گاه‌نوشت‌های بی‌ربط یک احتمالا آدمیزاد

روزهای تلخ رفته

خدمت شما عرض کنم که دیگر یادم رفته بود که زمانی وبلاگی هم بود و حرف‌های نگفته‌ای که مخصوص وبلاگ بود، یک روزنه‌ی کوچک برای ارتباط با دیگر رفقا. اما خب، یادم آمد، ببخشید که دوباره سر و کله‌ام پیدا شد. برای نوشتن هم خیلی چیزها هست، خیلی چیزها. اینکه روزهای گذشته روزهای تلخی بوده‌اند، اینکه تمام می‌شوند یا نه، معلوم نیست اما انگاری پرده‌ای افتاد و حقیقت‌مان بیرون زد...
خلاصه اینکه حرف زیاد دارم اما اینکه بشود جانی دوباره به این وبلاگ سوت و کور داد نمی‌دانم، توکل به خدا ببینیم چطور می‌شود.

راستش، حرف که زیاد است اما فعلا برای شروع عرض کنم که ارادت داریم.

1 نظر:

عمو اروند در گفت...

چرا خطی خطی کرده‌ای یا اصلن نوشته‌ات را خط زده‌ای؟
آها! تو هما پا برهنه‌ی برخطی؟

ارسال يک نظر

» لطف کنید و درباره‌ی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگری‌ست، می‌توانید از فرم تماس استفاده کنید یا به symoniri روی جی‌میل، ای‌میل بفرستید.
» نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز -حالا به هر کسی که می‌خواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگ‌تان، "//:http" را فراموش نکنید.