روزی که قطعنامه 598 پذیرفته شد، یک شبه از تمام در و دیوار شهر، شعارهای خیلی خیلی معروفی مانند «جنگ، جنگ تا پیروزی» و «راه قدس از کربلا میگذرد» به سرعت برق و باد حذف شد. حالا تمام «مرگ بر آمریکا»ها و «شیطان بزرگ»ها و «Down with USA»ها قرار است پاک شود. مهم نیست، رحیم مشایی میگوید که حواسها برود سمتی دیگر. لایحهی چند همسری میرود مجلس که باز حواسها برود سمت دیگر. این مملکت نیاز دارد قانونی پیدا کند که بشود مردان را افسار زد، وگرنه حق نداشتن زنان که خودکار در همهی قوانین و سنتها و اجماعها موجود است و نیاز به قوانین بیشتر ندارد.
» متن کامل در جستوجوی نخود سیاه
باز هی بروید و بگوئید هسته مسته حق مسلمتان است!
تا وقتی عشقمان است که انگشتمان را در چشم و ماتحت همهی دنیا بکنیم و کیف کنیم که دیگران از ما میترسند، باید هم فراموش کنیم که داشتن یک زندگی آرام و بیدغدغه طبیعیترین و مسلمترین حقی است که هر جاندار دوپایی در این دنیا دارد و البته ما در این کشور نفتخیز نداریمش!
عرض کنم خدمت شما، خاطر مبارکتان باشد چند روز پیش در مورد اینترنت هوشمند نوشتم، اما گویا این مدل بندرعباسیش خیلی با بقیه فرق دارد. زنگ زدهاند و آدرس خواستهاند که قبض بفرستند. چنین موردی برای یکی دیگر از دوستان هم پیش آمده این مورد. برایش قبض فرستادهاند که شما 9000 ساعت متصل بودهاید.
چنین قبضی را پرداخت نمیکنم، چون اصلا قرار نبوده. اینترنت هوشمند یعنی اینکه پولش بیاید روی قبض تلفن، نه اینکه هر شرکتی دلش خواست بیاید قبض صادر کند و مردم را سرکیسه کند. لازم باشد شکایت هم میکنم ازشان بابت کلاشی مجازی و مزاحمت تلفنی.
استفاده هم بستگی به خودتان دارد، میتوانید استفاده کنید اما هیچ قبضی را پرداخت نکنید. استفاده هم باشد برای وقتهایی که کارت ندارید و ناچارید.
وقتی مربی تیم ملی کشتی فرنگی، از نبودن شادی در اردوی کاروان ورزشی ایران در دهکدهی المپیک پکن صحبت میکرد و میگفت تیمهای مختلف اعزامی از ایران یکدیگر را نمیشناسند و مثل غریبهها هستن با هم، آقای همهفنحریف گفت که این چه حرفیه، من خودم معلمام و همه دانشجوها و دانشآموزهام شادن، همینجا رو ببینید، من به بچههای پشت صحنه سلام میکنم. و خیلی لوس، برای بچههای پشت صحنه دست تکان داد و گفت “سلام بچهها، خسته نباشید”.
میگفت من از کشتی سر در نمیارم اما چرا؟ چرا ایران فقط یک مدال برنز میگیره؟ البته من از کشتی سر در نمیارم. و دوباره همان سوالها را تکرار میکرد.
بگذریم. دیشب رئیس فدراسیون کشتی و سرمربیهای دو تیم آزاد و فرنگی مهمان جوادآقای خیابانی بودند. میزبان خوبی نبود، در واقع افتضاح بود. هی میپرید وسط حرفهای مهمانها و با تاکید میخواست که حواب سوالهای بی سر و تهش را با یک “آره” یا “نه” جواب دهند. سوال مضحکی مثل این: “آیا حرمت کشتی ایران فقط یک مدال برنز است؟” و خب البته، واضح است که منظورش “حق” بود و “حرمت” گفته. از لحن تند و گزندهی سوالاتاش نمیگذرم، اینهایی که روبرویاش نشسته بودند سوای تجربه و کارکشتگی و خبرهگی در کارشان، همه از نظر سنی از جوادآقای قصه بزرگتر بودند. خداییش دلم میخواست قلعهنوعی آنجا بود و حقاش را میگذاشت کف دستاش. مثلا بهش میگفت: “شما که سر در نمیاری حرف بیخود نزن”، یا “شما که چیزی حالیت نیست، شکر میخوری که توی کاری که بهت مربوط نیست دخالت میکنی”. حتما دلم خنک میشد، حتما.
