۰۹ تیر ۱۳۸۶

پیشنهاد نام تازه برای این وبلاگ

اگر خوانندهِ این وبلاگ هستید، لطف کنید و یک اسم جدید برای این وبلاگ پیشنهاد کنید. چرا؟ چون یکی از کلمات این وبلاگ بر+هنه است و این، یکی از دلایلی‌ست که با آن وبلاگ جادی را فیلتر کرده‌اند، چون به اینجا لینک داده. احمقانه است اما خب، احمق‌ها -ساماندهان وبلاگی- هم برای کارهایشان دلایل احمقانهِ خودشان را دارند دیگر، چه می‌شود کرد؟

پشنهادی، چیزی، حرفی، کاری؟
شاید اسمش را گذاشتم وبلاگ ساماندهی، چطور است؟

این روزهای پیمان

عرض کنم خدمت دوستانی که جویای احوال پیمان -در واقع پدر پیمان- هستند که پدرش، حال و روز خوبی ندارد. سکتهِ مغزی و هوشیاری بین 3 تا 5 چیزی نیست که حال و روز خوبی برای کَسی بگذارد، هم برای خود بیماری که بیهوش است و هم برای اطرافیانی که خسته اما امیدوار به دنبال روزنه‌ای هستند. البته بر همگان واضح و مبرهن است که چیزی سر در نمی‌آورم اما می‌دانم که اوضاع خوبی نیست، همین.
کاری از دست‌مان برنمی‌آید به جز دعا، البته اگر به اینجور چیزها اعتقاد دارید و هنوز ادعای بی‌خدایی‌تان نزده بیرون!

ارسال به خوشمزه از گوگل‌ریدر

همان‌طور که مهدی اشاره کرده، یکی از راه‌هایی که برای ارسال لینک به خوشمزه جواب می‌دهد استفاده از افزونهِ خوشمزه‌ِ خود یاهوست. اما یک راه خوب و مفید دیگر هم هست، استفاده از این اسکریپت گریزمانکی که گزینه‌ای به پای مطالب در گوگل‌ریدر اضافه می‌کند برای ارسال به خوشمزه.
» اصل مطلب که مشمول طرح ساماندهی شده. لینک از طریق عصرونه.

یک سوال، آیا وزارت ارشاد در طرف‌های دیگر دنیا هم شعبه زده که سایت‌های فنی‌ای مثل لایف‌هکر هم مشمول طرح ساماندهی شده‌اند؟ یا کلا آیا؟

پینگ، بلاگرولینگ و قیلطرینگ

راستش، محض گل روی دوستانی که لطف دارند و اینجا را با پینگش می‌خواهند، چشم -البته بعد از اینکه کلی فحش خوردم بابت پینگ نکردن بلاگرولینگ و متلک خواندم-. باز هم مثل همهِ بچه‌های آدم پینگ می‌کنم، اما خب نامردا، بگذارید من هم دو کَلوم عرض کنم خب!

راستش، من دارم سوای نوشتن‌های وبلاگی، چیزهایی هم می‌خوانم در مورد رشتهِ تحصیلی‌م که حالا بعد هزار سال یادم افتاده که رشتهِ خوبی‌ست و حیف است ادامه‌اَش ندهم. گاهی هم، مطالبی را که فکر می‌کنم ارزش نقل کردن دارد می‌آورم اینجا، با برچسب مشق مدیریت -محض یادآوری در ماه‌های آینده و شاید بیشتر-، اما همهِ مطالب وبلاگ که ارزش پینگ کردن ندارد، دارد؟

خدمت دوستانی هم که این روزها کلی به من و فید و گوگل‌ریدر -تریپ خودستایی و اینا- فحش داده‌اند عرض کنم که چرا همه‌ش باید دنبال ای‌میل زدن و subject نوشتن و این‌ها باشیم. صاحب اصلی سایت بلاگرولینگ مدت‌هاست که سایت را به‌روز نکرده و ما دلمان را خوش کرده‌ایم به این قراضهِ دلخراش. البته اگر ارتقایی انجام دهد به این شکل که بلاگرولینگ با استفاده از فید وبلاگ‌ها، زمان به‌روز شدن‌شان را پیدا کند و نمایش دهد، خیلی هم عالی می‌شود. هم اصلا به پینگ کردن این شکلی احتیاجی نیست و هم دوباره به پینگ کردن این شکلی احتیاجی نیست اصلا :-)

بلاگرولینگ هم به زودی، مثل بقیهِ سایت‌ها گرفتار می‌شود و دوباره گریه و ناله که برق رفت و فلان و از این حرف‌ها، خسته نشدید؟ شده که دنبال راهِ حل بهتری بگردید و پیدا نکنید؟
فعلا تا به این جفنگیات بنده فکر می‌کنید، در بازی فیل را قلقلک بدهیم شرکت کنید تا ببینیم چه می‌شود.

