۱۴ شهریور ۱۳۸۹

انتقال تجربه: نا امید نشو

خاطر مبارک‌تان باشد، در یادداشت قبلی نوشتم که چطور پخش‌کننده‌ی Zen Vision به زندگی برگشت، اما نه روی ویندوز 7، بلکه روی ویندوز XP با مدیا پلیر 9 یا 10. حتی نرم‌افزار نسخه‌ی ویستای آن هم روی 7 نصب نمی‌شد. کار به جایی رسید که با خواندن یک یادداشت قصد کردم نسخه‌ی پایین‌تر مدیا پلیر را نصب کنم و البته این بعد از آن بود که VMWare را به عنوان ماشین مجازی برای نصب XP اجرا کردم و از کندی‌اش –که حتی می‌تواند به خاطر سخت‌افزار باشد- حالت تهوع گرفتم. نصب نسخه‌ی پایین‌تر مدیا پلیر اصلا راهکار خوبی نبود، تغییراتی که در رجیستری دادم -همراه با اشتباه در نگرفتن پشتیبان- همه‌ی Restore Pointها را به همراه اتصال اینترنت از بین برد؛ یعنی در عمل هیچ راهی نه برای برگشت بود و نه برای فهمیدن اینکه چه بلایی سربی‌نوا آورده بودم.

خلاصه بعد از چند روز دردسر و سر کردن بدون اینترنت، دوباره ویندوز نصب کردم و دوباره رفتم سراغ نصب درایورها، این بار اما از نرم‌افزار رایگانی مثل Device Doctor برای یافتن آخرین نسخه‌ی درایورها استفاده کردم و نتیجه برای بنده معجزه‌ای در حد لالیگا بود، وقتی همه‌ی درایورها نصب شدند، پخش‌کننده به راحتی شناسایی شد و حتی نرم‌افزار نسخه‌ی ویستا هم روی 7 به راحتی نصب شد.

beforescan midscan postscan

ته‌نوشت: چرا نوشتم معجزه؟ ببخشید، ببخشید (مدل علی دایی خوانده شود)، انتظار دارید در دوره‌ای که چونان فاجعه‌ی انسانی مصیبت‌باری، معجزه‌ی هزاره‌ی سوم لقب می‌گیرد و کتابی برای آن نوشته می‌شود و دفتر حفظ آثار آن راه می‌افتد، کاری مثل این که سوای راه انداختن کار من، ممکن است کار دوستان دیگری را هم را بیندازد معجزه نباشد و یک یادداشت ناقابل وبلاگی برای آن در فضایی که در چند سال گذشته همه‌ی اولیا، کمر همت به نابودی‌اش بسته‌اند نوشته نشود؟ عجب‌ها…