۰۹ اسفند ۱۳۸۵

وقتی فیل سوسک می‌شود

شما را نمی‌دانم اما من یکی -به عنوان یک وب‌گرد- خیلی مدیون نیما هستم. این آخرین حرکتش را دریابید. به لطف نیما چشم‌مان به جمال وبلاگ‌های فیل‌آلود روشن شد. دمت گرم نیما :-)


» البته مدت‌ها بود از ULtraSurf استفاده می‌کردم اما با بدبختی‌های خاص خودش.

۰۸ اسفند ۱۳۸۵

راهنمای وبلاگ‌نویسی آسان

آقای پیمان عابدین‌پور زحمت کشیده و یک کتابچهِ کوچک و کم حجم درست کرده به جهت گسترش اعتیاد وبلاگی. توضیحات کامل را به همراه لینک دانلود کتاب در وبلاگ خودش بخوانید.

۰۷ اسفند ۱۳۸۵

خسته نباشی حضرت آقا

والله، راستش همین که رفقای احمدی‌نژاد از روی دست آدم خط بگیرند کافی‌ست برای اینکه به اشتباه بودن راه طرف پی ببریم. اما اینکه این روزها، مرض جوک‌های چندش‌آور بین اعضای عالی‌رتبهِ دولت همه‌گیر شده از آن یکی هم اشتباه‌تر است.


جلالی، مخبر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی: «حمله نظامی اتفاقاً انسجام ملی و داخلی را بالاتر می‌برد. شما اکنون به وبلاگ‌های ایرانیان خارج‌نشین دقت کنید. آنان هم می‌گویند اگر آمریکا به ایران حمله نظامی کند ما هم بر می‌گردیم و در کنار ملت ایران هستیم.»

» راهبرد پلید، با تشکر از مَتَتی
+ لینک خبر اصلی

اندر فواید جابجایی

راستش حسابرسان سازمان حسابرسی برای رسیدگی به صورت‌های مالی سال 1385 آمده‌اند و ما از اتاق پایین آمده‌ایم طبقهِ بالا. چرا؟ چون اتاق‌مان را داده‌اند به آن‌ها. چرا؟ چون حسابرس هستند و اگر اتاق خوب پرنور دل‌باز روبروی آبدارخانه -آن‌هم با نسکافه و شیرینی نارگیلی و رانی- نداشته باشند بدجور به حساب‌های‌مان رسیدگی می‌کنند و امکان دارد صورت‌های مالی برود روی هوا. چرا؟ چون احساس می‌کنند به‌شان توهین شده. چرا؟ خدا می‌داند. چرا؟ چون‌که زیرا...

عرض کنم خدمت شما که دیروز آمدیم بالا و عینهو "کارگران مشغول کار هستند" مشغول تمیزکاری و این‌ها شدیم. در کشوی میز یکی از همکاران که از این‌جا هم رفته، یک عدد ماشین اصلاح آهنی، از نوع قدیمی -از همان مدل پیچ‌پیچکی، با تاریخ اختراع دویست‌وپنجاه سال قبل از ژیلت-توربو و تازه، شکسته-، یک عدد ماشین اصلاح از نوع پلاستیکی یک‌بار مصرف با مارک "فقط بیک مثل بیک می‌تراشد"، یک عدد تیلهِ ریز سه‌پَر، مخصوص گذراندن اوقات فراغت و یک عدد آینه بغل کارمندی پیدا کردم. یک آینه هم پیدا کردم که شبیه آینه عقب اتومبیل بود. عجب، پس این همکار سابق ما یا به احتمال زیاد پیکان -از نوع مسافرکِش- بوده و خودش را جای آدمی‌زاد جا زده یا به احتمال زیادتر یک منفی در خلقت/تولیدش اشتباه شده بی‌نوا و به جای پیکان شده آدمی‌زاد، و به احتمال زیاد هم پیکان/تاکسی‌فوبیا داشته بدبخت، شاید هم ایران‌خودرو توانایی تولید پیکان‌های آدم‌نما را دارد و ما خبر نداریم. البته کارشناسان بر این گمان‌اَند که آینه بغل، متعلق به دوچرخهِ دوران بچه‌گی همکار سابق‌مان بوده که صدایش می‌زده "رُزباد جونم اینا". اما هویت آینه عقب هنوز مشخص نشده و هیچ گروهی مسوولیت این آینه را به عهده نگرفته، نامردها.

