۳۰ فروردین ۱۳۸۶

آرزوهای ترسناک

عرض کنم خدمت شما که پیمان دعوتم کرده برای بازی ترس‌ها و آرزوها. اما من باید فکر کنم -اوه، پس تو هم فکر می‌کنی- و بعد، بنویسم. اما برای اینکه تب بازی فروکش نکند دوستانی را که دلم می‌خواهد بنویسند از ترس‌ها و از آرزوهای‌شان، می‌نویسم.
» جناب نادرخان دماوندی
» صاحب وبلاگ نشانه
» آقا بهرنگ تاج‌دین
» آقا رضای ناظم که شاید دست از سر این مینی‌مال‌ها بردارد و از آمالش بنویسد. تازه، شاید با آرزونویسی مینی‌مال هم آشنا شدیم این وسط.
»‌ و علیرضا مجیدی گُل گلاب

خب، البته دلم می‌خواست تعداد بیشتری از دوستان را دعوت کنم، اما قاعدهِ بازی پس چی می‌شه؟ روال هم گویا این است که پنج آرزو می‌نویسی و پنج ترس‌اَت را و بازی را به پنج دوست دیگرت پاس می‌دهی.