۰۸ آذر ۱۳۸۴

معرفی كتاب، از اون لحاظ

قرار نيست كه هميشه كتاب معرفی كنيد برای خودتون يا هم‌سن و سال‌های خودتون.
اين‌بار معرفی كتاب برای بچه‌هاست، پس:
"خونه‌دار و بچه‌دار، زنبيل‌و بردار و بيار"!
چند وقت پيش به طور اتفاقی با يك مدل جديد كتاب آشنا شدم (البته شايد قبل‌تر هم بوده!)؛ كتاب‌های غول‌بچه، شامل شعر و عكس برای بچه‌ها. كتاب‌های
جالبی‌ست، برای پسركِ من كه اين‌طوری بود، كلی باهاش حال كرد و البته بيچاره كتاب، كه عمرش به دنيا نبود و پس از گذشت يك ساعت، مرحوم شد و رفت پی كارش (جرينا- ورينا).



خود انتشارات خانهِ ادبيات، در مورد كتاب‌های غول‌بچه اين‌طوری توضيح داده:
بچه‌ها!
كتاب‌های غول‌بچه به شكلی است كه:

  • هيچ‌وقت گم‌شان نمی‌كنيد.

  • كسی نمی‌تواند آن‌ها را بدزدد.

  • در كتابخانه‌تان هميشه جلو چشمتان است (توضيح من؛ البته اگر در كتابخانه‌تان جا شد).

  • جابه‌جا كردن آن بهترين ورزش است.


كتاب‌های غول‌بچه، از قرار معلوم دو تاست؛ غوغولی (پسر) و
موغولی (دختر).
و از ويژگی‌های بارز و تابلو آن، تابلو بودن بيش از حد آن است كه می‌توانيد عكس
صاحب کتاب را در حالی كه سوار كتابش شده ببينيد (البته قبل از انهدام كتاب گرفته شده).



خلاصه كه كتاب جالبی‌ست برای بچه‌ها، قيمت كتاب غوغولی كه دربارهِ پسربچهِ شلخته‌ای‌ست كه به يك‌باره به سبك برره‌ای متحول می‌شود و می‌شود يك بچه‌مثبت
تمام‌عيار 1800 تومان است.
آدرس فروشگاه و نمايشگاه دائمی انتشارات خانهِ ادبيات:
ميدان انقلاب، خيابان فروردين، چهارراه وحيد نظری
تلفن: 66410741- 66967042


توضيح: در يك‌سال گذشته، هر بار كه آمديم تهران، فرصت نشد كه سری به ميدان انقلاب و كتاب‌فروشی‌های آن (ميعادگاه عاشقان، از اون لحاظ) بزنم، اما خريد كتاب
برای فرزندم بهانهِ خوبی‌ست :-)
برای شركت در سمينار مهندسی هزينه (Cost engineering)، چند روزی تهران هستم.

۰۶ آذر ۱۳۸۴

وقوع زلزله به روایت خبرگزاری باقالی‌نیوز


چند دقيقه قبل از ساعت 2 بعدازظهر، زلزله‌ای به قدرت 5.6 در مقياس ريشتر، جزيرهِ قشم را لرزاند تو بميری،
ما هم به همراه دوستانمان در شركت پالايش نفت بندرعباس
بلافاصله رفتيم روی ويبره. جای شما خالی، خيلی ترسناكه (كُلُهم زده بوديم به شلوار). اما در همين حين كه ترسناك بود، ديدن قيافهِ دوستانی كه از WC می‌زدن بيرون هم در
نوع خودش بی‌نظير بود كه خدمت ملت غیور و هميشه در صحنهِ زلزله تبريك و تهنيت می‌گیم!


اما جدای از شوخی خیلی وحشتناکه دنبال سرپناه گشتن در چنین وضعیت وحشتناکی.
خدا نصیب گرگِ بیابون هم نکنه چنین وضعی رو، تا دچارش نشیم نمی‌فهمیم مردم شریف بم چی کشیدن در اون لحظات!

