همانجایی که بنده پسر دارم زحمت نوشتن بخش اول هم می‌افتد به گردن یک آدم دختردار، به من چه!

2007/02/27

راهنمای وبلاگ‌نویسی آسان

آقای پیمان عابدین‌پور زحمت کشیده و یک کتابچهِ کوچک و کم حجم درست کرده به جهت گسترش اعتیاد وبلاگی. توضیحات کامل را به همراه لینک دانلود کتاب در وبلاگ خودش بخوانید.

2007/01/17

بیست‌وپنج راه برای داشتن وبلاگی بهتر- بخش اول

این‌روزها، آدم‌ها و (حتی) سگ‌ها وبلاگ می‌نویسند (این‌هم نمونهِ فارسی زنده اما فیلترشده از نوع عمو اسدی‌ش)، اما خیلی‌ها، قدم‌های اول را برای بهتر کردن وبلاگشان، چه برای خواننده‌ها و چه برای موتورهای جستجو نمی‌شناسند. اینکه وبلاگ‌ها علاوه بر جنبهِ تجاری می‌توانند شخصی هم باشند؛ دربارهِ ساندویچ همبرگری که برای ناهار خوردید یا...


این، مقدمه‌ای‌ست تا Jennifer Slegg مطلب بلندش را با عنوان 25 راه برای بهبود رتبهِ وبلاگ شروع کند و بهانه‌ای (واهی البته) برای من که درباره‌اش بنویسم. اینکه چطور می‌شود و آیا راه‌های دیگری هم هست یا خیر (که حتما هست)، خودش قصه‌ای‌ست. با این حال، برداشتم از متن اصلی را می‌آورم تا هم خودم استفاده کنم و هم، اینجا باشد برای مرور.


1- هم‌شکل بودن همیشه تصور وحشتناکی‌ست (البته به گمانم)، لباس‌های فرم یک‌دست، کلاه‌های یک شکل، و حالا پوسته‌های وبلاگی یک شکل. پوستهِ پیش‌فرض وبلاگتان را عوض کنید یا با تغییرات لازم، اختصاصی‌ش کنید. از یک طراح کمک بگیرید (در صورت اخذ مجوز از جیب مبارک) یا از پوسته‌های آماده و شخصی کردن آن‌ها استفاده کنید. همچنین لوگوی شخصی فراموش نشود (این‌ها رو برای خودم هم می‌گم، پس سخت نگیر).


2- حتی اگر صورتی جیغ یا سبز یواش هم از رنگ‌های محبوب‌تان باشند، استفاده از آن‌ها در سایت یک شرکت کار جالبی نیست. نوع رنگ بستگی زیادی به محتوای سایت یا وبلاگ هم دارد. علاوه بر این، هنگام آزمایش ترکیب‌های مختلف رنگ برای وبلاگتان، علاقه و انتظارات خوانندگان را هم در نظر داشته باشید. به هر حال، نه آزمایش‌های مختلف متخصصان، که تجربه نشان داده بیشتر برای خواننده‌ها می‌نویسیم تا خودمان. از این سایت‌ها می‌توانید برای انتخاب ترکیب رنگ مناسب و دلخواه‌تان کمک بگیرید: 1، 2، 3، 4، 5 و 6.


3- مطمئن شوید وبلاگتان فید (RSS، xml) دارد. آدرس فید وبلاگتان را در صفحهِ اصلی بیاورید (پیشنهاد: در 500 پیکسل ابتدایی). نه در انتهای صفحهِ اول و بعد از تیتراژ پایانی "با تشکر از شهرداری محترم دارغوزآباد سفلی و خانوادهِ محترم رجبی" پنهانش کنید و نه در صفحهِ "درباره". بگذاریدش در جایی مثل sidebar، دقیقا همان‌جایی که بیشتر خواننده‌ها دنبالش می‌گردند.


4- اغلب خواننده‌ها وقتی می‌خواهند مشترک فید وبلاگی شوند دنبال دکمهِ نارنجی رنگ RSS می‌گردند، همان‌طوری که دنبال لوگوی فیدخوانی مثل Bloglines می‌گردند. اگر اضافه کردن یک دکمه یا انتخاب یک فیدخوان سخت است به کمک سایت Feedbuttons می‌توانید اکثر سرویس‌های فیدخوان را با یک دکمه در اختیار خوانندگان‌تان بگذارید.


