۱۲ خرداد ۱۳۸۶

بچه‌های آخرالزمون

» دانيل در فيلمی سوراخ بالای سر يک نهنگ رو می‌بينه: «اين جای آنتن‌شه؟»
» مربی مهد کودک عکس يک مرغ رو به بچه‌ها نشون می‌ده: «اين چه حيوونيه؟» توماس: «گوشت!»
» يوش در دستشويی مشغول جيش بزرگ کردنه. زنبوری از پنجره به داخل پرواز می‌کنه و بعد از يک دور کوتاه، دوباره بيرون می‌ره. يوش، پيروزمندانه می‌گه: «نتونست بوی گند اينجا رو تحمل کنه!»
» برای ميز نهارخوری، يک روميزی خريده‌ام و پسرم برای اولين‌بار موقع غذا خوردن می‌بينه که روی ميز رو روميزی پوشونده: «مگه ميز سردشه؟»

متن کامل بچه‌های آخرالزمون در وبلاگ غربتستان.

» مثال زنده برای گیرهای سه‌پیچ بچه‌ها:
چند ماه پیش، یک تکه شعر که قدیم‌ها از تلویزیون پخش می‌شد را برای سیدکامیارم می‌خواندم: "رنگین‌کمان هفت رنگه، قشنگه، قشنگه- بنفش، نیلی، آبی، سبز، زرد، نارنجی، قرمز". همین‌طوری که شعر را می‌خواندم و حرکات قبیحه‌ی موزون هم از خودم در می‌کردم برای پسرکم، ازم پرسید: چرا رنگین‌کمون هفت رنگه؟
چی بگم والله!

» نکته:

مسائلی که در جامعهِ ما سال‌هاست سعی می‌شه از بچه‌ها پنهان بمونه، سال‌هاست جلو دید بچه‌های اروپایی‌ست -یا حالا غربی یا هر چیز دیگری که هست-.