خوب است که دارند این بار پیگیری میکنند ناکامی ورزش ایران را، خیلی خوب است. اما بهتر نیست که چند تا اینکاره را بیاورند برای طرح سوال؟ جوادآقای خیابانی که حتی به فوتبال هم ربطی ندارد، چه معنی دارد در همهی ورزشها دخالت کند. دیشب نشان داد که نه تنها از کشتی، که از حرف زدن هم سر در نمیآورد.
کاری ندارم به اینکه کاروان ایران چه کرد و چرا اینطوری شد، چون من هم مثل جوادآقای خیابانی سر در نمیآورم از خیلی از رشتههای ورزشی و فقط تماشاگرم، منتها بد ندیدم رفتار این دوست همهفنحریفمان بنویسم، همین.
» یک.
اول اینکه یکی از کارهای اضافه در پوستههای هک شده این است که توضیح میدهیم که "اگر قصد دارید از این پوسته استفاده کنید" بروید کدهای مثلا زیر را پیدا کنید و آدرس فید وبلاگتان را جایگزین کنید. خب، این اشکالیست که همیشه باقی میماند و اگر پوسته را برای کسی فرستادید او هم همین مشکل را دارد.
جایی که قصد دارید فید/فیدهای وبلاگتان را نمایش دهید از کدهای زیر استفاده کنید.
فید وبلاگ: <a expr:href='data:blog.homepageUrl + "feeds/posts/default"'>
<img title="فيد يادداشتها" height="28" alt="فيد يادداشتها" src="http://i38.tinypic.com/2cii5xy.jpg" width="28" /></a>
فید نظرات وبلاگ: <a expr:href='data:blog.homepageUrl + "feeds/comments/default"'>
<img title="فيد نظرات" height="14" alt="فيد نظرات" src="http://i35.tinypic.com/1zbzd5y.jpg" width="14" /></a>
اینکه دقیقا از همین کدها استفاده کنید یا نه بستگی به سلیقهی خودتان دارد اما روال کار همین است و میشود از کدهای اصلی -مربوط به لینک- که در خط اول هر کدام از رشتهها مشخص است استفاده کرد. من برای ژانگولر بیشتر قضیه از دو تا عکس استفاده کردهام که نتیجهاش را میبینید. آیکن بزرگتر، فید وبلاگ است و کوچکتر، فید نظرات وبلاگ.
» دو.
در اغلب پوستههای بلاگر، عنوان صفحات تکی وبلاگ، در واقع عنوان وبلاگ است به اضافهی عنوان یادداشت. برای اینکه پیشنهاد بهتری برای موتورهای جستجو داشته باشیم کارشناسان بلاگری -من چکاره باشم آخه- پیشنهاد میکنند، عنوان وبلاگ را از صفحات تکی حذف کنیم. دنبال کد زیر بگردید و آنها را با کدهایی که در ادامه میآید عوض کنید.
<title><data:blog.pageTitle/></title> <b:if cond='data:blog.pageType == "index"'>
<title><data:blog.title/></title>
<b:else/>
<title><data:blog.pageName/></title>
</b:if>
این کدها، کدهای اصلی را ویرایش میکنند. توضیحش این است که اگر صفحهای که در حال دیدناش هستید، یک صفحهی تکیست، عنوان یادداشت را در عنوان صفحه نمایش دهد و اگر در صفحهی اصلی هستید عنوان وبلاگ را نمایش دهد.
اگر میخواهید بدانید در بلاگر چه چیزهایی به عنوان کاربر خواهید داشت این صفحه را ببینید. و اگر دلتان میخواهد داشبورد و صفحات مختلف تنظیمات بلاگر نمای بهتری داشته باشند استایل بلاگر فارسی را نصب کنید.
» خب البته ایراد زیاد دارد و به مرور اصلاح میشود، اما برای شروع خوب است.
عرض کنم خدمت شما که widget را ترجمه کردهاند ابزارک و ما هم به میل و رغبت استفاده میکنیم. حالا Gadget را چه معنی کنیم؟ ابزارک؟ البته Widgetها و Gadgetها در مفهوم وبلاگی –و بهخصوص از نوع بلاگریش-، کارکردی یکسان دارند، محض توضیح عرض کردم. یعنی در “بخش اضافه کردن المان"، چه widget اضافه کنیم و چه Gadget، فرقی نمیکند.