پ.ن.
اصلاح می‌کنم، زلزلهِ 6.2 ریشتری بخشی از بازار قدیم قشم (درگهان) را ویران کرد، خدا کنه بیشتر نباشه وگرنه یک بم دیگه هم راه می‌افته. اگر تابه‌حال یه قشم و به بازار درگهان رفته باشید متوجه خواهید شد که منظورم از ویرانی چیست، مغازه‌های قدیمی و دکه‌هایی که با چوب درست شده و منبع درآمد خیلی‌هاست!
منبع: پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی و مهندسی زلزله، +

۰۳ آذر ۱۳۸۴

ام‌تی در خواب؟

سوال دارم، سوال! و اون اين‌كه دوستانی كه از ام‌تی استفاده می‌كنند، آيا در
چند روز گذشته در پابليش كردن و تغيير قالب‌های اصلی (style و...) مشكل داشتند يا خير؟ تغییرات با تاخیر اعمال می‌شه، حدود دو تا سه ساعت بعد!
اگر داشتند كه هيچ وگرنه بايد يك فكر اساسی بكنم برای اين قضيه!


پ.ن.
1- تصحیح می‌کنم، اگر از پرشین‌تولز هاست گرفته‌اید و چنین مشکلی دارید، راهنمایی کنید!
2- از دیروز تا حالا مچ دستم ترکید از بس Ctrl+F5‌ زدم!
3- شنبه، 5 آذر: مشکل از ام‌تی نبود، مشکل از ISP خودمونه که یک‌مُشت مهندس جوان هر چند وقت یک‌بار چنان گندی بهش می‌زنن که نمی‌شه جمعش کرد. و متاسفانه همین یک ISP در دسترس‌مان است!

۰۱ آذر ۱۳۸۴

تعریف واژه‌ها و تاثیر کلمات در مدیریت کیفیت

در مديريت كيفيت و كارهايی از اين دست كه با نگرش‌ها و رفتار كاركنان يك سازمان سر-و-كار دارد، تعاريف، جايگاه ويژه‌ای دارند. در واقع، تعريفِ واژه‌ها و
عبارات در يك سازمان، با ميزان انگيزهِ كاركنان و بهره‌وری، ارتباط مستقيم و مثبت دارد؛ هرچه تعريف روشن‌تر و مثبت‌تر، انگيزه بيشتر و در نتيجه بهره‌وری بالاتر!
فكر كنم خيلی كلی‌گويی كردم و زدم در مايه‌های مزخرف‌نويسی، بگذاريد يك مثال در مورد دو تعريف از CSF بياورم تا قضيه روشن شود.
"حالا اصلا ای... CSF كه الان گفتی، يعنی چه؟"


CSF كه مخفف Critical Success Factors است، به صورتِ لفظ-به-لفظ اين‌گونه معنی شده: "عوامل بحرانی موفقيت" و همين‌طور هم استفاده می‌شود.
اما همين CSF به دو صورت معنی شده است. دوستان ما در شورای عالی كيفيتِ شركت‌مان، اين واژه را اين‌گونه تعريف كرده‌اند: "عواملی كه اگر به آن‌ها توجه
نكنيم و درصدد رفعشان برنياييم، به شكست‌مان منجر می‌شوند".


اما ما در گروه خودمان تعريف بهتری ارائه داديم (چاكرتيم، خوبی از خودتونه!): "عواملی كه توجه به آن‌ها و رفعشان، به موفقيت و دستيابی به
اهداف‌مان منجر می‌شود، در واقع عواملی که توجه به آن‌ها برای رسیدن به موفقیت ضروری‌ست".تفاوت اين دو تعريف از يك واژه، به طور دقيق، فرق "بنشين" است با "بتَمرگ*"، هر دو به يك نتيجه ختم می‌شوند اما اين كجا و آن كجا!


به نظرم، تعريف اول تاريك است، كارمند از عاقبت كار می‌ترسد و هميشه، احساس ترس از فرجام كار همراه اوست، ترس از اين ‌كه نكند چيزی جا بماند يا كاری ناتمام رها
شود. در نتيجه، نه تنها انگيزه‌های كارمند برای ادامهِ كار در سازمان از بين می‌رود، بلكه خلاقيت كارمند كشته می‌شود و نگرانی و ترس كارمند باعث بروز
خطا و خسارت‌های روحی به كارمند و مالی به سازمان می‌شود.


