ما که نکته را گرفته‌ایم چه کنیم؟

» ایرانی‌ها انگار نکته را نمی‌گیرند.
» اما ما که ایرانی هستیم و مخالف جنگ، چه باید بکنیم؟ آیا با دست روی دست گذاشتن، و نظاره کردن ویرانی خودخواسته و خودساخته -حالا گیرم به دست تیمی نا-اهل و مشکل‌ساز- مشکلی حل می‌شود؟ آیا می‌شود حرف‌های حساب‌مان را به گوش شنوایی -چه در ایران و چه در آن سوی مرزها- رساند؟ آیا اصلا گوش شنوایی -چه در ایران و چه در آن سوی مرزها- برای شنیدن حرف‌های حساب‌مان هست؟ آیا راهی هست برای اینکه ما جمعیت بدون تاثیر وبلاگ‌نویس، بالاخره در جایی فریاد مابقی جمعیت‌مان را به گوش همه برسانیم که ما دیگر جنگ نمی‌خواهیم، که ما دیگر خسته شده‌ایم از جنگیدن مدام با دنیا، که ما حالا دنبال آرامش هستیم، که اما دیگر در این سرزمین نشانی از آرامش وجود ندارد.
آیا می‌شود به طور مثال در روزی خاص، همه به نشانه‌ی اعتراض به جنگ، بر سردر وبلاگ‌هامان تصویری داشته باشیم حامل این اعتراض؛ اعتراض به جنگ‌طلبان -داخلی و خارجی-، اعتراض به چیزی که اولویت اول کشورمان نیست؛ همان چیزی که به دروغ، به جای حق مسلم به‌مان انداخته‌اند.

6 نظر:

احمد گفت...

ببین یوسف جان!
بعد از اون سرخورده‌گی بزرگ انتخابات ریاست جمهوری همه‌ی ما به این نتیجه رسیدیم که وبلاگ‌ها نمی‌تونن تاثیر قابل تاملی بر اجتماع واقعی‌ی مردم ایران بگذارن اما به نظرم این درک ما رو دچار یک یاس مضر کرده. بی‌عملی‌ی غیرقابل‌درکی که من این روزها در وبلاگستان می‌بینم خطرناکه. درسته که ما نمي‌تونیم نقش پررنگی در معادلات کلان کشوری و جهانی ایفا کیم اما آیا نمي‌تونیم لااقل در حد یک لگوی ضد جنگ ناراحتی‌ی خودمون رو از سرنوشت محتمل کشورمون و خودمون اعلام کنیم؟ باور کنیم که اقدامات نمادین همیشه بیهوده نیستند. سکوت ما در این شرایط فقط باعث می‌شه که فردا روز خودمون رو ملامت کنیم. یکی از مواردی که باعث آرامش من بوده و هست اینه که در روزهای منتهی به سه‌ی تیر برای این‌که مردم کوچه‌ و خیابان را قانع کنم که احمدی‌نژاد نمی‌تواند رئیس‌جمهور خوبی باشد از صبح تا شب می‌دویدم... من موفق نشدم که مردم را قانع کنم و احمدی‌نژاد رئیس جمهور شد. اما من پیش وجدان خودم شرمنده نیستم. شرمنده نبودن من تاثیری در معادلات کلان کشور ندارد اما برای خودم بسیار مهم است. با پیشنهادت کاملن موافقم. و برای انجام هر کاری در این زمینه اعلام آمادگی می‌کنم.

صادق گفت...

من فکر میکنم اکثریت مردم نکته را گرفته باشند، اما اکثریت این ملت فقط از نظر کمیت است و شمار!

احمد گفت...

پیشنهاد: به نظرم لوگوی دائمی در گوشه‌ی وبلاگ هم باید مورد توجه قرار بگیرد.

bamdadi گفت...

حرف حسابی می‌زنی یوسف جان. لوگو و اینا خیلی خوبه، حتی می‌شه روش‌های دیگه‌ای رو هم فکر کنیم. مثلا یک روز یا هفته‌ی مشخص هیچ‌کس در وبلاگش چیزی ننویسه و بعد این خبر رو توی روزنامه‌های غربی منعکس کنیم. اعتصاب ولاگستان فارسی برای جلوگیری از جنگ...

نمی‌دونم دارم با صدای بلند فکر می‌کنم. دلم می‌خواد یه کاری انجام بدیم، حالا هر چقدر هم که کم تاثیر یا حتی بی‌تاثیر باشه مهم نیست. به قول احمد برای خودمون که مهمه.

ناشناس گفت...

ببخشید، شما که نکته را گرفتید، بفرمایید مخالفت با جنگتان را برای کسانی بگویید که هر روز رسانه هایشان مملو از نشانه های جنک علیه ما است. مثلا به قول بامدادی جان در روزنامه های آن ها منعکس شود، چی می شود؟ می دانید چه برداشتی می کنند و دوباره چه سو استفاده ای از این کار ما، می کنند؟

صندوقک گفت...

مشکل اینه که کی حرف های ما رو می خونه ، ما یی که وبلاگ های یکدیگر رو می خونیم ، تو خیابون باهم حرف می زنیم ، از یک جنسیم و معمولا حرفمان هم یکی است کجا بر میخوریم به آدمهایی که از جنس ما نیستند؟

ارسال يک نظر

» لطف کنید و درباره‌ی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگری‌ست، می‌توانید از فرم تماس استفاده کنید. گوشه‌ی وبلاگ پیدایش می‌کنید.
» نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز -حالا به هر کسی که می‌خواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگ‌تان، "//:http" را فراموش نکنید.