۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸

و آیا اصلا پرداخت مالیات، همه‌ی کارکنان دولت را نوکر ما می کند؟

خب، راستش این هم سوالی‌ست بالاخره. به‌خصوص وقت‌هایی که ارباب رجوع محترم، به واسطه‌ی کاری درب اتاق دیگری معطل است و در عوض به ما که در اتاق دیگری هستیم و کارمان چیز دیگری‌ست نگاه‌هایی در مایه‌های فحش‌های رکیک می‌کند. البته ما که ته دل طرف نبودیم و قصد چسباندن وصله هم نداریم خدای نکرده، اما چشم‌هایش چیز خوبی را نوید نمی‌داد.

یا وقت‌هایی که راننده‌های کامیون با زیرپیراهن و شلوارهای مامان‌دوز گله گشاد می‌آیند داخل ساختمان و یقه‌ی اولین نفری که می‌بینند می‌گیرند و پول حمل بارشان را طلب می‌کنند. این بنده‌خداها چه می‌دانند که مثلا یک فرآیند تبدیل بارنامه به سند و گرفتن چهار میلیون امضا و تبدیل شدن به چک و پول طول می‌کشد، یک مثلا “عباس آقا نامی” در باربری فلان‌شهر یک کاغذ (بارنامه) داده دستش و گفته “بار رو می‌رسونی پول رو می‌گیری جَلدی برمی‌گردی کار داریم”، مثلا.

جمله‌های آشنای مضحکی هم مثل “من نوکر ملت هستم”، به این آتش دامن می‌زند. ملت، دولت نوکر ما نیست، دولت ابزاری‌ست برای هدایت و کنترل منابع و مصارف که ما همدیگر را نخوریم، البته به جز دولت نهم که همه‌مان را شهید کرده از آن لحاظ.

باید این را یاد بگیرم که از جای درست متوقع باشم، وقتی با حسن کار دارم، یقه‌ی حسین توی دستم چه کار می‌کند؟
بگذریم…