۱۰ بهمن ۱۳۸۶

تبخیر ناجوانمردانه‌ی بلاگر

به نظر می‌رسه که بلاگر تبخیر شده. با اینکه صفحه‌ی مرگ رو نمی‌بینیم اما حقیقت داره. مهدی، پیشنهاد داده که ای‌میل بزنیم و به این وضعیت اعتراض کنیم. من هم -که مرده‌ی همین حرکات ژانگولر هستم- ای‌میل زدم و نوشتم:

سلام،
من یک سوال اساسی دارم.
آیا بلاگر رو هم فیلتر کردید؟ اگر جواب بله است، می‌خوام بدونم چرا؟ اگر هم که نه لطف کنید جواب بدید تا ما هم بدونیم که از کجا باید پیگیری کنیم. الان صفحه-ی اول بلاگر در دسترس نیست، اما اون پیغام زشت آبی رنگ رو هم نمی‌شه دید. ممنون می‌شم اگر زود جواب بنده رو بدید. ببخشید که کمی طلبکارانه شد لحن نوشته.
براتون آرزوی موفقیت نمی‌کنم چون با فیلترینگ این شکلی مخالفم.
قربان شما

» آدرس ای‌میل اداره‌ی مبارزه با وبلاگ را هم که می‌دانید: filter@dci.ir

۰۹ بهمن ۱۳۸۶

تو، تیک بزن

می‌گم، بین خودمون بمونه، اما برید خدا رو شکر کنید که خبرخوان گوگل Mark all as share نداره خوشبختانه، وگرنه خدا رحم کنه به همه‌تون.

باز هم تبخیر؟

» برای متتی،
سید عزیز، البته لایو رایتر فقط به درد نوشتن نمی‌خورد و می‌شود یادداشت‌های ارسالی را هم ویرایش کرد، تا پانصد یادداشت آخر را. در سمت راست و در قسمت ارسالی‌های اخیر، روی More کلیک کن و وبلاگت و تعداد یادداشت مورد نظرت را انتخاب کن، و بعد هر کدام را که می‌خواهی ویرایش کن.

اما برای بلاگر،
بلاگر به هر وبلاگ ایجاد شده، یک شناسه می‌دهد که می‌شود با همان شناسه وارد تنظیمات شد و یادداشت جدید نوشت و ویرایش کرد. شناسه‌ی هر وبلاگی را به راحتی می‌شود از لینک نظرات -که پای هر یادداشتی هست- پیدا کرد، اما وبلاگ شما که نظراتش را داده‌ای دست هالواسکان -اجنبی-، شناسه‌اش در منبع کدهای وبلاگ مخفی شده. ار منوی View بزن روی Page Source و شناسه‌اش را در آدرس‌های فید وبلاگ ببین. حالا با آدرس‌های زیر می‌توانی به تنظیمات و صفحه‌ی ارسال مطلب بروی.

http://www.blogger.com/blog-options-basic.g?blogID=YOUR-BLOG-ID
http://www.blogger.com/post-create.g?blogID=YOUR-BLOG-ID

اما برای ویرایش یادداشت‌ها باید شناسه‌ی یادداشت را هم مشخص کنی که در منبع کدهای صفحه‌ی تکی هر یادداشت، می‌توانی شناسه‌ی مربوط به همان یادداشت را هم پیدا کنی.

http://www.blogger.com/post-edit.g?blogID=YOUR-BLOG-ID&postID=YOUR-POST-ID

البته این اتفاق هم تبخیر نیست که اگر باشد، صفحات دیگر را هم نمی‌بینی و آن نوشته‌ی مضحک و ابلهانه جایش را می‌گیرد.

