قرار خوب



قبل‌تر نوشتم که روزهای خوب، می‌توانند با کتاب‌های خوب و قرارهای بهتر شروع شوند. قرار خوب، شروع دوباره‌ی یک ورزش خاص بود با یکی از دوستان، پینگ‌پُنگ، که بیشتر از 15 سال پیش باز هم با یک قرار -ابلهانه‌ی دانشجویی با یک دوست دیگر- کنار گذاشتم‌اش.

حالا شده سه هفته از قرار هفته‌ای دو جلسه که برای یک چاقالوی تقریبا 90 کیلویی شروع خوبی‌ست. دوباره چوب، دوباره رویه، دوباره چسب و بوی مزخرف بنزین. خدا را شکر، گویا چسب‌های مسخره را ممنوع کرده‌اند و به لطف تکنولوژی مدرن، دستگاه‌هایی هم هست برای کنترل بنزین مخلوط شده با چسب.

با این چوب -که به اسم این آقاست- شروع کرده‌ام و دنبال این رویه یا این یکی هستم که فعلا به در بسته خورده و گیر نمی‌آید -در بندرعباس-.

به لطف ویکی‌پدیا، حالا صفحه‌ی تنیس روی میز را داریم و افسانه‌اش، Jan-Ove Waldner را که موتزارت تنیس روی میز لقب گرفته و اینکه پس از ناپدید شدنش از مسابقات جهانی در سال 2000 در مسابقات قهرمانی سوئد در 2006 نفر اول شده، شیر پیر.

» دیوانه بودیم به گمانم، دیوانه.
» بابای یسنا هم قول داده که می‌آید اما به جز آن یک جلسه که زود پیچاند دیگر رویت نشده. حالا هم که دارد برای حدود یک ماه می‌رود ماموریت. پایه نیستی برادر من، پایه نیستی.
» پایه نبود برای فرار از چاقی؟

9 نظر:

محمد افراسیابی گفت...

حیف که راه خیلی دوره و اومدنش هزینه‌ی زیاد می‌خاد و کلی وقت. در غیر اینصورت هم از سرما و تاریکی این‌جا رها می‌شدم و هم حریفی پیر در میانه‌ی میدان.

ناشناس گفت...

داداش من 120 كيلو هستم .
ورزش هم براي سيگار ضرر داره. از ما گفتن

منیری گفت...

باریک‌الله به تو. اما با اینکه از من جلوتری فکر نکن نمی‌تونم رکوردت رو بزنم. اما ورزش کنیم.
» بساطیه‌ها، توی وبلاگ خودمون هم نمی‌تونیم کامنت بگذاریم.

robo گفت...

ها سید از اینا؟
http://www.flickr.com/photos/roborend/3024557340/

Mandana گفت...

D: میبینم در مقام دفاع و تکذیب مایه داری گام بر میدارید!

SYM گفت...

@Mandana، مایه‌دار کجا بود بابا، وصله می‌چسبونید به آدم :)

SYM گفت...

@Robo، مهدی جان، تقریبا یک هم‌چین چیزی که برات در همون‌جا و ای‌میلی هم توضیح دادم. این چوبی که اینجا می‌بینی به اسم یکی از قهرمان‌های قدیمی تنیس روی میز دنیاست. سیاست باترفلای اینه که با قهرمان‌ها قرارداد می‌بنده و بعد چوب‌هایی به اسم اون‌ها می‌سازه و می‌ریزه توی بازار. چوب گریگلی، همونیه که خودت عکس‌اش رو گرفتی. یکبار باید در مورد تاریخچه و این مزخرفات‌اش بنویسم.

پنگوئن گفت...

جناب آسید من هرچه این وبلاگ رو بالا و پایین کردم فرم تماس در هیچ گوشه ای نیافتم! حتی یادمه قبلا در پستی آدرس میلت رو گذاشته بودی، اما در پیدا کردن اون پست هم ناکام بودم. پس پیشاپیش عذر می خواهم اگر از این طریق درخواستی نامربوط به محتوای این پست شما را ارسال می کنم!

پنگوئن گفت...

مدتی است که وبلاگ من فیلتر شده است.برای حل این مشکل تصمیم به نقل مکان به یک آدرس جدید (ترجیحا بلاگر) گرفته ام.
این کار مشکلات و مسائلی دارد که از جمله مهمترین آن ها (که فعلا درگیر آن هستم) انتقال آرشیو وبلاگ قبلی به وبلاگ جدید می باشد.
برای حل این مشکلات در اینترنت جستجویی کرده ام اما متاسفانه خیلی در یافتن راه حل موفق نبوده ام. در جایی درباره دانلود نرم افزار و تهیه بک آپ خواندم، اما به علت آن که به اینترنت دایال آپ دسترسی دارم دانلود و نصب نرم آفزار عملا امکان پذیر نیست!
با توجه به تخصص شما در امور فنی بلاگر، مزاحمتی برای شما داشتم؛ اگر امکانش برایتان هست، لطفی کرده و با راهنمایی و کمک خود در حل این مشکل کمکم کنید.
آدرس ایمیل من:
pngn.101@gmail.com

ارسال يک نظر

» لطف کنید و درباره‌ی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگری‌ست، می‌توانید از فرم تماس استفاده کنید. گوشه‌ی وبلاگ پیدایش می‌کنید.
» نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز -حالا به هر کسی که می‌خواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگ‌تان، "//:http" را فراموش نکنید.