هرچه بيشتر ميگذرد، بغضام سمت و سویِ تركيدنِ بيشتر ميگيرد، خاصه آنكه در مملكتي زندهگي ميكنم كه برایِ لاسيدنِ یک فوتباليستِ دوپيازی، دو هزارنفر اعلامِ بسيجِ عمومي ميكنند و حتا رييسِ دولتاش همچون خدمتگذاری خاضع دستورِ دخالت در امری غيرِ دولتي را ميدهد تا بدان حد كه فوتبالِ كشور تعليق مييابد كه فلاني برو فوتبال را درست كن، انگار كه پوپوليسم، آخرين راهِ بروزاَش را در چسيدنِ محصولاتِ ماشينِ حماقت و وقاحت در استاديومِ آزادی پيدا ميكند اما برایِ درگذشتنِ بزرگترين نمايشنويسِ كشور ككِ كسي هم نميگزد. خدايا پناه به تو از شرِ اجانب در اين ديار كه غريب ماندهاند اهلِ عشق در موطناشان.
» متن کاملاش را در وبلاگ خود میلاد اکبرنژاد بخوانید.
» اکبر رادی درگذشت.
» اکبر رادی
یک مرد دیگر هم
بنده بیتقصیرم
من از لایو رایتر برای نوشتن استفاده میکنم و برای پینگ کردن هم از آدرسهای زیر. اگر میبینید این وبلاگ در بلاگرولینگ بالا میرود بنده بیتقصیرم.
» همهی آدرسهای پینگ
» چگونه با لایو رایتر پینگ کنم؟
عجب
آیا کسی چیزیش میشود؟ آیا خوشی دوباره به ما رو کرده؟ آیا خوب بودی بهتر شدی؟ آیا ما چطوریم؟ آیا کتری خراب شده که تبخیر درست انجام نمیشود؟ آیا تکنوراتی شماره تلفن و آدرس داده که از تبخیر درآمده؟ آیا بیبیسی فارسی هم اینکاره است؟ و آیا خوشمزه چطور؟ آیا وبلاگهای تبخیر شده هم شناسنامه در دست دارند؟ این یکی را کسی نمیداند.
هزار و یک روزنه
» خدا همه را به راه راست هدایت کند، نخسوزن طراحانی که همان روز اول میزنند فید وبلاگ را ناکار میکنند، آمین.
» از این کمک گرفتم.
چه میکنه این افاف
عرض کنم خدمت شما که سه تا از رفقای بنده -سهتاشون رو من میدونم-، از طرفداران پرشمار سایت زرد ایرانیان-یو-کی هستند و این سایت هم چند روزی هست که تبخیر میشه و میعان؛ یعنی میرود و برمیگردد. اما آیپی سایت سر جایش باقیست. این راه حل را هم چند روز پیش در کامنتهای وبلاگ روبو نوشتم -نه به این شکل البته-، اما بد نیست اینجا هم باشد، شاید به درد دیگران هم خورد.
فایرفاکس یک افزونه هم دارد به نام Server Switcher که در اصل، برای طراحان وب بوده که نتیجهی کارشان را با تغییر وضعیت توسط این افزونه ببینند، اما خب، تغییر کاربری همیشه امکان دارد.
بعد از نصب، میتوانید مطابق نمونههای زیر آدرسهای دلخواهتان را با آیپیها و آدرسهای تبخیر نشده تنظیم و تعویض کنید. بعد از این کار، در کنار آدرس سایت تبخیر شده، نشانهی زرد رنگ افزونه را خواهید دید. با کلیک روی این نشانه، به آدرس جدید میروید.
اما اگر دلتان میخواهد از تبخیر به میعان برسید این نوار-ابزار جمعوجور هم چیز خوبیست و استفاده از آن توصیه میشود. تا شما دارید از اینها استفاده میکنید، با اجازه من میروم مدارک مورد نیاز را برای درآوردن اینجا از تبخیر آماده کنم، مثل سند ملک برای وثیقه و اینا، چون همین عنقریب است که اینجا به حول و قوهی الهی و با دعای خیر مردم و همت بچههای ادارهی مبارزه با وبلاگ، تبخیر شود.
