۱۸ شهریور ۱۳۸۶

کودکان تجربه

فقط چند لحظه به کودکی بیاندیشید که وبلاگ می‌نویسد، عکاسی می‌آموزد، به سفر اکتشافی اقصی‌نقاط دنیا می‌رود، دغدغه‌ی محیط زیست و جانداران را دارد، در فعالیت‌های عام‌المنفعه و خیریه شرکت می‌کند و می‌آموزد سهمی از رفاه امروزش را باید برای کودکان کمتربرخوردار جهان صرف کند. آیا این کودک پس از بالیدن و بلوغ فکری به نوچه‌ی دیکتاتوری تبدیل می‌شود یا به یک شهروند دموکرات، دوستدار محیط زیست و نوع‌دوست؟
دوباره کمی به کودکی بیاندیشید که فرصت تجربه‌هایی این چنین را نمی‌یابد، از کمترین استانداردهای آموزشی برخوردار است، پدر و مادر و مراکز آموزشی، هیچ فرصتی برای تجربه‌ی بیشتر در اختیارش قرار نمی‌دهند و فضایی بسته و بی‌تحرک، که کمترین روزنه‌ی تنفسی را برای بیشتر دانستن از او دریغ می‌کند. دورنمای آینده‌ی این کودکان در کجا رنگ میی‌بازد؟ آیا انتظار آینده‌سازی از کودکان محروم جهان توقع بی‌جایی نیست؟ آیا عقده‌های کودکی محروم، ثمره‌ای جز ایجاد تنفر و تهدید برای آینده‌ی جهان دارد؟
» کودکان تجربه، وبلاگ چشم‌هایی که فکر می‌کنند.