کلی کاغذ هم پیدا کردیم، حدود یک بسته کاغذ A4 نیم‌سوز شده. چرا؟ قدیم‌ها که هنوز کارمندهای اینجا نمی‌دانستند کامپیوتر به جز دیدن عکس‌های نادَخ ناموسی در اینترنت، کاربردهای دیگری هم دارد، شکل و قالب اصلی نامه تایپ می‌شده و به تعداد خیلی بیشتر از لازم تکثیر می‌شده و برای روز مبادا نگهداری می‌شده و فقط جاهای خالی توسط کارمند پر می‌شده و فرستاده می‌شده به بانک -چقدر می‌شده داره این پاراگراف، خدا شفا بده-. منتها بعد از ظهور حضرت وحید -و تو چه می‌دانی که وحید کیست- در این واحد -حفظه‌الله-، معلوم شده که در اصل، کامپیوتر فقط برای دیدن عکس‌های نادَخ و نافرم ملت اختراع نشده و می‌شود ازش استفاده‌های بهتری هم کرد. و بدین‌گونه روز مبادای مذکور هرگز نیامد. حالا ما از طرف دیگر این کاغذهای نیم‌سوز شده استفاده می‌کنیم. چرا؟ چون انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست و ما به عنوان کارمندان دون‌پایهِ وبلاگ‌نویس دولت، وظیفهِ خود می‌دانیم که نفت را سر سفرهِ ملت ببریم حتی با خط لوله. با چه لوله‌ای؟ لولهِ خودکار بیک لابد.

۰۶ اسفند ۱۳۸۵

عشق آری، جنگ نه!

ناتوانی در برقراری ارتباطی نزديک و عدم تحمل ديگران، عمده‌ترين و بزرگ‌ترين مشکل مردم خاورميانه است. نگاه ما به زندگی و به انسان‌ها، نگاهی است حاکی از ترس و وحشت. مثل انسان‌های اوليه که با ديدن آتش و گرما و روشنايی فراری شدند، ما نيز از هم‌نشينی و هم‌زيستی با ديگران می‌ترسيم!
واقعا چرا از معاشرت و نزديکی می‌ترسيم؟

» عشق آری، جنگ نه! به قلم حسن درویش‌پور. بخوانید و لذت ببرید.

کلمات خوب، کلمات بد

"Good words anoint a man, ill words kill a man."
- John Florio

» کلمات خوب انسان را احیا می‌کند و کلمات بد، انسان را می‌کشد.

۰۵ اسفند ۱۳۸۵

جنگ را باید جدی گرفت یا نه؟

هر یکی دو روز، سری می‌زنم به صفحهِ نتایج نظرسنجی سال وبلاگی و همین‌طور غمگین‌تر می‌شوم. راستش، مدت‌هاست به این فکر می‌کنم که ما ایرانی‌ها، ملت موقتی هستیم؛ از همان تیپ‌های دم را غنیمت دان و اینا. چرا؟ می‌گویم خدمت‌تان.


چرا به فیلترینگ بیشتر رای می‌دهیم و به "مخالفت با جنگ"، کمتر؟ چون الان درگیر فیلترینگ هستیم و درگیر جنگ، نه. ما همیشه در لحظه هستیم و در آینده، نه. برای همین هم هست که کمتر به جنگی که لحظه لحظه به‌مان نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود، کمتر رای می‌دهیم و به فیلترینگ که مشکل این‌روزهای ماست، بیشتر. منتها، وقتی می‌رویم به "مخالفت با جنگ" رای می‌دهیم که جنگ شروع شده باشد، همان وقتی که دیگر جنگ شده مشکل فعلی‌مان، همان وقتی که دیگر کار از کار گذشته، همان وقتی که...


