۱۲ مرداد ۱۳۸۶

مصداق واقعی قیر و قیف

عرض کنم خدمت شما که پروژه‌ی خرید لپ‌تاپ قسطی که با پیمان هوا کرده بودیم بالاخره چند وقتی‌ست به بهره‌برداری رسیده، اما آخر قیر و قیف‌های عالم بود. چطوری؟ عرض می‌کنم.

یک روز مدارک ناقص بود نمی‌رفتیم. وقتی می‌رفتیم بانک تعطیل بود. یک روز بانک بود، من بودم، پیمان نبود. من و پیمان بودیم، بانک هم بود، منتها مسوولش نبود. همه بودیم، حتی مسوولش، ولی فرم وام تمام شده بود. بالاخره یک روز که من و مدارک پیمان بودیم -خود پیمان نبود- و بانک و مسوول اعتبارات هم بودند، سیستم قطع شد. قیر و قیفی بود خلاصه.