راستش، لوگویی که میبینید از امروز تا روزی که آرامش به جای شور انقلابی کشورم را بگیرد مهمان این وبلاگ است. تا روزی که از جنگ با دنیا دست بکشیم، تا روزی که دنیا دست از سرمان بردارد. همان لوگوی قدیمیست که مهدی حکیمی زحمتاش را کشیده، در دو اندازه گذاشتهام روی Tinypic (بزرگ، کوچک).
از روزی که به خاطر میآورم درگیر جنگ با دشمن متجاوز عینی و سپس دشمنان فرضی و غیر فرضی بودهایم و همیشه در حال خلق حماسه. خسته نمیشویم از این همه ادا؟ پس این آرامشی که مدام ازش دم میزنیم چه زمانی سراغمان را میگیرد؟ بعد از مرگ؟
شما را نمیدانم، اما خودم با جنگ میجنگم و دلم را به حرفهای تحلیلگران خوش نمیکنم که دلشان را به تحلیلهایشان خوش کردهاند. دلم میخواهد روزی هم تعیین شود به عنوان روز جهانی مبارزه با جنگ، روزی به اندازهی تمام روزهای سال، موافقید؟
پیشنهاد بدهید برای تعیین یک روز برای نصب لوگوهای ضد جنگ و اعلام آن در وبلاگهایمان، منتها اعتراض به دو طرف قضیه، هم دولت ایران که با کوتاهیهای مدام، به آتش جنگطلبی امپراطور دنیا هیزم میریزد و هم به جنگطلبان همیشگی دنیا.
» یک چیز دیگر، اگر از همین کدهای ژانگولر که در جام ملتهای اروپا زده بودید کنار وبلاگهایتان سراغ دارید برای مخالفت با جنگ، خبر بدهید. یا اگر کسی زحمت چنین چیزی را میکشد خبرم کند. نگران میزبانی فایلهای مربوطه هم نباشید.

یکی از تفریحاتم اینه که اگر گلفروشی سر راه باشه یکی دو شاخه گل رز میگیرم برای همسرم، به خصوص وقتهایی که تهران باشیم*. اما در شهرک مروارید گلفروشی نداریم و من از گلهای کاغذی فضای سبز شهرک میکَنم یا از گلهایی که از سر دیوار همسایهها آویزان شده، آی حال میده گلدزدی، آی حال میده.


