اگر خاطرتان باشد طی یک عملیات کاملا ژانگولر، صفحهی جدیدی در بلاگر ایجاد کردیم. نکتهی کنکوریش -که در انتهای همان یادداشت دربارهاش نوشتم- این است که ابتدا محتویات صفحهی اول وبلاگ بارگذاری میشود و پس از آن است که ییهو، محتویات اسکریپت کذایی جایگزین محتویات صفحهی اول میشود.
بدینوسیله، از کلیهی علاقهمندان به ایجاد چنین صفحهای، خواهشمند است ضمن رعایت شئونات اسلامی، صبر کنند، همین. سیگارت رو هم خاموش کن.
» البته من دوست دارم از دوستان ایمیل بگیرم و ایمیل جواب بدم اما جون هر کی دوست دارید یادداشتها رو بخونید، تا تهش. بعد اگر موردی بود بنده در خدمتم، مثل اکثر وقتها، چطوره؟
میدانی، بدبختی از وقتی کلید میخورد و شروع میشود که عدهای، باحق یا ناحق، تصمیم میگیرند برای بقیه تکلیف معین کنند. اما این جرقه، یعنی بدبختی، زمانی پا میگیرد که آن بقیه، به تصمیمات ناحق اعتراض نمیکنند و کار به جایی میرسد که آن عدهی کم، تمام اعتراضات به حق بقیه را هم سرکوب میکنند. اما هنوز هم این بدبختی تکمیل نشده. بدبختی زمانی تکمیل میشود که آن بقیه، به این بدبختی رضا میدهند و تازه، با سرخوشی تمام، حتی از آن عده خواهش میکنند که بیایند جلو و هدایتشان کنند، و آیندهشان را میسپرند دست آن عده، یعنی در واقع، آیندهشان را میدهند به باد، باد سیاه.
خوشبختانه، اغلب ما به عقاید احترام میگذاریم، منتها بدبختانه و متاسفانه، آن عقایدی که بهشان احترام میگذاریم و خیلی سخت هم بهشان پایبندیم، فقط و فقط عقاید خودمان است، چه، وقتی که خودمان میفرماییمشان، چه، وقتی که دیگران همانها را قرقره میکنند.
معروف است به "درخت سبز"، اما "درخت آرزو" بیشتر بهش میآید، شاهدش هم دخیلهاییست که بهش بسته شده و در عکس پایینی معلوم است.
خدمت شما عرض کنم که چرا فکر میکنیم حق ما نیست در مورد تبخیر وبلاگمان سوال کنیم؟ چرا فکر میکنید باید آرشیوتان را از دسترس خارج کنید و بعد ایمیل بزنید به حضرات ادارهی مبارزه با وبلاگ؟ مگر این همه وقت نمیگذارید برای یک یادداشت؟ نکنید این کارها را، ایمیل زدن هم یکجورهایی حق مسلم ماست.
در مورد تبخیر بلاگر هم من هنوز پیگیر هستم که چرا صفحات نظرخواهی بلاگر باز نشده و هنوز هم جواب دو تا ایمیل قبلی را نگرفتهام. اما خب، چیزی که خوبش را داریم روست که خدا به جای پول داده، پس باز هم ایمیل میزنیم. این حضرات ادارهی مبارزه با وبلاگ نمیکنند با چند تا وبلاگنویس باحال -ا... من و جادی و روبو رو کجا میبرید؟- رفیق بشوند و گزارش تبخیرهای نادرست را بگیرند. گفتم این را بنویسم برای دوستانی که پیگیر وضعیت بلاگر بودند.
» این یادداشت هم محض تست لایو-رایتر بود که داشت جفتک میانداخت و هم برای اعلام برگشت.
خدایا شکرت، این همه آدم جور-و-واجور و رنگبهرنگ از توی کیسهی خلقت درآوردی ریختی توی دنیا، این همه آدم باحال سیگاری هم که روونه کردی قاطیشون. اما د آخه عشقی، بالاغیرتا، قسمت ما از همسایگی این جماعت سیگاری، باید همین چند تا بیوجود بیشعوری باشه که از صبح تا شب توی راهرو ولچرخ میزنن و سیگار چسدود میکنن؟
این رسمش نیست جون داداش، از ما گفتن.
