گاه‌نوشت‌های بی‌ربط یک احتمالا آدمیزاد

وبلاگ‌شهر: اپيزود دوم/ خوشحالى در کردن تا چه حد!

يكی دو هفته‌ی پيش بود كه مرحوم Blogrolling قبل از مرگش، با ليست Hotهای خود، وبلاگستان فارسی را رسما تركاند. قريب به 50 وبلاگ فارسی در ميان 500 وبلاگ برتر Blogrolling (و نه دنيا) و خوشحالی برخی از نويسندگان مطرح وبلاگستان فارسی! به‌طور حتم اين‌كه وبلاگ‌های فارسی فراتر از خيلی از وبلاگ‌های عمدتا انگليسی‌زبان قرار گرفته‌اند مايه‌ی خوشحالی‌ست و شايد غرور!


اما يك نكته،
آيا به همان اندازه كه برخى از وبلاگ‌نويسان مطرح از اين بابت خوشحالند و نمی‌توانند اين خوشحالی را مخفی كنند، اين موضوع برايشان اهميت دارد كه به‌طور مثال چه كسانی از طريق Blogrolling به آن‌ها لينك داده‌اند (البته جامی سیبستان، به نکته‌ی خوبی در این‌باره اشاره کرده و آن، این است که نمی‌خواهد از آن‌چه در چهارراه‌های شلوغ وبلاگستان می‌گذرد بی‌خبر باشد!)؟ به هرحال، وقتی وبلاگی در ليست Blogrolling شما قرار می‌گيرد (حتی از سر اجبار، رفاقت و يا لينك‌بازی!)، گاه‌گداری كه بلاگ‌رولتان به ناله می‌افتد، نگاهی گريزی به آن خواهيد انداخت! قرار گرفتن لينك شما در وبلاگ ديگران، يعنی جذب مخاطب بيشتر، اما تابه‌حال به اين مخاطبان ناشناس و شايد گمنام هم نظر داشته‌ايد؟


بگذريم...
در ميان وبلاگ‌های پرخواننده، فقط يك وبلاگ‌نويس می‌شناسم (يا من اين‌طوری فكر می‌كنم؟) كه خيلی سريع نسبت به لينك‌هايی كه به وبلاگش داده می‌شود واكنش نشان می‌دهد (البته به همه‌ی اتفاقات وبلاگستان هم همين‌طور حساس است). وقتی در Blogspot می‌نوشت زير لينك‌ها نوشته بود اين سيستم به‌طور خودكار شما را می‌يابد و لينك می‌دهد و از اين حرف‌ها!


جايی كه مثلا با عناوينی مثل وبلاگستان، بلاگ‌چرخان، بلاگ‌آباد، برخی آشنايان و... به وبلاگ‌های ديگر لينك می‌دهيم، عنوان جالبی نوشته: لينك در برابر لينك!
وقتی چيزی می‌نويسم مطمئنم حتما نگاهی به آن می‌اندازد (اين‌كه سرش را هم به علامت تاسف تكان می‌دهد يا نه، هنوز شك دارم!).
(جايزه‌ی اسكاره مگه، معرفی كن ديگه) اين شما و اين هم ناصر خالديان كه در پشت وبلاگش (كه بيشتر به صحنه‌ی جنگ می‌ماند و خون از آن می‌چكد، و در کل هر كه حسابش با ناصر است كتابش با خداست!) قلبی از طلا داره (پاچه‌خواری از اين رسمی‌تر ديده بوديد).


اما وبلاگ‌های ديگری هم هستند كه پرخواننده (بيشتر از 500 بازديد در روز)، اما سريع‌العمل‌اند، علی‌رضا تمدن، پرويز زاهد و مهدی حكيمی!
راستی، تا يادم نرفته، ليست Hotها به‌روز شده و چند وبلاگ فارسی ديگر هم به ليست راه پيدا كرده‌اند [+، +، +]. اين را محض خودشيرينی نگفتم، گفتم تا اگر بساط خوشحالی‌تان جور نبود، جور شود، همين! البته برخی هم از لیست خارج شده‌اند [+، +]، پس زیاد هم خوشحالی در نکنید!
قبل‌تر: اپیزود اول/ چه می‌کنه این تقسیم‌بندی!

5 نظر:

خبرچین در گفت...

سلام بر سید عزیز. در خبرچین لینک داده شد.

حسین در گفت...

آقا لذت بردیم... خیلی جالب بود... همچین جالب تحلیل کردی... آقا سید خیلی مخلستیم... یا علی... .

robo در گفت...

سید یوسف عزیز.
اصولا الان در مرخصی هستم ولی بهتره یک چیزهایی رو از طرف خودم و نه دیگران برایت بنویسم.

