گاهی، مشغول انجام دادن کارهای بیاهمیت میشویم و بعد، میافتیم به روایت و توجیه خود، در حالی که کارهای اساسیمان را لنگ گذاشتهایم.
» از کتاب کوچک کلیدهای طلایی مدیریت زمان/ یان فلمینگ/ ترجمه: مهین خالصی
گاهنوشتهای بیربط یک احتمالا آدمیزاد
گاهی، مشغول انجام دادن کارهای بیاهمیت میشویم و بعد، میافتیم به روایت و توجیه خود، در حالی که کارهای اساسیمان را لنگ گذاشتهایم.
» از کتاب کوچک کلیدهای طلایی مدیریت زمان/ یان فلمینگ/ ترجمه: مهین خالصی
روزشمارم را هنوز هم دارم، اسماش را گذاشتهام Mahmood Day و در صفحهی گوگل شخصیام. عکساش را میگذارم اینجا محض یادآوری و امید واهی دادن.
فرض هم تاریخ مبناست، روز 12 مرداد 1384 شروع شد و با ارفاقی یک روزه، 160 روز دیگر مانده. امیدوارم که حداکثر باشد. هر چند به خاتمی مدل 88 هم مثل معین دورهی قبل امیدی نیست.
» حداقلاش این است که 160 روز خیلی کمتر از 981 روز است، 821 روز سخت را از سر گذراندهایم، مابقیش را هم امیدوارم، خیلی.
» امیرجان، از ابزارک Countdown در گوگل شخصی برای این کار استفاده کردم.
بودا سخن نیکی دارد که سخت میتوان از آن در باب سیاستورزیها، اخلاقیات اجتماعی و چیزهایی از این دست که در کشورمان در نهایت صورتی نومیدانه به خود میگیرند سود جست. در روایات بودایی داستانیست از مردی که در جنگلی ناگهان به اصابت تیری از ناکجاآبادی زمینگیر میشود. دوستان و همراهان هرکدام که بر بالای سر زخمی میرسند سعی در شناخت امور جزیی و ریزخوانی ماجرا دارند. یکی تحقیق میکند تیز از کجا رها شده، یکی از خطری که این جنس چوب تیر دارد و یکی از عمق جراحت میگوید. بودا اما در یک کلام میگوید، فرد در حال جان دادن است، ابتدا تیر را در بیاورید و مداوایاش کنید. این سخن که شاید در نظر نخست خیلی هم بدیهی به نظر آید دقیقاً حلقهی مفقودهی بسیاری از صحبتهای این روزها باشد.
خیلی راحت بگویم سی سال است که این چهارسالهای سرنوشتساز که قرار بود ایران را از این رو به آن رو بکند میگذرد و هنوز انگار نه انگار. در این تصور تغییر البته یک چیز همیشه کم است: تدبیر و تدبر. این داستان مرا یاد جملهای میاندازد که روی دیوارهای مترو به نقل از امام علی یا کسی دیگری نصب شده: آگاه باش اگر ندانی به کجا میروی هیچگاه به مقصد نخواهی رسید. این یعنی پس از سی سال برنامهریزی هنوز راهی برای کاهش فشارها و دردهایمان پیدا نشده. این حرف گهربار همان است که بودا به نوعی دیگرش بازگفته. تا مدتها که راست یا دروغ فقط نشان میدادیم پهلوی مسبب چه مصیبتهایی بود، بعد که جنگ پدید آمد، بعد که ارزشهای دینی بواسطهی پرداختن به امور دنیایی بیارزش شد، بعد که… اینها را مسببان مشکلات قلمداد کردیم اما آیا قدمی برای از میان برداشتن دردها هم برداشته شد؟
» متن کاملاش را در وبلاگ نامههای سوشیانت هزارم به قلم امیرعباس ریاضی بخوانید.
یک بار باید حتما بنویسم که بچهها -که سیدکامیار هم یکیشان است- چه جور سوالهایی میپرسند، اما این بار نه. حالا تقریبا چهارسالونیم دارد و علاوه بر یاد گرفتن چند کلمه فحش ناقابلی که من با هر بار شنیدن در و گوهرهای جاری شده بر زبان رییسجمهور نه چندان محبوبمان میگویم، به لطف دوبلهی افتضاح کارتونها و بازیها و به مدد دیگر دوستاناش در مهد کودک، پسرکم شده یک فرهنگ صد و شصت جلدی فحاشی متحرک.