بخش شیرین مسوولیت
باید یادم بماند؛
گرفتن پاداشها و شنیدن تمجیدهای آنچنانی که گاهی از خود بیخود میکند آدمها را، خیلی شیرین است، اما همهی مسوولیت یک مدیر، گرفتن پاداش و شنیدن تمجید و تشکر نیست. بخش مهمتر مسوولیت را نباید فراموش کرد؛ تعهدات و وظایفی که گاهی، پشت آدمهای بزرگ را هم میشکند.
» باید یادم بماند.
موقعیت صد-درصد
عرض کنم خدمت شما که وقتی یک مهاجم با دروازهبان تکبهتک میشود و "مزهمزه میکنه بزنه نزنه" و میزند و میر...ند، اسماش دیگر موقعیت صد-درصد نیست که. این، فقط یک موقعیت خیلی عالی بوده؛ یک موقعیت خطرناک که هدر رفته، یعنی حضرت مهاجم خرابش کرده. در چنین وضعیتی، معمولا تنها چیزی که مربیها به مهاجم خطاکار میگویند هم این است: آفرین، ر...دی.
و اما موقعیت صد-درصد، همانیست که داور بعدش سوت میزند و وسط زمین را نشان میدهد. موقعیت صد-درصد، یعنی گل آقای گزارشگر، جناب سرهنگ.
» چند روز پیش باید مینوشتم اما خب، پیری و فراموشی و اینا.
پرداخت بدهی یک، بازی گیکها
البته من کوچکتر از آنام که خودم را گیک بدانم چه برسد که گیک عمومی هم باشم، امما... (و کار، خراب میشود.)
به دعوت حسن و به سبک یک سال گذشته که سوزن وبلاگستان فارسی روی بازیهای وبلاگی گیر کرده، باز هم بازی و اینا. اگر نمیدانید جریان چیست اینجا را بخوانید.
- من هم مثل علیرضا کشته مردهی تست ابزارهای جدید -از موبایل و کامپیوتر و دوربین بگیر و برو...- هستم. آقا، شما این آت و آشغالهای جدیدت رو بده تست کنیم حالش رو ببریم، من یکی قول میدم به همهشون 5 تا ستاره بدم، به جان...
- آن ایدهی ماتریکس هم طرف مینشست و رفیقش با یک دیسک اطلاعاتی، تبدیلش میکرد به بروسلی هزارهی سوم هم خیلی باحال بود. اگر این هم راه افتاد من پایهام -شاید هم چهارپایه-، خلاصه این فناوری، خوراک آدمهایی با کالیبر متوسط به بالاست.
- دلم میخواهد روزی برسد که از شر این همه کاغذ و کاغذبازی و نامهنگاریهای ناتمام و بایگانیهای انبوه و کمدهای پر از نامههای هزار سال گذشته خلاص شوم، اما میدانم حداقل تا 15 سال آینده چنین چیزی امکان ندارد؛ تا وقتی که باقیماندهی نسل دایناسورهای کاغذخوار بازنشسته شوند.
نمیشود، میدانم. همینها را هم ابتدا روی کاغذ نوشتم؛ دایناسور میشویم. - شاید روزی را هم ببینم که بخواهم در خانه بمانم و کار روزانهی اداریم را از همان خانه انجام دهم. فعلا نمیشود، باید بگذارم برای همان 15 سال بعد.
- بالاخره باید روزی هم برسد که بافتهای انسانی به صورت یدکی و در کارخانه با کیفیت اصل تولید شود یا نه؟ تا مثلا بتوانم آشیل پاره و قراضهام را یک آشیل آکبند عوض کنم و بدون ترس، دوباره روی کفپوش سالن بدوم و شوت بزنم و لذت ببرم، که زندگی بدون فوتسال، چیزکی کم دارد.
حالا اگر این وسط، بشود مغز را هم عوض کرد که چه بهتر، این مغز پوک بیخاصیت بدون هسته را میاندازم دور و جاش، یک مغز هزار هستهای خیلی خیلی تکنولوجیک میگذارم. چرا پوک؟ مغزی که از فوتسال لذت میبرد لابد معیوب است دیگر.
تازه، روی سیستم عامل جدیدم هم به جای سیستم بستهی فعلی، میدهم اوبونتو نصب کنند، نسخهی پایدار شونصد-پوینت-صفر-چهار با پشتیبانی 18 ماه، به همراه دستیار ایرانیش هما، و احتمالا هربار هم که درایور گرافیکاش مشکل پیدا کند کور میشوم اما اشکالی ندارد.
