2007/07/29

توضیح یک جفت دست چسب‌ناک

عرض کنم خدمت آخرین پدرخوانده که دست‌های چسب‌ناک، یکی از اصطلاحات من‌درآوردی گزارشگران نچسب فوتبال است که سال‌هاست دارند ازش استفاده می‌کنند به بهانه‌ی مهیج کردن گزارش، در حالی که چیزی که اصلا به‌ش توجه نمی‌کنند این است که خود مسابقه باید هیجان داشته باشد، حالا چه دست دروازه‌بان چسب‌ناک باشد چه بدون چسب.
معنی‌ش هم مثلا این است که توپ‌ها از دست طرف رد نمی‌شود، طرف همه‌ی توپ‌ها را می‌گیرد، یا یک هم‌چین چیزی. در بازی ایران و کره هم وقتی زور فورواردهای ما به دروازه‌بان کره نمی‌رسید گزارشگر از این اصطلاح استفاده کرد.

از این دست اصطلاحات هم کم نداشتیم چند سال قبل -که هنوز هم مشابه‌شان کاربرد دارد، مثل همینی که عرض کردم-. شاید شما هم یادتان بیاید این چند تا نمونه را:
» "بازیکن اسطقس‌دار* و محکمیه این بازیکن". در تلفظ این کلمه بین بزرگان اهل فن اختلاف نظر وجود دارد، در واقع به جز گوینده، دیگران نفهمیده‌اند این کلمه یعنی چه.
» "مزه مزه می‌کنه بزنه نزنه، می‌زنه". منتها می‌ر...نه. البته این تکه‌ی آخر را هیچ وقت روش نشد بگوید و من از خجالت حضرت‌اش درآمدم، شما ببخشید.
» "فرصت برای همه کار از جناح راست". در صورتی که معمولا از جناح راست یا چپ در نهایت دو سه تا کار بیشتر نمی‌شد کرد. یا سانتر می‌کردی روی دروازه، یا مثل عباس آقا کارگر می‌رفتی توی پرچم کرنر یا می‌زدی سر توپ و پاس می‌دادی عقب. شد سه تا، فوق فوقش توپ می‌افتاد زیر پای حضرت مارادونا، کمی مسخره‌بازی قاطی کار می‌کرد و و دفاع و دروازه‌بان و تیر و مشعل و دوربین عکاس‌ها و همه و همه را از دم دریبل می‌کرد و با توپ می‌‌رفت توی دروازه، نه دیگر همه تا کار که بابا.
» "کوله‌باری از تجربه". تصور اینکه بازیکنی سن و سال‌دار، با یک کوله‌بار، آن‌هم پر از تجربه، وسط زمین دنبال توپ بدود و بخواهد فوتبال هم بازی کند خب، انصافا خنده‌دار است، نیست؟

* توضیح: اسطقس را اشتباه نوشته بودم که با توضیح دوستان، اصلاح کردم.

9 نظر:

- آخرین پدرخوانده

آقا همش تقصیر این دوزاذی کج ماست.
منو بگو گفتم طرف واقعا دستکش چسبنک داره. عجب!!!
ولی این جام بیشتر از همه به عراقی ها چسبید. نوش جونشون که با غیرت بازی کردند.

- shoopeh

صحیح اون کلمه "اسطقس" ه. اگه اشتباه نکنم اسم یک گیاه خوراکیه که جرات و بنیه ی آدمو زیاد می کنه. کارتون کاکاتریسا یادته؟اسوالد و اون طوطیه؟(شاید اسمش جعبه ی اسرار آمیز بود) باید "استوخودوس" می خوردن تا جرات شون برگرده. استوخودوس همون اسطقس ه.برای اطلاعات بیشتر ر.ک فرهنگ معین.

- Aamir

الله اکبر! الله اکبر! چه می کنه این غزال تیزپای ایران! بازیکن شماره 7 پاس میده به بازیکن شماره 4 و اون می شوته و دوازه بان حریف می گیره. اینا رو یادت رفت گفتم من بگم!

- ناشناس

خوب حالا میریم که داشته باشیم.........میتونیم این بازی رو برده داشته باشیم(یعنی میتونیم ببریم) ماشالله

- ناشناس

اما او هرگز به این توپ نرسید.
حالا بلند می کنه برای فلانی!

- SYM

خیلی داره جالب می‌شه، هر چی یادتون میاد از شاهکارهای گزارشگری، بنویسید که یادگاری بمونه اینجا. من هم یکی بنویسم و برم. بازیکن یا دروازه‌بان چغر، در صورتی که معمولا واژه‌ی چغر، برای ورزش‌هایی مثل کشتی به کار می‌رود نه فوتبال. معنی‌ش هم این است که بازیکن سرسختی‌ست و بع این راحتی‌ها از تک‌وتا نمی‌افتد.

- ناشناس

ضربه... و توپ نفیر کشان از بالای دروازه رد میشه! این هم شاهکار بهترین گزارشگر ایران، آقای پرسپولیسی پور! آخه یکی نیست بگه توپ چقدر سرعت داره؟ 70 تا؟ 100 تا؟ اصلا بگو باتیستوتا زد، 145 تا؟ یا روبرتوکارلوس زد 167 تا؟ دیگه ته تهش سرویس راجر فدرر 220 تا! دیگه اندازه ی گلوله ی تفنگ اسنایپ، یک ماخ نمی شه که نفیر کشان از بالای دروازه رد بشه!!!!!!! بای

- SYM

:-)
و این نهضت ادامه دارد، همچنان!

- SYM

جمعه، سی‌ام شهریور، ساعت 11 صبح، برنامه‌ی ورزش و مردم
آقای شفیع رو کرد به حسن آقای روشن و -با کمی تعجب- گفت:
"یعنی سپاهان سرتر بود از کازاوازاکی؟"

ارسال يک نظر

1- لطف کنید و درباره‌ی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگری‌ست، می‌توانید از فرم تماس استفاده کنید. گوشه‌ی وبلاگ پیدایش می‌کنید.
2- نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز -حالا به هر کسی که می‌خواهد باشد- حذف خواهند شد.
3- لطف کنید و فارسی بنویسید.
4- برای نمایش درست آدرس وبلاگ‌تان، "//:http" را هم بنویسید.