۰۶ آذر ۱۳۸۷

مبارک باشه بدبخت

به سلامتی و میمنت، آخرین بازمانده‌ی ذکور امور مالی هم ازدواج کرد و شیرینی خوردیم سر صبحی. اما سیل متلک شتلک هم از صبح سر این بنده‌ی خدا باریدن گرفته و بساطی شده.

یکی از بچه‌ها هم این مدلی تبریک گفت: “مبارک باشه بدبخت، بیچاره. صدبار به‌ت گفتم نکن این کار رو، اما حالا که کردی مبارک باشه”.

چه می‌شود کرد، این هم مدلی‌ست از تبریک لابد. اما چرا فکر می‌کنیم بد است و اَخ است اما می‌خواهیم تجربه‌اش کنیم؟ مرض داریم مگر؟