۲۸ بهمن ۱۳۸۵

اسپم‌های هوشمند

یاد آن روزهایی به خیر که اسپم-کامنت‌ها، هم کور بودند و هم کچل، و می‌شد با کدی چیزی سر-و- ته‌شان را هم آورد. آن وقت بود که از دست‌شان خلاص می‌شدی. جی-میل هم که اسپم‌ها را فیلتر می‌کرد و تو، با خیال راحت ای-میل‌هات را می‌خواندی.
بدبختی از آن روزی شروع شد که آدم‌های وب، خودشان شدند اسپم و افتادند به جان‌مان.

  • سلام، من آپ‌اَم! باور نمی‌کنی یه سر بزن. امضا، سریش‌بلاگ (کپی‌رایت ناصر خالدیان محفوظ)
  • بفرما ویا... داداش!
    » البته این یکی به زبان اجنبی‌ست اما ترجمه‌ش چیزی شبیه به همین است که دیدید.
  • وبلاگ قارمیزقولنگ‌ز پنجم با مطلب "اصغر آقا جیم جمال‌تو" به روز شد، بشتابید.
  • مردی با بیل مادر-زنش را کشت!
  • افشاگری وبلاگ در-پیتیان کبیر دربارهِ چرایی حرکت پیرمردی که پشت پرده پی‌پی کرد و پاک نکرد.

خوشبختانه آن اوائل، خیلی راحت، می‌شد با یک کلیک جلوی ورود چنین مزخرفاتی را گرفت و یک‌راست فرستادشان به درک اسفل، اما این روزها به نظر می‌رسد علاوه بر هوشمند شدن اسپم‌-میل‌ها که هربار با یک آدرس جدید ای-میل می‌دهند و به خواندن محتوای تولید شده‌شان دعوت‌اَت می‌کنند (محتویات مغزشان؟ ببخشید، اما این‌هایی که من می‌بینم این روزها بیشتر به محتویات معده می‌ماند تا مغز)، با دوستان و آشنایان هم‌سنخ خودشان هم لابی‌های آن‌چنانی راه انداخته‌اند که این رفقا، حکم ارسال‌کننده‌های مجدد این اسپم-میل‌ها را پیدا کرده‌اند. خلاصه این که بد فرم گرفتار این اسپم-های لابی‌باز بومی و غیر بومی هستیم.


تازگی‌ها، حتی جی-میل هم کف و خون قاطی کرده از دست این‌ها و اسپم‌ها را نمی‌شناسد، بیچاره جی-میل، جوان خوبی بود بدبخت بی‌نوا :-)
این‌هایی را هم که نوشتم بیشتر برای آدم‌هایی مثل همین امیرفرشاد ابراهیمی‌ست که فکر می‌کند همهِ آن‌هایی که در یکی از سرویس‌ها یک آدرس ای-میل دارند موظف به خواندن تراوشات فکری این دوست‌مان هستند، نه دوست عزیز، این‌طورها هم که شنیده‌ای نیست، باور کن. قصه این‌طوری‌ست، هر کَسی از نوشته‌های شما خوشش بیاید هر جا که باشید پیدای‌تان می‌کند وگرنه، ای-میل شما به تنها جایی که راه دارد سطل زباله است.