5- خواندن مطالب‌تان از طریق ای‌میل را به خوانندگان وبلاگ‌تان پیشنهاد کنید. بهترین انتخاب برای اینکار feedblitz است اما می‌توانید از Feedburner و bloglet هم استفاده کنید.


6- این‌که فید وبلاگ ناقص باشد (اینجا منظور تکه‌ای از ابتدای یادداشت است) یا کامل جای بحث دارد و یک موضوع کاملا سلیقه‌ای‌ست. می‌شود فید کامل را به همراه تبلیغات به خواننده ارائه کرد یا بدون تبلیغات اما ناقص. معمولا از روش دوم برای دعوت خواننده به مشاهد وبلاگ استفاده می‌شود*.
* این، دقیقا همان کاری‌ست که بچه‌های خوب اولیو دارند می‌کنند. بروید اولیو را ببینید و استفاده کنید بلکه دست از اینکار‌ها بردارند.


توضیح ایرانی: اما اکثر وبلاگ‌های ایرانی پولساز نیستند و حربه‌های تبلیغاتی به دردشان نمی‌خورد، از طرفی با این زغال‌نت انصافا کار درستی نیست یک خواننده را دوبار الاف/علاف وبلاگ‌مان کنیم. بهترین کار برای وبلاگ‌های فارسی، ارائهِ فید کامل است.


7- اگر از خلاصه یا excerpt در فید استفاده می‌کنید (با موویبل‌تایپ می‌شود، بقیه را اطلاع ندارم) این خلاصه را طوری بنویسید که خواننده برای خواندن کل مطلب مشتاق شود. این‌کار خیلی بهتر از تنظیم پیش‌فرض روی X کلمهِ ابتدای متن است.


8- سرگرمی یکی از دوستانم نوشتن متن‌های طولانی‌ست، طولانی و با فونت‌هایی ریزتر از حد معمول، به طوری‌که اگر لحظه‌ای چشم از صفحه بردارم، به سختی می‌توانم جای قبلی را پیدا کنم. نتیجهِ اخلاقی اینکه اغلب اوقات وبلاگش را نمی‌خوانم، به این دلیل ساده که به سردردش نمی‌ارزد. کوتاه بنویسید، البته نه در حد سلام‌وعلیک، اما اگر مطلبتان خیلی طولانی‌ست به چند تکه تقسیمش کنید.


9- غلط‌های املایی برای اکثر ما پیش می‌آید، اما شاید از تذکر دیگران بابت این غلط‌ها خوشمان نیاید. چارهِ کار، نصب یکی دو تا نرم‌افزار و کنترل سریع قبل از انتشار مطلب است. باور کنید آنلاین نوشتن به معنای هرجور نوشتن نیست.


10- فونت‌هایی را برای نوشتن انتخاب کنید که راحت خوانده شوند. شاید از فونتی خاص خوشتان می‌آید و برای نوشتن از آن استفاده می‌کنید، اما توجه داشته باشید که همهِ خوانندگان فونت مورد علاقهِ شما را روی کامپیوترشان ندارند. در نتیجه، مطلب شما با فونت استانداردی مثل Times New Roman نمایش داده می‌شود، حتی ممکن است ظاهر وبلاگتان به هم بریزد.


» خب، خیلی طولانی شد، بهترین کار این است که بروید اصل مطلب را بخوانید، چون ممکن است عمر من قد ندهد به بقیه‌ش. از ما گفتن!

2006/09/07

فید کامل با کامنت اضافه در مویبل‌تایپ

عرض کنم در موویبل‌تایپ هم راه‌هایی هست برای نمایش فید کامل وبلاگ، همراه با نظرات و دنبالک‌های ارسالی. مهدی حکیمی راهنمایی نوشته برای RSS 1.0. اما محض قرتی‌بازی هم که شده باید به روز بود و RSS 2.0. چند روز پیش به این مطلب رسیدم، فایل را کمی تغییرش دادم که این‌طوری شد، می‌توانید دانلودش کنید.
آدرس Rss 2.0 در موویبل‌تایپ به شکل زیر است: http://www.YourDomain.com/index.xmlحالا، علاوه بر نمایش کامل مطالب، خوانندگان وبلاگ، نظرات و دنبالک‌های ارسالی مطالب را هم می‌خوانند.