زکاتدهندگان نوین، دستهای از افراد ذکور و اناث هستند که هر سال در آزمون کارشناسی ارشد شرکت میکنند و در روز برگزاری آزمون، به هر فلاکتی که شده، به قصد قربت، پرداخت ذکات هر ساله -که همان حضور در جلسهی آزمون است- و دیدن روی ماه دیگر ذکاتدهندگان*، حضور فیزیکیشان را در محل برگزاری آزمون به هم میرسانند، همچین. این دسته از افراد که همواره بعد از برگزاری آزمون، از قبولی خود در بهترین گزینه مطمئن هستند، همیشه هم رد میشوند تا پایهشان قوی و قویتر گردد.
هنوز برای کارشناسان و دانشمندان، روشن نیست که ذکاتدهندگان نوین، این همه اعتماد به نفس را از کدام گوری میآورند.
* تریپ دور هم باشیم و اینا.
» من هم این افتخار رو پیدا کردم که در این سن و سال و سر پیری، به عضویت افتخاری این گروه دربیام. البته امیدوارم این عضویت افتخاری، به عضویت دائمی تبدیل نشه.
عزت زیاد
برچسبها: دلدلههای خصوصی، شاید شبیه روزنوشت، فکر با صدای بلند ¦ 0 نظر ¦ بازخورد
این مطلب به درد کلیهی بچههای 5 سال به بالا -تا 70 سال هم کار میده- میخورد (به دلیل استفاده از شاش به جای جیش).
» یک فرضیهی قدیمی هست که میگه " دوست آن باشد که گیرد دست دوست، در پریشان حالی و درماندگی". بعضیها از این هم فراتر رفتهاند؛ "تا جان در بدن داریم چاکرتیم" و اینا. اما این فرضیه مال همون ایام بوده و الان با این جواب رد میشه: بشاش توش.
» فرضیهی نوین و کاربردی این روزها اینه: "دوست خوب، کسیست که برای دوستش دردسر درست نکنه"، خلاص. اگر همچین دوستی هستید، خوش به حال دوستانتون. یعنی اینکه سوار من نشو، نمیخواد چاکرم باشی.
زنگ تفریح تموم شد، ما دوباره میریم پایین. عزت زیاد.
فروشگاه اینترنتی انگاره تازه تازه از تنور درآمده، پس بشتابید. فعلا با ماگ وردپرس -فارسی نداره حیف- و ماگ فیسبوک. ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما بینندگان، برای این دوستان آروزی موفقیت دارم.
ما دوباره رفتیم، عزت زیاد.
عرض کنم خدمت شما که تا نیستم، این یادداشت مجتبی خان ستوده رو بخونید و اگر روی بلاگر وبلاگ دارید ازش استفاده کنید. خیلی راحتتر، سریعتر و شیکانتر از هالواسکان است، از ما گفتن. برای امتحان هم میتوانید پای همین یادداشت کامنت بگذارید. خیلی دلم میخواد بدونم آیا مشکل کمکامنتی این روزها اشکال بلاگر است یا...
» یک یادداشت دارم برای بلاگر که دق دلیم رو سرش خالی میکنم، به عنوان بیعرضهترین سرویسدهندهی رایگان وبلاگ. واقعا خاک توی سر گوگل که الکی داره از این سرویس حمایت میکنه.
» همین روزها بازگشت پرشکوهی خواهم داشت -نامرد، شیشکی نبند- و مینویسم که چطور میشود با دستکاری در همین کدها خوشگلترش کرد. همین دیگه. کامنت بگذارید و نتیجه رو ببینید. عزت زیاد.
پ.ن:
در مورد حرفهای خوب سیاوشون عزیز که در زیر نقلشان میکنم -چون به احتما زیاد این سیستم نظرخواهی را حذف میکنم- حرف زیاد است که در یک یادداشت جداگانه مینویسم، وقتی برگشتم.
جناب منیری بسیار عزیز!