طرح هوشمند سوخت هَک شد

راستش وقتی خواندم که در بندرعباس دارند با کارت تلفن بنزین می‌زنند بیشتر از اینکه حتی ناراحت بشوم از اینکه حالا، علاوه بر قاچاق بنزین، راه حل‌های دغل‌کارانه‌ای هم هست که ما ایرانی‌ها در پیدا کردن و به کار بردن‌شان استادیم -دولت و ملت هم فرقی نداردها، همه مترصد فرصت هستیم که در ِ هم بمالیم-، حالم بد شد از اینکه این همه مدت، مردم را سر دوانده‌اند برای طرحی که هزینه‌های گزافی بابت‌اَش شده و حالا به راحتی، مالیده می‌شود و تازه، یک‌جور گرا دادن به آمریکا برای تحریم‌های شدیدتر در آینده است.
» اقدام به سوخت‌گیری با کارت تلفن

۰۵ تیر ۱۳۸۶

حقه‌های کثیف بانکی

عرض کنم خدمت شما که صندوق قرض‌الحسنهِ بسیجیان آمده در یک اقدام مثلا جالب، وام خرید کالا یا کامپیوتر می‌دهد به ملت با بهرهِ 17 درصدی که از سوی دولت اجباری شده، اما چون از نرخ بهرهِ سابقش که 22 درصد بوده بیشتر خوشش می‌آید، آمده و این 5 درصد را از فیش واریزی به حساب فروشنده کم می‌کند.

فرض کنید دارید یک لپ‌تاپ قسطی می‌خرید به قیمت یک میلیون و سیصد. پرونده‌تان تکمیل می‌شود، اما بانک به جای صدور یک چک در وجه فروشنده به مبلغ فوق -که روال عادی اینگونه کارهاست-، یک فیش واریزی می‌دهد دست‌تان به مبلغ فوق، اما یک جای کار می‌لنگد، فروشنده می‌گوید که بانک 5 درصد از مبلغ به اضافهِ بهرهِ تعلق گرفته‌اَش را از مبلغ واریزی به حساب وی کم می‌کند. این عدد در مثال ما با نرخ بهرهِ 22 درصد و 36 ماهه می‌شود حدود 100 هزار تومان. ظاهر فیش درست است و مبلغ یک میلیون و سیصد اما، 100 هزار تومان کمتر به حساب فروشنده ریخته شده. بانک این عمل را تکذیب می‌کند و منکر آن است، اما فروشنده چیز دیگری می‌گوید؛ گفته‌اند که به مشتری‌ها اعلام کنید این مبلغ بابت گارانتی سه ساله است و اینا. این وسط یا بانک دروغ می‌گوید یا فروشنده و مشتری‌ست که ضرر می‌کند، مثل همیشه.

صد هزار تومان مبلغی نیست که آدم نتواند بدهد، به خصوص ما شرکت نفتی‌ها که حقوق‌های میلیونی‌مان، هم خودمان را کشته و هم دیگران را، اما صداقت و رو-راستی چیزی‌ست که پیدا کردنش این وسط خیلی سخت است. چه کَسی دروغ می‌گوید و چه کَسی راست؟

راستی تا یادم نرفته اضافه کنم که همیشه برای فرار از ایده‌های ناب و مسخرهِ رئیس‌جمهور راه‌های بکر و تازه‌ای پیدا می‌شود، نمونه‌ش همین حقهِ کثیفی‌ست که این صندوق می‌زند.

۰۴ تیر ۱۳۸۶

برترین مردم

برترین مردم در نزد خدا كسى است كه حق، هر چند با كاستى و رنج توأم باشد، در نظر او محبوب‌تر از باطل باشد، هر چند كه باطل براى او فوايد بسيار در پى داشته باشد.
» حضرت امیر، نهج‌البلاغه- خطبهِ 125

تعصب به نفع خود

self-serving bias
انسان‌ها تمایل دارند موفقیت‌های خود را به حساب عوامل درونی -مثل توانایی یا سعی و کوشش- بگذارند، در حالی شکست‌های خود را به حساب عوامل برونی -مثل شانس و اقبال- می‌گذارند. کسانی که چنین خصلتی دارند هرگاه نتیجهِ عملکردشان را ببینند -با توجه به اینکه مثبت و منفی باشد- سعی در تحریف آن دارند.

خطای بنیادی نظریهِ اسنادی

Fundamental attribution error
مدارک و شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه به هنگام قضاوت درباره‌ی دیگران، تمایل داریم تا درباره‌ی تاثیر عوامل خارجی مبالغه نماییم و تاثیر عوامل داخلی -عوامل شخصی- را کمتر از مقدار واقعی به حساب بیاوریم.

