همه چیز را که نباید توضیح داد، خودتان که بخوانید متوجه دروغهای مدل جدید خبرگزاریها میشوید. رشد داشتیم اما خب، …
2008/07/15
من با جنگ میجنگم
راستش، لوگویی که میبینید از امروز تا روزی که آرامش به جای شور انقلابی کشورم را بگیرد مهمان این وبلاگ است. تا روزی که از جنگ با دنیا دست بکشیم، تا روزی که دنیا دست از سرمان بردارد. همان لوگوی قدیمیست که مهدی حکیمی زحمتاش را کشیده، در دو اندازه گذاشتهام روی Tinypic (بزرگ، کوچک).
از روزی که به خاطر میآورم درگیر جنگ با دشمن متجاوز عینی و سپس دشمنان فرضی و غیر فرضی بودهایم و همیشه در حال خلق حماسه. خسته نمیشویم از این همه ادا؟ پس این آرامشی که مدام ازش دم میزنیم چه زمانی سراغمان را میگیرد؟ بعد از مرگ؟
شما را نمیدانم، اما خودم با جنگ میجنگم و دلم را به حرفهای تحلیلگران خوش نمیکنم که دلشان را به تحلیلهایشان خوش کردهاند. دلم میخواهد روزی هم تعیین شود به عنوان روز جهانی مبارزه با جنگ، روزی به اندازهی تمام روزهای سال، موافقید؟
پیشنهاد بدهید برای تعیین یک روز برای نصب لوگوهای ضد جنگ و اعلام آن در وبلاگهایمان، منتها اعتراض به دو طرف قضیه، هم دولت ایران که با کوتاهیهای مدام، به آتش جنگطلبی امپراطور دنیا هیزم میریزد و هم به جنگطلبان همیشگی دنیا.
» یک چیز دیگر، اگر از همین کدهای ژانگولر که در جام ملتهای اروپا زده بودید کنار وبلاگهایتان سراغ دارید برای مخالفت با جنگ، خبر بدهید. یا اگر کسی زحمت چنین چیزی را میکشد خبرم کند. نگران میزبانی فایلهای مربوطه هم نباشید.
برچسبها: ایران، بیرون ما، جنگ، فرجام حماقت، دلدلههای خصوصی
2008/01/27
فلسطین، تنپارهی اسلام است
اگر در فلسطین دهده کشته میشوند، در آفریقا صدصد و گاه هزارهزار مردم را قتلعام میکنند. مسأله اگر کشته شدن انسانها است، اگر تصفیهی نژادی است، باور کنید بدترش در جاهای دیگر رخ میدهد و حکومت ما حتّی خبرش را در صدا و سیما اعلام نمیکند. گاهی چیزهایی سربسته میگویند: ادامهی ناآرامیها، درگیریها، خشونتها. اگر آن وقایع اسمش ناآرامی است، آنچه الآن در فلسطین میگذرد حدّاکثر ناملایمی است.
مسأله اسرائیل است، نه فلسطین. مسأله نیاز ما، نیاز همیشگی ما به «دشمن» است. شخصیت ما قائم به «دشمن» است. ما میخواهیم با دشمنانمان شناخته شویم، نه با دوستانمان. اسرائیل و آمریکا بزرگترین مواهب برای ما هستند، بهتر از نفت و گاز. تا وقتی این نیروی «دشمنستیزی» ما را به پیش میبرد، نیازی به بقیهی دنیا نداریم.
» متن کامل فلسطین، تنپارهی اسلام است.
برچسبها: ایران، بیرون ما، نقل قول، نقل و نبات
2007/10/02
پیشنهاد عملی برای کمک به ایران
آقا احسان مظلومی یک پیشنهاد جالب دارد برای کمک به وضع اسفناک بینالملی ایران، توصیه میکنم بخوانیدش و به تعداد زیاد بهش لینک بدهید. البته اگر کتابخانهی ملی ایران بخشی داشت برای دریافت کمکهای نقدی، به طور مسلم خیلی بهتر بود. چون همه که کتابشناس نیستند که آخه.