لابد به همین دلیل «بیعرضهبودن» بلاگر است که «تیم بلاگر فارسی» هم از خیلی از تیمهای مشابه دیگرش (مثل «تیم وردپرس فارسی» یا تیمهایی که از «لینوکس فارسی» حمایت میکنند) بسیار کمکارتر و تنبلتر است! به بلاگر که امیدی نیست، اما حداقل توقعی که از تیم بلاگر فارسی خودمان داریم این است که لااقل همین چهار تا قالب سادهی خود بلاگر (مثلا قالب پایهی مینیما) را «واقعا» فارسی کند و در اختیار همه قرار دهد. بلاگر تصور کرده که فارسی کردن یک قالب یعنی فقط راستچین کردنش، در صورتی که جنس فونتها و اندازهی فونتها هم مثلا باید با ویژگیهای حروف فارسی متناسب شوند. مثلا در همان قالب بینهایت سادهی Minima که مثال زدم، یک character-space برای عنوان وبلاگ و چند تای دیگر از تیترهای وبلاگ در نظر گرفته شده که شاید برای حروف لاتین معنا داشته باشد، اما برای حروف زبان فارسی که ذاتا بههمچسبیده نوشته میشوند، بیمعنی و زشت است. طبیعتا در نسخهی فارسی شدهی این قالب، باید مقدار این عبارت character-space برابر صفر تعریف شود. این کار شاید برای یک مهندس کامپیوتر پیشپاافتاده باشد، اما برای یک وبلاگنویس تازهکار که شناختی از کدها ندارد، در واقع غیر ممکن است. پیشنهاد میکنم که شما به عنوان (احتمالا) مدیر تیم بلاگر فارسی بهجای غر زدن سر گوگل، همین وقتی را که میخواهید برای نوشتن آن یادداشت گلایهآمیز بگذارید، صرف فارسی کردن «واقعی» همین قالبهای پیشفرض بلاگر کنید.
با احترام و ارادت.
تا فحشام ندادهاید یکی دو تا چیز بنویسم و بروم.
1- اصلا میدانستید میشود به جای دامنهی اصلی بلاگر از blogger draft استفاده کنید؟ خب، استفاده کنید و اگر شد همینجا بنویسید لطفا.
2- بلاگر دارد روی اضافه کردن بلاگرول کار میکند. باور نمیکنید؟ از همان blogger draft که وارد شدید در add page elements میبیندش. بهطور مستقیم از خبرخوان گوگل فهرست وبلاگها را میگیرد و به ترتیب به روز شدن هم فهرست میکند؛ با امکان نمایش آخرین مطلب فید و زمان رصد شدن فید، و حداکثر تا 25 آیتم به روز شدهی آخر را نمایش میدهد. اینکه نوشتم آیتم و نه وبلاگ، به خاطر این است که لینکهای خوشمزه و عکسهای فلیکر هم ممکن است داخل فیدها باشند.
بروم پی کارم تا صدای کسی درنیامده، عزت زیاد.
» پ.ن:
نکنید این کار رو. ابزار خیلی مناسبیست اما هنوز نهایی نشده و ایراد دارد؛ وبلاگتان لود نمیشود و پیغام خطای سرور دریافت میکنید، به دفعات. عزت زیاد.
که هر شکستی، میتواند مقدمهای باشد برای پیروزیهای آینده. اما وقتی که دوباره شکست میخورم؛ شکست پشت شکست، علت باید در مقدمه باشد، در همان شکست اول.
باید یادم بماند،
که از مقدمه سرسری نگذرم. خوب بخوانماش و خوبتر، بازخوانیاش کنم. از پندهایی که برایم دارد درس بگیرم. اما باید حواسم هم باشد که هیچ وقت در مقدمه نمانم، باید یادش بگیرم و ازش بگذرم. باید که از شکست درس بگیرم، اما نباید بهش عادت کنم.
عرض کنم خدمت شما که هویجوری یک نگاه انداختم به یادداشتهای چند روز گذشتهی اینجا و حالم بد شد، همهش بلاگر، همهش گوگل. من رسما معذرت میخوام از اینکه شدم کاسهی داغتر از آش، حتی گوگل و بلاگر هم اینقدر از خودشون تبلیغ -یا به قول سیدکامیار تغلیب- در نکردن.
اما برای اینکه بدون لذت هم نباشیم، پیشنهاد میکنم یادداشت «آقای حداد، مجلستان ارزانی خودتان» آقا مهدی محسنی -که امیدوارم براش دردسر درست نکنه- و یادداشت «چه خوب شد که انقلاب شد» از مسیر یک ذره رو بخونید. به خاطر دیدن چنین یادداشتهایی از این به بعد یک برچسب اضافه میکنم به اسم لذت وبلاگ و نقل قول میکنم.
