۰۶ آبان ۱۳۸۶

کتاب‌هاى افتضاح اما خواندنى

کتاب‌هايى هم هستند که فقط به درد لبوفروشى‌ها مى‌خورند اما به چاپ سوم و چهارم هم مى‌رسند، آن هم به يک دليل ساده اما مهم؛ از کتاب‌ها و منابع مهم کنکور هستند.
نمونه‌ى خوب‌اش را اگر مى‌خواهيد، همه‌ى کتاب‌هاى دکتر رضاييان که به واقع، شايسته‌ترين نامزد دريافت تمشک طلايى سخت‌نويسى‌ست. بعدى‌ش، کتاب "مبانى فلسفى و تئورى‌هاى رهبرى و رفتار سازمانى" از دکتر على‌اکبر خان افجه است که همان‌طور که حرف مى‌زند کتاب را نوشته و بدون اينکه نوشته‌ها را مرور و تصحيح کند فرستاده براى چاپ و چاپ هم شده؛ چاپ سوم‌‌اش در سال 1385 بوده.
بعد از خواندن، مشکل ديگر اين نيست که مثلا رفتارگرايى پدر رفتار سازمانى‌ست يا خاله‌اش، مهم اين است که بفهمى دکتر منظورش از نوشتن کتاب چه بوده؟ آيا واقعا دارد يک سرى تئورى را مطرح مى‌کند يا اينکه شرح وقايع چراغانى پارسال را نوشته؟
بد گرفتار شده‌ايم به خدا. مى‌شود لقب بدترين نويسندگان تاريخ را داد به اين استادهاى دانشگاهى خودمان -البته بلانسبت بعضى‌ها، به‌خصوص سرکار خانم احمدنيا-. اينکه بدون بلغور کردن کلمات قلنبه‌ى دهان پرکن بى‌معنى، بتوانى با يک مشت جمله‌ى ساده، مفاهيم رفتارى مديريت را جا بيندازى، هنرى‌ست که متاسفانه اين بزرگواران ندارند، هيچ کدامشان، و -به نقل از منبعى که نخواست نامش فاش شود- حتى در برنامه‌هاى صدساله‌ى آتى‌شان هم نيست.
» گردآورى عالمانه را هم بخوانيد اگر نخوانده‌ايد تابه‌حال.

» مثال يک:
البته اين آزادى عمل (رفتار) احتمال دارد موجب آگاهى اندام‌هاى انسان در نحوه‌ى استفاده از خود و آگاهى به نقش خود در محيطى که بار آمده‌اند و فعاليت مى‌کنند و تاثيراتى که محيط بر رفتار آن‌ها دارد و در نهايت تکامل فرد بشود و احتمال دارد هم نشود.
- کتاب "مبانى فلسفى و تئورى‌هاى رهبرى و رفتار سازمانى"- صفحه‌ى 90

» مثال دو:
اما اگر انسانى که موضوع مشاهده‌ى قبلى براى يادگيرى انسان فعلى که رفتار وى جريان دارد (نظير والدين) داراى رفتارهاى مناسب باشند از جريان رفتار به هيچ وجه نمى‌توان انتظار ناهنجارى داشت و همين‌طور است در سازمان با گزينش صحيح.
- همان کتاب- همان صفحه.
» و من با دهان باز،
همچنان کف و خون بر دهان،
آيا راه نجاتى هست به گمانت؟