۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۶

روایت زندهِ دزدی

افسر با لحن تحقيرآميز آشنايي پرسيد "حالا تو كی هستی؟" و لابد منتظر بود جوابی بگيرد كه با حجم ريش من تناسبی داشته باشد، و گفتم "یک شهروندم" و با تاكيد بيش‌تری "مثل خود شما" و می‌دانيد چه گفت؟ با تحقير بيشتری گفت " اِ... شهروندی؟ خب برو جوابت رو از شهروند بگير" و با بي‌سيم به سمتی اشاره كرد كه به فروشگاه شهروند می‌رسيد و رفت. و نيروهايش همچنان از ميان مردمی كه سعی می‌كردند بی‌تفاوت نشان دهند، مگر آن كه دستگير می‌شدند، شكار می‌كردند.
» روایت یک شهروند از حکایت این‌روزهای‌مان

۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۶

نامه سرگشاده یک عدد جادی به وزیر فن‌آوری اطلاعات

می‌دانم که تا وقتی از این بترسید که مردم از طریق اینترنت خبر بخوانند، فیلم ببینند، موسیقی گوش کنند و با هم حرف بزنند، آش همین آش است و کاسه همان کاسه. اما شما هم بدانید که تا وقتی بترسید که مردم از طریق اینترنت خبر بخوانند، فیلم ببینند، موسیقی گوش کنند و با هم حرف بزنند، توسعه هم اتفاق نخواهد افتاد. توسعه مانند سلامت حاصل از ورزش است. با داشتن چهار قهرمان جهانی، جامعه سالم نمی‌شود؛ همه جامعه باید بتوانند ورزش کنند. توسعه از طریق اینترنت بدون محدودیت دفتر یا خانه شما شروع نمی‌شود. توسعه به معنی استخدام دانشمندان روس در موسسات تحقیقاتی نیست. برای توسعه، جامعه باید بتواند به اطلاعات دسترسی داشته باشد. بله! می‌فهمم که دسترسی به اطلاعات برای کسی که می‌خواهد قدرت را در دست خودش نگهدارد خطرناک است، ولی گفتم شاید حداقل بفهمید که سرعت ۱۲۸ برای کاربران خانگی کافی نیست.
» نامه سرگشاده به وزیر فن آوری اطلاعات درباره «سرعت ۱۲۸ برای کاربران خانگی کافی است». زنده باد جادی

۰۷ اردیبهشت ۱۳۸۶

مشکل کامنت‌های بلاگر- آپدیت و حرف آخر

عرض کنم خدمت شما که دیروز بعد از نوشتن یادداشت، گفتم که اصلا چرا این چند خط را نگذاریم داخل css وبلاگ، و امتحان کردم، اما جواب نداد. شاید بعدها راه حلی برای این هم پیدا شد، که اگر پیدا شود هر کَسی می‌تواند پوستهِ پنجرهِ کامنت‌های وبلاگش را به دلخواه خودش تغییر بدهد.

یک اشکال هم داشت استایل دیروز، اینکه وقتی کامنت ثبت می‌شد دوباره به هم می‌ریخت. علت؟ در آخر خط نوشته بودم comment.g که هنگام ثبت، آدرس comment.do است و استایل بی‌اثر می‌شود. حالا تغییرش داده‌ام به comment، همین.

» آدرس‌اَش اینجاستتوضیح حسن را هم برای افزونهِ گریزمانکی و اسکریپت‌بازان حتما بخوانید.

۰۶ اردیبهشت ۱۳۸۶

مشکل کامنت‌های بلاگر-شمارهِ دو

دیروز نوشتم که می‌شود مشکل کامنت‌های بلاگر را به کمک حضرت فایرفاکس حل کرد، البته تا جایی که به ما کاربران بلاگر بستگی دارد وگرنه هنوز مشکل اساسی که همانا گرفتن ای‌میل نویسندهِ نظر است باقی‌ست. حالا، استایل اولش آماده است، سادهِ ساده، فقط از آن سفیدی محض بلاگری‌ش زده‌ام، همین. لطف کنید ایرادهاش را همین‌جا بنویسید تا اصلاحش کنم که فحش نخورم.

چه کنیم برای استفاده؟ حضرت فایرفاکس+ افزونهِ استایلیش+ استایل مربوطه. اصلا به چه دردی می‌خورد؟ برای دوستانی مثل گوشزد که کامنت‌خور وبلاگش زیاد است و در کامنت‌ها هم جواب می‌دهد یکی از معضلات این است که همه چیز چپ-به-راست و تو، باید از راست-به-چپ بنویسی. با این استایل خیلی راحت می‌شود این کار را کرد. البته من فقط روی کامنت‌های popup کنترل کردم و ظاهرش درست است، پس فعلا اگر قصد دارید از این استایل استفاده کنید در تنظیمات وبلاگ‌تان و در بخش کامنت، popup را فعال کنید. محض نمونه، تصویر نظرات آخرین یادداشت گوشزد را ببینید.

