۳۱ شهریور ۱۳۸۸

از چه زمانی راننده‌ی بهتری شدم

این روزها حس می‌کنم رانندگی‌ام بهتر شده، چون نه به چراغ راهنمایی اهمیتی می‌دهم و نه به حق تقدم. راهنما می‌زنم؟ راهنما همان نبود که وقتی می‌زدی آب به شیشه می‌پاشید و چپ و راست شیشه را تمیز می‌کرد؟ دیدی، قبول کن که یاد گرفتم.

۳۰ شهریور ۱۳۸۸

موانع اساسی پیاده‌سازی استراتژی

موانع مربوط به عدم انتقال استراتژی فقط 5٪ کارکنان استراتژی را می‌فهمند.
موانع مربوط به عدم هم‌سویی کارکنان فقط 25٪ مدیران، منافع خود را در پیوند با اجرای استراتژی می‌یابند.
موانع مربوط به عدم تعهد مدیریت 85٪ از مدیران ارشد، در ماه، کمتر از یک ساعت از وقت‌شان را به بحث پیرامون استراتژی اختصاص می‌دهند.
موانع مربوط به عدم تخصیص منابع فقط 40٪ سازمان‌ها بودجه‌ی خود را استراتژی اتصال می‌دهند.

 

در سال 1999، مجله‌ی Fortune در مقاله‌ای ادعا کرد که 70 درصد دلیل شکست مدیران ارشد اجرایی در آمریکا، نه به خاطر ضعف آن‌ها در فرموله کردن استراتژی، بلکه به دلیل عدم توفیق‌شان در پیاده‌سازی استراتژی‌های‌شان بوده است.

» سازمان استراتژی محور/ رابرت اس. کاپلان، دیوید  پی. نورتون/ ترجمه: پرویز بختیاری

۱۱ مرداد ۱۳۸۸

اگر امید داشته باشیم

As long as we have hope, we have direction, the energy to move, and the map to move by.
We have a hundred alternatives, a thousand paths and n infinity of dreams. Hopeful, we are halfway to where we want to go; Hopeless, we are lost forever.

تا زمانی که امید داریم، هم راه خود را گم نمی‌کنیم، هم انرژی داریم برای حرکت، و هم نقشه‌ای برای طی مسیر.
همه‌ی ما صدها راه جایگزین می‌شناسیم؛ هزاران راه، و بی‌نهایت رویا و نقشه و آرزو.
اگر امید داشته باشیم، نیمی از راه را رفته‌ایم، اگر امید نداشته باشیم، تا ابد گمشده‌ایم.

نمی‌دانم چطور شد که این چند خط را دیدم. خیلی وقت پیش می‌بایست نقل قول می‌کردم از وبلاگ هزاران نقطه که حالا خصوصی شده و دسترسی ندارم به‌ش برای لینک دقیق یادداشت.

۰۶ مرداد ۱۳۸۸

قواعد نام‌گذاری توابع و ماکروها در اکسل

در نوشتن توابع (Sum و Function) در VBA قواعد زیر را در نام‌گذاری رعایت ‌می‌کنیم.

1ـ از حروف، اعداد و بعضی کاراکترهای نقطه‌گذاری می‌توان استفاده کرد، اما کاراکتر اول باید از حروف باشد.
2ـ از فاصله (Space) یا وقفه استفاده نمی‌کنیم.
3ـ VBA تفاوتی بین حروف کوچک و بزرگ قائل نیست.
4ـ از هیچ یک از این کاراکترها نمی‌توان استفاده کرد: !، @، #، $، %، ^، &، *
5ـ مطمئن باشیم که نام تابع شبیه به آدرس سل‌ها نیست؛ مثل AC12. البته در اکسل می‌شود از این دست اسامی برای توابع نوشت، اما چرا باید داستان را -از چیزی که هست- گیج‌کننده‌تر کنیم؟
6ـ اسامی توابع نباید از 255 کاراکتر بیشتر باشند.

بعضی‌ها، برای توابع، اسامی کاملی شامل شرح کار تابع می‌نویسند، مثل این‌ها که در ادامه می‌بینید، WriteReportToTextFile یا Get_Options_and_Print_Report. این روش نام‌گذاری، معایب و مزایای خودش را دارد. عیب‌اش این است که طولانی‌ست و خوبی‌ش این است که نقطه‌ی تاریک باقی نمی‌گذارد؛ کامل و واضح است. خب، هر کسی هم روش خودش را در نام‌گذاری توابع دارد اما نکته‌ی اصلی این است: نام تابع باید واضح و کامل باشد و از انتخاب اسامی بی‌معنی خودداری کنیم.