۰۸ بهمن ۱۳۸۶

پشت نکن، هیچ وقت

1- به مشکلات پشت نکن، هیچ وقت. در عوض باهاشون بجنگ، تا می‌تونی. ما هم قول می‌دیم سر مزارت گل بگذاریم؛ تا یاد "آدمی که زیر بار مشکلات جون داد اما به‌شون پشت نکرد" رو گرامی بداریم، هر سال. خلاصه ما به یادت هستیم، خود دانی.
2- به هیچ دشمنی هم پشت نکن، در هر اندازه‌ای که هست، به‌خصوص اگر اون دشمن اهل یکی دو جای خاص باشه.
3- به دوستانت هم پشت نکن، و به خویشانت هم. چون اونی که از پشت خنجر می‌زنه دشمن نیست خره، معمولا یک دوست -ترجیحا نزدیک- این کار رو بهتر، تمیزتر و سریع‌تر انجام می‌ده؛ بدون اینکه بفهمی از کجا خوردی.
4- باز هم به دوستانت پشت نکن، چون هر دوستی یک دشمن بالقوه‌س، و خب، نقاط ضعف تو رو هم که عین کف دستش می‌شناسه دیگه. خدا بیامرزه‌ت، جوون خوبی بودی به گمانم.
5- به بهشت هم پشت نکن، جهنم نمای خوبی نداره، حتی برای تماشا، چه برسه که بخوای بری دنبال اقامت دائم و اینا. دلت رو به قیر و قیف و این چیزها هم خوش نکن، اون‌ها مال قدیم ندیم بود.
6- به ما هم پشت نکن، تا جایی که می‌تونی. چون ما بهترین دوستای تو هستیم، در جریانی که.

۰۷ بهمن ۱۳۸۶

فلسطین، تن‌پاره‌ی اسلام است

اگر در فلسطین‌ ده‌ده کشته می‌شوند، در آفریقا صدصد و گاه هزارهزار مردم را قتل‌عام می‌کنند. مسأله اگر کشته شدن انسان‌ها است، اگر تصفیه‌ی نژادی است، باور کنید بدترش در جاهای دیگر رخ می‌دهد و حکومت ما حتّی خبرش را در صدا و سیما اعلام نمی‌کند. گاهی چیزهایی سربسته می‌گویند: ادامه‌ی ناآرامی‌ها، درگیری‌ها، خشونت‌ها. اگر آن وقایع اسمش ناآرامی است، آن‌چه الآن در فلسطین می‌گذرد حدّاکثر ناملایمی است.
مسأله اسرائیل است، نه فلسطین. مسأله نیاز ما، نیاز همیشگی ما به «دشمن» است. شخصیت ما قائم به «دشمن» است. ما می‌خواهیم با دشمنانمان شناخته شویم، نه با دوستانمان. اسرائیل و آمریکا بزرگترین مواهب برای ما هستند، بهتر از نفت و گاز. تا وقتی این نیروی «دشمن‌ستیزی» ما را به پیش می‌برد، نیازی به بقیه‌ی دنیا نداریم.
» متن کامل فلسطین، تن‌پاره‌ی اسلام است.

بزرگ خاندان قرص، متولد شد

البته این تولید نه با تلاش داروسازان گرامی، بلکه با سوتی شبکه‌ی خبر مهیا شده و اصلا هم معلوم نیست که آیا می‌شود قرص 775 گرمی -میلی را جا نمی‌انداختی نمی‌شد؟- را خورد یا صرفا برای گل منار خوب است، و آیا ارزش غذایی هم دارد چنین قرص گنده‌ای یا کاربردی در حد قرص خانواده دارد. آیا می‌شود با افزودن یک دسته، ازش یک راکت "پینگ‌پنگ" پدر-مادر-دار درآورد به نظرتان؟

۰۴ بهمن ۱۳۸۶

اینترنت دایال-آپ، بدون اشغال تلفن

این یادداشت، راهنما یا ترفند نیست، بلکه هدف نقل گوشه‌ای از خلاقیت به سبک ایرانی‌ست، نقطه.
عرض کنم شرکت شاتل -که یکی دو ماه می‌شود در شهرک ما هم نمایندگی راه انداخته- برداشته به خیال خودش داره اینترنت ADSL2 می‌ده به ملت، اما هیچ کس نیست که بگه آخه در کجای دنیا به دریافت 64 و ارسال 64 می‌گن ADSL2؟ اون هم با این قیمت.
باید یک بار از مدیرشون بپرسم که "ببخشید جناب، شما قبلا دزد نبودید؟". باید بپرسم.
این، یکی از بزرگترین دستاوردهای محدود کردن کاربران است. وقتی می‌آیی جمله‌ی قصار درمی‌کنی که "بیشتر از 128 برای کاربر خانگی ممنوع است"، اولین نتیجه‌ش اینه که به جای رقابت برای افزایش کیفیت و سرعت، رقابت برای ارائه‌ی سرویس کثیف راه می‌افته؛ سرویس‌های کم سرعت و بی‌ارزش، اما با قیمتی بسیار بالاتر از ارزش واقعی.
باید اسمش رو می‌گذاشتند Dial-up+2 یا ADSL-2، بیشتر به‌ش میاد.