ایرادها یادتان نرود، بنویسید لطفا. اما اگر آلودگی‌تان بیشتر است و خودتان می‌خواهید از این جینگولک‌بازی‌ها دربیاورید، این چند افزونه را فراموش نکنید:
» افزونهِ colorzilla. گلچین رنگ‌های دلخواه در وب
» افزونهِ edit css
» افزونهِ css viewer. توضیحات مرتضی الوانی
به کمک این سه تا می‌شود همه چیز را تغییر داد، باور کنید.

۰۵ اردیبهشت ۱۳۸۶

مشکل کامنت‌های بلاگر

یکی از معضلات دیگر بلاگر این است که سمت‌وسوی پارگراف‌ها در نظرات و کادر درج نظرات چپ به راست است -حال‌گیری نکنید دیگر، بگذارید بنویسم-. این مشکلی‌ست که فعلا در کارهای بلاگر‌ی‌ها قرار ندارد، که درستش کنند، اما مشتری زیاد دارد، یکی‌ش خودم، دومی‌ش هم گوشزد. می‌شود با کمک استایلیش گرامی تا حدی اصلاحش کرد. دارم روی یک نمونهِ ساده کار می‌کنم، کمی قاطی‌بازی درمی‌آورد اما درست می‌شود.
» تصویر کامنت اصلاح شدهِ بلاگر

نَرد، فلسفهِ زندگی

نرد، فلسفهِ زندگی است! عرصه‌ای که در آن دوازده مهره سفید (12 ساعت روز) و دوازده مهره سیاه (12 ساعت شب) در اختیار انسان است و تقدیر از شش جهت (شمال- جنوب- شرق- غرب- بالا- پایین) بر او نازل می‌گردد. این است که تاس را شش وجه ساخته‌اند و اما دو تاس که یکی «ظاهر» است و دیگری «باطن». ای خوشا به حال آنکه تاس ظاهر و باطنش عین هم باشد تا جفت بازی کند. و خوش‌تر آنکه ظاهر و باطنش در تمام ابعاد کامل باشد که جفت‌شش بازی کند تا در کنج، خانه ببندد. آنچه به واسطهِ آن دو تاس نازل می‌گردد جبر است و بازی با مهره‌ها اختیار، پس لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین شرح تخته نرد است! سرانجام، برنده آن کسی است که عرصه دل را زودتر از دغدغهِ روز و شام خالی کند.
» وبلاگ نَرد

نسل بیابان، نسل کوچه و نسل خورشید

ما نسل کوچه بودیم به گمانم، یعنی توی کوچه بزرگ شدیم. کِش‌مون رو که ول می‌کردن توی کوچه پلاس بودیم. به گمانم شاید چون پدران‌مون بچه‌های روستا بودند و به قولی بچه‌های کوه و دشت و بیابون، ما یک پله ترقی کردیم و شدیم نسل کوچه، یعنی به‌طور حتم والدین‌مون این‌طور خواستند، چون یحتمل فکر می‌کردند که این‌طوری بهتره. حالا بچه‌هامون پیشرفت کرده‌اند شده‌اند نسل خانه، یعنی بیشتر توی خانه می‌نشینند، بازی‌ها کامپیوتری جای بازی‌های کوچه رو گرفته -فوتبال نمی‌دونم چی‌چی به جای تیردروازه‌های آجری و گردو شکستم و یارگیری و گانیه و زو و قلعه- و دیدن فیلم توی خونه به رفتن به سینما ترجیح داده می‌شه -لطفا به فروش فیلم‌ها نگاه نکنید، منظورم لذتی بود که از سینما رفتن می‌بردیم-.

اما شاید باورتون نشه توی شهرک ما هنوز آدم‌هایی هستند که با یک شاهنامه ادعا، خودشون از نسل خورشید هستند -منتها از اون لحاظ-، یعنی اینکه این‌ها هم مثل خورشید از پشت کوه اومدن. بچه‌هاشون رو ول می‌کنند توی کوچه از یک‌سالگی و خودشون دنبال تولید مثل انبوه هستند، بچه دوم و سوم و... اسم‌ش رو هم گذاشته‌اند "تصویب بودجهِ بچه اِن‌اُم و مراسم کلنگ‌زنی".

حجاب و اینا

: اون چادر رو بکش از سرش.
: اون چادر رو بکش روی سرش.
» در عمل فرق زیادی نکرده، می‌بینی که!

۰۴ اردیبهشت ۱۳۸۶

گوگل‌ریدر جینگولز با طعم خوش فارسی

عرض کنم خدمت شما که این‌قدر گیر دادید که بی‌طاقت شدم و نرفتم در سایت توییتر ثبت نام کنم، در عوض یک استایل خوشگل برای گوگل‌ریدر درست کردم که می‌توانید از اینجا دانلودش کنید. تصاویر: یک، دو و سه.

با استفاده از استایل پیش‌فرض و این یکی، کمی تغییرش دادم، البته عنوان مطالب هنوز در سمت چپ قرار دارد، علتش هم این است که با تغییر مکان عنوان در یکی از دو حالت Expanded و listed view، نمای حالت دیگر به هم می‌ریزد که شاید بعدها، سر فرصت اصلاحش کردم -اگر انجام شد، می‌نویسم-. این را هم اضافه کنم که این تغییرات، اگرچه نسبت به استایل پیش‌فرض فارسی جزیی هستند، اما خب، چیز خوبی از کار درآمده.

