گاه‌نوشت‌های بی‌ربط یک احتمالا آدمیزاد

اصلاح نگارش يا اصلاح نگرش؟

در نخستين روزهای سال 1384، جدال قلمی جالبی شكل گرفته كه اميدوارم به بهتر شدن فارسی‌نويسی ختم شود (يك، دو، سه، چهار و پنج ). اما می‌خواهم نكاتی را بگويم كه اگر شما بزرگواران ببينيد به طور حتم ديوانه می‌شويد ( بابت رك‌گويی خيلی شرمنده! ).


در ابتدا بگويم در قواره‌ی اين حرف‌ها نيستم كه بخواهم پيشنهادی برای اصلاح بدهم ( واه واه، چه حرف‌های زيادی! ). فقط دلم به حال خودم می سوزد، كه چرای اين سوختن را در ادامه می‌آورم.


اما ماجرا چيست؟
- در صنعت نفت كه بنده هم عضو كوچكی از اين خانواده‌ی بزرگ هستم، نشريه‌ای چاپ می‌شود به نام مشعل كه هرماه دو شماره از آن چاپ و در سطح صنعت، پخش می‌شود. در شماره 287 اين نشريه و در مقاله‌ی سردبير، پاراگرافی ديدم كه در ادامه نقل می‌كنم. نفهميدم منظورش از اين‌گونه نوشتن چه بود، اگر شما فهميديد ما را هم دعا كنيد!


"وزارت نفت در شرايط خطير كنونی، روياروی با مسئوليت و ماموريتی تاريخی است كه تاكنون مغفول مانده و آن‌گونه كه شايد و بايد، به ‌كار توسعه و توسعه‌آفرينی نيامده است."


- دومی از اولی هم بدتر است! به خاطر شرايط كاری‌ام زياد نامه می‌نويسم. به شركت‌های مختلف، به وزارت امور اقتصادی و دارايی ( چه بنويسيم آخر، دارائی، يا دارايی! )، سازمان مديريت و برنامه‌ريزی كشور و غيره. كلمات و جملاتی در اين نامه‌ها می‌بينم كه عجيب است ولی واقعی! كلماتی مثل "احتراماً"، "عطف"، "مضافاً"، "مداقه نظر"، "با عنايت" و جملات "به استحضار ميرساند" ( می‌رساند، سر هم خوانده شود! )، "همانگونه كه مستحضريد"، "خواهشمند است"، "ايفاد ميگردد" و از اين دست در نامه‌های روزمره‌مان زياد به كار می‌بريم و هيچ ترسی هم از لگدمال شدن زبان فارسی به دل راه نمی‌دهيم! تازه، جمله‌ی شاه‌كاری هم هست كه در پايان برخی نامه‌‌ها می‌نويسيم: "و از نتيجه اين امور را مطلع فرمايند"، و هيچ‌كس هم نمی‌گويد كه به طور مثال جمله‌ی "و اين امور را از نتيجه مطلع نمايند." چه عيبی دارد!


- به‌شخصه ( دوست ناديده اما گرامی‌ام، مسعود برجيان! اين كلمه هرچه باشد بهتر از به كار بردن شخصاً كه هست! ) چندبار سعی كردم به جای كلمه‌ی عطف از بازگشت يا برگشت استفاده كنم، اما چنان توجيه شدم كه كم مانده بود بنويسم عطفاً! چنان برايم از تفاوت اين دو كلمه و كاربرد آن‌ها گفتند كه داشتم فراموش می‌كردم يكی عربی و ديگری فارسی‌ست! دست‌زدن به كلمه‌ی مقدس احتراماً ( كه تنوين اين‌گونه كلمات، از واجبات است. در مايه‌های نان شب! )، ديگر دل شير می‌خواهد. با نوشتن كلمه‌ی "با احترام"، حكم محارب و مرتد را پيدا می‌كنيد و مهدورالدم می شويد، آن‌هم در ايكی ثانيه!
فرهنگ نوشتاری‌مان پر است از ميشودها ( سر هم خوانده شود! )، ميباشدها، ميگرددها، آنها و كلمات ديگری كه هنگام خواندن، جای خوابگرد را خالی می‌كنم! جای‌تان سبز استاد، كه اگر اين‌ها را و نگاه‌های از بالای آن‌چنانی را ببينيد به جای پوزش و مغفرت طلبيدن، عطای وبلاگ‌نويسی را به لقايش می‌بخشيد و شغل‌تان را هم شايد عوض كنيد! ( ببخشيد، مثل اين‌كه خيلی تند رفتم، شرمنده! )


- به نظرم به جای اين‌كه مثلاً را بنويسيم مثلن، بهتر است نوشتن كلمات را به گونه‌ای اصلاح كنيم كه نسل قديمی ما هم حس كند اين‌گونه نوشتن شايسته‌تر است. تغيير ( و نه اصلاح )، آن‌هم به صورت بنيادين، در واقع نابودی تابويی‌ست كه در ذهن اكثريت ساخته و پرداخته شده است و خيلی سخت!


- نمی‌دانم برای كودك‌مان فرق دارد كه خواهر را خاهر بنويسد و بخواند خاهر يا نه، اما می‌دانم برای پدری كه شايد در چنين وضعيتی كار كند، اوضاع به طور حتم متفاوت است. آن كودك، با اين پدر به هيچ‌جا نمی‌رسد به‌جز سردرگمی! بنابراين بهتر است به اصلاح وضع موجود فكر كنيم تا ايجاد تغييرات اساسی!


- در پايان، به عنوان كاربر زبان فارسی، و نه فردی كه توان اظهار نظر در مورد چگونه‌ نوشتن زبان فارسی را دارد، اميدوارم جريان درست‌نويسی به‌گونه‌ای پيش برود كه ديگر شاهد استفاده از كلمات عجيب و غريب نباشيم، چه رسد به كلمات بيگانه!

3 نظر:

parviz در گفت...

آقا ما اچارمان براي اينجور مطالب خيلي کوچولو هست . . فقط مي خونيم تا ياد بگيريم

راستی در گفت...

شما زن هستی یا مرد...؟

پابرهنه برخط در گفت...

يا مرد...

ارسال يک نظر

» لطف کنید و درباره‌ی یادداشت بنویسید. اگر مطلب چیز دیگری‌ست، می‌توانید از فرم تماس استفاده کنید یا به symoniri روی جی‌میل، ای‌میل بفرستید.
» نظرات حاوی مطالب توهین‌آمیز -حالا به هر کسی که می‌خواهد باشد- حذف خواهند شد.
» فارسی بنویسید و برای نمایش درست آدرس وبلاگ‌تان، "//:http" را فراموش نکنید.