۱۰ مهر ۱۳۸۶

خیلی خوراکی حاجی

در عنفوان جوانی، چنان که افتد و دانی...
بی‌خیال، جوان‌تر که بودم و هنوز به این هیبت بشکه درنیامده بودم، با رفقا که فوتبال بازی می‌کردیم، یکی از موراد کل‌کل، خوراک خواندن حریف بود به بهانه‌ی گرم شدن بازی.
چی؟ جوان‌تر؟ خوراک خودتی و جد و آبادت؟ برو... شما هم این همه مته به خشخاش نگذار، منظور از جوان‌تر، همین هزار سال پیش است، سنه‌ی قورباغه و اینا.

اما حالا اوضاع فرق کرده و پای کلمه‌ی خوراک که آدم را یاد دوران مقدس "عنفوان جوانی، چنان که افتد و دانی..." می‌اندازد، به دایره‌ی اینترنت هم کشیده -کلمه هم این همه لنگ‌دراز-. گناهکار پیشنهاد داده از کلمه‌ی خوراک به جای فید -همان که دوست شماست- استفاده کنیم. جالب است اما، کمی عجیب است. به نظرم احتیاجی نیست که حتما برای همه‌ی کلمات معادل فارسی پیدا کنیم، هست؟

» بحث در مورد جایگزین کلمه‌ی فید در وردپرس فارسی
» پیشنهاد گناهکار

» اگر بروی داخل یک مغازه‌ی لوازم خانگی و بگویی من یک خوراک‌ساز می‌خواهم، البته صاحب مغازه متوجه می‌شود منظور شما چیست، اما با پوزخندی می‌گوید منظورتون "غذا‌ساز" دیگه؟

- ببخشید، خوراک سایت شما چیه؟
- والله، جونم برات بگه که تا همین دو ماه پیش، شیر مادر که احلی من‌العسل و ایناست. اما دو ماهی می‌شه که بستمش به چلوکباب و اینجور چیزا. ماشالله نه که پهنا و ایناش هم زیاده، بخور هم هست. هر چی می‌دم به‌ش می‌خوره قربونش برم...

بگذریم، کلمه‌ی جالبی‌ست اما مناسب نیست، بهتر است رای‌گیری بهتری انجام شود برای این کار، بهتر از این یکی، چون با این تعداد رای نمی‌شود کلمه‌ای را به جای کلمه‌ای دیگر جا انداخت. خودم هم فعلا چیزی به ذهنم نمی‌رسد، دوستان اگر اجازه بدهند آخر برنامه خدمت می‌رسم...