» منبع: کتاب Excel 2007 VBA Programming For Dummies صفحه‌ی 69
» قبلا نوشتم که "چگونه یک کتاب خوب را نخریم". هنوز هم جواب می‌دهد. منتها با این تفاوت که دیگر برای کتاب احتیاجی به جستجو نیست، در Gigapedia.net همه‌شان را پیدا می‌کنید.

» یک چیزی هم اینجا اضافه کنم و بروم. از انگلیسی بودن کتاب نترسید، کتاب زبان نیست که، کتاب اکسل است، متن‌اش هم خیلی ساده و روان است. اینقدر ساده است که کسی مثل بنده هم دارد می‌خواندش. تو فکر می‌کنی خیلی وضعت بدتر از من است؟ نترس، بخوانش. یعنی اصلا ممکن است چنین کتابی با ترجمه لطمه بخورد، چون بعید می‌دانم کسی را داشته باشیم که در حد نویسنده‌ی کتاب با خانواده‌ی آفیس و به‌خصوص اکسل آشنایی داشته باشد. البته کار نویسنده‌اش از آشنایی گذشته، به‌ش می‌گم خدای اکسل.

» از همان سری یادداشت‌های پیش‌نویس، همین. این یکی هجدهم سپتامبر نوشته شد.

۰۳ مرداد ۱۳۸۸

آیا کتاب‌ها فقط برای دزدیدن چاپ می‌شوند؟

آیا تو، همان دزد معروف کتاب هستی؟ آیا دزدی به خجالت چه ربطی داره؟ آیا کتاب به جز دزدیدن کاربرد دیگه‌ای هم داره؟ آیا مگه لبوفروش سر چهارراه چه گناهی کرده که این روزها همه‌ی کتاب‌ها الکترونیکی شدن؟ آیا خاک تو سر دزدت کنن بدبخت؟ آیا دست مجازی دزد مجازی رو می‌شه مگه قطع کرد نامردا؟

۰۲ مرداد ۱۳۸۸

Ahmadinejad is not my elected president

گمان نمی‌کنم هیچ فراخوان خاصی هم لازم باشد، هیچ دعوت خاصی.

۳۰ تیر ۱۳۸۸

بلاگر، مرگ یک بار شیون یک بار؛ چه خاکی به سر پوسته‌ی وبلاگ‌ام بریزم

main-header-2.gif عرض کنم خدمت شما، بعد از مدت‌ها کم‌کاری و بیکاری که بیشترش هم به علت تبخیر بلاگر بود، بالاخره به همت و تلاش وب سه و مجتبی ستوده، می‌شود گفت که کار فارسی‌سازی پوسته‌های پیش‌فرض بلاگر تمام شده؛ با استفاده از یک فایل css خارجی که همه‌ی 38 پوسته‌ی پیش‌فرض بلاگر را به شکل مناسبی نمایش می‌دهد.

برای اطلاعات بیشتر، یادداشت «فارسی‌سازی استاندارد همه‌ی پوسته‌های بلاگر بدون دانش کدنویسی» را در مستندات بلاگر فارسی بخوانید و اگر حس کنجکاوی‌تان اغنا نشد، راهنمای فارسی‌سازی پوسته‌های بلاگر در ویکی بلاگر فارسی، کمک خوبی‌ست.

» ببینم چه می‌کنید :)
» اما یک نکته، فایل فارسی‌ساز، با آیکن‌ها و تصاویر ریز و درشت پوسته کاری ندارد و صرفا نمایش متن را اصلاح می‌کند.

۰۶ اردیبهشت ۱۳۸۸

والدین مثبت

خدمت شما عرض کنم که یکی از معضلات والدین، برخورد با بچه‌هاست؛ اینکه مثلا چگونه می‌شود نظم را یادشان داد. خدا را شکر که هنوز برخی از سایت‌ها از دست عموی ملعون‌مان در امان مانده‌اند، نمونه‌اش هم KidsHealth که حالا افتاده‌ام لای Positive Parentاش، همین.

۰۵ اردیبهشت ۱۳۸۸

عجب!