2005/08/22

گفتن نه را یاد بگیریم

به نظر می‌رسد سخت‌ترين بخش در مديريت زمان يادگيری گفتن اين كلمه است: "نه"!
اگر بخواهيم كلمهِ "نه" را در مديريت زمان و در امورات زندگی توصيف كنيم شايد چيزی شبيه به اين شود:
كلمه‌ای به ظاهر كوچک، اما بسيار سخت و جانكاه در هنگام بيان‌كردن!


كمک‌كردن به دوستان و آشنايان، البته كار خوب و مهمی‌ست، اما در ابتدا می‌بايست به اموری برسيم كه در اولويت قرار دارند و مهم‌تر هستند. انديشيدن و تفكر دربارهِ اهداف‌مان، می‌تواند در اين‌باره به ما كمك كند. اغلب، در زندگی شخصی و كاری‌مان، گرفتار وضعيت‌هايی بوده‌ايم كه با گفتن يک "نه" ساده، كارها آسان‌تر پيش می‌رفته، اما با نگفتن آن درگير وضعيتی بغرنج و ناجور شده‌ايم. استرس‌های قبل و بعد از نگفتن آن هم كه جای خود دارد!


بنابراين، يادمان باشد مرتبهِ بعدی كه با وضعيت‌هايی اين‌چنين روبرو می‌شويم، یک‌بار به مهم‌ترين‌های زندگی‌مان فكر كنيم. به اين ترتيب، گفتن "نه" به كم‌اهميت‌ها راحت‌تر می‌شود.

2005/08/20

غلبه بر طفره‌رفتن

يكی از تكنيک‌های غلبه بر Procrastination [+] يا طفره‌رفتن، تكنيک پنير سوئيسی‌ست (Swiss Cheese) كه به وسيلهِ Alan Lakein [+] (يكی ديگر از اين‌كاره‌های مديريت كيفيت) مطرح شده است. بهترين راه برای انجام كارهایی كه به نظرمان ناخوش‌آيند می‌آيند، خردكردن آن‌ها به اجزای كوچک است. به اين ترتيب كه كار اصلی را به قسمت‌های كوچک‌تر تقسيم می‌كنيم و در هر مقطع زمانی، فقط روی يكی از قسمت‌ها كار می‌كنيم. در شكل ديگر، می‌توانيم با برنامه‌ريزی زمانی، به‌طور مثال برای 15 دقيقه روی يک قسمت بزرگ کار كنيم و پس از استراحتی كوتاه، كار را ادامه دهيم. با اين روش كاركردن، به نقطه‌ای خواهيم رسيد كه انگيزهِ اصلی‌مان، به نتيجه رساندن كار است.

2005/08/18

از ايده‌آل‌گرايی پرهيز كنيم

در فرهنگ مردم مالزی، تنها خدا قادر به خلق ايده‌آل همه‌ چيز است. در برخی از امور، ايده‌آل‌گرايی (به معنی دقت) در كار، منجر به نتايج دقيق‌تر و بهتری خواهد شد، اما ايده‌آل‌گرايی به شكل توجه غير ضروری به جزئيات، گونه‌ای از طفره‌رفتن* است.


* طفره‌رفتن يا Procrastination، در واقع، يک‌جور فرار است. به تعويق انداختن كار (بی‌دليل و يا صرفا به ‌دليل نامطبوع بودن آن)، عدم واگذاری كارها به زيردستان و تاخير در تصميم‌گيری، گونه‌هايی از Procrastination هستند.

2005/08/16

هنری به نام تنبلی سازنده

ميزان موفقيت ما در استفادهِ بهتر از وقت‌مان، به اين بستگی دارد كه تا چه حد بتوانيم از انجام كارهای كم‌اهميت دست برداريم. برای اين‌كار می‌بايست فعاليت‌های خود را مرور كنيم و ببينيم آيا می‌توانيم بخشی از كارها را حذف كنيم و يا به ديگران واگذار نمائيم؟


بهتر است از چرخه‌ی زندگی و برنامهِ كاری‌مان، وظايف و كارهای كم‌اهميت يا آن دسته از فعاليت‌هايی را كه نقش مهمی در پيشرفت‌مان در كار و زندگی ندارند و منافع بلندمدت ما را تامين نمی‌كنند حذف كنيم و انجام آن را به ديگران بسپاريم، و پس از آن، ذهن‌ و فعاليت‌های‌مان را روی كارهايی متمركز كنيم كه فقط خودمان می‌توانيم انجام دهيم.


