۰۸ فروردین ۱۳۸۵

وبلاگ‌ها و مطلوبیت نهایی- 2

پیشنهاد: وبلاگ‌ها و مطلوبیت نهایی- 1
به طور یقین، تفاوت هامبرگر و وبلاگ فقط در میزان سس نیست. عواملی هستند که هم، مایه ِ تفاوت این دو و هم، اگر به‌شان توجه شود باعث نجات وبلاگ از رکود و سکون هستند.
:: وبلاگ، شاید بخشی‌ست از ذهن یک انسان مهمان‌نواز که مثل سفره‌ای پهن‌اَش کرده و بقیه هم مهمان هستند سر سفره، و این سفره تا جایی گسترده می‌شود که وسع و توان
صاحبش می‌رسد؛ یعنی تا جایی که ذهن نویسنده‌اش می‌کشد. این توان به عوامل مختلفی از قبیل اطلاعات عمومی، مطالعه، دید خوب، خلاقیت و... نویسنده بستگی دارند و به منحنی
سینوسی داستان، دامنه‌ ِ نوسانات بزرگتری می‌دهند، و این یعنی موضوعات بیشتر، مطالب روشن‌تر و مخاطب بیشتر.


:: عامل دیگری هم وجود دارد؛ موضوع نوشتار وبلاگ. به طور مثال، موضوعاتی از قبیل سیاست به دلیل گستردگی، فراگیر بودن و درگیری اکثریت جامعه ِ سیاست‌زده با آن،
تکنولوژی به دلیل تغییرات خیلی سریع و امکاناتش و سکس به دلیل ممنوعه بودنش، خودبه‌خود موضوعاتی جذاب برای نوشتن هستند، فقط کافی‌ست در مورد لباس جدید رئیس‌
جمهور بنویسی یا درباره ِ تصمیم اخیر فلان هنرپیشه در خصوص روابط دیپلماتیک‌اش :-)
این موضوعات به دلیل دگرگونی‌های سریعی که دارند، جذابیت‌شان برای خواننده زیاد است و مطلوبیت نهایی‌شان بالا، در نتیجه باعث جذب مخاطب می‌شوند. در واقع این‌جا،
موضوعات هستند که دامنه ِ نواسانات بلندی دارند!


» مورد دیگری به ذهنم نرسید، اگر سراغ دارید بنویسید.

۰۷ فروردین ۱۳۸۵

مطلوبیت نهایی و وبلاگ‌ها- 1

البته با اجازه ِ حامد‌خان قدوسی
هزار سال پیش، دکتر غنی‌نژاد وقتی مفهوم مطلوبیت را برای‌مان توضیح می‌داد همیشه در مثال‌هاش از همبرگر استفاده می‌کرد و می‌گفت هامبرگر (به گمانم خیلی دوست داشت)،
که همان‌طوری می‌نویسم. مطلوبیت به زبان ساده و در بحث اقتصادی که همه‌چیز کالاست و خدمات، میزان لذتی‌ست که از استفاده یا استعمال یک کالا یا سرویس می‌بریم، اما
این‌که چه‌قدر با آخرین واحد کالای مصرفی حال می‌کنیم می‌شود مطلوبیت نهایی که باهاش کار داریم.


فرض کنید خیلی گرسنه‌اید، یحتمل با خوردن اولین هامبرگر خیلی حال می‌کنید و چشمان‌تان باز می‌شود، اما با دومی چه‌قدر؟ به طور یقین کمتر از اولی‌ست و شاید از
دیدن سومین هامبرگر حالتان خراب شود و بشوید "گلاب به روی شریف" و این حرف‌ها، پس مطلوبیت نهایی سمت و سویی کاهشی دارد.
حالا این‌که ربطش به وبلاگ چیست عرض می‌کنم. به طور حتم برخورده‌اید به یادداشت‌هایی با این مضمون که فلانی قبلا بهتر می‌نوشت و حالا افت کرده و این‌ها.
شاید این فلانی افت نکرده باشد و تازه، پیشرفت هم کرده باشد، شاید این مائیم که دیگر از خواندن یادداشت‌های فلانی لذت نمی‌بریم و به اصلاح مطلوبیت‌اَش برای‌مان کم
شده. البته مطلوبیت نهایی‌ش، یعنی این‌که دیگر با خواندن آخرین یادداشت فلانی، مثل اولین باری که ازش مطلبی می‌خواندیم حال نمی‌کنیم.

بالاخره هر وبلاگی زائیده ِ ذهن یک آدم است و این ذهن هر چه‌قدر هم که زور بزند در نهایت روی یک منحنی سینوسی‌ست (البته نمی‌دانم چه‌طور چنین فکر احمقانه‌ای کردم که سینوسی‌ست‌ها) که گاهی بالاست و گاهی پائین، اما دست آخر حول و
حوش یک محور است. برای همین، با این‌که یادداشت‌های این ذهن جالب است اما تکراری می‌شود و لذتش کم و کم‌تر، تا جایی که گاهی فقط نگاهی به تیتر می‌اندازیم و ضربدر
را می‌زنیم و خلاص!
حالا می‌شود فهمید که چرا بعضی از وبلاگ‌ها، از حد خاصی فراتر نرفته‌اند، مطلوبیت نهایی‌شان برای خواننده‌های قدیمی‌شان کم و کم‌تر شده، و تعداد بازدید‌ها
از عددی خاص بالاتر نمی‌رود.

:: برای این‌بار زیاد شد، قصدم فقط اشاره بود، به تفاوت وبلاگ و هامبرگر هم اشاره می‌کنم در دنباله‌اَش، اما اگر چیزی هم شما دارید که به این مطلب مربوط است بنویسید تا روشن شوم.
» وبلاگ‌ها و مطلوبیت نهایی- 2