- یک مدیر فروش آمادگی بیشتری دارد که عملکرد ضعیف فروشندگان را به حساب تنبلی آنان بگذارد و نه به حساب کالای جدیدی که شرکت رقیب به بازار عرضه کرده است.

» رفتار سازمانی استیفن پی رابینز

رابطهِ گوش‌های تنگ چینی‌ها و کالیبر گشاد ما ایرانی‌ها

راستش نمی‌دونم شما هم مشکل گوشی‌های مزخرف این پخش‌کننده‌های MP3 رو داشتید یا نه، اما گوشی‌ها بزرگ هستن و سوای اینکه درست قرار نمی‌گیرن توی گوش، باعث درد هم می‌شن. به علاوه، همین درست قرار نگرفتن باعث می‌شه صدا کیفیت لازم رو نداشته باشه و همسایه‌ها هم مثلا بفهمن که تو اُمل دهاتی، چقدر عشق رضا صادقی هستی مثلا -از نامجو که بهتره، نیست؟-.

اما چرا از اون طرف نگاه نکنیم به قضیه، سازندهِ اکثر لوازم جانبی اینجور چیزها چینی‌ها هستن و در درجهِ بعد، مالزی و سنگاپور، البته اگر چین این فرصت رو بده به‌شون. لابد یک رابطه‌ای بین گوش‌های اون‌ها و این گوشی‌ها باید باشه دیگه، حتما هست، حتما گوش‌هاشون بزرگ‌تر از گوش‌های ماست که این گوشی‌ها رو این هوا درست کردن دیگه.

بعد همین‌طوری یه این نتیجه رسیدم که چینی‌ها چون کالیبرشون تنگه این همه کار می‌کنن و گوش‌های بزرگ‌شون هم برای شنیدن صدای مشتری‌ها در تمام دنیاست، در عوض ما گوش‌هامون تنگه که چیزی نشنویم الا حرف‌های خودمون و احمدی‌نژاد و کالیبرمون گشاده که چینی‌ها چیزهای مورد نیازمون رو تولید کنن و به‌مون بندازن، بعله!

قیلطرینگ دستی و اتفاقات تازه

راستش باور هوشمند شدن قیلطرینگ برایم خیلی سخت است. وبلاگ پیمان بدون دبلیو گرفتار است و با دبلیو باز می‌شود اما وبلاگ گوشزد با یا بدون دبلیو گرفتار است، این چه جور هوشمندی‌ای‌ست، ایرانیزه؟ وبلاگ قبلی خودم با اینکه به هیچ جا لینکی ندارد و مطلبی هم ندارد هنوز گرفتار است. اساسا باید به این حرف‌های مفت شک کرد، آدم‌هایی که هنوز مفهوم وب و لینک را درک نکرده‌اند عمرا بتوانند نرم‌افزاری برای کنترلش طراحی و اجرا کنند، شرط می‌بندم یک مشت کارگر روزمزد گرفته‌اند و به صورت دستی قیلطر می‌کنند، کل کار هم یا به پیمانکاری واگذار شده یا کنترات کرده‌اند، والله.

دوم اینکه از دیروز خوشمزه و تکنوراتی قیلطر شده‌اند، دیروز تلفنی با همکاری در تهران صحبت می‌کردم، گفت که بلاگر هم همین‌طور. موج جدید حماقت آیا؟
» دیدید می‌شود به وبلاگ‌های قیلطر شده هم لینک داد :-)

۰۳ تیر ۱۳۸۶

وقتی فوتبال می‌شود مایهِ خجالت

دیروز شبکه‌ی استان اصفهان گزارشی پخش کرد از فینال جام حذفی بین سپاهان و صبا. گویا در انتهای بازی، پسرک نوجوانی از شدت هیجان ناراحتی قلبی پیدا می‌کند و کارش می‌کشد به اورژانس و آمبولانس. اما راننده‌ی آمبولانس از بردن پسرک داستان به بیمارستان خودداری می‌کند و لاجرم، پدرش به کمک سایرین پسرک را با ماشین خودش می‌برد. اما به دلیل ازدحام و شلوغی و گیر کردن ماشین در ترافیک خروج از ورزشگاه، پسرک قصه‌ی ما از دست می‌رود. ماجرای دردناکی بود، هم به خاطر مرگ یک نوجوان و هم به خاطر بی‌مسوولیتی اورژانسی‌های مستقر در ورزشگاه.

توانایی کارکنان و رفتار مدیران

پرسش: مدیریت سازمان برای گماردن افراد شایسته و واجد شرایط هر شغل، چه باید بکند؟

» اگر شیوه‌ی گزینش افراد به صورتی درست به اجرا درآید، افراد واجد شرایط انتخاب خواهند شد.
» ارتقا و نقل و انتقال افراد در پست‌های سازمانی نشان دهنده‌ی توانایی‌های افراد و کارکنان کنونی سازمان است.
» می‌توان در پست یا شغل مورد نظر تغییرات ناچیزی دارد و به اصطلاح با اندکی ظرافت کاری، شغل را متناسب داوطلب احراز آن کرد.