اما در تعريف دوم، نشانه‌های روشنی ديده می‌شود، همان تعريف اولی‌ست كه با ايجاد انگيزه در كارمند، در واقع باعث پيشبرد اهداف سازمان می‌شود. با اين تعريف، علاوه
بر بروز خلاقيت‌ِ كاركنان، مشاركت آنان در راه رسيدن به اهداف سازمان نيز افزايش می‌يابد و اين، همان مديريت مشاركتی‌ست كه مديران ما سال‌هاست مثل ... به دنبال آن هستند.


مثال عينی هم وجود دارد، شايد در تمام سال‌هايی كه سوت می‌شديم و به جام‌جهانی نمی‌رسيديم، عواملی از اين دست اوضاع را خراب می‌كرد. به جای اين ‌كه
بگوييم اگر قطر را بزنيم به جام‌جهانی می‌رسيم، می‌گفتيم اگر به قطر ببازيم به بازی Play Off می‌رويم (البته اين مثال بود، حالا قطر نه، بحرين. مهم اينه كه ما هميشه
با ترس از شكست آمادهِ انجام كار می‌شيم نه با اميد به پيروزی!).




*درست نوشتم ديگه!

۳۰ آبان ۱۳۸۴

حسادت‌برانگیز


کودک همیشه می‌تواند به آدم‌بزرگ سه چیز بیاموزد:

  • بی‌دلیل شاد بودن

  • همیشه مشغول کاری بودن

  • و اعلام خواسته‌های خویش با تمام قوا


وبلاگ حرف‌های دوستانه

ژورنال تبليغات


Advertising Journalوقتی قالب اين‌جا تكميل شد، گفتم شايد به درد دوستان ديگر هم بخورد و علی‌رغم
اشتباهات فاحش، در كمال پُر-روئی گذاشتم برای دانلود (پائين صفحهِ اصلی). استاد پرويز ای‌ميل زد كه با مقداری تغيير برای
ژورنال آماده‌‌اش كن و نتيجه، اين شد كه در ژورنال تبليغات می‌بينيد.
فكر كنم حالا (به خصوص دوستِ خوبم محمد) روشن شد كه چرا اين همه شباهت وجود دارد بين اين
دو جا!
راستی، تا یادم نرفته؛ نه من طراحم و نه این، طراحی. فقط از سر فضولی بود که این‌طوری شد، همین!

۲۴ آبان ۱۳۸۴

و اين فايرفاكس دوست‌داشتنی!


به چند دليل ساده، كمتر از فايرفاكس استفاده می‌كردم و يا در كنار آن، هميشه مرورگری مثل Avant و
Maxthon را هم داشتم.



اول اين‌كه، فايرفاكس با نرم‌افزارهای اتوماسيون اداری سازگار نيست (يا شايد نرم‌افزارها با فايرفاكس ناسازگار). و دوم، فايرفاكس به تنهايی Tab Browsing جالبی
ندارد، يعنی برای باز كردن يك لينك در يك Tab جديد بايستی با راست‌كليك، گزينهِ New Tab را انتخاب كنيد.
اما با دو پلاگين اين مشكلات حل شدند و از اين به بعد، به راحتی می‌توان با همهِ مرورگرهای شبهِ IE خداحافظی كرد (البته شايد*).




مورد اول؛ گزینهِ مناسب،
پلاگين IE Tab است. با نصب آن، با كليك بر روی آيكن IE
Tab در Status Bar، سايت‌ها و وبلاگ‌هايی كه با فايرفاكس مشكل دارند، در همان پنجره و در نمای IE نمايش داده می‌شوند
(توضيحات محمدرضا طاهری در همين مورد).


اما Tab Browsing و فايرفاكس. در حالت عادی، با كليک بر روی لينک‌هايی با مشخصهِ target=_blank، لينک‌‌ها در يك پنجرهِ جديد (و نه در يك Tab) باز می‌شوند، اما
با نصب اين پلاگين و تنظيم آن (منوی Tools و گزينهِ Option)، اين‌گونه لينک‌ها در يك Tab جديد باز می‌شوند.