راستش، هیچ ارزشی ندارد دنبال راه برای گذر از فیلترینگ و کم کردن روی برادران ارزشی "ستاد مبارزه با اینترنت و هر چه در آن است لعنت‌الله علیهم اجمعین و اینا"، وقتی که دیگر کشوری نیست، یا حداقل به این شکل نیست.


» گزارش مهدی از جلسهِ دکتر عباس عدالت
» چرا باید احتمال حملهِ آمریکا را جدی گرفت؟ مجید زهری

شهرام که از کار جهان کام گرفت

شهرام که از کار جهان کام گرفت/ شد در هتل ِ اوین و آرام گرفت.
اکنون که گریخته ست دیگر باید/ شهرام رها نمود و الهام گرفت!

» شعر کامل رو بخونید، این تکهِ "الهام گرفت" رو هستم :-)

به فیلترینگ بالاترین اعتراض دارم، اعتراض آقا!

راستش، چند هفته‌ای می‌گذره از فیلترینگ تخ...-تخیلی سایت بالاترین و هیچ‌گونه خللی هم در اعتقاد آقایان فیلتر-باف حاصل نشده از این بابت. هر چقدر هم که صبر کنیم به امید اینکه شاید اشتباه شده باشه و درست بشه اوضاع فیلترهای الکی و از روی شکم، انگار که فایده نداره. این رو نوشتم که هم اعتراض کنم -هر چند خیلی دیره- و هم بگم که تغییر آدرس در کوتاه‌مدت ممکنه جواب بده اما راه حل اساسی نیست. باید کاربرها رو قوی‌تر کنیم و مجهزتر، به ابزار گذر از سد نه‌چندان محکم فیلترینگ، از هر راهی که به نظرمون می‌رسه و می‌تونیم.

+ فعلا برای کوتاه‌مدت
اما، مهدی جان، پیشنهاد من هنوز هم همانی‌ست که در ای-میل نوشتم، استفاده از ابزاری مثل این. نمی‌دونم چطوری کار می‌کنه اما حدسم اینه که از پهنای خود فلیکر به عنوان پراگسی استفاده می‌کنه، و نمی‌دونم آیا سِرور بالاترین می‌تونه حجم بالای یک هم‌چین درخواست‌هایی رو تحمل کنه یا نه، اما راه حل بلندمدت و مطمئن‌تری‌ست نسبت به تغییر آدرس.

۰۳ اسفند ۱۳۸۵

ثبت‌نام حضوری اینترنتی

من مردهِ این دانشگاه پیام نور شده‌م این روزها. نوشته که می‌شود اینترنتی هم انتخاب واحد کرد، اما از شما رمز عبور می‌خواهد. حالا این رمز عبور را چطور باید به دست بیاورید؟ باید یک تُک پا، تشریف ببرید آموزش دانشگاه محل تحصیل و رمزتان را بگیرید.

۰۲ اسفند ۱۳۸۵

مسابقهِ اعضای بدن

شکم من هر روز سعی می‌کنه که زودتر از بقیه تکه‌های تنه‌م برسه به در و رد بشه، هر روز هم پیشرفت بیشتری داره، اما خیلی دلم به حالش می‌سوزه، چون همیشه اونی که برنده می‌شه دماغ منه نه شکم‌اَم.
» ارادتمند، پینوکیوخان

۰۱ اسفند ۱۳۸۵

ایتالیا را هم تحریم کردیم بالاخره!

البته چند وقت پیش به صورت غیر رسمی تحریمش کرده بودیم، اما با بخشنامهِ بانک مرکزی -تاریخ اول بهمن 1385- رسما ایتالیا هم به جمع کشورهای تحریم شده توسط ایران پیوست، کشتیم‌شون!