» سهم واردات ايران از كشورهای مختلف نيز به اين ترتيب است: امارات 22 درصد، آلمان 12 درصد، چين 7 درصد، سوييس 5 درصد، فرانسه و كره جنوبی 5 درصد، ايتاليا 4 درصد، هند 3 درصد، انگليس 3 درصد، ژاپن 2 درصد و ساير كشورها 32 درصد.
بخش کوچکی از این 22 درصد امارات، مربوط میشود به بنزین با اکتان 95 و بخش عمدهاش هم مربوط به صادرات مجدد کالاست به ایران؛ کالاهایی که به خاطر تحریم نمیتوانیم بخریم و با واسطه و از طریق امارات وارد میکنیم. خلاصهش اینکه چه میکنه این صادرات مجدد.
گزارش مفصلیست و اگر آنهایی که این روزها ادعای جهانگشایی دارند کمی حواسشان -در این واپسین ماههای اقتدار- سر جاش باشد میتوانند کمی از آب رفته را به جوی بازگردانند؛ البته بعید به نظر میرسد، بعید.
خدمت شما عرض کنم، بعد از مدتها تلاش شبانه روزی متخصصین داخلی و بدون دخالت روسها و چینیها، بالاخره بلاگر فارسی به تکنولوژی سیارهسازی دست پیدا کرده و به جمع ابرقدرتهای سیارهدار وبلاگستان فارسی (وردپرس و فایرفاکس فارسی) پیوسته است.
خب البته هنوز در مرحلهی راهاندازی چند عدد فیوز هستیم و دربهدر به دنبال سوخت و به جان شما، هنوز سیارهی سیاره هم نیست اما به غنیسازی ادامه خواهیم داد. بنابراین، دوستان بلاگری یا غیره -که در مورد بلاگر مینویسند- لطف کنند و روی تمام مطالبی که در مورد بلاگر مینویسند یک برچسب ناقابل “بلاگر” یا “بلاگر فارسی” یا blogger بزنند و لینک آن برچسب را پای همین یادداشت بگذارند یا به symoniri روی جیمیل ارسال کنند.
دارم تکتک وبلاگها را پیدا میکنم و فید برچسب یا موضوع بلاگرشان را اضافه میکنم. فید سیاره هم این است، اگر تمایل دارید یادداشتهای وبلاگستان فارسی در مورد بلاگر را دنبال کنید به فیدخوانتان اضافهاش کنید و وبلاگهایی که در مورد بلاگر مینویسند را معرفی کنید. جایزه هم نداریم برای معرفی، گفتم که شکمتان را صابون نزنید یک وقت به نیت جایزه، حتی اگر صابونتان زیاد کف میکند.
صفحهی سیاره هم که راه افتاد حتما در بلاگر فارسی معرفی میشود و آنوقت، همهی وبلاگهای سیاره را میگذاریم کنار صفحه. فعلا این را داشته باشید بابت التماس برای تامین مواد اولیهی ساخت سیاره. ناسلامتی سیارهست و باید جمعیتی بالاخره وجود داشته باشد یا نه، وگرنه سیارهای که با یک وبلاگ قرار باشد راه بیفتد طیاره هم نیست.
توضیح واضحات: خب بدیهی است که اگر در وبلاگتان، مثل همین وبلاگ دو تا برچسب دارید (“بلاگر” و “بلاگر فارسی”)، آن یکی را ارسال کنید که مهمتر است.اینکه مثلا برچسب blogger دارید هم اصلا تفاوتی در اصل کار ایجاد نمیکند.
» فید کامل بلاگر فارسی (سایر آدرسهای فید زیرمجموعهی بلاگر فارسی این جاست).
» فید سیارهی بلاگر فارسی
شرکتهای عرضهکنندهی برق و گاز طبیعی به مصرفکنندگان موظفند، تنها به منظور اطلاعرسانی، بهای برق و گاز طبیعی مصرفی را در قبوض مشترکان، به ترتیب، بر مبنای قیمت آزاد برق و قیمت آزاد گاز طبیعی مصرفی مندرج در اجزای “ب” و “ج” بند 7 ماده واحدهی قانون بودجهی سال 1387 کل کشور محاسبه و درج و مبلغ قابل پرداخت را فقط در چارچوب قوانین و مقررات مربوط به قیمتهای مصوب اعمال کنند.