» اگر هم راه بهتری پیشنهاد دارید برای جمعآوری کمکهای نقدی خبر بدهید، البته شماره حساب خودتان یا یکی از بستگانتان نباشد :-)
برچسبها: ایران، بیرون ما، نقل قول، نقل و نبات
2007/09/09
کودکان تجربه
فقط چند لحظه به کودکی بیاندیشید که وبلاگ مینویسد، عکاسی میآموزد، به سفر اکتشافی اقصینقاط دنیا میرود، دغدغهی محیط زیست و جانداران را دارد، در فعالیتهای عامالمنفعه و خیریه شرکت میکند و میآموزد سهمی از رفاه امروزش را باید برای کودکان کمتربرخوردار جهان صرف کند. آیا این کودک پس از بالیدن و بلوغ فکری به نوچهی دیکتاتوری تبدیل میشود یا به یک شهروند دموکرات، دوستدار محیط زیست و نوعدوست؟
دوباره کمی به کودکی بیاندیشید که فرصت تجربههایی این چنین را نمییابد، از کمترین استانداردهای آموزشی برخوردار است، پدر و مادر و مراکز آموزشی، هیچ فرصتی برای تجربهی بیشتر در اختیارش قرار نمیدهند و فضایی بسته و بیتحرک، که کمترین روزنهی تنفسی را برای بیشتر دانستن از او دریغ میکند. دورنمای آیندهی این کودکان در کجا رنگ مییبازد؟ آیا انتظار آیندهسازی از کودکان محروم جهان توقع بیجایی نیست؟ آیا عقدههای کودکی محروم، ثمرهای جز ایجاد تنفر و تهدید برای آیندهی جهان دارد؟
» کودکان تجربه، وبلاگ چشمهایی که فکر میکنند.
برچسبها: ایران، بیرون ما، نقل قول، نقل و نبات
2007/08/20
حیوانات این سوی نرده
مشهد که بودیم، سری هم زدیم به باغ وحش وکیلآباد که سیدکامیار هم چند تایی حیوان ببیند که البته وسطاش گرفت خوابید و هیچی به هیچی. اما حیوانات این سوی نرده خوفانگیزتر از آن طرفیها بودند؛ حیوانات دو پایی که برای سرگرمی و دیدن حیوانات آن سوی نرده آمده بودند باغ وحش، اما از هیچ گونه وحشیگری برای اذیت و آزار آن طرفیها کوتاهی نمیکردند؛ از پرتاب پلاستیک مچاله شده برای جلب توجه سگهای بینوا تا تولید انواع صداهای ناهنجار، فقط نمیدانم توجه آن طرفیها را جلب کردند یا نه. و نمیدانم آیا آن طرفیها که پول بلیط هم نمیدهند برای تماشای حیوانات این طرفی، بهشان خوش میگذرد از دیدن این حیوانات دو پای مسخره یا نه.
آیا اصلا بررسی شده که چرا فیل باغ وحش مرد؟ شاید از دست این طرفیها دق کرده باشد.
شاید بیتحرکی و حالتهای شبهافسردگی آن طرفیها به خاطر دیدن هر روزهی یک مشت حیوان دو پای احمق باشد، کسی چه میداند.
برچسبها: ایران، بیرون ما، شبه اعتراضنامهها
2007/08/05
رای من به محمود احمدینژاد
انتخاب آقای محمود احمدینژاد اگر در هنگام خواب و غفلت آقای کروبی اتفاق افتاده باشد چنان که گفته آمده، یا اگر با «بداخلاقیهای انتخاباتی» همراه بوده باشد چنان که آقای خاتمی گفته، اگر چنان بوده باشد که آقای هاشمی را گلهمند کرد، یا چنان که سردار ذوالقدر گفت حاصل عملیاتی «پیچیده»، یا اگر مطابق نظر آیتالله مصباح یزدی، دعاها و ندبههای مردم کار خود را کرده باشد، به هر حال به نظرم موهبتی نامنتظر بود. آیتی بود؛ مانند نشانهای که به گمشدهگان ره نماید و نجاتشان دهد. فرض کنیم که الان آن کس که من به او رای دادم -دکتر معین- انتخاب شده بود، تصور کنید چه جامعهی شلوغ و گرفتاری داشتیم. از همه میگذرم، مگر آقای جواد لاریجانی جرات داشت این حرفها را بزند و روزنامهها همه چاپ کنند. وزیران میتوانستند به صفتهای تفضیلی برای شرح کارهای خود نزدیک شوند، چه رسد به صفتهای عالی، آن هم هر روز. گرچه که دانشجویان امروزه روز هم به بندند، اما این کجا و هجده تیر کجا. گیرم چند روشنفکر -یا حتی روشنفکرنما- و عدهای از نسوان احساس بهتری از زندگی پیدا میکردند، اما کجا چنین نشاطی برپا بود که امروز هست. از خود میتوان پرسید دکتر معین به این شوخی و شیرینی سخن میگوید که آقای احمدینژاد.
