۰۸ آبان ۱۳۸۶

کلمات نادان

"نادان و کلمات‌اش، به زودى از هم جدا مى‌شوند."
- ويليام شنستون


"A fool and his words are soon parted."
- william Shenstone

۰۷ آبان ۱۳۸۶

شعار هفته

نوشتن کتاب، با پى‌پى کردن روى کاغذ فرق دارد، به جان...

۰۶ آبان ۱۳۸۶

کتاب‌هاى افتضاح اما خواندنى

کتاب‌هايى هم هستند که فقط به درد لبوفروشى‌ها مى‌خورند اما به چاپ سوم و چهارم هم مى‌رسند، آن هم به يک دليل ساده اما مهم؛ از کتاب‌ها و منابع مهم کنکور هستند.
نمونه‌ى خوب‌اش را اگر مى‌خواهيد، همه‌ى کتاب‌هاى دکتر رضاييان که به واقع، شايسته‌ترين نامزد دريافت تمشک طلايى سخت‌نويسى‌ست. بعدى‌ش، کتاب "مبانى فلسفى و تئورى‌هاى رهبرى و رفتار سازمانى" از دکتر على‌اکبر خان افجه است که همان‌طور که حرف مى‌زند کتاب را نوشته و بدون اينکه نوشته‌ها را مرور و تصحيح کند فرستاده براى چاپ و چاپ هم شده؛ چاپ سوم‌‌اش در سال 1385 بوده.
بعد از خواندن، مشکل ديگر اين نيست که مثلا رفتارگرايى پدر رفتار سازمانى‌ست يا خاله‌اش، مهم اين است که بفهمى دکتر منظورش از نوشتن کتاب چه بوده؟ آيا واقعا دارد يک سرى تئورى را مطرح مى‌کند يا اينکه شرح وقايع چراغانى پارسال را نوشته؟
بد گرفتار شده‌ايم به خدا. مى‌شود لقب بدترين نويسندگان تاريخ را داد به اين استادهاى دانشگاهى خودمان -البته بلانسبت بعضى‌ها، به‌خصوص سرکار خانم احمدنيا-. اينکه بدون بلغور کردن کلمات قلنبه‌ى دهان پرکن بى‌معنى، بتوانى با يک مشت جمله‌ى ساده، مفاهيم رفتارى مديريت را جا بيندازى، هنرى‌ست که متاسفانه اين بزرگواران ندارند، هيچ کدامشان، و -به نقل از منبعى که نخواست نامش فاش شود- حتى در برنامه‌هاى صدساله‌ى آتى‌شان هم نيست.
» گردآورى عالمانه را هم بخوانيد اگر نخوانده‌ايد تابه‌حال.

» مثال يک:
البته اين آزادى عمل (رفتار) احتمال دارد موجب آگاهى اندام‌هاى انسان در نحوه‌ى استفاده از خود و آگاهى به نقش خود در محيطى که بار آمده‌اند و فعاليت مى‌کنند و تاثيراتى که محيط بر رفتار آن‌ها دارد و در نهايت تکامل فرد بشود و احتمال دارد هم نشود.
- کتاب "مبانى فلسفى و تئورى‌هاى رهبرى و رفتار سازمانى"- صفحه‌ى 90

» مثال دو:
اما اگر انسانى که موضوع مشاهده‌ى قبلى براى يادگيرى انسان فعلى که رفتار وى جريان دارد (نظير والدين) داراى رفتارهاى مناسب باشند از جريان رفتار به هيچ وجه نمى‌توان انتظار ناهنجارى داشت و همين‌طور است در سازمان با گزينش صحيح.
- همان کتاب- همان صفحه.
» و من با دهان باز،
همچنان کف و خون بر دهان،
آيا راه نجاتى هست به گمانت؟