تمام شد، فعلا. تا بازی بعد خدا نگهدار و شبتون قشنگ -تریپ مجریگری و لوسبازی-.
» یک بدهی دیگر هم به سایبرخان جامپر دارم که مینویسم، یادم نرفته. بازیهای وبلاگی وقتی خراب میشود که میرسد به آدمی مثل بنده، که یا زورم میآید بنویسم و وقتی مینویسم -با هزار قر و قمیش-، زورم میآید دیگران را دعوت کنم. اما سوای بهرام مراوندی -گیک فایرفاکس؟-، علی ستاری -گیک وردپرس و لینوکس؟-، هر کسی که فکر میکند یک گیک است -با توجه به تعریف گیک- دعوت است، بدون تعارف.
پرانتز باز: گیک، به نظرم به آدمهای شیفتهی -بهخصوص- تکنولوژی گفته میشود که از این ابزار استفادههای خلاقانه از خودشان درمیکنند. پرانتز بسته.
» آرزوهای گیکی به نام رضا مقدری
» آرزوهای یک پزشگ گیک
» آرزوهای پژمان گوگلی
رابطهی قورمهسبزی و چمنهای کوتاه و مدیریت بهینه
اگر همهی ادارات شرکتمان به این سطح هماهنگی -که بین فضای سبز و رستوران است- برسند آن وقت میتوانیم به چیزهای خوب هم فکر کنیم، حتما میتوانیم.
بلاگر و زبان فارسی
هرهرهر...
یلدا

» تا یادم نرفته، کسی نمیخواد سالگرد بازیهای مضحک وبلاگی رو جشن بگیره؟ ناسلامتی پارسال همین موقع بود که سلمان بازی شب یلدا رو راه انداخت و وبلاگستان رو بدبخت کرد.
استجابت دعای کاربران ایرانی
خب، به سلامتی مثل اینکه دعاهامون به درگاه احدیت مستجاب شده، چون چند ساعتی میشه که قیلطرینگ کار نمیکنه. یحتمل، مسوولش مریض شده یا خواب مونده -خاک تو گور دیوونهش نکنن، چه وقت خوابه الان- یا واشر دستگاه مبارزه با وبلاگ خراب شده -تا تعمیرکارش بیاد طول میکشه خب-، یا دکمهی دستگاه رفته تو درنمیاد هر چی زور میزنن، یا برق ساختمون مبارزه با وبلاگ رفته، یا اینترنت کلا یکسره شده، یا انقلاب شده -کودتا شده یعنی؟ آیا؟-، یا رییس ادارهی مبارزه با وبلاگ، یک امروز خوش اخلاق شده و کارمندها هم دارن سوء استفاده میکنن از موقعیت، یا آقامون محمود رفته حج توبه کرده یا...
خلاصه از ما گفتن، دارن توی اینترنت حال پخش میکنن ناجور، برید صفا کنید تا صاحابش نیومده.
» پ.ن. ساعت 12:45
برگردید ملت که صاحابش اومد. یا شاید هم برق ادارهی مبارزه با وبلاگ اومده، یا شاید مسوولش بالاخره اومده سر کار، یا واشر دستگاه رو عوض کردن، یا...
بیخیال...
تبخیر هوشمند از اون لحاظ
من از کارت اینترنت Mastercard استفاده میکنم. امروز «فایرفاکس فارسی» رو جستجو کردم، اما تبخیر شده این ترکیب، در واقع «فایرفاکس» تبخیر شده وگرنه فارسی که اصولا عددی نیست که بخواد تبخیر هم بشه.
اصلا حالا که اینجوریه زندهباد «فایرفاکس فارسی».
کپیرایت تبخیر هم از آن دیگلی بزرگ است، حواست هست؟
بلاگر فارسی، یک انگیزهی تازه
» خبر
قرار این بود که بلاگر فارسی از دیروز رسما افتتاح شود که شد.
پایان خبر
اما همهاش این نیست، این یادداشت، سوای اعلام خبر افتتاح بلاگر فارسی، یادداشت تشکریست از دوستانی که در این -بیشتر از- دو ماه زحمت کشیدند و کار کردند تا به این شکلی دربیاید که حالا میبینید؛ حسن، علیرضا، مجتبی، میکرودامپ و نیما -که ایدهی اصلی بلاگر فارسی و طرح وبلاگها از اوست-. در روزهای آخر هم که بهرام عزیز -فایرفاکس فارسی کار اوست اگر نمیدانید- و دیگلی بزرگ به گروه اضافه شدند.