» استایل پیش‌فرض فارسی
» استایل فارسی به سبک گناهکار
» استایل فارسی شیکان، وبلاگ عصرونه

چرا هم‌چین کاری کردم؟ آخه این هم شد سوال دوست عزیز، برای این‌که تا تقی به توقی می‌خورد ننالیم از دست بلاگرولینگ، ناله نکنیم که چرا کسی چیزی نمی‌نویسد. برای اینکه وبلاگ‌ها را برای مطالب‌شان بخواهیم و بخوانیم نه برای پینگ شدن‌های به‌جا و نابجا.
» زَت زیاد جماعت.

توضیح واضحات:
چطور از این استایل استفاده کنیم؟
مواد لازم: کمی ذوق و استعداد -که ماشاءالله همه دارند شکر خدا-+حضرت فایرفاکس+افزونهِ استایلیش+استایل لازم.
پس از نصب فایرفاکس و افزونهِ استایلیش، در صفحهِ استایل، روی گزینهِ Load into stylish کلیک کنید و نتیجه را با نام دلخواه ذخیره کنید، همین.

وبلاگ‌هایی که نمی‌خوانم

عرض کنم خدمت شما که تا حالا، خیلی نوشتیم که چه وبلاگ‌هایی را می‌خوانیم و آخر سال هم که شده به یک‌سری‌ها تندیس طلایی داده‌ایم و تعریف‌ها و تمجید‌ها که این‌ها را می‌خوانیم و دمشان گرم و اینا. اما آیا شده وبلاگ‌هایی را نخوانیم؟ دیوانه شده‌ام آیا؟

راستش معیارم برای خواندن یک وبلاگ، لینکی نیست که به‌ش می‌دهم. البته اگر دوستی فکر می‌کند که جای وبلاگش در لینک‌های کنار وبلاگ خالی‌ست خب، حتما خالی‌ست و با یک ای‌میل می‌شود جایش را باز کرد، اما به این معنی نیست که وبلاگش را هم حتما می‌خوانم -البته خالی که بستم، معمولا وبلاگ‌ها را برای مدتی می‌خوانم، اگر یادداشت‌ها با علایق‌اَم جور نبود، فید وبلاگ را از گوگل-ریدر حذف می‌کنم-.

این‌ها را نوشتم که به این برسم که از این به بعد تعدادی از وبلاگ‌ها را دیگر نمی‌خوانم، وبلاگ‌هایی که به صاحبان‌شان ای‌میل زده‌ام و خواهش کرده‌ام فید وبلاگشان را کامل کنند اما نکرده‌اند. ناآشنایی با مسائل فنی اصلا قابل توجیه نیست، سوال می‌کنیم و قطعا دوستانی هستند که کمکمان کنند تا درستش کنیم. فعلا برای شروع وبلاگ مجیدخان زهری، آقا کیوان و خداداد و ارزیابی شتابزده‌اش را نمی‌خوانم -یعنی به‌روز می‌شوند اما تیک می‌زنم به علامت خوانده شدن و رد می‌شوم-. البته فید را حذف نمی‌کنم، شاید اصلاح کردند.
اما چطوری فید وبلاگ‌مان را کامل کنیم؟
» در بلاگر کافی‌ست در تنظیمات و در بخش Site Feed، گزینهِ Blog Post Feed و گزینه‌های دیگر مثل Comments را روی Full قرار بدهیم، همین.
» در وردپرس هم همین‌طور، یعنی آقای وردپرس برای فید کامل فقط به یک کلیک شما احتیاج دارد، کلیک کنید. کلیک شما گران نمی‌شود، پس برای خودتان نگه‌ش ندارید.
» اما دوستان ام‌تی‌باز با فید ناقص که وبلاگشان به لطف طراحان شیک‌پوش ناوارد Atom ندارد، می‌توانند طبق این راهنما عمل کنند. در حال حاضر رفیق خوبم امیر و آقا مهدی جامی با استفاده از همین فایل، فیدشان را کامل کرده‌اند، که من به عنوان یک خوانندهِ وبلاگ، ازشان ممنونم.

» حرف آخر، خوانده شدن خیلی مهم‌تر از دیده‌شدن است. خیلی وقت‌ها پیش می‌آید که خیلی‌ها می‌بینندتان، اما فقط یکی‌ست که به حرف‌تان گوش می‌دهد، و شما آن یکی را بیشتر از بقیه دوست دارید، همین. دوست خوب وبلاگی شما هم همانی‌ست که وبلاگ‌تان را می‌خواند، پس هوایش را داشته باشید تا نپرد.

تکمیلی:
» فید کامل با کامنت اضافه در مویبل‌تایپ
» تنظیم خروجی فید برای نشان دادن کامل پستها
» طراحان وب و فید، توضیحات، ترفندها و راهکارها

۰۳ اردیبهشت ۱۳۸۶

انسانیت‌اَت را ارج بنه!