منبع: مدیریت رفتار سازمانی، نوشته‌ی استیفن پی رابینز. ترجمه‌ی دکتر پارسائیان، دکتر اعرابی.

۰۲ تیر ۱۳۸۶

روش‌های شکل دادن به رفتار

» تقویت رفتار‌های مثبت
» تقویت رفتارهای منفی: اگر استاد از دانشجویان چیزی بپرسد، دانشجویی که پاسخ را نمی‌داند شروع به ورق زدن جزوه می‌کند، زیرا آموخته که ورق زدن جزوه یعنی اینکه استاد از وی چیزی نمی‌پرسد.
» تنبیه -punishment-: مدیریت شرکت، کارمندی را که در محل کار با کارمند دیگری به کشمکش و نزاع پرداخته، به صورت موقت منتظر خدمت و حقوقش را قطع می‌کند.
» منسوخ کردن رفتار -extinction-: استادی که تمایل ندارد دانشجویان سوالاتشان را بپرسند، به دست‌های بالای دانشجویان پرسش‌گر توجهی نمی‌کند.

نکته: تقویت مثبت و منفی منجر به یادگیری شده و پاسخ‌های مطلوب و مورد نظر را تایید و احتمال تکرار آن‌ها را بالا می‌برد، ولی تنبیه و منسوخ کردن -از بین بردن- رفتار، موجب تضعیف رفتار می‌شود و پس از آن کمتر تکرار خواهد شد.

محورهای یادگیری اجتماعی

» فرآیند مبتنی بر توجه - Attentional
» فرآیند نگه‌دارنده - Retention
» فرآیند حرکتی بازآفرینی - Motor reproduction
» فرآیند تقویتی - Reinforcement

۳۰ خرداد ۱۳۸۶

مرورگر wyso، مرورگر تورنت‌ها

به بزرگی خودتان عنوان مسخره‌اَش را ببخشید، اما مرورگری با شکل و شمایلی شبیه به فایرفاکس و خوراک تورنت‌بازان محترم، افزونه‌ِ فایرفاکس هم دارد. توضیحات بیشتر را در سایت خودش بخوانید. فقط اینکه سایت moninova در کنار µTorren این یکی را هم توصیه می‌کند، یحتمل چیز آینده‌داری باید باشد، تورنت آتشین را به خاطر بسپارید یا یک هم‌چین مزخرفی، جای بنده را هم خالی کنید :-)

پ.ن:
افزونه ندارد، اما می‌شود از افزونه‌های فایرفاکس درش استفاده کرد.

رابطهِ گوگل‌ریدر و تامبلر

می‌شود قیلطر و هیلتر را به کمک گوگل ریدر پیچاند. اینطوری که یک برچسب بزنیم روی وبلاگ‌های قیلطر شده و این برچسب را عمومی کنیم، مثل این که برچسب رهایی گذاشته‌ام روی‌اَش. اما ایراد بزرگ گوگل‌ریدر این است که لینک مستقیم برای مطالب وجود ندارد، پس چه کنیم؟ می‌رویم سراغ تامبلر و فید رهایی را به‌ش می‌دهیم و یک صفحه برای رهایی* راه می‌اندازیم، تازه اسم‌اَش را هم می‌گذاریم گرفتارهای موقت که این کلمهِ موقت، این روزها بدجوری هواخواه در بین اصحاب دولتی دارد. خوبی‌ش این است که مطالب، لینک مستقیم هم دارد این‌بار و می‌شود به‌شان لینک داد. مثل این مطلب وبلاگ سیبیل‌طلا.

اما هر خوبی‌ای یک بدی هم دارد انگار، فید تامبلر ناقص است. راهی، چیزی؟ ممنون.
برای شروع وبلاگ‌های سیبیل‌طلا، خورشیدخانوم، ف‌م‌سخن، میرزا محمود خان فرجامی، بلوط، سرزمین آفتاب، آقا صادق منتقد، گوشزد و یک وجب خاک اینترنت و پیمان خودمان را اضافه کردم، تا ببینیم چطور می‌شود.

پ.ن:
* به پیشنهاد جالب دکتر مزیدی، اسم‌اَش را گذاشتم ساماندهی، تا خدا چه بخواهد :-)

۲۹ خرداد ۱۳۸۶

به ابتکار آقای احمدی‌نژاد، خلق بدون اندیشهِ آثار ماندگار هم ممکن شد!