۰۱ آبان ۱۳۸۶

باز هم بلاگرولينگ

حالا که دوباره افتادم در مبحث ترک ترک اعتياد -يا باز هم اعتياد خداى من-، اضافه کنم که چند وقتى مى‌شود که ليست بلاگرولينگ‌ام را به خواست خودم و قوه‌ى الهى از صفحه‌ى روزگار و وب پاک کرده‌ام. نوشتم که اگر به خاطر رودربايستى به اينجا لينک داده‌ايد، راحت بزنيد و پاک‌اش کنيد. وبلاگ‌هايى که مى‌خوانم اين‌ها هستند به اضافه‌ى چندتايى ديگر، تا وقتى هم اين‌ها يا وبلاگ‌هاى ديگر را مى‌خوانم که وقت‌ام، کارم و فکر -البته اين يکى را جدى نمى‌گيرم، شما هم نگيريد- و عقيده‌ام يارى کند.

دانلود مستقيم ويندوز لايو رايتر- نسخه‌ى 3 آزمايشى

اگر از لايو رايتر براى نوشتن وبلاگ استفاده مى‌کنيد حتما در نسخه‌ى جديد، گير نصب آنلاين و همزمان فرآورده‌هاى ديگر توليد مايکروسافت هم افتاده‌ايد و حتى ممکن است با پيغام‌هاى متعدد خطا هم دست به گريبان شده باشيد. اما اگر دنبال لينک مستقيم دانلود آن هستيد مى‌توانيد از لينک زير دانلود کنيد.
» ويندوز لايو رايتر- نسخه‌ى 3 آزمايشى
» منبع

۳۰ مهر ۱۳۸۶

...

آخر مگر خروجى خودت ادکلن است که از بوى گند دستشويى مى‌نالى؟

۲۹ مهر ۱۳۸۶

جوان‌ترين بمب‌گذار اينترنتى در وبلاگستان فارسى

- چند روز پيش، گپى کوتاه مى‌زديم با آقا سيدايمان ضيابرى در مورد ايده‌ى بمب‌آلودى که براى ياهو دست و پا کرده با نام Yahoo mail.
- خب، ناراحت هم بايد شد بابت اين همه مسخره‌بازى و تحريم همه جانبه‌ى کاربران اينترنت، سرعت پايين زاغارنت -اينترنت زاغارت- و قيلطرينگ و فتواهاى کاهش سرعت اينترنت پرسرعت خانگى -يکى نيست بگويد اينترنت پرسرعتى که سرعت‌اش کم باشد که ديگر پرسرعت نيست مسخره‌ها- و اينترانت ملى -و نه اينترنت ملى- کم بود، اين قضيه‌ى Yahoo mail و يا دسترسى نداشتن به بعضى از سرويس‌هاى گوگل هم به‌ش اضافه شد.
اما، راستش اين يک جريان طبيعى‌ست، همين جريان تحريم و بدبختى‌هاش. اين درست که بايد حساب دولت ايران و کاربران اينترنتى‌ش را جدا کنند، اما مگر دولت ما به جز ويترين نمايش مردم ماست. اين هم درست که اين ويترين به طرز فجيعى بد چيده شده و پر است از اجناس بنجل، اما مگر بيننده و خريدار، خبر از اجناس گران‌بهاى انبار دارد؟ يا مگر به غير از حرف‌هاى فروشنده که دست بر قضا، اصلا هم براى فروشندگى -وبراى هيچ کار ديگرى- مناسب نيست و فقط مشترى‌ها را خوب مى‌پراند چيز ديگرى هم مى‌شنود؟
پ.ن:
»‌ ياهو و حذف نام ايران+ شک مى‌کنم، پس هستم. از عليرضا مجيدى
» بمب گوگلى به روايت دکتر مزيدى
» بمب گوگلى، افتخار ايرانى. يک يادداشت خواندنى از جادى اسعدى -اين اسم فاميلى که جادى براى خودش جعل کرده- :-)

۲۶ مهر ۱۳۸۶

هجمه‌ى آرش

بزرگ‌ترين ترس بعضى از دوستان در مورد اين راهنما، اين بود که همه‌ى صفحه پر شود از مزيدى، اما آرش درست از جايى ضربه زد که هيچ کس انتظارش را نداشت، شاهد هم دارم (تصوير).

