گاه‌نوشت‌های بی‌ربط یک احتمالا آدمیزاد

چگونه رئیس خود را در چنگ بگیریم؟

اغلب افراد، حتی سرپرستان و روسا، خود دارای رئيس هستند. در اين حالت وظيفه يك كارمند چيست؟ شايد جواب به نظر مضحک بيايد، اما وظيفه يك كارمند، كمک به رئيس در جهت انجام وظيفه و ارائهِ كار بهتر در راستای پيشبرد اهداف سازمان است. به اين وسيله، رئيس پيشرفت می‌كند، كارمند نيز مورد اعتماد رئيس قرار می‌گيرد و همگام با رئيس پله‌های ترقی را طی می‌كند. پس اين نكته را هميشه در خاطر داشته باشيد: با رئيسی كار كنيد كه موفق‌تر است.


اما كارهایی كه بايد سعی كنيد انجام دهيد:
» دست‌كم سالی يک يا دوبار از رئيس و مافوق خود بپرسيد كدام‌يک از كارهای من و همكارانم را كمک موثری در راه انجام وظايف‌ كاری و اداری می‌دانيد؟ و كدام‌يک برايتان جنبه منفی داشته و زندگی كاری را برای شما سخت و ناخوش ساخته است؟
» به اين نكته توجه داشته باشيد كه آيا رئيس شما علاقه دارد و اجازه می‌دهد تا ماهی يک‌بار، نيم‌ساعتی نزد او رفته عملكرد، برنامه‌ها و مشكلات اداری را با او در ميان گذاشته و از او بخواهید شما را بيشتر ارشاد و راهنمایی كند؟
» سعی كنيد به هر طريق ممكن اعتماد رئيس را به خودتان جلب كنيد.
» سعی كنيد توانایی‌ها و مهارت‌های‌تان را به رئيس خود بشناسانيد و نشان دهيد.


و كارهایی كه هرگز نبايد انجام دهيد:
» هيچ‌گاه موجب شگفتی رئيس خود نشويد، شگفت‌زدگی برای رئيس به‌ويژه در جمع، باعث احساس حقارت می‌شود. روسا دوست دارند شما آگاهی‌های لازم را به آن‌ها بدهيد و هيچ‌گاه نمی‌خواهند اخبار و حوادث سازمان خود را از ديگران بشنوند، در غير اين‌صورت اعتمادشان به شما كه در اين زمينه كوتاهی كرده‌ايد به حداقل می‌رسد.
» هيچ‌گاه مافوق خود را دست كم نگيريد، بدترين موقعيت زمانی‌ست كه رئيس شما احساس كند او را دست انداخته‌ايد و اين نكته را از حركات و رفتار شما حس كند.