۰۳ بهمن ۱۳۸۶

آیا بلاگر، به رحمت ایزدی پیوسته؟

آقا سید مهدی حسینی، خبر داد که بلاگر تبخیر شده. البته خودم حدس می‌زنم تبخیر نشده و ندیدن صفحه‌ی ورودی، گندی‌ست که سرویس‌دهنده‌های اینترنت می‌زنند. اما اگر از بلاگر استفاده می‌کنید و برایتان تبخیر شده، لطف کنید خبر بدهید، همین‌جوری.
» پیشنهاد می‌کنم برچسب داتک در وبلاگ دیگ‌لی را بخوانید، به‌خصوص آن جاهایی که با پیگیری دیگ‌لی بزرگ، بلاگر باز می‌شود.

۳۰ دی ۱۳۸۶

باز هم بلاگر فارسی

حالا که به میمنت و مبارکی، بلاگر، فارسی شده، بد نیست نگاهی هم به صفحه‌ی پرسش و پاسخ بیندازید. فکر می‌کنم پاسخ برخی از سوالات پرشمارتان را بیابید.
اگر هم پوسته‌ی وبلاگ‌تان با انتخاب زبان فارسی به هم می‌ریزد و فکر می‌کنید مقصر بلاگر است سخت در اشتباهید. توضیحات کامل را در بلاگر فارسی بخوانید.

۲۸ دی ۱۳۸۶

از بلاگر فارسی لذت ببرید، درست از همین امروز

آخرین خبر blogger buzz را خوانده‌اید؟ اگر نخوانده‌اید بخوانید و زرتی بزنید در داشبورد و تنظیمات بلاگرتان، زبان فارسی را انتخاب کنید که از همین امروز زبان فارسی رسما به زبان‌های بلاگر اضافه شده است. حالا بلاگر از 40 زبان پشتیبانی می‌کند. دم دوستانی که در مجموعه‌ی گوگل دارند جور برخی حضرات ایران-تحریم‌کن را می‌کشند گرم و دست‌مریزاد.
» اما انصافا خوشگل‌تر از داشبورد فارسی بلاگر ندیده‌اید تا حالا.
پ.ن:
نوشته بودم 37 زبان که بعد فهمیدم 37 تا بوده و با این سه تا شده 40 تا، شما ببخشید.

۲۵ دی ۱۳۸۶

ارزش همکار

باید یادم بماند،
که ارزش همکارم -و کاری که انجام می‌دهد-، هنگامی -بیشتر- برایم مفهوم پیدا می‌کند که به مرخصی می‌رود و من -علاوه بر کار خودم- مجبورم کار او را هم انجام دهم.
باید یادم بماند از این به بعد،
که به اندازه‌ی سختی‌ای که هنگام نبودن‌اش متحمل می‌شوم، برای خودش احترام بیشتر و برای کارش ارزش بیشتری قائل شوم.

