خيلی از ما ادعا میكنيم كه هرگز اوقاتمان را تلف نمیكنيم. جملاتی از قبيل "من آخر سازماندهی هستم" و "من دقيقا میدانم كجا هستم و چه میخواهم بكنم" از زبان بسیاری از ما شنيده میشود. اما اگر حقيقتا چنين احساسی داريد، بنابراين در اقليت هستيد، چون اغلب مردم وقتی يك روز نتيجه نگيرند مايوس میشوند. ما دوست داريم در طی روز تا آنجا كه میشود كارهای بيشتری انجام دهيم.
تفكر و ايدهی مديريت زمان بيشتر از صد سال است كه وجود دارد، اما متاسفانه واژهی مديريت زمان يا Time Managementبه اشتباه به معنی كاری كه شخص توانايی انجام آن را دارد تلقی میشود ، در حالیكه زمان، مديريت نمیشود و تحت كنترل ما نيست، بلكه ما تنها خودمان و نحوه استفادهمان از زمان را مديريت میكنيم. در حقيقت مديريت زمان، يك جور خود مديريتیست (Self Management). جالب اينكه مهارتهايی كه برای مديريت خودمان به كار میبريم همانهايی هستند كه برای مديريت بر ديگران نياز داريم؛ مثل توانايی برنامهريزی (ability to Plan)، تفويض اختيار (Delegate)، سازماندهی (Organizing)، هدايت (Directing) و كنترل (Control).
برای شروع فرآيند مديريت زمان، دانستن اينكه چه جنبههايی از مديريت شخصی ما نياز به بهبود دارند مهم است. در ادامه، مهمترين دلايل كاهش اثربخشی در محلكار را میبينيد. آنهايی را كه باعث ايجاد بزرگترين موانع در كار شما میشوند علامت بزنيد. به اين عوامل، دزدان زمان گفته میشود.
- تلفن زدن
- مراجعان شخصی (منظور اربابرجوع نيست بلكه دوستان و همكاران)
- جلسات
- كارهايی كه میبايست به ديگران محول شوند.
- طفرهرفتن و ترديد در تصميمگيری (Procrastination and Indecision)
- شروع كار آنهم وقتی اطلاعات شما دربارهی آن ناقص است.
- مديريت بحران (Fire Fighting)
- ارتباطات مبهم
- اطلاعات تكنيكی ناقص
- اهداف و اولويتهای مبهم
- فقدان برنامهريزی
- استرس و خستگی
- ناتوانی در گفتن واژهی "نه"
- عدم وجود نظم و ترتيب