همین دیگر. حالا اینکه چرا اصلا باید نمایش داده شود بگذارید به حساب منت بزرگی که دولت عدالتپرور میگذارد سر مردم. نمونهاش هم آن آقای مضحکی که چند هفته پیش به نمایندگی از وزارت نیرو فرستاده بودند صداوسیمان برای شفافسازی و هر یک دقیقه سه بار میگفت که توجه داشته باشید که باید مثلا دویست هزار تومان پول برق میدادید، و حالا چهل هزار تومان میدهید و مابقی را دولت میدهد.
انگاری که دولت از جیب باباش اینها پول برق را میدهد و آن پول، مال ملت نیست و اینها غریبهاند.
توضیح بیربط: من اصلا دنبال این تبصره نبودم. کار من محاسبهی فروش فرآوردههای تولیدیست و دنبال توضیحی مربوط به همان بودم که وضع آن خیلی بدتر از این است. حیف که میترسم، حیف. تا شما اینها را بخوانید و در دلتان لابد بگویید “مملکت گل و بلبل” بهتر از این نمیشه، مابقیاش را بخوانم و ببینم چیزی که دنبالش هستم مییابم یا نه. عزت زیاد.
پ.ن:
یافتم. قصدم پیدا کردن عیب و ایراد و رد پای سلیقهی کج و معوج بعضی حضرات بالادستی بود که یافتم. ببینم میشود پیراهن عثماناش کرد که بروند همین حالا درستاش کنند یا نه. وگرنه کار میکشد به آخر سال و حسابرسهای سازمان، که انگاری فقط دنبال دزد میگردند لاکردارها.
» بفرمایید، شاهد این بار نه از غیب که از آفتاب یزد رسید. در سه سال گذشته هر بار که از دهان مسوولین محترم حرفی بیرون آمده که گران نمیشود، تهش به گرانی وحشتناک کالا یا خدمت مذکور ختم شده. این بار دارد به گرانی برق ختم میشود. خدا آخر و عاقبتمان را ختم به خیر کند.
» پنجشنبه 31 مرداد 87،
کسی که این آییننامه را فاکس کرد، خواست که در اختیار هیچ کسی قرارش ندهم. بینوا خبر ندارد که این روزها شفافسازی تا ردای دولت هم رخنه کرده. اگر تمایل دارید متن کامل آییننامه را بخوانید دانلودش کنید.
هیچ حواست هست که همهی اینهایی که تپوتپ اوت میشن و از آسیبدیدگی و تالمات روحی و آسیبهای روانی و نبود امکانات و حمایت و بدبختی و مصیبت دم میزنن همونهایی هستن که قبل از اعزام، از آمادگی 90 تا 95 درصدی و روحیهی بالا و امکانات عالی و حمایت مسوولین و بیچارگی حریفان دم میزدن.
آدم احساس میکنه همهشون اشتباهی هستن و صحبتهای قبل از المپیک، حرفهای اونها نبوده.
اگر شما هم مثل خیلیهای دیگر –که بنده هم از همان دسته هستم- زیاد پای کامپیوتر؛ این بلای خانمانسوز هزارهی سوم مینشینید بطور حتم درد گردن و سوزش بین دو کتف را هم تجربه کردهاید، بهخصوص این روزها که تب فرندفید هم بالاست. چاره چیست وقتی که خودمان به فکر خودمان نیستیم؟
نرمافزار Workrave، با کادرهای پرنده و جهندهی مختلف این کار را انجام میدهد. و البته کاربر میتواند بسته به توان -اینکه چقدر میکشد- و میل خودش تنظیمات پیشفرض را تغییر دهد. توضیحات بیشتر در مورد نرمافزار را در این صفحه پیدا میکنید؛ جایی که توضیح میدهد این نرمافزار در اصل ابزاریست برای بهبود و پیشگیری از RSI؛ و این Repetitive Starin Injury (مدخل در ویکیپدیا) به آسیبهایی اطلاق میشود که ناشی از کشش تکراری عضلات و رباتهاست؛ کشش تکراری و بدون وقفه. مثل کار با کامپیوتر، گیتار، -حتی- چاقو و…
» امتحانش کنید اگر به گردن مبارکتان -و ایضا سایر اعضای رباتدار بدنتان که زیاد ازشان کار میکشید- علاقهمند هستید. و اگر حالتان از ویندوز به هم میخورد و از دار و دستهی پدرام ویسی و امیناینا هستید خب، نسخهی گنو/لینوکس هم دارد.