خواستم چند خطی بنویسم در مورد شاهکار آخر معجزه، اما خود عنوان گویاتر شد از هر نوشته‌ای. انزوای کامل ایران، نرخ تورم غیر قابل محاسبه، ترس دائم از جنگ و ویرانی، دروغ به قیمت مفت، تهمت مثل آب خوردن و...

آقای احمدی‌نژاد، به لطف حضور بی‌ثمر شما در مقام رئیس‌جمهور، خلق این همه آثار ماندگار هم ممکن شد، آن‌هم بدون هیچ اندیشه‌ای، دست مریزاد دارد والله!
» راستی، تا کی این همه تزویر؟

روایتی دیگر از زلزله، یک روایت رنگی

فرضيه‌ها برای شناسايی مركز موج‌ها در دست ساخت بود. خبرهای راديو، زيرنويس‌های فوری شبكه‌ی خبر و كمی بعد، همهمه‌ی پارک‌ها و زنگ اس‌ام‌اس‌ها و خنده‌هایی كه بعد از خواندن جوک‌ها شنيده و بلافاصله برای بقيه نقل يا فوروارد می‌شد. سياست، قم و تدفين آيت‌اله، با ترس از مرگ و شوق و تفريح و رسانه آميختگی تازه‌ای پيدا می‌كرد.
» زندگی كمی رنگی شده بود.
فقط خدا رو شکر که به خیر گذشت وگرنه زندگی رنگی‌ای که با آوار و مرگ و خون و درد و اندوه رنگ بشه اصلا و ابدا ارزش نداره، والله.

۲۷ خرداد ۱۳۸۶

یا فاطمه

با ارم پرواز نکنید

نه به خاطر نبود امنیت -که شکر خدا همهِ هواپیماها در نداشتن امنیت یکسان هستند- و نه به خاطر سرویس بد، بلکه به خاطر بی‌مسوولیتی مدیران این شرکت، با هواپیماهای شرکت ارم پرواز نمی‌کنم. پرواز از ساعت هفت‌ونیم افتاده به ساعت ده شب و بعد لغو شده، در عوض وقتی از مسوولش می‌پرسی که حالا که برنامه‌هام به هم خورده چه باید کرد، خیلی راحت می‌گوید "بروید بلیط‌تان را پس بدهید"، به همین راحتی.

عنوان: بپر روش!

ای جوجهِ بازیگوش/ رنگ قشنگ تو کوش
مداد زرد باهوش/ حالا بیا بپر روش!

» بنده عارضم به حضور انور منور شاعر/شاعرهِ محترم نابکار این شعر. دِ آخه مرد/زن حسابی/ناحسابی، آدم نباید شعری رو که سروده -حتی اگر در شرایط کاملا تنگ قافیه به جفنگ کامل هم رفته باشه- یک‌بار، فقط یک‌بار قبل از اینکه بفرسته برای چاپ نگاه کنه؟ شاید یک پدری خواست این شعر رو توی تاکسی یا مترو برای پسرش بخونه، باید روش بشه یا نه؟ آخه مردم چی می‌گن اون‌وقت؟ خدا به دور...

۲۶ خرداد ۱۳۸۶

آدرس‌های پینگ

اگر از ابزارهای وبلاگ‌نویسی مثل لایو رایتر استفاده می‌کنید، فکر می‌کنم فایل زیر به دردتان می‌خورد، همین. یک مشت آدرس است برای پینگ کردن، از دو-در-دوی خودمان بگیر تا تکنوراتی و گوگل و اینا.
» دانلود فایل

توضیح:
شرمنده اما دیگر بلاگرولینگ را پینگ نمی‌کنم. هم احتیاجی به اینکار نیست و هم باید عادت کنیم به فید و فیدخوانی و اینا :-)

واگذاری شرکت‌ها و وضعیت افزایش سالانهِ حقوق دولتی‌ها

حرف سر این نیست که شرکت‌های دولتی نباید خصوصی شوند و خصوصی‌سازی اصلا به نفع کسی نیست یا هست. حرف سر این نیست که افزایش حقوق باید پلکانی باشد یا نه، یا نظام هماهنگ پرداخت باید اجرا شود یا نه.

حرف اصلی این است که دولتی که هنوز بعد از گذشت سه ماه از سال جدید نتوانسته حتی افزایش معمول حقوق سالانه را در تمام بدنهِ کریه و ناقص‌اَش اجرا کند اصلا می‌تواند و صلاحیت این را دارد که شرکت‌های دولتی را به این شکل واگذار کند یا خیر؟ حرف این است.

۲۰ خرداد ۱۳۸۶

مرخصی؟

عرض کنم خدمت شما که چند روزی نیستم، به احتمال زیاد به اینترنت هم دسترسی ندارم، یعنی اینکه جواب ای‌میل‌ها می‌ماند برای آخر هفته یا شنبه.

