گاه‌نوشت‌های بی‌ربط یک احتمالا آدمیزاد

خیلی خوراکی حاجی

در عنفوان جوانی، چنان که افتد و دانی...
بی‌خیال، جوان‌تر که بودم و هنوز به این هیبت بشکه درنیامده بودم، با رفقا که فوتبال بازی می‌کردیم، یکی از موراد کل‌کل، خوراک خواندن حریف بود به بهانه‌ی گرم شدن بازی.
چی؟ جوان‌تر؟ خوراک خودتی و جد و آبادت؟ برو... شما هم این همه مته به خشخاش نگذار، منظور از جوان‌تر، همین هزار سال پیش است، سنه‌ی قورباغه و اینا.

اما حالا اوضاع فرق کرده و پای کلمه‌ی خوراک که آدم را یاد دوران مقدس "عنفوان جوانی، چنان که افتد و دانی..." می‌اندازد، به دایره‌ی اینترنت هم کشیده -کلمه هم این همه لنگ‌دراز-. گناهکار پیشنهاد داده از کلمه‌ی خوراک به جای فید -همان که دوست شماست- استفاده کنیم. جالب است اما، کمی عجیب است. به نظرم احتیاجی نیست که حتما برای همه‌ی کلمات معادل فارسی پیدا کنیم، هست؟

» بحث در مورد جایگزین کلمه‌ی فید در وردپرس فارسی
» پیشنهاد گناهکار

» اگر بروی داخل یک مغازه‌ی لوازم خانگی و بگویی من یک خوراک‌ساز می‌خواهم، البته صاحب مغازه متوجه می‌شود منظور شما چیست، اما با پوزخندی می‌گوید منظورتون "غذا‌ساز" دیگه؟

- ببخشید، خوراک سایت شما چیه؟
- والله، جونم برات بگه که تا همین دو ماه پیش، شیر مادر که احلی من‌العسل و ایناست. اما دو ماهی می‌شه که بستمش به چلوکباب و اینجور چیزا. ماشالله نه که پهنا و ایناش هم زیاده، بخور هم هست. هر چی می‌دم به‌ش می‌خوره قربونش برم...

بگذریم، کلمه‌ی جالبی‌ست اما مناسب نیست، بهتر است رای‌گیری بهتری انجام شود برای این کار، بهتر از این یکی، چون با این تعداد رای نمی‌شود کلمه‌ای را به جای کلمه‌ای دیگر جا انداخت. خودم هم فعلا چیزی به ذهنم نمی‌رسد، دوستان اگر اجازه بدهند آخر برنامه خدمت می‌رسم...

4 نظر:

erfan در گفت...

به نظر من که لزومی نداره حالا که یه پیشنهاد خوب شده هی بخوایم چیز دیگه یی بگیم. من با خوراک موافقم.

Reza در گفت...

سید جان دقیقا حرف دل من رو زدی مدتی بود هی می خواستم این را بگویم ولی دو دل بودم!! اصلا چه کاریه که ما برای هر چیزی که اسم دارد دوست داریم اسم بذاریم، به نظر من یکی از مسخره ترین کارهاست و یکی از عادات عجیب و غریب ما ایرانی هاست! والا اکثر دنیا وقتی کسی چیزی اختراع کرد و اسمی رویش گذاشت همان اسم البته با کمی تغییر شاید در تلفظش وارد سایر زبانها می شود ولی اینکه بیایند معادل پیدا کنند خدا وکیلی نوبر است، میگم اصلا اگر اینجوری است برای آلبرت انیشتین و جورج بوش و ... هم معادل پیدا کنیم بد نیست چون اینها هم اسامی بیگانه یی هستند.

ناشناس در گفت...

خوراک دیگه چیه؟! این هم مثل اصطلاح آواتری است که فرهنگستان برای
mp3
پیشنهاد داده است.
من در این پست پیشنهاد دادم که به جای فید برنر یا فید سوخته از اصطلاح فید برشته استفاه کنیم.

http://80post.blogfa.com/post-25.aspx

کيومرث در گفت...

مسئله واژه های نو، خود مطلبی بسيار فنی است ، واينکه ماچگونه باآن برخورد کنيم . واژه های فنی بطورخلاصه از حداقل سه مجرا وارد زبان فنی ما ميشود. يکی ورود آزادانه وگاها مسخره کردن واژه وجذب هيبريد های مختلف واژه از زبان رايج ، بعنوان نمونه ، واژه تئاتر و تيارت و يا واژه پيترسببورگ و پتل پورت.
مستقيم اززبان عامه مثل سگ دست.موشواره برای يک سخت ابزار کامپيوتری.
فرهنگستان که پيچيده ترين نوع تدوين واژه علمی وفنی نواست.
متاسفانه مبحث جای بسيار بزرگی را مطلبد.
درگذشته واژه های فنی مورد نيازمان را از تاريخمان واززبان عرب استخراج ميکرديم ،شايد ارزشمند باشد بدانيم نياکان ما چگونه واژه عربی را ازدل و روده فرهنگ شريف ايرانی ردميکردند بدون اينکه به ساختمان زبانمان آسيبی برسد.
وقص عليهذا...

ارسال يک نظر

» لطف کنید و درباره‌ی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگری‌ست، می‌توانید از فرم تماس استفاده کنید یا به symoniri روی جی‌میل، ای‌میل بفرستید.
» نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز -حالا به هر کسی که می‌خواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگ‌تان، "//:http" را فراموش نکنید.