گاه‌نوشت‌های بی‌ربط یک احتمالا آدمیزاد

شطرنج!


اين پياده می‌شود، آن وزير می‌شود
صفحه چيده می‌شود، دار و گير می‌شود
اين يكی فدای شاه‌، آن يكی فدای رُخ‌
در پيادگان چه زود مرگ و مير می‌شود
فيل كج‌روی كند، اين سرشت فيل‌هاست‌
كج‌روی در اين مقام دلپذير می‌شود
اسپ خيز می‌زند، جست‌وخيز كار اوست‌
جست‌وخيز اگر نكرد، دستگير می‌شود
آن پياده‌ی ضعيف، راست راست می‌رود
كج اگر كه می‌خورَد، ناگزير می‌شود
هركه ناگزير شد، نان كج بر او حلال‌
اين پياده قانع است‌، زود سير می‌شود
آن وزير می‌كُشد، آن وزير می‌خورد
خورد و بُرد او چه زود چشمگير می‌شود
ناگهان كنار شاه خانه‌بند می‌شود
زير پای فيل‌، پهن‌، چون خمير می‌شود
آن پياده‌ی ضعيف عاقبت رسيده است
هرچه خواست می‌شود، گرچه دير می‌شود
اين پياده‌، آن وزير... انتهای بازی است‌
اين وزير می‌شود، آن به‌زير می‌شود
سراينده اين شعر زيبا و جانانه: محمدكاظم كاظمی
تشكر ويژه از ناصر خالديان!

0 نظر:

ارسال يک نظر

» لطف کنید و درباره‌ی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگری‌ست، می‌توانید از فرم تماس استفاده کنید یا به symoniri روی جی‌میل، ای‌میل بفرستید.
» نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز -حالا به هر کسی که می‌خواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگ‌تان، "//:http" را فراموش نکنید.