۰۲ اسفند ۱۳۸۸

روزهای تلخ رفته

خدمت شما عرض کنم که دیگر یادم رفته بود که زمانی وبلاگی هم بود و حرف‌های نگفته‌ای که مخصوص وبلاگ بود، یک روزنه‌ی کوچک برای ارتباط با دیگر رفقا. اما خب، یادم آمد، ببخشید که دوباره سر و کله‌ام پیدا شد. برای نوشتن هم خیلی چیزها هست، خیلی چیزها. اینکه روزهای گذشته روزهای تلخی بوده‌اند، اینکه تمام می‌شوند یا نه، معلوم نیست اما انگاری پرده‌ای افتاد و حقیقت‌مان بیرون زد...
خلاصه اینکه حرف زیاد دارم اما اینکه بشود جانی دوباره به این وبلاگ سوت و کور داد نمی‌دانم، توکل به خدا ببینیم چطور می‌شود.

راستش، حرف که زیاد است اما فعلا برای شروع عرض کنم که ارادت داریم.