» توضيح:
در واقع، ما در انجام كارهايی كه اهميت چندانی در آينده‌ی كاری‌مان ندارند، تنبلی می‌كنيم. اين‌هم توضيح، برای اين‌كه يك‌وقت نگویید چه ربطی به تنبلی داشت!
فكر كنم حالا دست‌تان آمده كه چرا در سازمان‌های دولتی، كارمندها مشغول كارهای ديگر (آينده‌ساز) هستند!

2005/08/14

فوريت‌ها را حذف كنيم

به‌طور حتم، مواردی در محيط كار پيش آمده كه گرفتار كارهای فوری شده‌ايم. آيا تا به حال تعداد اين كارها را شمرده‌ايد؟ آيا تا به حال بررسی كرده‌ايد كه چه حجمی از كار شما، از فوريت‌ها تشكيل شده (و نه از مهم‌ترين‌ها)؟


اين‌گونه كارها، علاوه بر اين‌كه تاثير و دامنه‌ای كوتاه‌مدت دارد، استرس‌زا نيز هست و انرژی فراوانی می‌طلبد، در حالی‌كه مهم‌ترين كارهای ما، همان‌هايی هستند كه تاثيرات بلندمدت دارند و لزوما با اهداف‌مان مرتبط هستند.


بنابراين، می‌بايست به سمت‌‌وسويی حركت كنيم كه فوريت‌ها را از كارهای روزمره‌مان خارج كنيم تا وقت كافی برای انجام مهم‌ترين‌ها فراهم كنيم. با مشخص‌كردن و علامت‌گذاریِ كارها در To Do List و تعيين ضرب‌العجل برای هر يک، می‌توانيم از تبديل كارهای مهم به فوريت جلوگيری كنيم.

2005/08/12

کار درست را درست انجام دهیم

پيتر دراكر (يكی از اين‌كاره‌های مديريت كيفيت) می‌گويد: انجام كارِ درست، مهم‌تر از انجام درستِ كار است.
به طور خلاصه انجام كارِ درست، اثربخشی‌ست، و انجام درستِ كار، كارآيی. بنابراين، بهتر است ابتدا بر اثربخشی؛ يعنی مشخص كردن كارى كه انجام آن صحيح است تمركز كنيم و سپس، بر انجام صحيح آن كار يعنی كارآيی.
» اثربخشی=Effectiveness
» كارآيی=Efficiency

2005/08/10

به ساعت بيولوژيک‌مان توجه كنيم

به طور يقين، همهِ ما در اوقاتی از شبانه‌روز خيلی سرحال و پرانرژی هستيم. آيا تا به حال، به اين‌كه در چه ساعاتی از شبانه‌روز، انرژی بيشتری برای كار و فعاليت داريم فكر كرده‌ايم؟ سحرخيز هستيم يا مثل جغد، در تاريكی شب اوضاع و احوال بهتری داريم؟
مديريت زمان كارآ، يعنی فهميدن و يافتن بهترين زمان از شبانه‌روزمان و برنامه‌ريزی برای استفاده از اين زمان جهت انجام كارها به ترتيب اولويت.

2005/08/08

قابلیت انعطاف داشته باشیم

يادمان باشد همواره در تنظيم برنامه‌های زمانی، می‌بايست برای وقفه‌های كاری و حواس‌پرتی‌های‌مان، زمانی را در نظر بگيريم. توصيهِ اين‌كاره‌های مديريت زمان اين است كه حداكثر برای 50 درصد از وقت‌مان برنامه‌ريزی كنيم. آن‌گاه، با نيمهِ باقی‌ماندهِ وقت‌مان، می‌توانيم در هنگام بروز وقفه در كار و پيش‌آمدن فوريت‌های برنامه‌ريزی نشده، انعطاف‌پذير باشيم و به راحتی، خودمان را با شرايط به وجود آمده وفق دهيم.