اگر روزی به کسی برخوردی که شادمانی‌اَت را گرفت، موهایت را بست، برایت جمع و تفریق کرد، خوشتری‌اَت را زیر پا گذاشت، نخواست از حق‌اَش استفاده کند، انسانیت‌اَت را گذاشت دم در، کوچک‌اَت کرد، پشت سرت حرف زد، به‌ت خندید، یادت باشد که انسانیت‌اَت را ارج نهی. تو آمده‌ای که از یک شروع کنی به شمردن، تا هر کجا که بگویند بس است. اگر کسی این را نمی‌فهمد، خودش را از لذت بازی عددها محروم کرده است. وگرنه، تو که راحت می‌توانی از شماره ده هم چیز جدیدی یاد بگیری؛ اینکه مثل او نباشی.
» اصل مطلب اینجاست، لینک از روزن

و تو چه می‌دانی پیکاسا-وب چیست

عرض کنم خدمت شما که چیزی‌ست شبیه به پیکاسا، با این تفاوت که قابلیت ارسال عکس به آلبوم پیکاسا-وب را هم به من و شمای کاربر می‌دهد. یعنی می‌توانیم با استفاده از این نرم‌افزار و این گزینهِ خاص‌اَش، عکس‌های روی رایانه‌مان را که تگ‌گذاری و دسته‌بندی کرده‌ایم همین‌طوری کیلو-کیلو روی یک گیگابایت فضایی که گوگل برای عکس و فیلم در اختیارمان گذاشته بگذاریم، علاوه بر این، امکان دانلود آلبوم‌های روی پیکاسا-وب هم وجود دارد، با یکی دو تا کلیک، البته به شرطی که صاحبش اجازهِ دانلودش را صادر کرده باشد.

منتها یک ایراد کوچک وجود دارد، گوگل به ما ایرانی‌های داخل اجازهِ دانلود این نرم‌افزار را نمی‌دهد، اگر باور ندارید حداقل امتحان کنید -سیاست یک بام و دو هوا، می‌تواند این هم باشد، جی‌میل بده، گوگل‌پَک نده، وبلاگ بده، پیکاسا-وب نده-. آخرین نسخه‌اَش را گذاشته‌ام اینجا، برای دوستانی که مثل خودم با دانلود از گوگل مشکل دارند.

راستی، من با استفاده از ultrasurf و Flashget دانلودش کردم. لینک مستقیم نرم‌افزار را دادم به Flashget، که البته قبلش در تنظیمات پروگسی، هاست را localhost و پورت را 9666 قرار داده بودم. در این حالت اگر Ultrasurf در حال اجرا باشد، نرم‌افزار با حجم حدود 6 مگابایت -و به شکل یک فایل با پسوند html- دانلود می‌شود و فقط کافی‌ست پسوندش را به exe تبدیل کنید. نوشتم که اگر روش بهتری بلدید بنویسید این‌همه عذاب نکشیم برای یک فایل پیزوری.
» لینک دانلود ULtraSurf8.1
» دانلود آخرین نسخهِ پیکاسا-وب
» لینک مستقیم آخرین نسخه روی خود سایت پیکاسا-وب
» خواندنی: طعم واقعی یک دانلود منیجر

پی‌نوشت، چهارشنبه، 5 اردیبهشت 1386: نمی‌دانم چرا این سایت FileHippo را فراموش کرده بودم برای گشتن دنبال پیکاسا-وب، اما خب، داشتن دوستان خوبی مثل دکتر مزیدی خودمان لطفش همین است دیگر، که یادت می‌اندازند؛ دانلود پیکاسا-وب بدون درد و خونریزی!

۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۶

وقتی مشکلات حل می‌شود

مثل اینکه بچه‌های ستاد مبارزه با مواد مخدر -سابق به‌ش گفته می‌شد اداره ِ فی-ل-تر-ینگ مخابرات- بالاخره راه مبارزه با کاربران نه چندان محترم ایرانی -اَلبَت به زعم حضرات- مقیم اینترنت را پیدا کرده‌اند. الان که دارم این چند خط را می‌نویسم، گوگل و کلیهِ زیرمجموعه‌هاش در دسترس نیستند، مثل آنالیتیک و من به لطف UltraSurf و راهنمای نیما می‌توانم در گوگل جستجو کنم.

» اینکه نوشتم نه‌چندان محترم هم دلیل دارد، لابد محترم نیستیم که اینطوری و به این طرز مسخره، همه چیز بسته می‌شود. لابد اینطوری مشکل فیلترینگ کلمهِ w-o-m-a-n هم حل می‌شود، چه تفکرات ابلهانه‌ای که وجود ندارد.