این روزها حتما گوشهی خیلی از وبلاگها، کادرهای اشتراکات خبرخوان گوگل را دیدهاید و شاید هم گوشهی وبلاگتان یکیش را دارید. و شاید دلتان هم خواسته که در چینش و نوع و اندازهی فونت هم دستکاری کنید و نشده، اما اگر حواستان به المان زیر باشد میتوانید هر نوع تغییری که میخواهید انجام دهید. چیزی مثل چند خط زیر که تغییرات دلخواهمان را بهش دیکته میکنیم؛ با آن !important که در آخر هر خط میآوریم.
#readerpublishermodule0 ul li {
direction: rtl !important;
text-align: right !important;
font: normal 9pt Tahoma !important;
} همین دیگه، بروید هر بلایی دلتان خواست سرش دربیاورید.» عجب عنوان مسخرهای هم شد.
عرض کنم خدمت شما که یکی از معایب -پرشمار- بلاگر این است که امکان ایجاد صفحهی جدید را نمیدهد؛ مثلا صفحهای مثل about. اما نداشتن امکان به معنی نداشتن اجازه برای ایجاد چنین صفحهای نیست. چند وقت پیش در وبلاگ googlified راه حل جالبی برای ایجاد چنین صفحاتی ازائه شد که در ادامه میآورم.
اگر مشکلی با خواندن متن اصلی و عمل به آن ندارید که بفرمایید بروید اصلش را بخوانید تا از ادامهی مطلب سردرد نگیرید. اما اگر همراهم باشید همراه با متن اصلی، نکاتی که فکر میکنم به درد میخورد را مینویسم و یک صفحهی تست هم برای همین وبلاگ راه میاندازیم، هستید؟ پس، بسمالله.
1- همهی فایلهای مورد نیازتان را از این لینک دریافت کنید.
2- فایل requestVars.js را در فضایی مثل google pages که با حساب گوگلتان، در آدرس pages.google.com قرار دارد آپلود کنید.
3- فایل pages.js را با یک ویرایشگر متن -مثل notepad- باز کنید و آدرس صحیح فایل requestVars.js را در URL وارد کنید. فایل pages.js را هم به سلامتی روانهی خانهی بخت کنید، سادهترش این است آپلود کن بره.
» نکتهی یک: یادتان نرود در دو خط آخر، آدرس صحیح وبلاگتان را هم وارد کنید. این آدرس، الگوی شناسایی تمام صفحات جدیدی خواهد بود که در آینده ایجاد خواهید کرد.
4- فایل about.js را باز کنید و در مقابل Title و Content، هر آنچه میخواهید بنویسید.
مثال: کار اصلی شروع میشه، من یک فایل test.js ایجاد میکنم و میخواهم عکس پسرم رو بگذارم با توضیح کوتاهی در مورد شیطنتهاش. برای اینکه دقیقا متوجه بشید که چه اتفاقی افتاده فایل test.js رو دانلود کنید.
» نکتهی دو: اگر قصد دارید در Title یا Content از لینک یا تگهای مشابه استفاده کنید، به جای " از ' استفاده کنید.
» نکتهی دو: در هنگام نوشتن محتویات Title یا Content، کلید Enter را به فراموشی بسپارید. با زدن کلید Enter، محتویات اسکریپت -به دلیل فاصلهی ایجاد شده- میشکنند و جواب نمیدهد.
» نکتهی سه: برای ایجاد صفحات دیگر هم از همین الگو استفاده کنید. فرض کنید قصد ایجاد صفحهای به نام support را دارید. یک کپی از about.js به نام support.js -یا در مثال ما test.js- ایجاد کنید و Tiltle و Content مناسب آن را بنویسید.
» نکتهی چهار: توجه داشته باشید که در صورت وجود ایراد، پیغام خطا دریافت نمیکنید. همچین وقتی، با آدرس صفحهی جدید، محتویات صفحهی اول نمایش داده میشوند.
فایل about.js -یا هر صفحهی جدید دیگری که ایجاد کردهاید- را هم راهی کنید، همان راه درخشان آپلود.
