۰۴ اردیبهشت ۱۳۸۷

لذت وبلاگ- شماره‌ی سه

» وبلاگ منصفانه، یک یادداشت بدون عنوان

نکنید! آقا جان نکنید! این عکس‌ها چیه توی عروسی‌هاتان می‌اندازید؟ ای وای! من به کی شکایت کنم؟ لنگ عروس روی سر آقاداماد و بعد هر دو به دوردست‌ها نگاه می‌کنند!؟ خب چرا واقعا؟ وای! یک خرده ملیح باشید!

حالا، عروس خانم لای درخت‌ها دنبال آقاداماد بگرد! حالا آقاداماد از پشت بپر عروس خانم را بگیر. حالا این وری غش کنید! حالا آن وری ضعف کنید! حالا با دوربین بای‌بای کنید! خسته‌ام کردید! هیچ کارتان به هیچ کارتان نمی‌آید. نکنید! مسخره است! خیلی مسخره! شرم‌آور است حتی! نکنید.

» گاهی وقت‌ها می‌شود آدم با یک یادداشت مشتری وبلاگی می‌شود، این یکی از همان‌هاست. درست که دلش خون است انگار، اما باید به عرض برسانم که "یک شب هزار شب نمی‌شه" و همه‌ی قصه‌ هم همین است.
» فقط حیف که عنوان نداره یادداشت‌هاش.