بی‌ربط: دیروز آقا محسن حسینیان لطف کرد و بنده را به فهرست دوستانش در facebook اضافه کرد، من جوگیر از همه‌جا بی‌خبر هم حمله‌ور شدم به فهرست دوستانم در جی‌میل و ببخشید دیگه :-)
جالب‌اَش اینکه facebook هم جوگیر شده نوشته seiyed :-) باید از این به بعد فامیلی‌م رو اول بنویسم، یادم باشه.

لایو رایتر، ضعف و قوت

راستش، این درست که نرم‌افزارهای دیگری هم هست برای جانشینی ابزار وبلاگ پراکنی مایکروسافت، اما صِرف اینکه حال‌مان از ویندوز و مایکروسافت و بیل گیتس به هم می‌خورد، دلیل خوبی برای بهتر دانستن ابزارهای دیگر نیست، فعلا نیست.

غرض اینکه Joe Cheng، یکی از اعضای تیم لایو رایتر، در یادداشتی، به درستی امکانات جدیدی که به لایو رایتر اضافه شده را ذکر کرده و در ادامه نقاط بهبودی را که در آینده به احتمال زیاد روی آن‌ها کار خواهند کرد آورده. یکی از مهم‌ترین نقاط بهبودی که به آن اشاره کرده، عدم امکان آپلود عکس در بلاگر است که دلیل آن، عدم انتشار api پیکاساوب از طرف گوگل است.

اما حالا که دارم می‌نویسم بگذار چندتایی ایراد هم من ردیف کنم که با Joe بی‌حساب شویم. نداشتن امکان کنترل کامنت و دنبالک از طریق لایو رایتر و نداشتن امکان ارسال دنبالک، از ضعف‌های فعلی و اساسی نسخهِ جدید است که امیدوارم در نسخهِ بعدی اضافه شود، و البته امیدوارم نسخهِ بعدی مثل این یکی این همه طول نکشد -از انتشار نسخهِ قبلی تا این یکی 9 ماه طول کشید-.

۱۷ خرداد ۱۳۸۶

وجوه مشترک فرهنگی شرکت‌های موفق

» تعصب در کار
» تماس نزدیک با مشتری
» استقلال فردی و خلاقیت
» بهره‌وری از مجری انسان
» ایجاد ارزش بیشتر
» توجه دقیق به مجموعه‌ی دانش و آگاهی‌های سازمان
» نیروی انسانی اندک
» رعایت هم‌زمان جنبه‌های جدی و دقیق و جنبه‌های ضعیف

:: کتاب "در جستجوی شرکت‌های موفق"، از "تام پی‌ترز" و "رابرت واترمن". نقل از رفتار سازمانی "استیفن پی. رابینز".

۱۶ خرداد ۱۳۸۶

هزینهِ غیبت کارکنان

داشتم به این فکر می‌کردم که آیا تا به حال، هزینهِ ناشی از غیبت -تاخیر هم جزئی از غیبت محسوب می‌شود- کارکنان شرکت محاسبه شده یا نه؟ و اینکه نتیجه می‌تونه چیز جالبی باشه. اما، بعد یادم اومد که باید اول برادری‌مون رو ثابت کنیم، یعنی اول باید ببینیم که اصلا حضور یا عدم حضور ما نقشی در تولید داره یا نه.

ضد ساماندهی

طرح وب‌سال فواد را که خاطر مبارک‌تان هست، نیست؟ می‌توانید به تفصیل بخوانید آنچه گذشت. اما فواد در آخرین حرکتش بالاخره یک لوگوی مناسب هم برای اینکار در نظر گرفته، البته لوگو که چه عرض کنم، بیل‌بورد بیشتر به‌ش می‌خورد از بس که غوله!

خلاصه اینکه حرف امسال وب‌سال این است، به ساماندهی اعتراض داریم، همین.

بی‌ربط:
عن‌قریب است که طوفانی که پیمان وصف کرده برسد و بندرعباس و حومه را در هم بنوردد و هم‌چین برود، خلاصه اگر بار گران بودیم و...

۱۳ خرداد ۱۳۸۶

سرگرمی جدید

از وقتی pthemes راه افتاده، یکی از کِرم‌های جدیدی که به عادت‌های زشت قبلی‌م اضافه شده این است که گاهی لینک‌ها و آمار بازدیدش را کنترل می‌کنم، فقط برای اینکه بفهمم چند نفر دیگر به وبلاگ‌نویسی آلوده شده‌اند. در این مورد گویا حدیث هم نقل شده که خدا شفا عنایت کند انشاءالله.