۳۰ فروردین ۱۳۸۶

آرزوهای ترسناک

عرض کنم خدمت شما که پیمان دعوتم کرده برای بازی ترس‌ها و آرزوها. اما من باید فکر کنم -اوه، پس تو هم فکر می‌کنی- و بعد، بنویسم. اما برای اینکه تب بازی فروکش نکند دوستانی را که دلم می‌خواهد بنویسند از ترس‌ها و از آرزوهای‌شان، می‌نویسم.
» جناب نادرخان دماوندی
» صاحب وبلاگ نشانه
» آقا بهرنگ تاج‌دین
» آقا رضای ناظم که شاید دست از سر این مینی‌مال‌ها بردارد و از آمالش بنویسد. تازه، شاید با آرزونویسی مینی‌مال هم آشنا شدیم این وسط.
»‌ و علیرضا مجیدی گُل گلاب

خب، البته دلم می‌خواست تعداد بیشتری از دوستان را دعوت کنم، اما قاعدهِ بازی پس چی می‌شه؟ روال هم گویا این است که پنج آرزو می‌نویسی و پنج ترس‌اَت را و بازی را به پنج دوست دیگرت پاس می‌دهی.

۲۸ فروردین ۱۳۸۶

جدول کلمات متقاطع

اَخوی، دوست عزیز، همکار محترم، رئیس باحال، مدیر کَپک، فرم اضافه‌کاری جدول کلمات متقاطع نیست که خودت و ما را هلاک کرده‌ای که حتما همهِ خانه‌هاش را پر کنی.

۲۷ فروردین ۱۳۸۶

آزادی به قید ریاضت

عرض کنم خدمت شما که ای‌میل زدم به واحد فیلترینگ برای فیلتر این وبلاگ، همین امروز و همین امروز هم جواب آمد که:

remove these keywords from your content:
bypass | filter | transparent
Kind Regards

ITC Filtering Responsible.
Tel: 88031530-88031509
Email:filter@dci.ir

نفهمیدم چرا transparent. باید تغییراتی در css این وبلاگ و وبلاگ‌های روی پوسته‌های فارسی بدهیم. نوشتم که اگر از پوسته‌ها استفاده کرده‌اید و در روزهای آینده فیلتر شدید بدانید از کجا آب می‌خورد. در اولین فرصت هم پوسته‌های فعلی را اصلاح می‌کنیم.
این را هم اضافه کنم که پوسته‌های rounders پیش‌فرض بلاگر هم در کدهای css از transparent استفاده می‌کنند، بنابراین تقصیر فیلترینگ را نیندازید گردن پوسته‌های فارسی.
خلاصه این هم جریان غضب و بخشش و اینا، البته اگر به خاطر محتویات همین پست وبلاگ دوباره نرود زیر گل.

۲۶ فروردین ۱۳۸۶

خرده‌کاری‌های بلاگر

اگر دنبال ترفندها و هَک‌های مفید بلاگر جدید هستید، و دلتان ‌می‌خواهد وبلاگ بهتری داشته باشید، وبلاگ purplemoggy یکی از بهترین وبلاگ‌هایی‌ست که تا به حال در بلاگر دیده‌ام. برای اثبات ادعا بهتر است چرخی بزنید در وبلاگ و ببینید. با استفاده از راهنمایی‌های همین وبلاگ تغییرات کوچکی در این وبلاگ دادم، یکی‌ش همین کادر جستجوی چهارکارهِ کناری.

قول می‌دهم

اگر قول می‌دی که دختر خانم خوشگل اما جیغ‌جیغو‌ت -ماشاءالله یادت نره- فردا تریپ فمینیست ضد مَرد -مثل پلیس‌های ضد شورش- درنیاره و با جیغ‌های بنفش و سرخ‌ش همسایه‌ها رو هوار نکنه رو سر پسرم، من هم قول می‌دم پسرم چهارشنبه‌ها سیدبازی درنیاره و مثل بقیهِ روزهای دیگهِ هفته، آقا باشه.

اَلبَت، امیدوارم تا اون موقع خانم‌ها به حقوق حقهِ خودشون رسیده باشن وگرنه دخترت می‌ره حق‌ش رو بگیره می‌ندازنش تو بند 209، پسر من هم یک لنگه‌پا باید دنبال وثیقه باشه تو این دادگاه و اون دادگاه.
» راستی، کلکسیون فیلم‌هات رو هم بده به دخترت تا با کلکسیون کارتون‌های پسرم IMDB راه بندازن.

از شوخی گذشته، برای همهِ بچه‌های کوچولوی همهِ دنیا باید آرزوی جهانی سالم‌‌تر، آباد‌تر، آرام‌تر و شادتر داشت که من یکی دارم.

امضا، بابای از خود متشکر یک سید کوچولوی شیطون

توضیح: این هم یک‌جورشه، برای وقتی که حال نداری بری پیش همکارت که پنج تا اتاق اون‌ورتره و حتی حال نداری زنگ بزنی به‌ش بگی فیلم سیصد رو share کردی!

۲۳ فروردین ۱۳۸۶

همهِ لحظات خدا

  • لحظات شادی، خدا را ستایش کن.
  • لحظات سختی، خدا را جستجو کن.
  • لحظات آرامش، با خدا مناجات کن.
  • در لحظات دردآور، به خدا اعتماد کن، و
  • در همهِ لحظات خدا را شُکر کن.