» متن کامل رای من به محمود احمدینژاد، به قلم مسعود بهنود در روزنامهی شرق، امروز 14 مرداد 1386
برچسبها: ایران، بیرون ما، نقل قول، نقل و نبات
2007/07/04
قحطالتاکسی در بندرعباس
عرض کنم خدمت شما که بعد از سهمیهبندی بنزین، هر روز از تعداد تاکسیهایی که مسافری داخلشان است کم میشود و رانندههای تاکسی، به صفوف محکم و دشمنشکن دلالهای فعال بنزین پیوستهاند. اینطوری شنیدیم که بنزینشان را از لیتری هفتصد تا هزار تومان میفروشند و سیخسیخ میگردند برای خودشان. به این عمل در علوم معجزات هزارهی سوم میگویند تغییر کاربری در سه سوت، رانندهها میشوند فروشندگان بنزین و تاکسیها بخشی از دکوراسیون منزل.
برچسبها: ایران، بیرون ما، محیط کار و زندگی
2007/06/30
طرح هوشمند سوخت هَک شد
راستش وقتی خواندم که در بندرعباس دارند با کارت تلفن بنزین میزنند بیشتر از اینکه حتی ناراحت بشوم از اینکه حالا، علاوه بر قاچاق بنزین، راه حلهای دغلکارانهای هم هست که ما ایرانیها در پیدا کردن و به کار بردنشان استادیم -دولت و ملت هم فرقی نداردها، همه مترصد فرصت هستیم که در ِ هم بمالیم-، حالم بد شد از اینکه این همه مدت، مردم را سر دواندهاند برای طرحی که هزینههای گزافی بابتاَش شده و حالا به راحتی، مالیده میشود و تازه، یکجور گرا دادن به آمریکا برای تحریمهای شدیدتر در آینده است.
» اقدام به سوختگیری با کارت تلفن
برچسبها: ایران، بیرون ما
2007/06/26
حقههای کثیف بانکی
عرض کنم خدمت شما که صندوق قرضالحسنهِ بسیجیان آمده در یک اقدام مثلا جالب، وام خرید کالا یا کامپیوتر میدهد به ملت با بهرهِ 17 درصدی که از سوی دولت اجباری شده، اما چون از نرخ بهرهِ سابقش که 22 درصد بوده بیشتر خوشش میآید، آمده و این 5 درصد را از فیش واریزی به حساب فروشنده کم میکند.
فرض کنید دارید یک لپتاپ قسطی میخرید به قیمت یک میلیون و سیصد. پروندهتان تکمیل میشود، اما بانک به جای صدور یک چک در وجه فروشنده به مبلغ فوق -که روال عادی اینگونه کارهاست-، یک فیش واریزی میدهد دستتان به مبلغ فوق، اما یک جای کار میلنگد، فروشنده میگوید که بانک 5 درصد از مبلغ به اضافهِ بهرهِ تعلق گرفتهاَش را از مبلغ واریزی به حساب وی کم میکند. این عدد در مثال ما با نرخ بهرهِ 22 درصد و 36 ماهه میشود حدود 100 هزار تومان. ظاهر فیش درست است و مبلغ یک میلیون و سیصد اما، 100 هزار تومان کمتر به حساب فروشنده ریخته شده. بانک این عمل را تکذیب میکند و منکر آن است، اما فروشنده چیز دیگری میگوید؛ گفتهاند که به مشتریها اعلام کنید این مبلغ بابت گارانتی سه ساله است و اینا. این وسط یا بانک دروغ میگوید یا فروشنده و مشتریست که ضرر میکند، مثل همیشه.
صد هزار تومان مبلغی نیست که آدم نتواند بدهد، به خصوص ما شرکت نفتیها که حقوقهای میلیونیمان، هم خودمان را کشته و هم دیگران را، اما صداقت و رو-راستی چیزیست که پیدا کردنش این وسط خیلی سخت است. چه کَسی دروغ میگوید و چه کَسی راست؟
راستی تا یادم نرفته اضافه کنم که همیشه برای فرار از ایدههای ناب و مسخرهِ رئیسجمهور راههای بکر و تازهای پیدا میشود، نمونهش همین حقهِ کثیفیست که این صندوق میزند.