5- فایل pages-config.js را باز کنید و به ترتیب الگوهای مندرج در صفحه، آدرس و مشخصات صفحات مورد نظرتان را وارد کنید. سپس ذخیره و آپلودش کنید.
» مثال: در اینجا برای شناسایی آدرس صفحهی test.js، دو خط زیر رو اضافه میکنم. فایل، در بستهای که دانلود کردید هست. من فایل خودم رو به pages-config-skm.js تغییر نام دادم، چون یکی دیگه هم داشتم، با همین اسم.
case 'test': get('http://symoniri.googlepages.com/test.js');
break 6- حالا وارد حساب بلاگرتان شوید. روی Edit HTML در ویرایش پوسته کلیک کنید و قبل از انجام هرگونه عمل ناشایست، یک پشتیبان از پوستهی وبلاگتان تهیه کنید. حالا دو خط زیر را به انتهای کدهای پوسته، قبل از تگ پایانی body اضافه کنید، و سپس، آدرس صحیح فایلهای pages.js و pages-config.js را جایگزین آدرسها کنید.
<script src="http://site/page.js"></script>
<script src="http://site/page-config.js"></script> » مثال: میخواهم ببینم آیا میشود بلافاصله بعد از تگ ابتدایی body هم چنین کاری کرد یا نه. پس کدها را میگذارم بعد از تگ <body>. اگر باعث بارگذاری سریعتر بشود یعنی کار خوبیست در غیر این صورت بهتر است به توصیهی نویسندهی اصلی عمل کنم و به جای اول برش گردانم.
» نکتهی مهم: تگ پایانی body، یعنی <body/> و دیگر هیچ.
7- پوستهتان را ذخیره کنید. آدرس صفحهی جدید به این شکل است: http://YOURBLOG.blogspot.com/?page=about.
صفحهی حمایت از بلاگر فارسی، با همین روش ایجاد شده است.
» نکات خیلی خیلی مهم:
1- روال کار اینطوریست که ابتدا محتویات صفحهی اصلی وبلاگ بارگذاری میشود و سپس، اسکریپت، متن مورد نظر ما را جایگزین محتویات صفحهی اصلی میکند. خب، ایراد بزرگیست، خیلی بزرگ، برای اینکه بازدیدکننده را به اشتباه میاندازد. من فایلها را گذاشتم بلافاصله بعد از تگ ابتدایی body، اما نتیجه یکسان بود. پس، آدرسها را میگذارم قبل از تگ پایانی <body/>، یعنی سر جای اولش.
2- اگر میخواهید در لینک، آدرس درست نمایش داده شود، خودتان در Title فایل pages آدرس لینک را به صورت دستی وارد کنید. آدرس صفحه در pages.js به طور خودکار لینک را شناسایی میکند و در انتهای لینک، عنوان فارسی را نقل میکند که اگر در آدرسدهی ازش استفاده کنید پیغام خطا میگیرید. برای مثال، در این دو صفحه (یک و دو) آدرس لینک عناوین مطالب را نگاه کنید (سیدکامیار و حمایت از بلاگر فارسی).
» راستی، صفحهی تستی را هم که درست کردیم اینجاست.
اگر دوست دارید محض تنوع و برای حمایت هم که شده لوگویی از بلاگر فارسی را در وبلاگتان قرار دهید، صفحهی حمایت از بلاگر فارسی را ببینید. اینکه چطوری میشود برای وبلاگهای روی بلاگر هم صفحهی جدید ایجاد کرد هم راه مسخرهای دارد که در یک یادداشت جداگانه توضیح میدهم.
البته چون فعلا روی google pages قرار دارد ممکن است به زودی زود از دسترس خارج شود که این هم از بدیهای سرویسهای رایگان است. درستش میکنیم.
عزت زیاد
پ.ن:
برای ایجاد این صفحه و همچنین کدها، از صفحهی حمایت از وردپرس فارسی کمک گرفتم. گفتم بنویسم که هم تشکری باشد از دوستان فنی وردپرس فارسی و هم یک لینک به آن صفحه که قدرش را بدانید.
برچسبها: بلاگر فارسی، فارسیسازی، وبلاگ و وبلاگستان، وردپرس فارسی ¦ 2 نظر ¦ بازخورد
اگر شما هم میخواهید از وردپرس فارسی حمایت کنید -البته معنوی، گفتم که نگران جیب مبارک نشوید- صفحهی حمایت از وردپرس فارسی را دریابید.