۲۲ فروردین ۱۳۸۶

سیزده نكتهِ مفيد و موثر در مديريت زمان

منابع:
» اصل يادداشت (+، +)
» هدف‌گذاری و فهرست انجام‌دادنی‌ها با استفاده از موتور جستجوی answers.com و از ويكی‌پديا 
» كتاب قورباغه را قورت بده نوشتهِ برايان تريسی

توضیح یک به‌روز-رسانی:
این‌ها، مطالبی قدیمی اما به‌دردبخور هستند -به گمانم البته- که یک‌کاسه‌شان کردم. امیدوارم به دردتان بخورد، به درد خود من همین‌طور.
» فونت هم فونت تاهوماست.

»‌ دانلود فایل DOC
» دانلود فایل PDF

فیلترینگ، ‌روزمره‌گی و دیگر هیچ

» راستش از بلاگر قطع امید کرده‌ام و دارم مطالبی را که فکر می‌کنم به درد می‌خورد دوباره به همان تاریخ مطلب وارد این وبلاگ می‌کنم. بیکاری و هزار درد بی‌درمان دیگر، چه کنم. نظری، راه دیگری، پیشنهادی، چیزی؟
تا یادم نرفته عذر هم می‌خواهم بابت پینگ شدن‌های گاه و بیگاه اینجا. من شرمنده‌م. البته نباید پینگ شود اما وبلاگ است دیگر، آدم که نیست که بفهمد نباید برای ویرایش مطلب دو سال پیش پینگ شود، من عذر می‌خواهم بابت این دیوانه‌بازی‌ها!

» فیلتر می‌شویم،
خدا نکند این دوست خوب‌مان -عمو فیلترچی را عرض می‌کنم- تو را به عنوان دوست در لیست بلندبالایش اضافه کند، جدا شدن و به‌هم زدن این رفاقت کار حضرت فیل است. حالا هی بنویس که پدرجان، دوری و دوستی، مگر حالی‌ش می‌شود. غرض، هفتهِ پیش moniri.com با دبلیوهاش فیلتر بود و بدون دبلیوها باز. هر چند همهِ لطفش به دبلیوهاش است و ما پول دبلیو را هم داده‌ایم اما بی‌خیال شدیم. یکی دو روزی‌ست اینجا را هم فیلتر کرده، منتها اگر سه‌تا دبلیو به اول آدرس اضافه کنید باز می‌شود، یحتمل این همان سه تا دبلیویی‌ست که آن طرف کم کرده و اینجا اضافه کرده. اینترنت که نمی‌فهمد هیچ ریاضی و حساب و کتاب هم سرش نمی‌شود شکر خدا. پیمان بندهِ خدا که از فیلترینگ صفحه‌اش در وبلاگ دو-در-دو خسته شده بود، در وبلاگ جدیدش هم فیلتر شده، اما نمی‌دانم دبلیوهای کدام بنده خدایی را داده‌اند به پیمان!


تا یادم نرفته یادآوری کنم که قدر گوگل‌ریدر را بدانید، همین!

» ای تو روح پرفتوحت بلاگر، همین.

» فیل را هم که لابد تا حالا فراموش کرده‌اید دیگر.

۱۹ فروردین ۱۳۸۶

بهترین‌ها را انتخاب کنید

به عنوان یک مدیر، فقط همان‌قدری خوب هستید که افراد تیم‌تان. با انتخاب بهترین‌ها در شروع کار، شانس بيشتری (بهتری) برای موفقیت دارید.


Select the best people,
As a manager, you are only as good as the people on your team. Give yourself a better chance to succeed by picking the best people from the start.

۱۷ فروردین ۱۳۸۶

مهمان ناخوانده

راستش نمی‌دانم شما با دیدن خشخاش یاد چه می‌افتید، یاد اعتیاد، وافور، تریاک، بلای خانمان‌سوز یا چیزهای دیگر، اما خودم یاد باغ پدربزرگم می‌افتم و خشخاش‌هایی که کش می‌رفتیم و به بدن می‌زدیم، البته نه از آن لحاظ. یعنی می‌شکستیم و محتویات‌شان را می‌خوردیم، به همین سادگی. چه شد که این‌ها را اینجا نوشتم؟


چند ماه قبل بچه‌های فضای سبز شهرک زحمت کشیدند و حیاط خانه را گل‌کاری کردند، وقتی گل‌ها قد کشیدند نمی‌دانم بذر خشخاش از کجا آمده بود قاطی بذر گل‌ها و یک طرف باغچه را گرفته بود، و هر روز که نگاه‌شان می‌کردم یاد باغ پدربزرگ و دستبردهامان به خشخاش‌ها می‌افتادم، اسمش را هم گذاشتم نوستالژی خشخاش. می‌خواستیم نگه‌شان داریم اما خب، حساب خیلی جاها را نمی‌شود کرد، حساب آدم‌های مشنگ و حساب گیرهای سه‌پیچ و خیلی حساب‌های دیگر، روی همین حساب هم به توصیه و پافشاری زن‌دایی همسرم که سال‌ها در خاش زندگی کرده از ریشه درآوردیم‌شان، البته به مراسم سوزاندن مواد افیونی قد نداد. می‌گفت یک‌بار یکی را به همین دلیل گرفتند و تا آمد ثابت کند که اینکاره نیست مدت‌ها در زندان بود، من هم که آخرهای ترسو، نزدیک بود درخت پرتقال آن‌طرف حیاط را هم از ریشه دربیاورم.