برچسبها: ایران، بیرون ما، شبه اعتراضنامهها
2007/06/24
وقتی فوتبال میشود مایهِ خجالت
دیروز شبکهی استان اصفهان گزارشی پخش کرد از فینال جام حذفی بین سپاهان و صبا. گویا در انتهای بازی، پسرک نوجوانی از شدت هیجان ناراحتی قلبی پیدا میکند و کارش میکشد به اورژانس و آمبولانس. اما رانندهی آمبولانس از بردن پسرک داستان به بیمارستان خودداری میکند و لاجرم، پدرش به کمک سایرین پسرک را با ماشین خودش میبرد. اما به دلیل ازدحام و شلوغی و گیر کردن ماشین در ترافیک خروج از ورزشگاه، پسرک قصهی ما از دست میرود. ماجرای دردناکی بود، هم به خاطر مرگ یک نوجوان و هم به خاطر بیمسوولیتی اورژانسیهای مستقر در ورزشگاه.
برچسبها: ایران، بیرون ما
2007/06/17
با ارم پرواز نکنید
نه به خاطر نبود امنیت -که شکر خدا همهِ هواپیماها در نداشتن امنیت یکسان هستند- و نه به خاطر سرویس بد، بلکه به خاطر بیمسوولیتی مدیران این شرکت، با هواپیماهای شرکت ارم پرواز نمیکنم. پرواز از ساعت هفتونیم افتاده به ساعت ده شب و بعد لغو شده، در عوض وقتی از مسوولش میپرسی که حالا که برنامههام به هم خورده چه باید کرد، خیلی راحت میگوید "بروید بلیطتان را پس بدهید"، به همین راحتی.
برچسبها: ایران، بیرون ما، شاید شبیه روزنوشت
2007/06/03
اکنکار، سوال
راستش، اینجا همکاری داریم که طرفدار فرقهِ اکنکار است. چرا نوشتم فرقه و نه مذهب؟ همینطوری لابد. چطور شده که از دست بچههای سختگیر گزینش شرکت نفت در رفته؟ این همکار ما آذریست؛ بچهِ مرند و طرفی هم که مسئول گزینش بوده بر حسب اتفاق آذری از آب درمیآید و صحبت از نماز و پیغمبر میرسد به گل و بلبل و اینا.
اما من چند تا سوال دارم، کَسی هست که خیلی خلاصه بگوید حرف اصلی این مرام و مسلک چیست و شاخهِ ایرانی این فرقه، چه نظری دربارهِ اسلام و قرآن و پیغمبر دارد؟ تا جایی که من شنیدهام نظرات توهینآمیزی نسبت به اسلام دارند این شاخهِ ایرانیشان، چون اصل این فرقه مربوط به ایران نمیشود.
و اینکه به نظرم این فرقه در استانهای آذربایجان رشد بیشتری داشتهاند، چون یکی دیگر هم بود که به نوعی مراد این همکارمان بود و این طرف، منتهای آرزوش این بود که بشود مثل آن یکی -من آن یکی را چندباری دیده بودم و باید بگویم که خاک بر سر این همکار احمق ما با این سلیقهاش-. سوال: به نظرتان چرا یک فرقه یا یک مذهب در یک منطقهِ جغرافیایی رشد و پایداری بیشتری دارد؟ مگر میوه است که به آب و هوا و شرایط اقلیمی بستگی داشته باشد؟
باز هم اگر سوالی داشتم خب، مزاحم میشوم :-)
آها، یک سوال دیگر، آیا رذایل اخلاقیای از قبیل دروغ، تهمت، غیبت، پاچهخواری و فن برتر زیرآبزنی هم از ویژگیهای توصیه شدهِ این مرام و مسلک است؟ اگر اینطور است که چرا خودشان را سبک کردهاند و رفتهاند سراغ یک مرام و مسلک دیگر، خب، بگویند مسلمانیم و خلاص دیگر.