لابد اگر وحید اینجا بود می‌گفت تو خوب می‌شی بالاخره. فقط قُرص‌هات رو به موقع بخور، من هم سعی می‌کنم وقت بگذارم برای سلامتی‌ت دعا کنم -اَ...-. می‌مونه شفای عاجل که اون هم دست خداست، خدا هم که می‌دونی، ارحم‌الراحمین و ایناست :-)

سخت نویسی، شمارهِ یک- ویرایش اول

مقررات متحدالشکل ضمانت‌نامه‌های عندالمطالبه
بخش اول
دامنه و کاربرد مقررات
ماده 1
اين مقررات در مورد هر ضمانت‌نامه عندالمطالبه و نيز اصلاحيه‌های آن ضامن که تابع مقررات متحدالشکل اتاق بازرگانی بين‌المللی برای ضمانت‌نامه‌های عند‌المطالبه هستند، اعمال می‌شود. طبق تعریف نشریهِ شمارهِ 458، اصلاحیهِ ضمانت‌نامهِ عندالمطالبه، سندی‌ست که علاوه بر ذکر در ضمانت‌نامه، می‌بایست دستور صدور آن طبق مقررات دریافت شود.
» سخت‌نویسی، شمارهِ یک

خطر تلویزیون برای دموکراسی

توانایی "متن خواندن" بچه‌ها خیلی کم شده و کم رشد می‌کند و کودکان ارزش کمتری برای اینکار قائل‌اند. می‌توان گفت که امروزه، کودکان، خود را در دست دایه و خدمتکار بی‌وفایی می‌بینند که به آن‌ها داستان‌های بی‌سروتهی تحویل می‌دهد که شخصیت‌های این داستان‌ها، افراد بی‌ثباتی هستند.

» از کتاب "تلویزیون، خطری برای دموکراسی" نوشته‌ی کارل ریموند. نقل از بخش اول کتاب "آیین نگارش اداری" نوشته‌ی جمشید غلامی‌نهاد.

عنوان مطالب در جای نادرست

به‌طور معمول، آدم باید از روزنامه‌نگارها انتظار داشته باشد که برای هر مطلب تیتر بگذارند و تیتر مناسبی هم بگذارند. اما جالب‌اَش اینجاست که مطالب وبلاگ استاد یونس شکرخواه -دات بزرگ- هیچ‌کدامشان تیتر ندارند. دارند؟ اشتباه می‌کنید دیگر. در مطالب استاد شکرخواه تیترها در بدنهِ مطالب هستند و نه در جای خودشان.
حرف الکی می‌زنم؟ اختیار دارید قربان. اگر خوانندهِ پروپاقرص مطالب ایشان باشید -مشترک فید باشید- متوجه عرایض بنده هم می‌شوید.

» بی‌ربط:
این wlw جدید مشکل برچسب‌گذاری را حل کرده و سرعت مزخرف‌نویسی‌اَم را بدفرم برده بالا، شرمندهِ آحاد ملت.

اکنکار، سوال

راستش، اینجا همکاری داریم که طرفدار فرقهِ اکنکار است. چرا نوشتم فرقه و نه مذهب؟ همین‌طوری لابد. چطور شده که از دست بچه‌های سخت‌گیر گزینش شرکت نفت در رفته؟ این همکار ما آذری‌ست؛ بچهِ مرند و طرفی هم که مسئول گزینش بوده بر حسب اتفاق آذری از آب درمی‌آید و صحبت از نماز و پیغمبر می‌رسد به گل و بلبل و اینا.

اما من چند تا سوال دارم، کَسی هست که خیلی خلاصه بگوید حرف اصلی این مرام و مسلک چیست و شاخهِ ایرانی این فرقه، چه نظری دربارهِ اسلام و قرآن و پیغمبر دارد؟ تا جایی که من شنیده‌ام نظرات توهین‌آمیزی نسبت به اسلام دارند این شاخهِ ایرانی‌شان، چون اصل این فرقه مربوط به ایران نمی‌شود.

و اینکه به نظرم این فرقه در استان‌های آذربایجان رشد بیشتری داشته‌اند، چون یکی دیگر هم بود که به نوعی مراد این همکارمان بود و این طرف، منتهای آرزوش این بود که بشود مثل آن یکی -من آن یکی را چندباری دیده بودم و باید بگویم که خاک بر سر این همکار احمق ما با این سلیقه‌اش-. سوال: به نظرتان چرا یک فرقه یا یک مذهب در یک منطقهِ جغرافیایی رشد و پایداری بیشتری دارد؟ مگر میوه است که به آب و هوا و شرایط اقلیمی بستگی داشته باشد؟

باز هم اگر سوالی داشتم خب، مزاحم می‌شوم :-)

آها، یک سوال دیگر، آیا رذایل اخلاقی‌ای از قبیل دروغ، تهمت، غیبت، پاچه‌خواری و فن برتر زیرآب‌زنی هم از ویژگی‌های توصیه شدهِ این مرام و مسلک است؟ اگر اینطور است که چرا خودشان را سبک کرده‌اند و رفته‌اند سراغ یک مرام و مسلک دیگر، خب، بگویند مسلمانیم و خلاص دیگر.

