دیشب، بعد از مدتها قهر با فوتبال زیبا، خیلی جدی و به قصد قربت، قرار بود ناسلامتی بنشینم و از فوتبال دو تا تیم فوقالعادهی این روزها لذت ببرم. حدود یازده و بیست دقیقه زدم روی شبکهی سه، طبق معمول شبکهی سه روی Intel-sat به باد رفته بود. پریدم بیرون تا سیم آنتن را برپا کنم، اما سیم نبود. از قرار معلوم، چند هفتهی پیش، سیم آنتن ییهو کنده شده و ما بیخبر.
چه کنیم؟ تمام شبکههای ورزشی موجود (اونهایی که باز میشدن) وارسی شدند، یا بسکتبال پخش میکردند یا فوتبال آسیایی بین تیمهای الاتحاد و الشباب یا آن یکی و پاختاکور، از رادیو گوش کردم و بعد از گل دوم با صورتی کش آمده خوابیدم. چه ربطی به بششانسی دارد؟
بششانسی، میتواند این باشد که هم تیمی که طرفدارش هستی بدون هیچ دفاعی ببازد، هم نتوانی حداقل پا به توپ شدن لیونل مسی را ببینی که آن جایات نسوزد و هم گزارشگر رادیو هر گذشتن توپی از دایرهی مرکز زمین را به عنوان فرصتی طلایی بهت غالب کند.
» خیر سرمون اومدیم چیدمان صفحه کلید رو فارسی کنیم و مثلا جای «پ» رو درست کردیم اما زدیم چشماش رو هم کور کردیم. این را بگذارید به جای عذرخواهی بابت «پ»های معدوم شدهی این چند خط.