گاه‌نوشت‌های بی‌ربط یک احتمالا آدمیزاد

روزهای سخت ِ تلخ

درست زمانی که دست‌های یک معلم زن با دستکش‌های از پیش آماده شده می‌رفت به سمت لب‌های یک رییس‌جمهور -از پیش آماده شده- برای بوسیده شدن، درست زمانی که خبرگزاری‌ها و سایت‌ها و سرمقاله‌نویس‌ها خود را آماده می‌کردند برای توصیف تعظيم بی‌منت رييس دولت در برابر معلم دوران تحصیلی‌اش و درست زمانی که دوربین‌های متعدد صداوسیما-ن- در اقصی نقاط یک مراسم رسمی کاشته می‌شد برای گرفتن شات‌ها و نماهای لحظه به لحظه از ثبت این بوسه، در گوشه‌ای ديگر از اين شهر، باتوم‌های ماموران نيروی انتظامی تحت نظارت وزارت كشور نيز بوسه زدند به پاهای اين كارگر.
» دستکش لازم نیست، بوسه با باتوم

2 نظر:

فرید در گفت...

سلام
زیاد اهل سیاست نیستم ولی این متن یکی از بهترین جمله هایی است که در این چند سال و درباره حقایق اطرافم خوندم.
لینک شما رو تو سایتم گذاشتم.
تا بعد...

SYM در گفت...

البته من توضیخ بدم خدمت آقا فرید که این یادداشت کار من نیست، کار ایشونه. من تکه‌ای‌ش رو نقل کردم و لینک دادم که همه‌ش رو اگر میل‌تون کشید بخونید، اگر هم که نه، که نه دیگه.

ارسال يک نظر

» لطف کنید و درباره‌ی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگری‌ست، می‌توانید از فرم تماس استفاده کنید یا به symoniri روی جی‌میل، ای‌میل بفرستید.
» نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز -حالا به هر کسی که می‌خواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگ‌تان، "//:http" را فراموش نکنید.