به اعتراضهای درستاش کاری ندارم که درست است و راست میگوید، همیشه گذشتهایم از حقوق هر چند کوچک شهروندیمان، اما شروع داستان “خانمها عقب- آقایون جلو” طور دیگری بود. اولش خانمها جلو اتوبوس بودند و آن تکهی تنگ ته اتوبوس، سهم آقایون بود. منتها وقتی یک سرباز احمق که کارش جمع کردن بلیط بود و مینشست کنار دست راننده، دست کرد توی پاچهی یکی از خانمها و ماجرا بیخ پیدا کرد، در یک اقدام انقلابی، داستان شد “خانمها عقب- آقایون جلو”.
» وگرنه که آن جوک معروفی که خانم قصه به شوهرش میگوید “من از جلو -بلیط- میدم، تو از عقب نده” که در نمیآمد، میآمد؟
» دوستی داشتیم که به اتوبوسهای خط انقلاب-امام حسین میگفت “پرسکاری فلان”، به فامیلی خودش، چون واقعا پرس میشدی وقتی میرفتی آن تو.
» اینها را هم محض عوض شدن حال و هوا نوشتم، دوباره بریم پایین چون از اتاق فرمان میگن زنگ تفریح تموم شد.
7 نظر:
شما تو اطاق فرمان مترو کار می کنین؟
خوش به حالتون که وقتی داشتید این مطلب را می نوشتید ، بالا بودید!!!
کاشکی هیچ وقت پایین نمی اومدید.حداقل سوار کار بودید!!!
درود بر ناشناس عزیز، اما من متوجه نشدمها، بگم.
عزیز پابرهنه ی بر خط
دست بردار و ما را اذیت نکن.
حالا آن بالا ها که خیلی خوش می گذرد.
ایشالا همیشه بالا باشی.
خیلی هم خوب متوجه شدی عزیزم.
ولی با این وجود باز هم دستت درد نکنه.
دوست ناشناس عزیز، کاش که از طریق فرم تماس ایمیلی چیزی میدادید. من هنوز هم نگرفتم قضیه رو :)
پویا این کار رو نکن :)
سر کار گذاشتن پیرمردها کلا خوبیت نداره، از ما گفتن جوون.
نشد سید جون
من که خودم گفتم کار خودمه
حالا چرا آبروریزی میکنی؟
حالا که کار به اینجا رسید بگذار بگم که حوصلهی گذاشتن علامت http:\\\ را ندارم و بهتره یک فکری برای این داستان بکنی.
در ضمن هرکسی که اینجا به شکل ناشناس کامننت بگذارد، الزاما من نیستمها!!!
به حساب من نذار. قبلا چک کن
ممنون
ارسال يک نظر
» لطف کنید و دربارهی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگریست، میتوانید از فرم تماس استفاده کنید یا به symoniri روی جیمیل، ایمیل بفرستید.
» نظرات حاوی مطالب توهینآمیز -حالا به هر کسی که میخواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگتان، "//:http" را فراموش نکنید.