و اما در مورد ترک وبلاگ‌نویسی



این، تکه‌ای‌ست از ای‌میل یک دوست خیلی خوب، که مدت‌های زیادی‌ست دیگر نمی‌نویسد و وبلاگ خودش را رسما تعطیل کرده. وقتی که چند سالی می‌نویسی –حتی اگر مثل من مزخرف- آن‌قدر دوست‌های خوب داری که دلت برای نوشتن‌شان تنگ شود، حتی.

اما در مورد ترک وبلاگ‌نویسی؛ راستش عین ترک وطن می‌مونه! جدی می‌گم! مخصوصا اگه بگی من میرم و دیگه پام رو هم تو این خراب شده نمی‌گذارم! بعد می‌ری کشورای دیگه، اولش جذابه. می‌بینی نمی‌شه، دلت همون‌جایی رو می‌خواد که توش بزرگ شدی، آشناهای خودت و از همین کلیشه‌ها! می‌دونید آخه اگه شما وبلاگ‌نویسی رو بدون تغییر خاص بیرونی توی زندگی‌تون همین‌طوری ترک کرده باشید یا به دلیل یه تغییر کوتاه مدت که زود اثراتش تموم می‌شه، اونوقت چون وبلاگ‌نویسی مدت زیادی جزو برنامه‌ی روزمره‌تون بوده و عین غذا خوردن شده براتون ترک همیشگی‌ش خیلی سخته!

بعد از یه مدت دوست دارید برگردید، بنابراین به هر دری می‌زنید و وبلاگ‌های دیگه می‌سازید ولی موفق نمی‌شید (مگر اینکه ایده‌های بکری داشته باشید)، چون دلتون یه جای دیگه‌ست؛ همون خود قبلی‌تون رو می‌خواید، همون‌جایی که شخصیت مجازی‌تون توش رشد کرده و همون خواننده‌ها و آشناهای خودتون رو! اینجوری که یه وقت‌هایی دوست دارید به وطن برگردید و بگید من غلط کردم گفتم دیگه پام رو اینجا نمی‌ذارم و اینا :D

خلاصه که اگه جایگزینی براش ندارید و من‌بعد از این هم می‌خواید باز مثل سابق به نت و وبلاگ‌های دیگه سر بزنید ترک وطن نکنید، توصیه نمی‌شه! :P نه که من پشیمون باشم ولی عین یه خاطره‌ی شیرین که مزه‌ش هنوز زیر دندونمه، دوست دارم بازم بچشم‌اش! ولی خوب می‌دونید که حرف مرغ یکیه و مرد یک پا داره، دقیقا به همین شکلی که گفتم!

» حدس زدن اینکه نویسنده‌اش کیست رایگان است، قابل توجه خسیس‌هایی که کامنت نمی‌گذارند.

10 نظر:

گوشزد گفت...

راجع به اینکه نویسنده کیست هیچ ایده ای ندارم اما ممنون می شوم که تقلبی برسانی و من اینجا خود را به عنوان یک آدم باهوش جا بزنم و پیش سایرین قمپزی در کنم...می دانی که این هم یکی از مزایای وبلاگ نویسی است.
اما حرفی که برایش کامنت گذاشتم این نبود.می خواستم بگویم حتی به شوخی هم نوشته های خودت را مزخرف نخوان...قصد تعریف بی خودی و مبالغه و گزافه گویی ندارم ولی من هر بار که به اینجا می آیم چیزی می آموزم حتی اگر مطلبت آموزشی نباشد از لحنت و نحوه نگارشت چیزی می آموزم و می روم.
نوشته ها، فرزندان وبلاگ نویسانند.
به کودکان خود احترام بگذارید!!
قربان محبتت
راستی اصفهان نمی آیی؟
اگر آمدنی بودی میل بزنی ها.

گوشزد گفت...

این همه هم که سپرده ای باز من http اولش را یادم رفت بگذارم!
راستی این سیستم نظرخواهیت سخت است...آن قسمت نظر به عنوان بد باز می شود و خلاصه ده دقیقه ای آدم را معطل می کند و این باعث می شود هر بار که حرف خیلی واجبی داشته باشم نظر بگذارم!
اگر حالا توانستم این را بفرستم که منظورم را رسانده ام!!

چشم شيدا گفت...

خيلي ها همينجوري ان يه مدت مي نويسن و ديگه تموم

SYM گفت...

@گوشزد عزیز ممنون از لطف همیشگی و راهنمایی‌های مدام‌ت، سعی می‌کنم رعایت کنم. در مورد تقلب خب نمی‌شه. اصلا قرار نیست معرفی‌ش کنم، البته شاید تصمیم‌ام عوض شد.
در مورد نظرخواهی فعلا بهترین راهی که می‌شناسیم همینه متاسفانه و چاره‌ای نیست به جز تحمل و ساختن باهاش.

Mojtaba گفت...

سید من هم خسته شدم . ولی برای ترک کردن وبلاگ نویسی دارم هنوز به نتیجه نرسیده ام

عرفان طاهری گفت...

حدس زدنش واقعا سخته! اما من 2 بار تعطیلی وبلاگم رو چشیدم! البته یک بارش موضوع فیلترینگ بود. هرچند که دیگه هیچ کدوم از اون وبلاگ نویس هایی که اون زمان با هم می نوشتیم دیگه نمی نویسند ولی کمی ازشون خبر دارم و با بعضی هاشون هم تلفنی تماس می گیریم گاهی. خصوصا اون قدیم ندیما خیلی وبلاگ نویسا صمیمی تر بودن هرچند نه همایشی بود نه... تازه همه می گفتن اصلا چه معنی داره این وبلاگ نویسی!اما با تمام این مسائل دوباره هم بازگشتم و یه وبلاگ دیگه در موضوع دیگه زدم.هنوز دنبال اون وبلاگ اولی می گردم! البته خوب اون موقع فیلترینگ تازه داشت شروع می شد. شاید بیشتر از اینکه به دنبال وبلاگ اولی می گردم به دنبال دوستان اون موقع می گردم.

عرفان طاهری گفت...

راستی یک دفعه تحت تاثیر قرار نگیری تعطیل کنی! این تمپلیت اینجا چی شد پس؟

پرویز گفت...

راستش بی اختیار یاد علی رضا تمدن افتادم . .میدونم که حتی اگر درست هم حدس زده باشم بعید میدونم لو بدید . . قربونت

محمد افراسیابی گفت...

به گمانم هم‌شهری من باشد فقط گمان که من مشتری نوشته‌‌هایش نبودم و فقط مصاحبه‌ای از او خوانده‌ام.

پويا گفت...

سلام . تو رو خدا اينقدر روي مردم اسم نذار يوسف جان. خسيس خودتي كه توي اين يكي دو سالي كه من وبلاگ داشتم، نيومدي يك كامنت يا نظر بذاري. حالا ما رو بگي تا حد امكان و تا اونجايي كه عقلمون رسيد توي وبلاگ تو با هزار زحمت كامنت گذاشتيم.
بهونه ات هم اين بود كه توي ميهن بلاگ داريم و به مد شما نمي خوره.
چه حرفها كه مي شنويم اين روزها.

ارسال يک نظر

» لطف کنید و درباره‌ی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگری‌ست، می‌توانید از فرم تماس استفاده کنید. گوشه‌ی وبلاگ پیدایش می‌کنید.
» نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز -حالا به هر کسی که می‌خواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگ‌تان، "//:http" را فراموش نکنید.