اما اگر كارمان به گونه‌ای‌ست كه بروز وقفه در آن امری عادی‌ست، برنامه‌ی كارمان را به صورت عادی تنظيم كنيم و بيشترين حجم از زمان‌مان را به اولويت‌ها اختصاص دهيم. در هنگام بروز وقفه‌ها، هميشه اين سوال را از خود بپرسيم*: "با زمانی كه دارم، مهم‌ترين كاری كه می‌توانم انجام دهم كدام است؟"
با پاسخ به اين سوال، خيلی زود به مسير اصلی برمی‌گرديم.
*سوالی‌ست كه توسط Alan Lakein [+]مطرح شده.

2005/08/06

فهرست انجام‌دادنی‌ها

خيلی‌ها در انجام كارهای روزمره از To Do List يا فهرست انجام‌دادنی‌ها استفاده می‌كنند. به اين ترتيب كه كارهای روزانه را فهرست می‌كنند و هر روز، ابتدا كارهای عقب‌مانده از روز قبل و سپس، كارهای روز جاری را به ترتيب انجام می‌دهند.
بعضی‌ها هم از "فهرست جاری" برای اين‌كار استفاده می كنند كه به طور مرتب به روز می‌شود و برخی، از تركيب اين دو. انتخاب هريك از اين روش‌ها بستگی به شرايط دارد.


اما To Do List يا فهرست انجام‌دادنی‌ها چيست؟
اين فهرست كه يكی از ابزارهای استاندارد مديريت زمان است، به طور معمول شامل كارها و وظايفی‌ست كه می‌بايست انجام دهيم. برای افزايش اثربخشی يک فهرست معمولی، كارها و وظايف‌مان را بر اساس موضوعات زير دسته‌بندی می‌كنيم:



  1. كارهايی كه مهم و فوری هستند.

  2. كارهايی كه مهم هستند اما فوری نيستند.

  3. كارهايی كه فوری هستند اما مهم نيستند.

  4. كارهايی كه نه مهم هستند و نه فوری.


مديريت زمان اثربخش، يعنی حذف رديف‌های 3 و 4 و اختصاص حداكثر زمان ممكن به رديف‌های 1 و 2. اما يكی از كاربردهای To Do List، استفاده در پروژه‌هاست. در ابتدا، صرف‌‌نظر از نوع پروژه، ليستی از اقداماتی كه می‌بايست برای اتمام پروژه انجام دهيم تهيه می‌كنيم. سپس فعاليت‌ها را اولويت‌بندی كرده، ترتيب انجام آن‌ها را مشخص و شروع به كار می‌كنيم. برای اين‌كه فهرست، هميشه در دسترس باشد آن را روی كاغذ يا در يك برنامهِ كامپيوتری بازنويسی می‌كنيم.

2005/08/04

اولویت‌بندی اهداف

برای اولويت‌بندی اهداف و كارها، از قانون 20/80 كه به اصل پارتو معروف شده استفاده می‌كنيم. طبق تعريف پارتو، 80 درصد از نتايجی كه به دست می‌آوريم، ناشی از 20 درصد از فعاليت‌های ماست. بنابراين، اولويت با اهدافی‌ست كه در دسته‌ی 20 درصدی قرار می‌گيرند. در اولويت‌بندی، می‌توانيم به دلخواه و به هر طريقی كه به ما حس خوبی می‌دهد از شماره‌ها، رنگ‌ها و يا حروف استفاده كنيم.
» قبل‌تر: اصل همه‌کاره!

2005/08/02

هدف‌گذاری

هدف‌ها، به زندگی‌مان و طريقهِ صرف زمان جهت می‌دهند. پس ابتدا بايد تصميم بگيريم كه چه می‌خواهيم. برای خودمان هدف‌هايی را در نظر می‌گيريم كه معين، قابل اندازه‌گيری و قابل دسترس باشند. بهترين هدف‌های ما، همان‌هايی هستند كه باعث پيشرفت‌مان بشوند نه اين‌كه ما را از حركت به جلو بازدارند. همواره به هدف‌مان فكر كنيم، با اين‌كار تمايل و اشتياق درونی‌مان برای دست‌يابی به آن بيشتر می‌شود.


