در یک تکه از فیلم “ملاقات با رابینسونها”، لوییس از پدربزرگ میپرسه که “چرا سگتون عینک میزنه؟”
پدربزرگ هم جواب میده “برای اینکه بیمه پول نمیده لنز بگذاره.”
کارتون خوبیست اگر کارتون دوست دارید، یک شخصیت محشر هم دارد که ترجمهاش کردهاند “سرکلاهخان”. دوبله شدهاش را ببینید و از دوبلهی این شخصیت لذت ببرید.
تا دیر نشده بنویسم اگر میخواهید شما هم گوش کنید. ساعت شش تا ششونیم صبح برنامهای پخش میشود ار رادیو جوان به نام “از بسمالله تا تسنیم”. قرائت قاریان مختلف را پخش میکند، بی هیچ تفسیر و توضیح اضافهای. برنامهی فوقالعادهایست، فقط هم تا پایان ماه رمضان پخش میشود.
» به خاطر اشکال در کادر نظرات مجبور شدم پوستهی اینجا را عوض کنم، موقتیست. چون اینجا را با رنگ سفید بیشتر دوست دارم. دلیلش؟ بماند.
منتها اگر این پوسته را میخواهید اینجاست، در پوستههای بلاگر فارسی.
به سلامتی بعد از اضافه شدن فونت تاهوما به ویرایشگر GMail، حالا دیگر مشکل راستبهچپ هم حل شده، اینجا نوشته.
وبلاگ عمو اروند مدتهاست تبخیر شده و هیچکس هم در ادارهی مبارزه با وبلاگ پاسخگو نیست. اینکه خاطرات عمو اروند، چه کمکی به براندازی میکند معلوم نشده. اگر مشترک فیدبرنرش باشید مشکلی نیست اما اگر نیستید و با دیدن وبلاگش بیشتر خوش هستید amoo و arvand را با یک خط فاصله جدا کنید؛ amoo-arvand.
قبلا هم نوشتم که فرار گردن از تبخیر در بلاگر خیلی راحتتر از آنیست که فکرش را میکنید. و البته، تبخیر ابلهانه همچنان پابرجاست.
اول کار بنویسم که این یک تصویر است از خلاقیت یک مشت آدم شادمغز. نوشتم که بابای یسنا هول نکند که ای بابا سهمیهی امروزمان هم که تمام شد.
خاطرتان هست در مورد سهمیهبندی اینترنت نوشتم چند ماه پیش. هر از گاهی ما ترفندی پیدا میکنیم برای گذر از این دیوار مضحک و بالاییها دنبال راهی میگردند برای بستن روزنهی تازه. و بستن روزنه راهیست برای فکر دوباره برای گذر. نه ما توانستهایم قانعشان کنیم که دست از مسخرهبازی بردارند نه آنها توانستهاند جلومان را بگیرند. آنها نمیخواهند قانع شوند و ما نمیتوانیم جلو خودمان را بگیریم. کار، مدتیست که از دست شده.
تنها کار جدیدشان این است که در صفحهی اعلان اتمام سهمیهی روزانه، نوآوری به خرج دادهاند و این شکلیش کردهاند و نصب اوپرا –که یکی از روزنهها بود و هست- را محدود و مشروط کردهاند به دسترسی ادمین.
و ای کسانی که در گودر میزنید متنها را حذف میکنید و فقط عنوان یادداشت را باقی میگذارید، بدانید و آگاه باشید که گودر با لینکدونی تفاوت دارد، و شما از مردگانید.
» من اگه دستم میرسید هم کاری نمیتونستم بکنم اما خداییش توی اون روح پرفتوحتون جماعت. آخه واسه چی میزنید ناقصش میکنید، چرا؟ حالا که این رو نوشتم یک جملهی خز هم بنویسم: “آخه شماها برای کی کار میکنید؟” :-) نکنید این کارها رو، نکنید.
عرض کنم خدمت شما که وب 3 که ماشاءالله حضور خانوادگی پرشوری هم به اتفاق خواهرش در وبلاگستان فارسی دارد در دو یادداشت مفصل توضیح داده که چگونه در بلاگر وبلاگ راه بیندازید و چگونه وبلاگ بلاگرتان را سر و سامان بدهید.
» راهنمای کامل ایجاد وبلاگ در بلاگر
» آموزش کامل بلاگر؛ معرفی همهی بخشها، تنظیمات، امکانات
افراد موفق، قدرت تعهد را میدانند. به عبارت دیگر، تنها باوری که جزء جدانشدنی موفقیت محسوب میشود تعهد است. هیچگونه موفقیت چشمگیری بدون تعهد فوقالعاده ممکن نیست. همانطوری که میدانیم، پیگیری بیوقفهی هدف، رمز موفقیت است.
» رفتار سازمانی، رضاییان
هیچ دقت کردی که یک جمله را سه-چهار بار تکرار کرد. انصافا خواندن کتابهای دکتر رضاییان یکی از زجرآورترین تجربیات دانشجوهای مدیریت -و هر کس دیگری که آنها را بخواند- است. اما در این مورد خاص، تکرارش هیچ عیبی ندارد. رمز موفقیت آدمها، در پشتکار آنهاست؛ در پیگیری بیوقفهی هدف. رمز موفقیت آدمها، در…
» منظورش از تعهد هم، همان “پیگیری بیوقفهی هدف” است، همان “پشتکار”.
خب، راستش داشتن فرم تماس در وبلاگها دیگر به سختی گذشته نیست. سایت Kontactr.com به راحتی امکان داشتن چنین فرمی را به شما میدهد. میتوانید فرمهای توکار با ساختار HTML یا Ajax داشته باشید یا فقط یک دکمه در صفحهی اول که همین کار را میکند. کافیست در Kantactr.com ثبت نام کنید و کدهای مربوطه را بگیرید.
و اما در بلاگر، یک یادداشت جدید ایجاد کنید و مثلا برایش یک slug بگذارید؛ مثل Contact-form و بعد کدهای دریافت شده را در بخش “ویرایش HTML” -و نه “ایجاد کردن”- یادداشت کپی کنید. منتها ایرادی که دارد این است که بعد از انتشار فضای خالی زیادی در ابتدای یادداشت مورد نظر وجود دارد. چارهاش این است که خطوط کدها را بدون فاصله یا زدن Enter به هم بچسبانید. تصویر زیر کمکتان میکند. (منبع)
این وبلاگ هم از همین روش برای فرم تماس استفاده کرده، اینجاست. بهانهی نوشتن این یادداشت هم همین اصلاح فرم بود، همین.