» صفحهی دانلود
» صفحهی مقایسه با سایر نرمافزارهای مشابه
» و اینکه آن Excercises نرمافزار را هم از دست ندهید.
» پ.ن:
راستش کور که نیستم، میبینم که در مورد چشم چیزی ننوشتهام. خب، این نرمافزار وقتی زورکی هم که شده کاربر را از کار بیامان با کامپیوتر میرهاند، به چشماناش هم استراحت میدهد. مگر اینکه کاربر مورد نظر صرفا در زمان استراحت، صفحه کلید را مرخص کند و چشماناش، گودر را دنبال کند و خیال کند که از دردهای آتی در امان است. خب، زهی خیال باطل. در بخش Excercises، برای چشمان مبارک کاربر هم چیزهایی وجود دارد. مرحمت عالی زیاد.
» در همین رابطه توضیحات بیشتر را در وبلاگ زنگوله بخوانید: پیشگیری از مشکلات استفادهی زیاد از کامپیوتر با Workrave
این اینترنت هوشمند هم از آن واژههاست. اگر در بندرعباس هستید و اینترنت هم که خب، دایال-آپ و حال بیرون رفتن و خرید کارت اینترنت ندارید، یک کانکشن با نام کاربری و رمز عبور 123 بسازید و شماره هم که 9713010 است. اتصال جالبی نیست اما بدک هم نیست. اصلا مگر دایال-آپ خوب و بد هم دارد، اسمش روش است. فقط اگر هوشمند است این نام کاربری و رمز عبور دیگر چه صیغهایست؟
خبر مهم یعنی این:
اوستر پابلوگ، از گمانهزنیهای بسیاری از بلاگرهای روسی نقل قول میکند که معتقدند غرب به روسیه امکان جنگ در گرجستان را داد تا خود بتواند به ایران حمله کند. در واقع جنگ گرجستان معاملهای بین غرب و روسیه بر سر ایران بوده است.
» لینک خبر در صداهای جهانی
حواسمان باشد که در هیاهوی المپیک و بلاگفا، غرق نشویم.
یک. اول برویم سراغ المپیک و داستان یک علیرضایی. پدر آقای علیرضایی همکار ماست در اینجا و خودش هم شنا میکند، یعنی اصلا کرم شنا در خانوادهی علیرضاییها ژنتیکیست از قرار. و دوستان ماهی ما –بچههای تیم شنا- که با پدر علیرضایی رفاقت دارند، از نزدیک با وضعیت این بچه آشنا هستند و میدانند که چقدر در یک سال گذشته تمرین کرد و سختی کشید تا رکورد ورودی را کسب کرد و رفت المپیک و شد، آنچه که شد.
منتها چیزی که میخوام بگویم این است که همهی ما تلاش میکنیم که دست آخر نتیجهاش را ببینیم. علیرضایی قرار نبود قهرمان المپیک شود، قرار بود در المپیک شرکت و شنا کند و حداکثر شاید در بین 16 نفر اول قرار میگرفت و رکورد ملی و شخصیش را بهتر میکرد. شنا نکرده، یعنی حتما نگذاشتهاند و دوباره داستان مضحک حریف اسراییلی. حالا حتما سرخورده شده، تا لب آب رفته اما تشنه برش گرداندهاند، وضعیت جسمیش هم اگر عالی باشد از نظر روحی مرده است. آقایان حضرات، ورزشکاری را که قرار بود با پریدن در آب، مایهی افتخار ایران بشود، حالا به لطف سیاستهای مضحک، روی هواست و مدتها طول میکشد تا برگردد به حال اولیه.
هیچ وقت نباید “لذت مسابقه” را از یک ورزشکار گرفت. این را به تجربهی سالها ورزش آماتوریام میگویم. آدم باشید و دست از بچهبازیهایتان بردارید.
دو. زیاد توی نخ داستان بلاگفا نمیروم. اما تکهای از یادداشت علیرضا شیرازی را نقل میکنم و تکهای از یادداشت احمد ابوالفتحی که از بلاگفا کوچ کرده به بلاگر.