چند روز پیش یک لنگه پا بودیم جلو معلم زباناش که حضرت آقا دری وری گفته. در راه برگشتن و این یکی دو روز کلی باهاش حرف زدیم که فحش دادن کار خوبی نیست و دوستانات ناراحت میشوند و اینها. بعد از همهی فرسایشها و فرمایشها، یککاره برگشته که: “اگر فحش خوب نیست پس چرا فحش رو درست کردن؟ کی درست کرده؟ چرا؟”
میبینی، بساط داریم به خدا.
* این را هم اضافه کنم که این فرشتههای کوچولوی فلان فلان شده، خدای عوض کردن حرف و پیچاندن قضیه هستند، به جان…
دولتی که درخواست کارشناسان برای مصرف عاقلانهی درآمدهای خود را به موضعگیری سیاسی تعبیر کرد و هشدار آنان از شیوع بیماری هلندی را نادیده گرفت و نگرانیهای ابرازشده نسبت به آثار مخرب کاهش درآمدهای نفتی را بیپایه دانست، با چنان بیمبالاتی درآمدهای ارزی کسب شده ظرف سه سال گذشته (که از درآمدهای نفتی 10 سال قبلی بیشتر بود) را مصرف کرده است که امروز با کسری بودجه عظیم مواجه شده است. در برخورد با این کسری بودجههای عمده، به جای پذیرش اشتباهات و رفتار عاقلانه، به پاک کردن صورت مساله متمایل شده است. به جای آنکه صادقانه با مردم از کسری بودجه صحبت کند و هشیارانه و هوشمندانه به حل مشکل بپردازد و راه حلهای سنجیده و مبتنی بر واقعیات را برگزیند، همچون مودی مالیاتیای که برای فرار از مالیات در حسابهای خود دست میبرد، از دستکاری بیمحابانهی بودجهی سالیانه یک ملت که سرنوشت قشر عظیمی از مردم را رقم میزند، باکی ندارد.
وزارت نفت با موافقت هیئت وزیران، در قالب "هدیه رئیسجمهوری”، مبلغ 50 میلیارد ریال اعتبار به 23 هزار زوج دانشجو و هزار زوج طلبه اختصاص داد. به گزارش شبکه خبر به نقل از روابط عمومی سازمان ملی جوانان، این میزان اعتبار در نشستی كه 10 آذر تشكیل شد، مصوب شد و مصوبات این نشست 15 بهمن به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت نفت، معاونت برنامهریزی و نظارت راهبردی رئیسجمهوری و سازمان ملی جوانان ابلاغ شد.
بر اساس این مصوبه همچنین، مبلغ 100 هزار ریال بن كتاب برای 25 هزار زوج دانشجو و طلبه اختصاص خواهد یافت.
یادش به خیر، یک بابایی هم بود که میخواست پدر مافیای نفت رو بسوزونه، چه شد پس؟ شرکت نفت رسما شده قلک هیئت دولت.
عرض کنم خدمت شما که این، عنوان کتابیست که وحیدخان صالحی فرید نوشته؛ کتابی که اینطوری معرفیش کرده:
کتاب «اینترنت در دستان شما»، حاصل تلاش یک سالهای است در جهت جمعآوری برخی نکات جالب و تاثیرگذار برای کسانی که میخواهند شروع قدرتمندی در اینترنت داشته باشند و خیلی چیزها را بدانند، اما ممکن است پیمودن این مسیر برای آنها زمان درازی طول بکشد. در کتاب «اینترنت در دستان شما» سعی شده است بسیاری از مطالبی که برای وبگردها و همچنین وبلاگنویسها، مهم و ضروریست در کنار هم گردآوری شود تا در نهایت مطالب آن ایدههایی را به آنها بدهد که به کمک آن بتوانند اینترنت را در دستان خود داشته باشند!
بخشهایی از کتاب را هم محض نمونه میتوانید در وبلاگ "آقا وحید صالحی فرید" بخوانید و آن وقت در صورت تمایل کتاب را بخرید. چطوری؟ مثلا خرید پستی چطور است؟
» RSS، جادوی اینترنت
» راهنمای کامل ثبت دامنه شخصی (ثبت دامنه، Domain)
» چگونه هر روز مطالب وبلاگمان را به روز نماییم؟
» چگونه یک دامنه شخصی را به بلاگر متصل کنیم؟
با توجه به بخشهای نمونه به نظرم کتاب خوبیست، البته باید کامل کتاب را خواند. خاطر مبارکتان باشد که این مطلب، به هیچ وجه به طمع آن یکی دو جلد کتاب رایگان نوشته نشده، به جان…
توضیح فید سبز، فید آبی را اینجا نوشتهام، اما خلاصهاش این است که فید سبز، فقط یادداشتهای وبلاگ است و فید آبی، یادداشتها به اضافهی لینکهایی که به خوشمزه میفرستم.