عرض کنم خدمت شما که دیروز ساعت سهونیم بعد از ظهر، گویندهی اخبار رادیو جوان، خبرها رو اینطوری شروع کرد: دستگیری یک باند مردهخوار در تهران. من و اسکندر هم که با یک گوشی اشتراکی داشتیم گوش میکردیم وهم برمون داشت که، زکی، همین رو کم داشتیم. بابا مردهخورها، با جنازهی ملت چکار دارید دیگه، بگذارید لااقل جنازههاشون یک نفس راحت بکشن.
اما ادامهی خبر این بود: از قرار، یک باند ده پونزده نفره، میگشتند توی آگهیهای ترحیم روزنامهها و خودشون رو به صرف غذا دعوت میکردن مجلس ترحیم اون بابای از دنیا رفتهی بختبرگشته، و میگفت که گاهی لاکردارها، به صورت تیمی و با یک کار منسجم دستهجمعی، جنازه و بازماندگان رو مورد هجمهی شدید شکمی قرار میدادن. معلوم نشد که چطور گیر افتادن، اما یحتمل صاحبعزای آخری یا از اون خسیسهای روزگار بوده، یا همهی فک و فامیل رو میشناخته و یا اونقدر موند-بالا بودن که با کارت دعوت مهمون دعوت میکردن و یا کلا... القصه از همهش جالبتر این بود که سرکردهی باند، هنگام دستگیری 80 تا آگهی ترحیم همراهش بوده، به این میگن علم نوین مدیریت مردهخواری، چه میکنه این برنامهریزی. پیشنهاد میشه از ایشون به عنوان یک مدیر خلاق در یکی از سازمانهای دولتی استفاده شه، حیف این استعداد ِ که حروم بشه تو زندان، به جان...
به گمانم لاشخور بیشتر بهشون میخوره تا مردهخوار. خلاصه این بود جریان مردهخوار مدل ایرانی.
» اصل خبر هم اینجاست: مردهخورها بیش از صاحبان عزا میگریستند.
3 نظر:
خبر جالبی بود! اگه این ایدههای خلاقانه در مسیر درست استفاده میشد، چی میشد این ایران! ولی نمیدونم چرا ما ایرانیها بیشتر در جهت نادرست خلاقیم!
سلام، آخرین و بهترین فیلترشکن در ایران، سربزنید حتما
به جون خودم اول فکر کردم واقعن آدم خوار بودن ...
ارسال يک نظر
» لطف کنید و دربارهی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگریست، میتوانید از فرم تماس استفاده کنید یا به symoniri روی جیمیل، ایمیل بفرستید.
» نظرات حاوی مطالب توهینآمیز -حالا به هر کسی که میخواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگتان، "//:http" را فراموش نکنید.