خب، اول اینکه یادداشت قبلی اصلا قرار نبود شنبه منتشر شود و دلیلاش هنوز مشخص نشده که چرا. بازی دیروز بود و یادداشت هم میبایست دیروز استاد میشد.
گویا بالاخره حضرات آقایان در سازمان عریض و طویل صدا و سیما-ن- هم خبردار شدند که چند روزیست جام جهانی فوتسال شروع شده و دیروز بازی ایران-لیبی از شبکهی سه پخش شد. اما یک اینکه گزارشگر فوتسالی نداریم و پیمان یوسفی به جای گزارش بازی در نیمهی دوم، تاریخچهی بازیهای فوتسال را مرور کرد و بعد از آن هم بازیهای ایران در مسابقات آسیایی. اینکه چه ربطی به بازی داشت را باید از خودش پرسید، اما اینکه پیمان یوسفی* و یحتمل در روزهای بعد سایر دوستان و همپیماناناش، چه ربطی به فوتسال دارند را از چه کسی بپرسیم؟
حکایت این میل به ایجاد اسطوره و کاریزما هم حکایت غریبیست در فوتسال، آقای شمس مدتی وحید شمسایی را به تیم ملی دعوت نمیکند به بهانهی –بهجا و درست- شرکت نکردن در کار دفاعی و تیمی. راست هم میگفت بندهی خدا، وحد شمسایی به ندرت به عقب برمیگردد و در دفاع شرکت میکند و از طرف دیگر خیلی کم پاس میدهد؛ در واقع پاهای چسبناکی دارد و دوست دارد دریبل بزند و شوت.
در زمانی که وحیدخان در اردوی تیم ملی نیست، تیم نتایج خوبی نمیگیرد و این بهانهایست برای بازگشتاش. اما همچنان در بر همان پاشنه میچرخد؛ وحید دفاع نمیکند و کم پاس میدهد، مثل بازی دیروز که به عقیدهام چندان خوب هم بازی نکرد.
یک ایراد وحشتناک دیگر را هم بنویسم و بروم: بازی شمارهی 4 ایران. بازیکنی که با دیدن بازیش، خیلی راحت حدس زدم یک توپپلاستیکیباز حرفهای بوده و بعد پایش به فوتسال باز شده، مثل اکثر فوتسالیها. منتها این یکی عادتهای پلاستیکیاش را هم آورده با خودش. عقب زمین میایستد و توپ پخش میکند؛ میدهد به چپ، میگیرد، میدهد به راست. این روش، در تیم برزیل هم در برابر تیم ژاپن و جزایر سلیمان در لحظاتی از بازی اجرا شد، اما وقتی که برزیل خدا تا گل جلو بود. روش منسوخیست و باعث آرام شدن بازی میشود و به درد بازی با تیم بهنسبت بستهای مثل لیبی نمیخورد. وقتهایی که این بازیکن –که ایرادش برمیگردد به فرم بازیش وگرنه بازیکن خوبیست و فوقالعاده دونده و پاسور- و وحید شمسایی همزمان داخل زمین بودند ایران مشکل پیدا میکرد؛ یکی بازی را عقب نگه میداشت و مدام پاسهای عرضی میداد و یکی اصلا پاسهای عرضی نمیداد و فقط شوت میزد، یکی ذاتا بازیکن دفاعی بود و یکی اصلا با دفاع کردن میانهای نداشت. به طور حتم در بازی با تیمهای بزرگتر مثل ایتالیا و برزیل مشکلات اساسی خواهیم داشت.
تا یادم نرفته، این سانتر در فوتسال چه معنیای دارد؟ تاکتیک جدید است یا دانش فنی کم مربیمان باعث چنین حرکات عجیبی میشود؟ اصولا توپ فوتسال اسماش “توپ تنبل” است؛ یعنی اینکه طوری ساخته شده که زیاد از روی زمین بلند نشود، موقع خوردن به زمین پله نشود و خلاصه برای بازی روی زمین ساخته شده.
*این آقای پیمان یوسفی که حالا با کولهباری از تجربه فوتسال هم گزارش میکند حتما خاطرش هست روزهای اولی را که ساعت 11 صبح در شبکهی تهران فوتبال مرده گزارش میکرد و دیوید بکام را تلفظ میکرد “دیوید بَکهام”. من که یادم هست اگر خودش به یاد ندارد.
» برای فوتسال زیاد میشود وراجی کرد، اما باشد برای بعد. اگر حوصلهی کسی سر نرود، در مورد اصرار الکیمان در انتخاب بازیکنهای “فوق تکنیکی” هم چند خطی مزاحم میشوم.

0 نظر:
ارسال يک نظر
» لطف کنید و دربارهی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگریست، میتوانید از فرم تماس استفاده کنید. گوشهی وبلاگ پیدایش میکنید.
» نظرات حاوی مطالب توهینآمیز -حالا به هر کسی که میخواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگتان، "//:http" را فراموش نکنید.