۱۶ اسفند ۱۳۸۵

احساس خوب

احساس خوب، می‌تونه آزادی سی‌وسه یار پرستو باشه؟ خب، البته اینم احساس خوبی‌ست اگر بشه، و امضای ما هم شاید کمک کنه. اما، احساس خوب می‌تونه حتی این باشه که بعد از نزدیک یک سال که نمی‌تونستی درست راه بری و از پله‌ها، با وضعیت دلخراش و جان‌سوز -تریپ احساس هم‌دردی‌تون کجا رفته پس؟- یک‌وری می‌رفتی بالا، حالا بتونی از پله‌ها بدوی بری بالا. اصلا هم مهم نیست که مامور حراست به‌ت نگاه عاقل اندر سفیه بکنه، اصلا. چرا؟‌ چون چشم‌هاش اینطوریه مثل اینکه، گویا، یحتمل، شاید، حالا...