» پی‌نوشت:
می‌گم خدا رو شکر ماکارونی و خانوادهِ محترمش رو خودمون یاد گرفتیم تولید کنیم وگرنه باید از این به بعد ماکارونی هم از چین وارد می‌کردیم و معده‌مون هم مثل خیلی از جاهای دیگه‌مون بدبخت می‌شد :-)

۳۰ بهمن ۱۳۸۵

سوهان روح

ابزار ذهن ما، وقتی شرایط به وجود آورنده‌شان از بین بروند، سوهان روح ما می‌شوند.
- هانری برگسون

۲۹ بهمن ۱۳۸۵

سال وبلاگی

اگر قرار باشد برای سال آینده هدفی در نظر بگیرید و نامی برایش تعیین کنید، هدف‌تان چه خواهد بود؟ چه شعاری برای سال آینده انتخاب می‌کنید؟
عرض کنم که ایدهِ اولیهِ فواد، حالا شکل خوبی پیدا کرده، نظرخواهی هم دارد و همین‌طور لوگو، پس بشتابید.


» خودم به سال بدون جنگ رای دادم، چون اگر کارها به جنگ ختم شود، آن وقت نه پاسارگادی داریم و نه اینترنتی می‌ماند که بخواهیم از فیلترینگ بنالیم. پس، سال بدون جنگ -برای همه- آرزو دارم، حالا اگر صلح و صفا هم برقرار شد که فبه‌المراد چه بهتر :-)

پوستهِ سه ستونهِ rounders

راستش، خودم از این سه ستونه بودن وبلاگ خیلی خوشم می‌آید (ایدز که ندارم چپ‌چپ نگاه می‌کنید)، فکر می‌کنم فضای بیشتری به‌م می‌دهد. مهم‌تر اینکه دوست دارم لیست بلاگرول در بالاترین جای ممکن باشد و با پوستهِ فعلی این امکان وجود دارد. داشتم روی یک هم‌چین طرحی کار می‌کردم که طبق معمول، حسن در یک حرکت غافلگیرکنندهِ دیگر به دادم رسید و کار جالب ایشان را نشانم داد.


نتیجهِ اخلاقی اینکه اولی‌ش برای دانلود آماده‌ست، کمی قرتی‌بازی هم قاطی کار کرده‌ایم. کامنت‌های صاحب وبلاگ و خوانندگان با رنگ‌های متفاوتی نمایش داده می‌شود (تصویر). دومی‌ش را هم حسن زحمت کشیده و آماده کرده که همین روزها می‌گذاریم برای دانلود. یکی دو تا ایراد جزیی (یکی‌ش در قسمت برچسب‌ها) با IE دارد که اصلا هم چیز مهمی نیست.

۲۸ بهمن ۱۳۸۵

اسپم‌های هوشمند

یاد آن روزهایی به خیر که اسپم-کامنت‌ها، هم کور بودند و هم کچل، و می‌شد با کدی چیزی سر-و- ته‌شان را هم آورد. آن وقت بود که از دست‌شان خلاص می‌شدی. جی-میل هم که اسپم‌ها را فیلتر می‌کرد و تو، با خیال راحت ای-میل‌هات را می‌خواندی.
بدبختی از آن روزی شروع شد که آدم‌های وب، خودشان شدند اسپم و افتادند به جان‌مان.

  • سلام، من آپ‌اَم! باور نمی‌کنی یه سر بزن. امضا، سریش‌بلاگ (کپی‌رایت ناصر خالدیان محفوظ)
  • بفرما ویا... داداش!
    » البته این یکی به زبان اجنبی‌ست اما ترجمه‌ش چیزی شبیه به همین است که دیدید.
  • وبلاگ قارمیزقولنگ‌ز پنجم با مطلب "اصغر آقا جیم جمال‌تو" به روز شد، بشتابید.
  • مردی با بیل مادر-زنش را کشت!
  • افشاگری وبلاگ در-پیتیان کبیر دربارهِ چرایی حرکت پیرمردی که پشت پرده پی‌پی کرد و پاک نکرد.

خوشبختانه آن اوائل، خیلی راحت، می‌شد با یک کلیک جلوی ورود چنین مزخرفاتی را گرفت و یک‌راست فرستادشان به درک اسفل، اما این روزها به نظر می‌رسد علاوه بر هوشمند شدن اسپم‌-میل‌ها که هربار با یک آدرس جدید ای-میل می‌دهند و به خواندن محتوای تولید شده‌شان دعوت‌اَت می‌کنند (محتویات مغزشان؟ ببخشید، اما این‌هایی که من می‌بینم این روزها بیشتر به محتویات معده می‌ماند تا مغز)، با دوستان و آشنایان هم‌سنخ خودشان هم لابی‌های آن‌چنانی راه انداخته‌اند که این رفقا، حکم ارسال‌کننده‌های مجدد این اسپم-میل‌ها را پیدا کرده‌اند. خلاصه این که بد فرم گرفتار این اسپم-های لابی‌باز بومی و غیر بومی هستیم.