این را هم اضافه کنم خیلی‌ها هستند در همین شهرک که اگر چنین اتفاقی در حیاط خانه‌شان بیفتد به خودکفایی و حتی در برخی موارد به درآمدزایی می‌رسند. عکس‌شان را هم گذاشتم برای آن‌هایی که مصرف دارند، حالا یا از نوع واقعی یا مثل بنده از نوع بازسازی خاطرات کودکی (روی عکس کلیک کنید).
» می‌رفتیم که داشته باشیم دیو اعتیاد و این داستان‌ها، اما خب امکانات نبود :-)


پی‌نوشت -یک‌شنبه 19 فروردین 1385، تصحیح می‌کنیم. عرض کنم خدمت شما که پیمان برام توضیح داد که این‌ها که تو دیدی و جوگیر شدی و فکر کردی باید بروی بازپروری بابت‌شان، خشخاش نیستند و گونه‌ای از گل شقایق هستند به نام "غوزهِ شقایق سوپر" و از قرار معلوم در جاهای دیگری هم از شهرک مروارید از این‌ها کاشته‌اند. خوب شد خبر داد و خانواده‌ای را از بند نگرانی رهانید.

۱۴ فروردین ۱۳۸۶

در 14 قدم با پسرتان همگام شوید

اینکه پسر شما یک موهبت شود یا مایهِ دردسر، 70 درصد به پدر و مادرش بستگی دارد و تنها 30 درصد مربوط به شانس و اقبال اس.