گوگل بی‌سروصدا؟

یکی دو روزی باید باشه که آیکن trends آمده در صفحهِ اول گوگل‌ریدر، اما خیلی بی سروصدا نبود این حرکت؟

۱۲ خرداد ۱۳۸۶

بچه‌های آخرالزمون

» دانيل در فيلمی سوراخ بالای سر يک نهنگ رو می‌بينه: «اين جای آنتن‌شه؟»
» مربی مهد کودک عکس يک مرغ رو به بچه‌ها نشون می‌ده: «اين چه حيوونيه؟» توماس: «گوشت!»
» يوش در دستشويی مشغول جيش بزرگ کردنه. زنبوری از پنجره به داخل پرواز می‌کنه و بعد از يک دور کوتاه، دوباره بيرون می‌ره. يوش، پيروزمندانه می‌گه: «نتونست بوی گند اينجا رو تحمل کنه!»
» برای ميز نهارخوری، يک روميزی خريده‌ام و پسرم برای اولين‌بار موقع غذا خوردن می‌بينه که روی ميز رو روميزی پوشونده: «مگه ميز سردشه؟»

متن کامل بچه‌های آخرالزمون در وبلاگ غربتستان.

» مثال زنده برای گیرهای سه‌پیچ بچه‌ها:
چند ماه پیش، یک تکه شعر که قدیم‌ها از تلویزیون پخش می‌شد را برای سیدکامیارم می‌خواندم: "رنگین‌کمان هفت رنگه، قشنگه، قشنگه- بنفش، نیلی، آبی، سبز، زرد، نارنجی، قرمز". همین‌طوری که شعر را می‌خواندم و حرکات قبیحه‌ی موزون هم از خودم در می‌کردم برای پسرکم، ازم پرسید: چرا رنگین‌کمون هفت رنگه؟
چی بگم والله!

» نکته:

مسائلی که در جامعهِ ما سال‌هاست سعی می‌شه از بچه‌ها پنهان بمونه، سال‌هاست جلو دید بچه‌های اروپایی‌ست -یا حالا غربی یا هر چیز دیگری که هست-.

لایو رایتر، نسخهِ جدید

ظاهرش که شگفت‌انگیز شده، و امکان برچسب‌گذاری که در بلاگر اضافه شده فوق‌العاده‌ست. حالا می‌شود عکس را از آدرس url هم وارد کرد.

اما خب، حالا که این را نوشتم یک تجربه هم از نصب wlw بنویسم و بروم. اگر در نصب مشکل دارید گیر الکی به این بدبخت ندهید، پروگسی اینترنت‌تان را هم چک کنید. این مشکلات را بنده هم داشتم و چند روز وقتم را گرفت. از طریق نرم‌افزاری مثل Ultrasurf و تنطیم پروگسی‌ در wlw خیلی راحت هم می‌شود وبلاگ اضافه کرد و هم نوشت.

بگذریم، wlw با این رونمایی تازه، دیگر بهانه‌ای برای وردنویسان و نُت‌پَدسواران عزیز نمی‌گذارد و وای به حال آن‌هایی که این فرصت عالی از طرف مایکروسافت را از دست بدهند. فقط اگر این امکان را هم می‌داشت که داشتن یا نداشتن کامنت برای یادداشت‌های بلاگر هم از همین‌جا کنترل بشود و اگر امکان فرستادن دنبالک هم برای بلاگر وجود می‌داشت و باز اگر امکان...

برو روت رو کم کن بچه، برو...

» پ.ن: این گزینهِ post draft to weblog رو به گمونم نداشت قبلا، چیز خوبیه‌ها. یکی از مشکلاتی که قبلا بود و دیگر نیست این بود؛ اگر لایو رایتر باز بود و قصد داشتی مطلب جدیدی بنویسی یا یادداشتی را ویرایش کنی، به طور پیش‌فرض در یک پنجرهِ جدید باز می‌شد اما در نسخهِ جدید، اینکه در پنجرهِ جدید باز شود یا در همان پنجره، دست کاربر است، در تنظیمات لایو رایتر.
» توضیح: خدمت آقا محراب عرض کنم که تنظیم برای وردپرس‌دات‌کام را می‌توانی در این وبلاگ بخوانی و ببینی؛ یک، دو و سه.

تربیت فرزندان

فرزندان ما، آنگونه که ما هستیم تربیت می‌شوند نه آنگونه که می‌گوئیم.
» منبع نقل، کتاب "آئین نگارش اداری" نوشته‌ی جمشید غلامی‌نهاد. نمی‌دانم این جملهِ جادویی از کیست، اما بدجوری درست است، بدجوری!