برچسبها: ایران، بیرون ما، محیط کار و زندگی
2007/05/30
دستگیری یک باند مردهخوار در تهران
عرض کنم خدمت شما که دیروز ساعت سهونیم بعد از ظهر، گویندهی اخبار رادیو جوان، خبرها رو اینطوری شروع کرد: دستگیری یک باند مردهخوار در تهران. من و اسکندر هم که با یک گوشی اشتراکی داشتیم گوش میکردیم وهم برمون داشت که، زکی، همین رو کم داشتیم. بابا مردهخورها، با جنازهی ملت چکار دارید دیگه، بگذارید لااقل جنازههاشون یک نفس راحت بکشن.
اما ادامهی خبر این بود: از قرار، یک باند ده پونزده نفره، میگشتند توی آگهیهای ترحیم روزنامهها و خودشون رو به صرف غذا دعوت میکردن مجلس ترحیم اون بابای از دنیا رفتهی بختبرگشته، و میگفت که گاهی لاکردارها، به صورت تیمی و با یک کار منسجم دستهجمعی، جنازه و بازماندگان رو مورد هجمهی شدید شکمی قرار میدادن. معلوم نشد که چطور گیر افتادن، اما یحتمل صاحبعزای آخری یا از اون خسیسهای روزگار بوده، یا همهی فک و فامیل رو میشناخته و یا اونقدر موند-بالا بودن که با کارت دعوت مهمون دعوت میکردن و یا کلا... القصه از همهش جالبتر این بود که سرکردهی باند، هنگام دستگیری 80 تا آگهی ترحیم همراهش بوده، به این میگن علم نوین مدیریت مردهخواری، چه میکنه این برنامهریزی. پیشنهاد میشه از ایشون به عنوان یک مدیر خلاق در یکی از سازمانهای دولتی استفاده شه، حیف این استعداد ِ که حروم بشه تو زندان، به جان...
به گمانم لاشخور بیشتر بهشون میخوره تا مردهخوار. خلاصه این بود جریان مردهخوار مدل ایرانی.
» اصل خبر هم اینجاست: مردهخورها بیش از صاحبان عزا میگریستند.
برچسبها: ایران، بیرون ما، کمی خودمانیتر
2007/05/16
کارت هوشمند سوخت
در وبلاگ گروهی دو-در-دو، یادداشتی آمده در مورد معایب کارت هوشمند سوخت که از زاویهای جالب به این قضیه نگاه شده. اما بد نیست این نکته را هم بنده بهش اضافه کنم که اینجور طرحها، در خود بدنهِ دولت و حتی نفت هم مخالفان زیادی دارد که اصلا هم دلشان نمیخواهد چنین طرحهایی به مرحلهِ اجرایی برسند، مثل همین یکی دو سال اخیر که با سنگاندازی و ندانمکاریهایشان نگذاشتهاند. اما اینبار اوضاع کمی فرق دارد، اینبار گروه موافقان اجرای این طرح برای مدت کوتاهی شدند جریان پیروز این دعوا، و چون مثل همیشه هیچ برنامهای برای اجرایی شدن این طرح نداشتند نتیجه این شد که شد، به جای کارت هوشمند سوخت، چیزی شده شبیه به کارت سوختمند هوش.
برچسبها: ایران، بیرون ما
2007/05/03
روزهای سخت ِ تلخ
درست زمانی که دستهای یک معلم زن با دستکشهای از پیش آماده شده میرفت به سمت لبهای یک رییسجمهور -از پیش آماده شده- برای بوسیده شدن، درست زمانی که خبرگزاریها و سایتها و سرمقالهنویسها خود را آماده میکردند برای توصیف تعظيم بیمنت رييس دولت در برابر معلم دوران تحصیلیاش و درست زمانی که دوربینهای متعدد صداوسیما-ن- در اقصی نقاط یک مراسم رسمی کاشته میشد برای گرفتن شاتها و نماهای لحظه به لحظه از ثبت این بوسه، در گوشهای ديگر از اين شهر، باتومهای ماموران نيروی انتظامی تحت نظارت وزارت كشور نيز بوسه زدند به پاهای اين كارگر.