  1. با پسرتان دوست باشید.
    » به او بگویید هر وقت مشکلی برایش پیش می‌آید به سراغ شما بیاید و به او اطمینان دهید که شما هم قبل از هر قضاوتی به حرف‌هایش گوش می‌کنید و سپس به او کمک می‌کنید.
    » به او بگویید که برای همیشه پسر شما خواهد بود، چه رییس‌جمهور شود، چه کارگر، چه فقی و چه ثروتمند.
  2. پسرتان را در معرض شرایط سخت مختلف زندگی قرار دهید.
    » بگذارید با دوستانش به سفرهای کوتاه برود و علایقش را دنبال کند. بگذارید خودش باشد، او را تحت فشار نگذارید، صبور باشید. تنها چیزی که او نیاز دارد زمان است و تنها شما هستید که می‌توانید این فرصت را به او بدهید.
  3. به پسرتان اجازه دهید خودش راهش را انتخاب کند.
    » به پسرتان فشار نیاورید که کار و حرفهِ شما را دنبال کند، و به خودتان وابسته و متکی‌اَش نکنید. بگذارید مدتی از شما دور شود و کارهای مختلف را امتحان کند. سپس بگذارید راهش را خودش انتخاب کند.
  4. از پسرتان یک قهرمان بسازید.
    » پسر شما همچون الماس نتراشیده است، با صبر و استقامت، رفتارهای ناهنجار و خشونت‌آمیزش را از بین ببرید. یک ضرب‌المثل چینی می‌گوید که با گذر زمان برگ درخت توت به ابریشم تبدیل می‌شود. تنها پدر و مادر هستند که می‌توانند از پسرشان یک قهرمان بسازند یا او را به زمین بکوبند.
    » گاه‌گاهی از پسرتان به عنوان یک قهرمان یاد کنید، چه در زمینهِ درسی، ورزشی و چه در کارهای روزمره. یادش بدهید اعتماد به نفس داشته باشد. بعضی وقت‌ها به‌ش اجازه بدهید با دوستانش رقابت کند؛ البته باید مراقب دوستانش باشید.
  5. پسرتان را به خواندن کتاب تشویق کنید.
    » باید سعی کنید کتاب خواندن برایش یک عادت شود، این کار را از کودکی به او آموزش دهید.
  6. با افراد خوب و منطقی نشست و برخاست کنید.
    » به خاطر داشته باشید که نمی‌توانید بستگان‌تان را انتخاب کنید اما انتخاب دوستان‌تان در دست و اختیار شماست. نیازی نیست دوستان زیادی داشته باشید، بهتر است در انتخاب همان چند دوست دقت بیشتری کنید.
  7. اشتباهات پسرتان را ببخشید.
    » اکثر پدرها دوست دارند پسرشان کار آن‌ها را ادامه دهد اما پسرها هرگز نمی‌فهمند سهم آن‌ها در این فداکاری چیست. مراقبش باشید اما نظرتان را بر او تحمیل نکنید. اگر از او بخواهید تنها خواسته‌های شما را برآورده کند به غیر از انزواطلبی چیزی عایدش نمی‌شود. اجازه دهید اشتباه کند و از اشتباهش درس بگیرد.
  8. بیشتر وقت‌تان را با پسرتان بگذرانید.
    » پدر همیشه مشغول کار و پول درآوردن است و فکر می‌کند تمام وظایفش را نسبت به خانواده انجام داده است. مادر هم تمام وقتش را با دوستان و در مهمانی‌های مختلف می‌گذراند و فکر می‌کند این ارتباط‌های اجتماعی برای خانواده خیلی مفید است.
    » بیشتر وقت‌تان را به پسرتان اختصاص دید، به او و هر چیزی که به او مربوط می‌شود. اجازه بدهید هر چه در قلبش هست به شما بگوید. کمتر حرف بزنید و بیشتر گوش بدهید. مجبور نیستید مدرک دانشگاهی داشته باشید، مجبور نیستید تئوری نسبیت انیشتین را بدانید، شما فقط به قلبی پُر از محبت نیاز دارید.
  9. از پسرتان در مقابل دیگران انتقاد نکنید.
    » کتک زدن و فریاد کشیدن باعث می‌شود پسرتان احساس حقارت و ضعف کند و لجوج‌تر شود. سعی کنید با آرامش با او صحبت کنید. اگر احساس کردید از دست او عصبانی هستید، خودتان را کنترل کنید، از اتاقش بیرون بیایید و کمی قدم بزنید. از همه مهم‌تر، بار خواسته‌های غیر واقعی خودتان را روی دوش او نگذارید. بچه‌ها دوست دارند بیش از آن‌که مورد انتقاد قرار گیرند الگو و نمونه باشند.
  10. احساس مسوولیت‌پذیری را به پسرتان بیاموزید.
    » از همان دوران کودکی‌اَش مسوولیت‌های کوچکی مثل مرتب کردن اتاقش، اسباب‌بازی‌ها و کتاب‌هایش را به او محول کنید. به او یاد بدهید از انجام کارهایی که به او محول شده خجالت نکشد.
    » از زمان تولد تا 8 سالگی -صد ماه اول- باید 4 کار را به‌ش یاد بدهید:
    1- محبت کردن
    2- نظم و انضباط
    3- احترام گذاشتن
    4- سازگاری
    و از 8 سالگی به بعد -صد ماه دوم- است که باید معنی پول را به‌ش آموزش بدهید. زودتر از 8 سالگی، چنین آموزش‌هایی برایش بی‌معنی‌ست و بعد از 16 سالگی هم فایده‌ای ندارد.
  11. به پسرتان یاد دهید شکست را بپذیرد و از پیروزی لذت ببرد.
    » به او یاد بدهید که چه در پیروزی و چه، در شکست مودب و مهربان باشد. به او بگویید که همیشه پیروزی مهم نیست بلکه جرات شرکت در مسابقه هم اهمیت دارد.
  12. پسرتان را لوس بار نیاورید.
    » مراقبت‌های بیش از حد ممکن است مانع از این شود که او خود تجربه به دست آورد و نسبت به شرایط پیرامونش بینش صحیحی داشته باشد. اجازه بدهید پسرتان مستقل شود. دوست دارید تمام چیزهای خوب دنیا را به پسرتان بدهید اما گاهی وقت‌ها نمی‌توانید. به خاطر بسپارید که بعضی مواقع از کلمه "نه" هم استفاده کنید.
  13. پسرتان را با دیگران مقایسه نکنید.
    » بدانید هر پسری استعدادهای نهفته‌ای دارد که شاید دیگری نداشته باشد. با این مقایسه کردن‌ها باعث می‌شوید پسرتان اعتماد به نفس‌اَش را از دست بدهد.
  14. خودتان را به جای پسرتان بگذارید.
    » هرگز از پسرتان انتظار قدردانی و تشکر نداشته باشید و در صورتی که پسرتان از شما تشکر کرد رفتاری دوستانه با او داشته باشید.
    » موقعیت و شرایط پسرتان را با ربع قرن پیش و جوانی خودتان مقایسه نکنید، همه چیز تغییر کرده است.
    » در مقابل رفتار‌های پرتان باحوصله باشید. او خیلی باهوش‌تر و عاقل‌تر از آن چیزی‌ست که شما فکر می‌کنید. بهتر است منصف باشید و خودتان را جای پسرتان بگذارید و بفهمید نیازها و احساسات او با شما خیلی فرق دارد. بدون این‌که منتظر جوابی از طرف او باشید نیازهایش را برآورده کنید.

» خلاصه‌ای از بخش دوم کتاب مادران، پدران، فرزندان نوشتهِ پراماد باترا- وی‌جی باترا

» ترجمهِ عطیه رفیعی- نفیسه سلطانی

» انتشارات آویژه- 160 صفحه- قیمت 1200 تومان

» دانلود (doc)
» دانلود (PDF)

 

توضیح: کتاب دو بخش دارد که بخش اول از آنجایی که گفته‌اند "لِیدی‌ز فِرست، مانکی‌ز نِکست" مربوط به دختر خانم‌هاست و بخش دوم آقا پسرها. اما از همانجایی که بنده پسر دارم زحمت نوشتن بخش اول هم می‌افتد به گردن یک آدم دختردار، به من چه!