۲۳ مهر ۱۳۸۶

مرگ قطعى بلاگرولينگ

باز هم مثل هميشه، مهدى به داد ما فقير بيچاره‌ها رسيد. اين راهنما را بخوانيد و رعايت کنيد. خودم با کمى دستکارى دوباره، اين صفحه را راه انداختم. سواى ظاهر و يکى دو اشکال کوچک -مثل لينک‌هاى خوشمزه و تکرار نام يک وبلاگ که در طى روز چند يادداشت جديد داشته- مشکل خاصي ندارد.
» جريان چيست اصلا.
يک خواهش از دوستانى مثل عليرضا و بچه‌هاى عصرونه، حالا که فيد وبلاگتان را داده‌ايد به فيدبرنر، حداقل همه‌ى فيدهاى وبلاگ را به سمت فيدبرنر هدايت نکنيد و يک روزنه هم براى ما فقرا بگذاريد.

۲۲ مهر ۱۳۸۶

دیوار

» مگه خونه‌ی خودتون دیوار نداره که میای روی دیوار Facebook ما یادگاری می‌نویسی مردم‌آزار؟ خدا رو خوش نمیاد، کلی پول باید بدیم یکی بیاد این‌ها رو بشوره :-)
حداقل حالا که می‌نویسی، یک گوشه بنویس که جا برای بقیه هم باشه.
» د آخه آدم می‌ره جای یادگاری نوشتن روی دیوار Facebook ملت، می‌نویسه "تخلیه‌ی چاه"؟ خیلی نامردی.
» پسورد Facebook من رو ندیدی؟

۲۱ مهر ۱۳۸۶

عید شما مبارک

Flowerبدین وسیله، حلول ماه مبارک شوال و اتمام ماه مبارک رمضان را به کلیه‌ی روزه‌خواران و خانواده‌های گرامی‌شان تبریک و تهنیت عرض نموده و برای ایشان، یازده ماه پر از اغذیه آرزو داریم.
» هیچ دقت کردی که امسال، تنها سالی بود که اثبات اتمام ماه رمضان، هیچ احتیاجی به هیچ فتوا و فرمانی نداشت.

۱۸ مهر ۱۳۸۶

بخشکی شانس

من اگر یک‌دهم اعتماد به نفس شماهایی رو داشتم که زرت و زرت توی بالاترین به وبلاگ خودتون لینک می‌دید، فقط اگر...

اطلاعیه‌ی ستاد روزه و اینا

روزه‌خوارن گرامی، حداکثر سه روز تا پایان ماه مبارک رمضان باقی مانده. از شما دعوت می‌کنیم ضمن رعایت شئونات اخلاقی و حفظ ارزش‌های ملی، مذهبی، سیاسی، خانوادگی، فرهنگی، هنری، ورزشی از خوردن یکدیگر در ملاء عام پرهیز کنید و از کشیدن سیگار و ریختن آشغال در این مکان خودداری نمایید.
از اینکه همچنان، با حفظ خویشتن‌داری، ما روزه‌داران را در این ماه مبارک همراهی می‌کنید ممنون و سپاسگزاریم.
» ستاد روزه‌داران ماه‌ندیده

پ.ن:
از آنجایی که سیاست، از جمله‌ی ارزش‌ها به حساب نمی‌آید و به نقل قول از رفقا، "کلا تو روح هر چی آدم سیاسیه سگ..."، سیاسی‌کاری در ماه مبارک منعی ندارد.