به عنوان یکی از اعضای گروه -در واقع عضو سالخوردهی گروه- از همهشان تشکر میکنم؛ کار سختیست که سوای کار روزمره، وقت بگذاری روی کار دیگری که نفعی هم ازش نمیبری، و این، به نظرم ارزش دارد.
بلاگر فارسی سه بخش دارد، صفحهی اصلی که به نقل اخبار بلاگر -از Blooger buzz-، امکانات جدید و اخبار بلاگر فارسی اختصاص دارد، مستندات فارسی بلاگر که به نقل راهنماها، ترفندها و نکتههای مفید بلاگری میپردازد و همهی کاربران بلاگر میتوانند با ارسال راهنماهایی که نوشتهاند در توسعهی آن مشارکت کنند، و پوستههای فارسی بلاگر که البته با فارسی شدن بلاگر، فعلا پا در هواست تا بعد.
اگر سوالی دارید که فکر میکنید با مطرح کردناش پاسخی برایش پیدا میشود در گروه بلاگر فارسی مطرح کنید، البته قبل از مطرح کردناش در گروه عضو شوید :-)
» حرف آخر:
بلاگر فارسی را فراموش نکنید -انتقاد، راهنمایی و...-، به آن لینک بدهید و بهخصوص، به دوستانتان معرفیش کنید.
» عکس هم از وبلاگ دیگلی بزرگ سرقت شد.
یک اتفاق جالب
"نمیدانیم از چه وقت این اتفاق افتاده، اما اتفاق خوبیست که افتاده". دیروز دیگلی بزرگ خبر داد که بلاگر هم گزینهی فارسی برای انتخاب زبان دارد. راستش تا دو هفتهی پیش که نداشت. در setting و در بخش Formatting، زبان فارسی را انتخاب کنید و از ادیتور بلاگرتان لذت ببرید.
» نتیجهی اخلاقی-پلیسی: خوشخبر باشی.
پ.ن.
به نظرم پوستهها هم باید تغییر کرده باشد، تغییراتی که در نحوهی نمایش آیکنها در پوستهها ایجاد شده زیادی مشکوک است، به جان...
برنامهریزی از اون لحاظ
1- میزبان، بندرعباس است و مسابقات در کیش برگزار میشود.
2- میزبان، تهران است و مسابقات در مشهد برگزار میشود.
» نپرسید کجا همچین چیزی نوشته بود که جواب نمیدهم؛ یعنی راستش، حوصلهی نوشتن توبهنامه ندارم، به جان...
ابزارهای وبلاگپراکنی در اوبونتو
برای یک تازهکار خورهی لایو رایتر، هیچ چیزی بهتر از پیدا کردن جایگزینهایی برای این ابزار خوشدست نیست. خوشبختانه در دنیای باز-متن، خورهها فراموش نشدهاند و ابزارهایی برای امر مقدس مزخرفنویسی وجود دارد؛ یکیش همین post blog entry که باهاش این یادداشت را نوشتم. یکی هم BlogGTK که کاملتر است و دیگری Drivel Journal Editor. برای نصب هم فقط کافیست تا از Add/Remove تیکشان کنید و خلاص.
جوانترین کاربر اوبونتو
این آقا کوچولویی که در تصویر میبینید جوانترین کاربر اوبونتو است. به اوبونتو هم میگوید آبانتو و اصولا معنیش هم از نظر این شازده با معنی اوبونتو فرق دارد. یحتمل معنی آبانتو چیزیست در مایههای "آخجون، بازی".
از اوبونتو تا اوبونتو
من از نسخهی 6.06 لینوکسی شدم؛ با سیدیهای رایگان اوبونتو. ولی این استفاده مدام نشد، یعنی گیر نصب مودم افتادم و وقتی نتوانستم نصبش کنم، بیخیال قضیه شدم. سیدیهای 7.04 هم ماند روی طاقچه، اما سیدیهای 7.10 که رسید وقت بیخیالی هم گذشته بود و دست به کار شدم. اما مشکل پیدا کردن درایور مودم هنوز پابرجا بود. گفتم اینجا بنویسم شاید به درد دیگران هم بخورد -البته اینها بیشتر برای کسانیست که dell inspiron 6400 دارند، متاسفانه-.