استفن كاوی می‌گويد: «پيش از آن‌كه بالا رفتن از نردبان موفقيت را شروع كنيد، ابتدا مطمئن شويد كه نردبان را به ساختمان مناسب تكيه داده‌ايد».



استفن آر كاوی متولد 24 اكتبر 1932 در Salt lake City و به مانند پيتر دراكر و ديويد آلن، يكی از نظريه‌پردازان علم مديريت كيفيت است. از وی كتاب هفت عادت مردمان موثر به فارسی هم ترجمه شده است.


اما هدف‌ها به طور كلی به سه دسته تقسيم می‌شوند:
- Rational Goals يا اهداف كوتاه‌مدت
- Directional Goals يا برنامه‌ريزی دامنه‌ای كه در واقع بيانگر اهداف بلندمدت هستند.
- Muddling Through اين‌گونه اهداف، در مواقعی كه در محيطی ناپايدار قرار داريم، بهترين گزينه محسوب می‌شوند.



Rational Goals:
در بين سه‌نوع اهداف بيان شده، اين دسته از بقيه روشن‌تر و مشخص‌ترند. كاربرد اوليه‌ی اين نوع از اهداف، صرفا برای كوتاه‌مدت است و هر هدف از اين نوع، می‌بايست با اصل SMART منطبق باشد.




  1. Specific
    معين باشد.
  2. Measureable
    قابل اندازه‌گيری باشد.
  3. Achievable
    قابل دسترسی باشد.
  4. Result_Oriented
    بر مبنای هدف تعريف شود (يعنی بالاخره اين هدف بايد نتايجی را در بر داشته باشد).
  5. Time_Limited
    محدوده‌ی زمانی داشته باشد.

اما اين نوع هدف‌گذاری، می‌بايست به سوالات زير پاسخ دهد:
1- می‌خواهم چه چيزی را تكميل كنم؟
2- چرا اين‌كار را انجام می‌دهم؟
3- شامل چه چيزهايی می‌شود؟
4- سرانجام آن به كجا ختم می‌شود؟
5- چه‌وقت كامل می‌شود؟


Directional Goals:
يا برنامه‌ريزی دامنه‌ای، برای اهداف بلند‌مدت استفاده می‌شود و نتيجه‌ی آن (البته به طور دقيق)، قابل پيش‌بينی نيست. اين نوع هدف‌گذاری، به پرسش زير پاسخ می دهد:
- چه می‌خواهم بكنم؟


Muddling Through:
يكی از انواع هدف‌گذاری كه در محيط‌‌های بی‌ثبات استفاده می‌شود و به پرسش زير پاسخ می‌دهد:
- (در شرايط كنونی) چه بايد كرد؟



نکاتی که باید به خاط بسپاریم

 

» برای حفظ تمركز:
- برای خودمان اهداف دست بالا در نظر بگيريم و آن‌ها را تصور كنيم.
- در يك لحظه، روی يک قسمت تمركز كنيم.
- برای اين‌كه بقیهِ قسمت‌ها از يادمان نرود، از علائم و نشانه‌گذاری استفاده كنيم.
- همواره راحت باشيم و خودمان را با شرايط جديد تطبيق دهيم.


» برای حفظ انگيزه:
- اهداف‌مان را به اشتراک بگذاريم و از عقايد ديگران استفاده كنيم.
- در هر روز حداكثر بر روی يك يا دو موضوع كار كنيم و ابتدا، كار سخت‌تر را انجام دهيم (همان قورباغهِ معروف، معرف حضور که هست؟).
- بابت دست‌يابی به اهداف، برای خودمان پاداش در نظر بگيريم.
- هميشه، مثبت و فعال باشيم.


» برای حفظ روند يادگيری:
- هر چند روز يک‌بار، نگاهی به پشت سرمان بيندازيم و اهداف، كار و روند تكميل اهداف‌مان را ارزيابی كنيم.
- همواره نسبت به موفقيت‌مان خوش‌بين باشيم، اما، از آن مهم‌تر اين است كه از اشتباهات‌مان درس بگيريم.



منابع:
» كتاب قورباغه را قورت بده نوشتهِ برايان تريسی
» سايت ianrpubs.nul.edu
پ.ن:
» این هم یک مطلب و یک تجربه در این مورد از وبلاگ هزار و یک روزنه، البته این وبلاگ در حال حاضر این‌جاست.