۲۲ دی ۱۳۸۶

سرمانوشته

  • آدم‌ها دو دسته هستند؛ آن‌هایی که چوب بی‌عقلی‌شان را می‌خورند و آن‌هایی که نان عقل‌شان بی‌عقلی دیگران را می‌خورند.
  • خدا رو شکر که نمی‌شه سرمای وحشتناک و مصیبت‌های سریالی این روزها رو به تئوری توطئه و غرض‌ورزی جریان‌های مخالف دولت نسبت داد، وگرنه نعوذباالله این‌بار دیگه پای خود خدا اومده وسط.
  • وقتی نمی‌شه توی سرما چیزی رو جمع کرد، چطور فکر می‌کنیم می‌شه از پس زلزله‌ی تهران و تحریم و جنگ براومد؟
  • بعضی اوقات باید برای طرز فکر آدم‌ها از کلمه‌ی مناسب استفاده کرد. الان هم اون چیزی که داری به‌ش فکر می‌کنی شجاعت نیست، حماقت کلمه‌ی درست اون چیزیه که توی سرته، آره.
  • یعنی، خدا لعنت کنه این اوبونتو رو -البت، دور از جون هر چی اوبونتو باز باحال و گوگولی-. خفه شدم از بس انواع بازی‌های تاکس‌کار، تاکس‌بابلز، تاکس می‌خندد، تاکس به اسکی می‌رود، تاکس روی اعصاب، تاکس می‌نماید و اینا رو دال‌لود* کردم و به جای سیدکامیار بازی کردم -خودش می‌شینه اون‌ور و من رو تشویق می‌کنه، ای خدا-. چشم‌هام ترکید، یعنی، توی اون روحت اوبونتو.
    *دال‌لود، تکیه‌کلام این روزهای سیدکامیار است. یک چیز دیگه، پیش‌بینی عمو اروند هم به حقیقت پیوست، فقط چرا اینقدر زود آخه.
  • یکی نیست به‌ش بگه آخه احمق جان، اینترنت رو هم مگه سهمیه‌بندی می‌کنن؟ خب کار داریم لابد که استفاده می‌کنیم دیگه خره.
  • یکی از کوچک‌ترین خوبی‌های وبلاگ این است که می‌فهمی آدمی مثل مهدی حکیمی هنوز یخ نزده شکر خدا و هنوز هم چیزی برای خوردن و سوزاندن و گرم شدن هست که دکتر مزیدی بخورد -خدا همسترهای شما رو هم بیامرزه- و بسوزاند و گرم شود و بنویسد.
    البته گوگل اعلام کرده که خوب شد هوا سرد شد، چون ما نمی‌رسیدیم همه‌ی یادداشت‌های دکتر رو ایندکس کنیم، به جان...

۱۸ دی ۱۳۸۶

وجود پاک

ایرادهای زیادی به پدر و مادرها می‌گیرند که از سر نفهمی بچه‌دار می‌شوند که خیلی‌هاش هم درست است. البته می‌شود کلی ایراد به کارهای دیگر هم گرفت و حتی می‌شود وجود آدمی را هم نفی کرد و برد زیر سوال و کار را به خودکشی هم کشید.

اما وجود پاک کودکان را که نمی‌شود نفی کرد، می‌شود؟ حداقل حسن‌اش این است که از نفس پاک و روحانی کودکان آموخت. صداقت کودکانه، دنیای بدون کینه، بازی گرفتن هر چیزی که بزرگتر‌ها برایش جان می‌ستانند و...
شاید انگیزه غلط باشد و بی‌راه، اما به کوچکی این معلم‌های خندان نباید خندید، هیچ‌وقت نباید خندید. باید تا می‌شود ازشان یاد گرفت و از بودن در کنارشان لذت برد، نمی‌شود؟

۱۷ دی ۱۳۸۶

ضمیمه دارد

اصلا قرار به نوشتن نبود، اما لذت بردم از این یادداشت و اینکه همیشه دلم خواسته -یعنی در آینده هم می‌خواهد- که چند خطی این شکلی بنویسم. دست مریزاد.

۱۲ دی ۱۳۸۶

احترام

باید یادم بماند،
که احترام من، با خودم است، دست خودم است، که حفظ احترام، وظیفه‌ی دیگران نیست. مادامی که نگه‌ش دارم و حفظ‌اش کنم، دیگران نیز حرمت نگه می‌دارند. اما وقتی که با بی‌حرمتی، دریدم‌اش، انتظار از دیگران برای نگه‌داری چیزی که خودم ارزشی برایش قائل نیستم کار عبث و بیهوده‌ای‌ست.

۱۱ دی ۱۳۸۶

جی‌میل فارسی



آیا جی‌میل هم؟ آیا توهم احتیاج به قرص دارد؟