تازگی‌ها، حتی جی-میل هم کف و خون قاطی کرده از دست این‌ها و اسپم‌ها را نمی‌شناسد، بیچاره جی-میل، جوان خوبی بود بدبخت بی‌نوا :-)
این‌هایی را هم که نوشتم بیشتر برای آدم‌هایی مثل همین امیرفرشاد ابراهیمی‌ست که فکر می‌کند همهِ آن‌هایی که در یکی از سرویس‌ها یک آدرس ای-میل دارند موظف به خواندن تراوشات فکری این دوست‌مان هستند، نه دوست عزیز، این‌طورها هم که شنیده‌ای نیست، باور کن. قصه این‌طوری‌ست، هر کَسی از نوشته‌های شما خوشش بیاید هر جا که باشید پیدای‌تان می‌کند وگرنه، ای-میل شما به تنها جایی که راه دارد سطل زباله است.

۲۵ بهمن ۱۳۸۵

وبلاگ با flock

تا حالا با flock وبلاگ نوشتید؟ کمی عجیب و غریب است اما به هر حال، هم مرورگر است و هم ابزار نوشتن. برای امتحان بد نیست. بالاخره مرورگر وب 2 و اینا.

زمونهِ برعکس

یه زمانی بود که ملت شریف وبلاگستان، به شیوهِ تپ‌وتپ به هم توصیه می‌کردند که وبلاگتون رو اصلاح کنید تا با فایرفاکس درست نشون داده بشه. حالا برعکس شده، باید طوری اصلاحش کنیم که با IE درست بشه و نمی‌شه، جل‌الخالق‌ز :-)

...

چه خبر؟

۲۴ بهمن ۱۳۸۵

سوتی!

تصور کنید جشن تودیع (به زبان محلی شرکت نفتی می‌شود بازنشستگی) یکی از همکاران خانم است و رئیس یکی از ادارات کل که تحت تاثیر سخن‌رانی‌های دیگران قرار گرفته برای اینکه غذایی که می‌خورد یک وقت خدای نکرده فعل حرام محسوب نشود، قصد می‌کند گوشه‌ای از خوبی‌های این خانم را -که از قضای روزگار خانم بسیار محترمی هم هست، جای خواهر کوچک بنده، به خانم‌ها که نمی‌شود گفت بزرگتر- بگوید:
"بله، عرض کنم خدمت شما که خانم فلانیان، خانم خیلی آقاییه..."
» همین دیگه.

۲۱ بهمن ۱۳۸۵

دوشلواره‌ها!

دوره زمونهِ کثیفی شده حضرت عباسی، این‌روزها حتی کُت‌ها هم دوشلواره شدن.

۱۸ بهمن ۱۳۸۵

و اینک کوبریک

اگر خدابیامرز استنلی‌خان کوبریک، بفهمد که چه به روز اِسمش آمده در عالم وبلاگی و پوستهِ وبلاگ به نامش زده‌اند و دست‌به‌دست در سیستم‌های مختلف وبلاگی می‌گردد، خب، به‌طور حتم تنش در گور می‌لرزد.


غرض این‌که پوسته‌های فارسی بلاگر سوییچ کرد روی بلاگر جدید و برای خالی نبودن عریضه هم که شده، به سفارش حسن آقای گل، پوستهِ کوبریک را که ایشان برای بلاگر جدید آماده کرده دست‌کاری کردیم و حالا می‌شود استفاده کرد. توضیحات را اینجا بخوانید و برای استفاده از همهِ امکانات پوسته که در نوع خودش جالب هم هست، به توصیه‌های ایمنی توجه کنید. در آیندهِ نزدیک هم -منظور 100 سال آینده- سعی می‌کنیم پوستهِ کوبریک را در اَشکال مختلف آماده کنیم.


