عرض کنم خدمت شما که روایت داریم یک آقایی کنار میدان امام حسین میایستد و خطاب به سواریها و تاکسیها میفرماید که «کرج، دو قدم، هزار تومن». منتها تاکسیها و سواریها که با شنیدن «کرج» فرمان به سمت مسافر قصه کج میکردند با شنیدن «هزار تومن»، خب، رَم میکردند و میزدند به چاک. این وسط یک زبلی میآید سمت رفیقمان و نگه میدارد و اینطوری جواب میدهد که «اینقدر قدمهات رو گنده برمیداری، ... جر نخوری یک وقت»، و میرود.
» اینکه ربطاش به عنوان چه بود، بماند. دوستانی که این روزها «قهوه تلخ» میبینند حتما با شخصیت «شاه بابا» و گویش مضحکاش آشنا هستند.
» اینکه ربطاش به عنوان چه بود، بماند. دوستانی که این روزها «قهوه تلخ» میبینند حتما با شخصیت «شاه بابا» و گویش مضحکاش آشنا هستند.
2 نظر:
آقا نگرفتم چی شد!! این شخصیت شاه بابا و گویش به قول شما مضحک و به قول ما بامزه، چه ارتباطی به اون آقایی که مشکوک به جر خوردن هست داره ؟
سرابساز عزیز، ربطاش قدمهای گندهی آقای رحیمی بود در اخم کردن به غرب و ترکیدن فوری فوتی صنعت غرب؛ آنجایی که اشاره کرد اگر ما واردات دو و نیم میلیاردیمان از پژو را قطع کنیم، پژو فرانسه سقوط میکند.
ارسال يک نظر
» لطف کنید و دربارهی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگریست، میتوانید از فرم تماس استفاده کنید یا به symoniri روی جیمیل، ایمیل بفرستید.
» نظرات حاوی مطالب توهینآمیز -حالا به هر کسی که میخواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگتان، "//:http" را فراموش نکنید.