۱۷ مهر ۱۳۸۶

ضد ساماندهی

AntiCencorship

این فقط تست لابو رایتر است و عکس هم جنبه‌ی تزیینی دارد. البته صاحب عکس، یکی از اولین معترضان به طرح ساماندهی‌ست که در اعتراض خیلی خیلی گسترده -دقیقا به همین گستردگی که می‌بینید- به این طرح، کشف حجاب کرده، هم‌چین!

۱۵ مهر ۱۳۸۶

و از حقوق مدرن فرزند بر والدین

یکی‌ش این است که نامی دامنه‌خور -ترجیحا وب 2-ای و با دیدی آینده‌نگر- برایش انتخاب کنند تا در آینده، در جامعه‌ی مجازی سرافکنده نگردد و بل، سرافراز شود و نامش، مایه‌ی مباهات‌اش شود.

وبلاگی برایش دست و پا کنند و از شاهکارهای وی از بدو ورود به دنیای خاکی بنویسند و آن‌گاه که نوشتن آموخت، سکان هدایت وبلاگ را به خودش بسپارند تا هر گلی که خواهد به سرش بگیرد.

و به سبک دکترهای وبلاگستان، در کلیه‌ی سایت‌های دو روزه و سه روزه و آزمایشی، برایش حساب کاربری ایجاد کنند تا در روزگار آینده، در جدل‌های دوستانه‌ی 15 ساله‌ها، کم نیاورد و بگوید: "برو بابا اسگل، من هفده سال پیش توی این سایت عضو بودم".

» سایت دو روزه: سایتی که کوچکتر مساوی دو روز از گذر لحظه‌ای ایده از مغز صاحب‌اش می‌گذرد و هنوز حتی به ثبت دامنه هم نرسیده، چه برسد به مرحله‌ی اجرایی و آزمایشی.
» فقط در وصیت‌نامه، نام/نام‌های کاربری و رمز/رمزهای عبور فراموش نشود.

باز هم بلاگر

عرض کنم خدمت شما که پوسته‌های فارسی بلاگر را در همین چند روزه دیده‌اید که جان گرفته بی‌نوا؟ ندیده‌اید؟ خب، حالا ببینید :-)

پوسته‌هایی که برای فارسی، آماده شده بیشتر از این‌هاست، اما به مرور اصلاحشان می‌کنیم و می‌گذاریم برای استفاده، فقط فرصت بدهید.

۱۲ مهر ۱۳۸۶

ضرب‌المثل مدیریتی- توافق

Compromise, is a lot like chinese food. you eat it bu tem minutes later you feel hungry again.

توافق -یا مصالحه- خیلی شبیه غذای چینی‌ست؛ می‌خوری‌ش، اما ده دقیقه‌ی بعد گرسنه‌ای.
» احتمالا کنایه از این است که ده دقیقه بعد از توافق، تازه دردش را حس می‌کنی و می‌فهمی رفته توی پاچه‌ت.

۱۰ مهر ۱۳۸۶

طراحی شغل

1- تعیین و در کنار هم قرار دادن وظایفی که به صورت یک واحد کاری می‌تواند توسط فردی با مهارت‌های خاص انجام شود و پاسخگوی نیازهای سازمان باشد. » مدیریت منابع انسانی، میرسپاسی

2- تلفیق و ترکیب اجزای لازم و بامعنی شغل با ویژگی‌های شاغلین برای ایجاد پست‌های سازمانی، چنانکه آن پست‌ها بتوانند انتظارات کارکنان و مدیریت را فراهم آورند. » مدیریت منابع انسانی، ابطحی

3- راه یا شیوه‌ای که کارها در هم آمیخته می‌شود تا مشاغل فردی به وجود آید و بر عملکرد و رضایت شغلی کارکنان اثر بگذارد. » رفتار سازمانی، استیفن رابینز، جلد سوم