» دستکش لازم نیست، بوسه با باتوم
برچسبها: ایران، بیرون ما، نقل قول، نقل و نبات
2007/04/30
روایت زندهِ دزدی
افسر با لحن تحقيرآميز آشنايي پرسيد "حالا تو كی هستی؟" و لابد منتظر بود جوابی بگيرد كه با حجم ريش من تناسبی داشته باشد، و گفتم "یک شهروندم" و با تاكيد بيشتری "مثل خود شما" و میدانيد چه گفت؟ با تحقير بيشتری گفت " اِ... شهروندی؟ خب برو جوابت رو از شهروند بگير" و با بيسيم به سمتی اشاره كرد كه به فروشگاه شهروند میرسيد و رفت. و نيروهايش همچنان از ميان مردمی كه سعی میكردند بیتفاوت نشان دهند، مگر آن كه دستگير میشدند، شكار میكردند.
» روایت یک شهروند از حکایت اینروزهایمان
برچسبها: ایران، بیرون ما، نقل قول، نقل و نبات
2007/04/25
حجاب و اینا
: اون چادر رو بکش از سرش.
: اون چادر رو بکش روی سرش.
» در عمل فرق زیادی نکرده، میبینی که!
برچسبها: ایران، بیرون ما، شاید شبیه روزنوشت
2007/03/05
یک امضا برای آزادی، حداقل کار
حداقل کاری که در شرایط فعلی از دستمان برمیآید یک امضاست.
» کمپين رهايی فعالان جنبش زنان از زندان
این دادخواست فرستاده میشود به:
محمود هاشمی شاهرودی رييس قوه قضاييه
غلامعلی حداد عادل، رييس مجلس شورای اسلامی
موضوع دادخواست:
فراخوان برای درخواست آزادی بیقيدوشرط مدافعان حقوق زنان که در تاريخ 13 اسفند 1385 دستگير شدند.
متن دادخواست:
ما، امضا کنندگان زير، نگرانی عميق خود را نسبت به آزار، پيگرد و بازداشت مدافعان حقوق زنان در ايران اعلام میداريم. ما به ويژه، از دستگيری 38 تن از فعالان زنان در روز 13 اسفند 1385 در تهران در خلال يک تجمع مسالمتآميز در مقابل دادگاه انقلاب اسلامی نگران و هراسانيم. علاوه بر آن خبر به کارگيری خشونتهای بیسبب و غير موجه توسط پليس امنيت ملی عليه تجمعکنندگان، که منجر به وارد آمدن آسيبهای جسمانی به آنان شده، موجب نگرانی جدی است.
طبق ماده 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران اعلام میدارد که "تشکيل اجتماعات و راهپيمايیها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است". اين زنان با تجمع مسالمتآميز خود در صدد اعلام همبستگی با 5 تن از اعضای ديگر جنبش زنان بودند که برای حضور در يک تجمع آرام در خرداد 85 محاکمه میشدند.
ما خواستار امنيت، سلامت و آزادی بیقيد و شرط همه افراد دستگير شده، ;در تجمع مسالمت آميز در مقابل دادگاه انقلاب اسلامی در تاريخ 13 اسفند 1385در تهران، از جمله افرادی که در ذيل اسمشان آورده شده، هستيم.
نوشين احمدی خراسانی- پروين اردلان- ناهيد کشاورز- محبوبه حسينزاده- محبوبه عباسقلیزاده- نيلوفر گلکار- پرستو دوکوهکی- مريم ميرزا- مريم حسينخواه- ناهيد جعفری- مينو مرتاضی- فاطمه گوارايی- شهلا انتصاری- سوسن طهماسبی- آزاده فرقانی- ژيلا بنیيعقوب- ناهيد انتصاری-آسيه امينی- شادی صدر- ساقی لقايي- ساغر لقايی- الناز انصاری- سارا ايمانيان- جلوه جواهری- زارا امجديان- زينب پيغمبرزاده - نسرين افضلی- مهناز محمدی- سميه فريد- فريده انتصاری- رضوان -مقدم- سارا لقمانی
برچسبها: ایران، بیرون ما
2007/03/04
چه میکنه این مجلس شورای اسلامی
گویا بالاخره خون بچههای محلهِ بهارستان به جوش آمده از دست معجزهِ هزارهها و نامهِ احضارش آماده شده. البته امیدوارم متن تغییر نکند و دچار جرح و تعدیل نشود و یا مجلسیها کوتاه نیایند. اینطوری به حق و حقوق مردم هم رسیدگی میشود، البته به بخشیش.
» متن -نامهِ- احضار احمدینژاد به مجلس. لینک از طریق بالاترین.
برچسبها: ایران، بیرون ما