… این بدین معنا نیست که اطلاعات کاربران سایت در حصر باشد که میدانیم آنها میتوانند همواره صفحات خود را ذخیره یا به شکل دستی در جای دیگری ذخیره کنند…
و احمد ابوالفتحی که بایگانیاش در بلاگفا را به همین روش منتقل کرده نوشته:
… و البته راهی که من برای انتقال آرشیو وبلاگم انتخاب کردم اصلن راه عقلانیای نيست. یک کاربر که بالای دویست مطلب در بلاگفا دارد، يا باید از خير انتقال آرشیوش بگذرد يا بايد با بلاگفا کنار بيايد و در همانجا به کار خود ادامه دهد. هيچ يک از اين دو انتخاب قابل قبول نيست.
خدمت آقای شیرازی عرض کنم که من بیشتر از چهار سال است که کاربر بلاگر هستم، و بلاگر هم مثل بلاگفا از انتقال میترسید؛ همیشهی خدا. این مورد، همیشه در فهرست خواستنیها بلاگر وجود داشت و هر بار که این صفحه را میدیدم تیکاش را میزدم. و هیچ اتفاقی نمیافتاد، اما بالاخره مجبور شد، چون کاربراناش خواستند و مجبور شد و به زودی، به امکانات بلاگر اضافه میشود.
پیشنهادم برای شما این است که زرنگی کنید و علاوه بر امکان گرفتن خروجی، امکان وارد کردن مطالب از سایر وبلاگها را هم فعال کنید. باور کن که همهی وبلاگنویسها هم از بلاگر یا وردپرس راضی نیستند.
یابو علفی جاندار نجیبی است که علف میخورد و به تمام وظایف یک یابو عمل میکند. نام دیگر این موجود اسب است. جاندارانی هستند که علف نمیخورند و به برخی از وظایف یک یابو عمل میکنند. برای دیدن این گونه موجودات نیازی نیست به جای خاصی سفر کنید. آنها همه جا هستند. از درج تصویرشان معذورم.
» یادداشت کامل “سفر استانی ما به گیلان”.
پنجشنبه، خانوادگی رفته بودیم آرایشگاه برای اصلاح*، و چیزهایی شنیدم که هنوز سرم سوت میکشد. اینکه هنوز آدمهایی هستند که صبح به صبح، فیش تلفن را میکنند توی کیفشان و میروند. هنوز هستند آدمهایی که همسرانشان را کتک میزنند به خاطر چند کلام حرف زدن با مثلا مرد همسایه. اینهایی که عرض کردم مربوط به یک مشت پیر خر متحجر نیستها، یک مشت جوان مثلا تحصیلکرده هستند که هنوز سابقهی خدمتیشان به 3-4 سال هم نرسیده.
رویای اتاق خواب و آشپزخانه، رویای خیلی شیرینیست پیش چیزهایی که من شنیدم. متاسفم از اینکه نسل این جانوران نه تنها منقرض نشده، بلکه رو به ازدیاد است، متاسفم.
*وقتهایی که دوتاییمان –من و سیدکامیار- هپلی میشویم، مجبوریم خانوادگی برویم آرایشگاه، برای اینکه وقتی نوبت من میشود مهربان همسر، سیدکامیار را نگه میدارد یا میروند برای خرید.
عرض کنم خدمت شما که همیشه باید چیزی باشد برای اعتراض، یکیش هم همین اشتراکات گودریه. اعتراض میکنند که چرا هی تیک میزنی؟ خب، میخوانم و لذت میبرم و به اشتراک میگذارم، که اصلا بنا بر همین هم هست. حالا اگر خوشتان نمیآید، به راحتی میتوانید از کنارشان بگذرید. تقه زدن روی next یا کلید j خیلی هم سخت نیست، هست؟ اگر هم حالت به هم میخورد از دیدن اشتراکات یکی مثل بنده، در Friends Setting پنهانام کن یا نه بدترش اینکه از لیست تماسهای Gmail حذفام کن. اما ازم نخواه که تیک نزنم، چون لذت میبرم از اینکه خواندههایم را با دیگران شریک شوم.
» با احترام
پ.ن:
» تازهشم، و خداوند Mark all as read را هم آفرید، از همان آغاز عصر گودریه.