به جای لج کردن با بلاگر و وردپرس هم بهتر است به فکر نجات سرویسهای فارسی باشند حضرات، هم ثواب دارد و هم لعن و نفرین کاربران کمتر میشود، شفای همهی مریضها هم دست خداست، ما که کارهای نیستیم.
راستش، مانده بودم که آیا میشود با فسفس کردن از دعوت فواد فرار کرد یا نه که عرفان یادم انداخت که عمرا. پس مینویسم تا هم یادم باشد که کتاب برای خواندن است -نه لب طاقچه- و هم اینکه به عنوان آدمی که در همهی عمرش پنجاه تا کتاب هم نخوانده کمی قپی در کنم که آره، ما هم میدانیم کتاب با لبو فرق دارد.
- بهترین داستانهای کوتاه گابریل گارسیا مارکز -با ترجمهی احمد گلشیری- که تا نیمهاش را خواندم و حالم به هم خورد از این همه روایت تلخ و تاریک. انگار که مارکز هم در ایران زندگی میکرده وقت نوشت داستانهاش یا حداقل، روایتهاش به گونهای پیشبینی حال و روز فعلی کشور ماست. خلاصه با این بهانه کتاب رفت سر طاقچه.
- زندهام که روایت کنم -با ترجمهی کاوه میرعباسی- که معلوم نیست چه وقت از مقدمهاش بروم جلوتر.
- تاریخ طنز در ادبیات فارسی، نوشتهی دکتر حسن جوادی
- بحر طویلهای هدهدمیرزا، از استاد مرحوم ابوالقاسم خان حالت -خدا رحمت کنه جمیع رفتگان رو- که گاهی ناخنکی میزنم و حالی میبرم، اما همچنان نیمهکاره مانده.
چند تای دیگری هم هست که با بهانه و بیبهانه نیمهکاره رها کردهام و کم اوردهام. اما مهمترینشان نهجالبلاغه است که دوست دارم تا آخرش را بخوانم -و اگر هم فهمیدم که چه بهتر- اما امان از این تنبلی زیاد، امان.
برای ادامه هم نخ را میسپرم دست آقا امیرعباس ریاضی، آقا مهدی حکیمی، نیما خان اکبرپور عصیان، آن یکی نیما و گوشزد عزیز.
» تازهشم، پر-رو پر-رو پریروز رفتم و چند تا کتاب دیگه هم خریدم، آخه کتابخونهمون یک کم جای خالی داشت، همچین منظرهی خوبی نداشت. خدا شفا بده، آمین.
عرض کنم خدمت شما که جواب سوال دیروز را همان دیروز آخر وقت دادند:
no it isnt filtered
Vahede Filtering Mokhaberat
Regards
من هم یکی دو تا سوال دیگر ازشان پرسیدم در مورد تبخیر صفحات سکیور شدهی نظرات و منتظر جواب هستم. با این جواب معلوم میشود که بلاگر تبخیر نشده و باید رفت سراغ سرویسدهندههای اینترنت.
» اگر جواب دیگری هم برای سوالاتام گرفتم در ادامهی همین یادداشت میآورم، که شما هم خلاص شوید.
پ.ن- شنبه، 13 بهمن
جواب ایمیل دوم رو میگذارم همین زیر. ترجمهش -به خاطر اینکه دوستانمون در ادارهی مبارزه با وبلاگ بلد نیستند فارسی تایپ کنند و یحتمل نمیدانند یونیکد یعنی چه- اینه که بلاگر تبخیر نشده اما صفحات نظرخواهی بلاگر تبخیر شده. من دوباره پرسیدم که چرا و تبخیر به این شکل چه معنیای داره و آیا راهی هست که دوباره فیلترینگ به شکل قبلی باشه، یعنی وبلاگ مشکلدار و متعلقاتش تبخیر بشه به جای اینکه کل یک سیستم رو به بخار تبدیل کنید -پاک کردن صورت مساله- و منتظر جواب هستم، همینجا.
safheye avale blogger filter nashodeh-https ha bale filter shodeand
Vahede Filtering Mokhaberat
Regards