* شاهد هم رسید، ادیتور کیمیا با فایرفاکس در همهِ حالت‌ها مشکل دارد!

۲۱ آبان ۱۳۸۴

پژواکِ بابک

باور اين‌كه بابک هزاوه (كه پژواك را می‌نويسد)، هنوز 17 سالش تمام نشده برايم سخت است. نوجوانی با استعداد و پُركار كه خوب می‌نويسد و فنی.


بابک اين‌روزها در مايه‌های اسپم ظاهر شده و از ملت خواسته تا نظرشان را راجع به پژواک و بابک مجازی (كه می‌شناسند) بنويسند. من نظرم را خلاصه در بالا نوشتم، اما يكی دو نكته را هم دربارهِ بابک اضافه كنم؛ اين‌كه بابک مدام بين سيستم‌های مديريت محتوا در گردش است، می‌گذارم به حساب روحيه‌ِ تنوع‌طلب نوجوانی پُر-شر-و-شور كه قصد تجربه دارد.
و اين‌كه اگر می‌خواهد پيشرفت كند، پيشنهاد می‌كنم در طراحی‌هايش بيشتر دقت کند و بيشتر ياد بگيرد، همين!
داشت یادم می‌رفت، برای بابک و همهِ جوانان ایرانی، آرزوی سربلندی دارم. دو سالگی پژواک هم مبارک بابکِ عزیز!

۱۵ آبان ۱۳۸۴

توصيه‌ی وبلاگی

به‌طور حتم، درباره‌ی طراحی و استفاده از رنگ و تصوير و صدا در وبلاگ، خوانده‌ايد و خودتان يك پا مهندسيد، اما به عنوان خواننده، به بعضی از دوستان اعتراض دارم. من چه گناهی كرده‌ام كه برای ديدن مطالب جديدتان بايد ابتدا فهرست بلاگ‌رولينك (تازه اگر ارور ندهد)، آرشيو، لينك‌دونی و همين‌طور تيتراژ "با تشكر از خانواده‌ی محترم رجبی" را ببينم و تازه، بعد از يكی دو دقيقه يادداشت اصلی را؟ (که تازه، اگر شانس بیاورم جدید است و گرنه دستِ خالی برمی‌گردم!)
به‌طور یقین، مهم‌ترین بخش وبلاگ چیزی‌ست که نوشته‌اید و قصد ارائه‌اش را دارید نه آن بخشی که دوست دارید بخوانید. استفاده از CSS خوبه ولی توجه به خروجی از CSS هم مهم‌تره، باور کنید. در دنیای سرعت، خواننده‌ها، بيشتر از چند ثانيه در يك وبلاگ نمی‌مانند، پس بهتره كه برای حفظ خواننده بعضی از نكات ساده را مراعات كنيم.
اِ... باز داره نگاه می‌کنه، برو همین الان درستش کن دیگه!

تقسیم‌بندی


  • آدم‌ها سه دسته هستند؛ يا در دانشگاه علم‌وصنعت تدريس می‌كنند، يا در شهرداری وام می‌دهند و يا فاميل هستند... و يا از بقيه هستند! مهم نيست كه الان شد چهار دسته، مهم اينه كه در كل، آدم‌ها سه دسته هستند!

  • همه با هم برابرند، الّا آن دسته که تحت قانون سومِ مهرورزی، برابرترند!

۱۱ آبان ۱۳۸۴

تموم شد!

عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت/ صد شکر که اين آمد و صد حيف که آن رفت!

۱۰ آبان ۱۳۸۴

خوش‌ذوقی!

بعضی از دوستان خيلی خوش‌ذوق هستند، اما راهی كه انتخاب كرده‌اند خيلی كه شانس بيارن شايد به تركستان فارسستان (این فارسستان معلوم نیست کدوم خراب‌شده‌ایه!) ختم بشه! برای نمونه، تصوير رو ببينيد. اين رو برای مثال عرض كردم، اما هستند دوستانی كه سالی يك‌بار هم به اين Preferences بيچاره نگاه نمی‌اندازن!
پ.ن: این‌هم برای دل فرزین (عریضه) که کامنت گذاشته، فکر کنم دیگه راضی شده باشه!