اول. به شرطی که دلخور نشوی. برخوردت کمی عصبی است. برای همین تیترهایت هم یکمی دل-نه-چسب است.

ببین من شخصاً با مساله لینک در برابر لینک مخالفم. از همان اولش. چرا؟ چون هنرمندان ماندگار، برای اسکار هنر خرج نکرده‌اند. در وبلاگستان هم زندگی برای لینک یا هیت رو نمی‌پسندم. برای مثال: وبلاگی که عکسهای سکسی از فوتو نت و فوتو سیگ در وبلاگش منتشر میکند و کلی هم خواننده دارد لینک مرا به ستونش اضافه کرده. بیچاره خودش هم پاپیچم نشده که لینک بده. ولی خوب آیا من حق ندارم به وبلاگی که باهاش مخالفم لینک ندهم؟ اجباری در کار است؟

بعدتر اینکه اگر به کسی لینک بدهم یعنی میخوانمش. یا همان روزی که آپدیت بکند. یا بسته به اینکه اولویت اول وبلاگستان حول چه وبلاگهایی باشد و زمان موجود برایم چقدر باشد. حداکثر دو یا سه روز بعد حتما خوانده‌ام.

من تکنوراتی را هر سه روز یکبار چک میکنم.
نداستات را هر روز چک میکنم.
آمار AWstat خود سایت را دو هفته یکبار چک میکنم.
بنابریان کاملا خبر دارم که چه کسی بهم لینک داده. و اگر از وبلاگش خوشم بیاد حتما لینک میدهم. گذشته از اون وبلاگهایی رو که خودم پیدا کنم که خوشم بیاد حتما لینک میدم. حتی اگر احتمال لینک متقابل صفر باشه. (مثلا طرف ستون لینک نداشته باشه یا تازه کار باشه وندونه لینک چیه)
چرا؟ چون خودم با لینکهای دیگران تغذیه کرده ام. پس باید آن قرض به بانک مساعدت رو پس بدم.

این رو به واقع ایمان دارم که وبلاگ هرچقدر هم پربیننده و موثر فقط (تاکید میکنم) فقط روی بلاگرهای دیگر تاثیر دارد. و آنها روی بلاگرهای دیگرتر و کم کم منتشر میشود. اینگونه نیست که وبلاگی مستقیماً روی جمعی از خوانندگان تاثیر داشته باشد. بنابراین یک وبلاگ 50خواننده ای هم میتواند یک حرکت بزرگ وبلاگی را شروع کند. مثال: پندار لگوفیش زمانی که طرح بمب گوگلی را مطرح کرد مگر چند خواننده داشت؟

روده درازی کردم. ببخشید. ولی در مورد مطالب شما و ذهنیات خودم حتما چیزی خواهم نوشت. مخلصیم.

دخترک در گفت...

من هم به مساله لينک در برابر لينک مخالفم . من لينک هر وبلاگي رو که از مطالبش خوشم بياد و مرتب بهش سر ميزنم تو وبلاگم ميذارم و دليلي نداره که اونم حتما اين کار رو بکنه. همونطوری که بعضي وبلاگ ها هم به من لينک داده ان که من اصلا نميخونمشون.

سيد يوسف منيرى در گفت...

برای مهدی عزيز
سلام،
با تو در مورد مخالفتت با لينك در برابر لينك كاملا موافقم. اگر ناصر خالديان را مثال زدم و به تو، علی‌رضا و استاد پرويز هم اشاره كردم، فقط من‌باب ذكر حساسيت شما دوستان بود و بی‌خيالی بعضی ديگر از بزرگواران پُركليك!
من خودم هم درگير چنين وبلاگ‌هايی هستم، وبلاگی هست كه كارش از نظر من فحاشی‌ست به سران نظام، از امام راحل تا رهبر انقلاب و اتفاقا به اين‌جا هم لينك داده، اما من به دليل قبول نداشتن عقائدش تلافی لينكی نكردم!
اما همان‌طور كه در ايميل برايت گفتم، بحثم خوشحالی برخی از دوستانی بود كه با وجود استفاده از يك سيستم حتی از وجود آن ابراز بی‌اطلاعی می‌كنند.
اگر می‌بينی كه تيترها درست نيست و دل-نه-چسب، بگذار به حساب كم‌آوردن من در انتخاب عنوان. اما در مورد عصبی بودن، اين را قبول ندارم. اتفاقا در هنگام نوشتن اين مطالب، در بی‌خيالی مطلق بودم...
قربانت

ارسال يک نظر

» لطف کنید و درباره‌ی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگری‌ست، می‌توانید از فرم تماس استفاده کنید یا به symoniri روی جی‌میل، ای‌میل بفرستید.
» نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز -حالا به هر کسی که می‌خواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگ‌تان، "//:http" را فراموش نکنید.