» ما چه ساده‌ایم، هنوز منتظریم یکی پیدا شود و پوسته‌ای چیزی هدیه کند به این وبلاگ بی‌نوا.
» نظرخواهی برای این پست را می‌بندم. اگر نظری دارید یا پوسته، ایرادی دارد همان‌جا مطرح کنید. با تشکر، روابط عمومی پوسته‌های فارسی بلاگر :-)))))*


* به این می‌گویند خود-تحویل‌گیری حاد از نوع سازمان‌های دولتی. تازه، نظرخواهی را هم نمی‌بندم، عمرا!

۱۷ بهمن ۱۳۸۵

سال وبلاگی

فواد یک پیشنهاد جالب برای اهالی وبلاگستان دارد که البته قرار هم هست توضیح بیشتری درباره‌اَش بدهد. اما فعلا این و این را داشته باشید تا بعد.

۱۶ بهمن ۱۳۸۵

ما مردان و حقوق زنان

دین نیامده تا ما را مشتی احمق مطیع بار بیاورد و تنها حرفش ایجاد رابطه‌ای عمیق، عاشقانه و با فکر و شعور با خدواند است. چرا که اگر این رابطه همراه با شعور و انتخاب عاقلانه نباشد که پیش از ما هم فرشتگان و کلیه موجودات وجود داشته‌اند و نیازی به خلق این موجود اندیشه‌ورز پرسش‌گر نبوده. و خدایی که بی‌شک او هم شیفتهِ ماست، چطور ممکن است ظلم‌هایی که روا می‌‌شود و محدودیت‌های مسخره را تأیید کند یا دستورش از او باشد.
» ما مردان و حقوق زنان- 1
» ما مردان و حقوق زنان- 2

۱۵ بهمن ۱۳۸۵

آخر خلاقیت و نوآوری

آقا همین الان به‌طور علنی و رسمی کف کردم. یک آقایی از همکاران شرکت، سیم‌کارت موبایل‌اَش را گذاشته برای فروش. مسخره بود؟ نکته‌ش این‌جاست که این قضیه را از طریق اتوماسیون اداری جار زده توی شرکت :-)


حال کردید که چه استفاده‌هایی می‌شود از این اتوماسیون اداری کرد، من که کف‌وخون قاطی کردم.

لطفا به گیرند‌ه‌های خود دست نزنید

عرض کنم خدمت شما که این، اولین پوستهِ فارسی بلاگر جدید است که قرار است ویرایش شده‌اش برسد به دست مصرف‌کنندگان محترم. من کم‌طاقت، محض لوس‌بازی هم که شده گذاشتم‌اَش اینجا که ببینید و ایراد‌هایش را بگویید تا درستش کنیم قبل از اینکه آبروی pthemes را ببرم.


خوبی این پوستهِ کوبریک این است که header براش زیاد پیدا می‌شود، وقتی کامل شد درباره‌ش می‌نویسم، اینجا. لطفا ایراد‌هاش را بنویسید، ممنون!

۱۲ بهمن ۱۳۸۵

معرفی سایت

امروز خیلی اتفاقی با این سایت رسیدم، Giveaway of the day. مثل اینکه جریان این‌طوری‌ست که نرم‌افزارهای جدید را برای مدت محدودی می‌گذارند برای دانلود، مثلا دو ساعت و در طی این مدت، این سایت بی‌نوا مورد هجمهِ دوست‌داران و خوره‌ها قرار می‌گیرد. نرم‌افزار آخر این سایت، winsnap است که کارش گرفتن یک اسکرین‌شات است. قیمت برنامه حدود 13 دلار است که خب، مثل خیلی از چیزهای دیگر زور دارد. البته هنوز مدت کوتاهی مانده تا منقضی شود. الان که دارم این توضیح را می‌نویسم حدود 35 دقیقه مانده تا منقضی شود و برود برای فروش. پس تشریف ببرید و دانلود کنید. کم پیش می‌آید این چیزها :-)