... نماینده‌ بسیج دانشجویی این سوال را مطرح کرد که «شما ده‌ها نقد به دولت نهم وارد کرده‌اید، آیا این دولت نقطه قوت ندارد؟»
موسوی در پاسخ گفت: «رسانه ملی هر لحظه در حال تبلیغات برای دولت نهم است. عده‌ای همواره می‌گویند که موسوی 20 سال سکوت کرده است ولی نمی‌گویند که در شورای انقلاب، شورای عالی دفاع و مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشته است. چطور است که رسانه‌های ملی و دولتی در خدمت یک تکان دادن جزیی دست یک مدیر هستند اما به سراغ آدمی با این مسوولیت‌ها نمی‌روند. چرا در این مدت یک رسانه در دست دولت و حکومت هیچ مصاحبه‌ای با من نکرد؟ پس به من حق بدهید که در این 50 روز بیشتر به فکر بیان دیدگاه‌های خود باشم تا تعریف از دیگران. بنده با توجه به این همه تبلیغات رادیو و تلویزیونی که از خدمات بی‌شائبه‌ی دولت می‌شود حیف می‌دانم که وقت خود را در این باره تلف کنم».

حرف‌های شیرینی‌ست واقعا، اما چند تا پاراگراف بالاتر چقدر حرف‌های میرحسین شبیه حرف‌های "آقامون محمود" می‌شود وقتی که چهار سال قبل صحبت از آزادی و لباس بود. به گمانم، بدبینی، بزرگترین ارمغان دولت دروغ بود در این چهارسال، قبل‌ترها خیلی ملت خوش‌بینی بودیم، خیلی، آن‌قدر که به حرف‌های ساده و بامزه‌ی آقا سیدمحمد خاتمی دل‌مان خوش می‌شد؛ که ایران هم بهشت می‌شود به خواستنی، و خواستیم اما نشد.

» بی‌ربط، قبل‌تر، این ScribeFire برچسب‌های بلاگر را می‌شناخت، کجایید ای همه‌ی برچسب‌های من آخه!
» پیدا شد. امضا، آی‌کیو یوسف! خدا پدر و مادر اسکرول رو بیامرزه.

۳۰ بهمن ۱۳۸۷

چرا فحش بد است؟

یک بار باید حتما بنویسم که بچه‌ها -که سیدکامیار هم یکی‌شان است- چه جور سوال‌هایی می‌پرسند، اما این بار نه. حالا تقریبا چهارسال‌ونیم دارد و علاوه بر یاد گرفتن چند کلمه فحش ناقابلی که من با هر بار شنیدن در و گوهرهای جاری شده بر زبان رییس‌جمهور نه چندان محبوب‌مان می‌گویم، به لطف دوبله‌ی افتضاح کارتون‌ها و بازی‌ها و به مدد دیگر دوستان‌اش در مهد کودک، پسرکم شده یک فرهنگ صد و شصت جلدی فحاشی متحرک.

چند روز پیش یک لنگه پا بودیم جلو معلم زبان‌اش که حضرت آقا دری وری گفته. در راه برگشتن و این یکی دو روز کلی باهاش حرف زدیم که فحش دادن کار خوبی نیست و دوستان‌ات ناراحت می‌شوند و این‌ها. بعد از همه‌ی فرسایش‌ها و فرمایش‌ها، یک‌کاره برگشته که: “اگر فحش خوب نیست پس چرا فحش رو درست کردن؟ کی درست کرده؟ چرا؟”

می‌بینی، بساط داریم به خدا.

* این را هم اضافه کنم که این فرشته‌های کوچولوی فلان فلان شده، خدای عوض کردن حرف و پیچاندن قضیه هستند، به جان…

بدعت جدید بودجه‌نویسی: شناسایی سود و مالیات موهوم

دولتی که درخواست کارشناسان برای مصرف عاقلانه‌ی درآمدهای خود را به موضع‌گیری سیاسی تعبیر کرد و هشدار آنان از شیوع بیماری هلندی را نادیده گرفت و نگرانی‌های ابرازشده نسبت به آثار مخرب کاهش درآمدهای نفتی را بی‌پایه دانست، با چنان بی‌مبالاتی درآمدهای ارزی کسب شده ظرف سه سال گذشته (که از درآمدهای نفتی 10 سال قبلی بیشتر بود) را مصرف کرده است که امروز با کسری بودجه عظیم مواجه شده است. در برخورد با این کسری بودجه‌های عمده، به جای پذیرش اشتباهات و رفتار عاقلانه، به پاک کردن صورت مساله متمایل شده است. به جای آنکه صادقانه با مردم از کسری بودجه صحبت کند و هشیارانه و هوشمندانه به حل مشکل بپردازد و راه حل‌های سنجیده و مبتنی بر واقعیات را برگزیند، همچون مودی مالیاتی‌ای که برای فرار از مالیات در حساب‌های خود دست می‌برد، از دستکاری بی‌محابانه‌ی بودجه‌ی سالیانه یک ملت که سرنوشت قشر عظیمی از مردم را رقم می‌زند، باکی ندارد.

» متن کامل به قلم حسین عبده تبریزی در روزنامه‌ی سرمایه