گاه‌نوشت‌های بی‌ربط یک احتمالا آدمیزاد

بازی‌های جا مانده

1. بازی آرزو و ترس به دعوت پیمان،
راستش یک طومار نوشته بودم از آرزوها و ترس‌هام، اما دیدم خیلی طولانی شد و خلاصه‌اش کردم در یک آرزو و یک ترس؛ آرزوی اینکه همه در صلح و آرامش، امنیت و عافیت زندگی کنند و ترس از اینکه این آرزو هم مثل خیلی از چیزهای دیگر پوچ باشد، همین.

2. بازی ما می‌توانیم به دعوت حاج عباس آقای خسروبیگی،
راستش آقامون محمود اینا وقتی رئیس‌جمهور شد گفت نفت را می‌آوریم سر سفره‌تان، همان نفتی که آن موقع توی رگ‌های کشور جریان داشت. نفت را از رگ‌های کشور کشید بیرون و از کار انداخت‌اَش، اما نتوانست بیاوردش سر سفره، در عوض نکبت آورد و فلاکت و "ترس و توهم". حروف اول این سه تا را هم که بگذاری سر هم می‌شود نفت، نفت در واقع ام‌پی‌تری این سه‌تاست، البته نفتی که آقامون محمود گفتند. در واقع ما نتوانستیم که بتوانستیم یک‌جورهایی.
یک خواهش، چقدر بازی می‌کنید؟ مگر شما کار و زندگی ندارید؟ فقط لطف کنید بنده را از لیست‌های احتمالی آینده‌تان حذف کنید. نوشتم که بعد فحشم ندهید که چرا نمی‌نویسم و دیر می‌نویسم و چه آدم بیخودی هستم -البته در این یک مورد حق با شماست- و اینا.

3 نظر:

Abbas در گفت...

سلام سید
دستت درد نکنه
اما چرا قاعده بازیها رو رعایت نکردی؟
بابا تو رو خدا یکی مارو به بازی آرزوها دعوت کنه!

mahtob moghimi در گفت...

چرا یکی پس ؟

mahtob moghimi در گفت...

درگيري خونين پليس با زنان در ميدان هفت تير تهران http://irwomen.net/first.php?id=325

ارسال يک نظر

» لطف کنید و درباره‌ی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگری‌ست، می‌توانید از فرم تماس استفاده کنید یا به symoniri روی جی‌میل، ای‌میل بفرستید.
» نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز -حالا به هر کسی که می‌خواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگ‌تان، "//:http" را فراموش نکنید.