4- یکی کردن محتوای کار (وظایف، رفتارها، کارکردها، مسوولیت‌ها و جبران خدمات به صورت مالی و غیر مالی) و کیفیت مورد نیاز جهت انجام کار (مهارت‌ها، توانایی‌ها، تجربه و دانش) برای هر شغل، به گونه‌ای که نیازهای کارکنان و سازمان برآورده شود. » مدیریت منابع انسانی، سیدجوادین

5- تنظیم وظایف و مسوولیت‌ها در یک شغل یا گروهی از مشاغل وابسته به یکدیگر به نحوی که حداکثر بازدهی به دست آید و باعث رضایت، رشد، پیشرفت و در نهایت بهبود کیفیت زندگی کاری کارکنان شود. » مدیریت منابع انسانی، سعادت

پیشنهاد عملی برای کمک به ایران

آقا احسان مظلومی یک پیشنهاد جالب دارد برای کمک به وضع اسفناک بین‌الملی ایران، توصیه می‌کنم بخوانیدش و به تعداد زیاد به‌ش لینک بدهید. البته اگر کتابخانه‌ی ملی ایران بخشی داشت برای دریافت کمک‌های نقدی، به طور مسلم خیلی بهتر بود. چون همه که کتاب‌شناس نیستند که آخه.

اما پیشنهاد آقا احسان مظلومی

» اگر هم راه بهتری پیشنهاد دارید برای جمع‌آوری کمک‌های نقدی خبر بدهید، البته شماره حساب خودتان یا یکی از بستگان‌تان نباشد :-)

خیلی خوراکی حاجی

در عنفوان جوانی، چنان که افتد و دانی...
بی‌خیال، جوان‌تر که بودم و هنوز به این هیبت بشکه درنیامده بودم، با رفقا که فوتبال بازی می‌کردیم، یکی از موراد کل‌کل، خوراک خواندن حریف بود به بهانه‌ی گرم شدن بازی.
چی؟ جوان‌تر؟ خوراک خودتی و جد و آبادت؟ برو... شما هم این همه مته به خشخاش نگذار، منظور از جوان‌تر، همین هزار سال پیش است، سنه‌ی قورباغه و اینا.

اما حالا اوضاع فرق کرده و پای کلمه‌ی خوراک که آدم را یاد دوران مقدس "عنفوان جوانی، چنان که افتد و دانی..." می‌اندازد، به دایره‌ی اینترنت هم کشیده -کلمه هم این همه لنگ‌دراز-. گناهکار پیشنهاد داده از کلمه‌ی خوراک به جای فید -همان که دوست شماست- استفاده کنیم. جالب است اما، کمی عجیب است. به نظرم احتیاجی نیست که حتما برای همه‌ی کلمات معادل فارسی پیدا کنیم، هست؟

» بحث در مورد جایگزین کلمه‌ی فید در وردپرس فارسی
» پیشنهاد گناهکار

» اگر بروی داخل یک مغازه‌ی لوازم خانگی و بگویی من یک خوراک‌ساز می‌خواهم، البته صاحب مغازه متوجه می‌شود منظور شما چیست، اما با پوزخندی می‌گوید منظورتون "غذا‌ساز" دیگه؟

- ببخشید، خوراک سایت شما چیه؟
- والله، جونم برات بگه که تا همین دو ماه پیش، شیر مادر که احلی من‌العسل و ایناست. اما دو ماهی می‌شه که بستمش به چلوکباب و اینجور چیزا. ماشالله نه که پهنا و ایناش هم زیاده، بخور هم هست. هر چی می‌دم به‌ش می‌خوره قربونش برم...

بگذریم، کلمه‌ی جالبی‌ست اما مناسب نیست، بهتر است رای‌گیری بهتری انجام شود برای این کار، بهتر از این یکی، چون با این تعداد رای نمی‌شود کلمه‌ای را به جای کلمه‌ای دیگر جا انداخت. خودم هم فعلا چیزی به ذهنم نمی‌رسد، دوستان اگر اجازه بدهند آخر برنامه خدمت می‌رسم...