» مراحل نصب اوبونتو را از اینجا بخوانید -برندهی سیمرغ بلورین بهترین راهنمای نصب برای تازهکارها-. لوح تقدیر در این بخش تقدیم میشود به راهنمای رضا مقدری -به خاطر مطلب تکمیلی ویرایش منو بوت دوگانه-، البته با تقدیر از متتی -به خاطر زدن جرقهی دوباره-.
» برای اینکه به طور دقیق مشخص شود که نوع مودم چیست و درگاه آن کجاست، از scanModem استفاده کنید.
» درایور مودم conexant_hsf -که روی dell سوار شده- را برای اوبونتو 7.10 از اینجا بگیرید.
» حالا راهنمای کامل نصب مودم را بخوانید.
به نظرم بزرگترین پیشرفت اوبونتو در نسخهی جدید این است که بیشتر و بیشتر دستورات خط فرمان را با انواع برنامهها به صورت ویژوال درآورده است. ترکیب دلپذیری از تواناییهای لینوکس و راحتی ویندوز؛ ترکیب خوبیست، هم دل لینوکسیها به دست میآید و هم دل کندن از ویندوز برای ما جانسختها راحتتر میشود. اینکه هر نرمافزاری را فقط با چند کلیک در اختیار داری، چیزیست که در دنیای ویندوز فقط با خون دل خوردن به دست میآید. البته ناگفته نماند هنوز نمیتوانم از ویندوز دل بکنم، گفته باشم. سوای نوستالژی، هنوز با اینترنتبازی به سبک لینوکس مشکل دارم. گاهی وصل میشود، چه وصل شدن لذتبخشی و گاهی هم فقط تلفن را اشغال میکند، بدون هیچ دریافتی.
» تنها نرمافزاری که دلم برایش تنگ میشود هم لایو رایتر است، و دیگر هیچ.
» هر دو تا سیدی رسیده را هم رد کردم رفت، بالاخره سرنگ آلوده رو باید رد کنی دیگه ![]()
» چرا لینوکس؟ بیشتر به خاطر راحتی و سبکیش -در مقایسه با ویستای 6 گیگابایتی و حالبههمزن- و هم به خاطر بازیهای زیادش برای خودم و سیدکامیار و هم به خاطر open_office -با آن ترکیب رنگهاش در نمودارها- و gimp و فایرفاکس و اینا.
فید سبز، فید آبی
توضیح فید سبز، فید آبی را اینجا نوشتهام، اما خلاصهاش این است که فید سبز، فقط یادداشتهای وبلاگ است و فید آبی، یادداشتها به اضافهی لینکهایی که به خوشمزه میفرستم.
بیشتر خوانده شدهها
-
عرض کنم خدمت شما که راههای زیادی هست برای رسیدن به خدا دانلود از یوتیوب، اما حیفام آمد یک افزونهی مفید فایرفاکس را معرفی نکنم. افزونهی ...
-
يكی از دانشمندان، گوشهای بزرگی داشت. شخصی بر سبيل استهزا به او گفت: گوشهای شما متناسب بدن يك انسان نيست. مرد دانشمند در جواب گفت: بله، درس...
-
هر کدام مشکلات خودش را دارد. در شب سخت است چون طرف بیدار است و دارد بروبر در چشمهایتان نگاه میکند. شلغم که نیست بگذارد شما همینطوری یک ...
-
اگر شما هم از تب کردگان این روزهای گوگل-ریدر هستید پس یحتمل این یادداشت اصلا به دردتان نخواهد خورد، چون هیچ ربطی به گوگل (ریدر) ندارد. یکی...
-
یک. اول برویم سراغ المپیک و داستان یک علیرضایی. پدر آقای علیرضایی همکار ماست در اینجا و خودش هم شنا میکند، یعنی اصلا کرم شنا در خانوادهی ع...
-
دلم تنگ شد گر که روزی برایت/ برای نگاهت، سکوتت، صدایت ببندم دو چشم و تو را باز بینم/ که باشد خیالم، همیشه سرایت *** دلت تنگ شد گر که روزی بر...
-
راستاش، اندرویدیهای داخل ایران به گمانام شاکیترینها باشند بین ملت، دسترسی به مارکت اندروید محال اگر نباشد یکی از کارهای بسیار سخت است،...
-
این اینترنت هوشمند هم از آن واژههاست. اگر در بندرعباس هستید و اینترنت هم که خب، دایال-آپ و حال بیرون رفتن و خرید کارت اینترنت ندارید، یک کا...
-
با علی دایی؛ میشود به خداداد عزیزی پاس طلایی داد تا گل شانسی بزند و ایران به جام جهانی برود. میشود پاس طلایی به مهدویکیا داد تا به آ...
-
بررسی کلی سازمان به منظور تعیین مطابقت مشاغل با بافت و اهداف آن. تعیین اینکه از اطلاعات به دست آمده از تجزیه و تحلیل، چگونه استفاده میشود...
برچسبها
- شاید شبیه روزنوشت (283)
- نگاه ویژه (81)
- وبلاگ و وبلاگستان (74)
- نقل قول، نقل و نبات (64)
- كامپيوتر و تكنولوژی (63)
- گوگل و متعلقین (63)
- اجتماعی (62)
- بلاگر (55)
- فناوری و اینترنت (50)
- ایران، بیرون ما (48)
- مدیریت، حلقهی گم شده (44)
- کمی خودمانیتر (40)
- محیط کار و زندگی (39)
- خودمانیتر (36)
- یادگیری و تمرین، قدمهای اول (32)
- وبلاگشهر (29)
- شبه اعتراضنامهها (28)
- مدیریت و اقتصاد (25)
- راهنما، سیر تا پیاز (24)
- مشق مدیریت (22)
- بلاگر فارسی (19)
- دلدلههای خصوصی (19)
- سینما، عکس و ویدیو (17)
- لایو رایتر (16)
- فکر با صدای بلند (11)
- لذت وبلاگ (10)
- آنچه این روزها میگذرد (9)
- از بندرعباس (9)
- بزرگ میشویم٬ همراه کودکمان (9)
- تبخیر، ابزار زشت (9)
- پوستههای فارسی بلاگر (9)
- نکتهها (8)
- زندگی، فوتبال و دیگر هیچ (6)
- اکسل، ابزار دست (5)
- دولت دروغ و توهم (5)
- زندگی (5)
- نقل قول (5)
- پینگپُنگ، لذت سالهای دور (5)
- جنگ، فرجام حماقت (4)
- ذخیرهی روز مبادا (4)
- فایرفاکس (4)
- فوتسال، رویایی در دوردست (4)
- اندروید (3)
- ستاد مبارزه با اینترنت (3)
- طعم خوش اوبونتو (3)
- فارسیسازی (3)
- وبلاگهای تازه، دوستیهای نو (3)
- وردپرس فارسی (3)
- ارتباطات (2)
- صفحات جانبی (2)
- قصارگونهها (2)
- لینکآباد (2)
- مدیریت اجرایی (2)
- مدیریت منابع انسانی (2)
- معرفی نرمافزار (2)
- یادگیری الکترونیک (2)
- بازار اندروید (1)
- بازیهای وبلاگی (1)
- خرده فرمایش (1)
- سازمان یادگیرنده (1)
- عکس (1)
- فارسیتل (1)
- فوتبال، یک رویای دور (1)
- فیلم ببینیم (1)
- معرفی کتاب (1)
- نفت (1)
- وردپرس (1)
بايگانی وبلاگ
-
▼
2007
(302)
-
▼
December
(19)
- یک مرد دیگر هم
- بنده بیتقصیرم
- عجب
- هزار و یک روزنه
- چه میکنه این افاف
- بخش شیرین مسوولیت
- موقعیت صد-درصد
- پرداخت بدهی یک، بازی گیکها
- رابطهی قورمهسبزی و چمنهای کوتاه و مدیریت بهینه
- بلاگر و زبان فارسی
- یلدا
- استجابت دعای کاربران ایرانی
- تبخیر هوشمند از اون لحاظ
- بلاگر فارسی، یک انگیزهی تازه
- یک اتفاق جالب
- برنامهریزی از اون لحاظ
- ابزارهای وبلاگپراکنی در اوبونتو
- جوانترین کاربر اوبونتو
- از اوبونتو تا اوبونتو
-
▼
December
(19)
